این فرد در اظهارات خود، به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: هنگام صبح دختر خردسالم مدام گریه میکرد اما همسرم هیچ واکنشی نشان نمیداد. وقتی از او خواستم بچه را آرام کند، گفت: خودش آرام خواهد شد و این پاسخ موجب عصبانیت من شد و یک لحظه کنترلم را از دست دادم و با مشت و لگد به جان همسرم افتادم و زمانی به خود آمدم که او بیهوش شده بود.
متهم افزود: ابتدا تصور میکردم همسرم خود را به بدحالی زده است، اما وقتی متوجه مشکل جدی او شدم، از ماموران اورژانس کمک خواستم و آنها همسر جوانم را به بیمارستان منتقل کردند اما وی جان خود را از دست داده بود.