ما با امید متولد میشویم و باید این نکته مهم را بیاموزیم که این محیط اطراف و شرایط ماست که آن را بال و پر داده یا از بین میبرند. پس باید به عنوان پدر و مادر وظیفه خود بدانیم که به کودکانمان بیاموزیم امید داشته باشند و هر روز و هر ساعتشان را با امید زندگی کنند. ما هم باید در این مسیر به آنها کمک کنیم تا در روزها و لحظههای سخت، امید خود را حفظ کنند و برای پیروز شدن بر شرایط از آن کمک بگیرند.
من در کودکی بارها و بارها این جمله را شنیده بودم که سختیها شخصیت ما را میسازند. هرگاه مشکلی پیش میآمد یا شرایط آن طور که من میخواستم نبود، پدرم این جمله را به من میگفت. من هم به او نگاه میکردم و از خود میپرسیدم که این جمله ساده چطور میتواند به من کمک کند.
شاید نکته کلیدی اینجاست که همه ما باید بیاموزیم و درک کنیم که سختیها چیزی بیش از یک چالش نیستند و این چالشها به ما میآموزند که گاهی زندگی آن طور که ما میخواهیم پیش نمیرود. اما نباید عزم و اراده خود را فراموش کنیم.
پدر من همیشه از ما حمایت میکرد. وقتی خیلی کوچک بودیم و از درخت بالا میرفتیم، پدر پایین درخت ایستاده بود و ما را تشویق میکرد. اما هنگامی که میخواستیم پایین بیاییم، گریه میکردیم و میترسیدیم او براحتی به ما میگفت: «شما خودتان تا آنجا بالا رفتید، حالا ببینید چگونه باید پایین بیایید؟ شما میتوانید.»
او چند دقیقهای میایستاد و ما را تماشا میکرد و سپس میرفت. با اینکه شاید بعضیها فکر کنند این کار بیرحمانه است، اما او بالاخره به ما آموخت که اگر فکر کنیم، میتوانیم راه حل مناسب را پیدا کنیم و کاری را که میخواهیم، انجام دهیم.
الان که این مطلب را میخوانید، به طور حتم به فکر خودتان و فرزندانتان هستید و اینکه چطور میتوان امید و اراده را در آنها افزایش داد.
من به شما میگویم اول از خانه شروع کنید. شما باید زندگی سرشار از امیدی برای خود و فرزندانتان مهیا کنید. پس صادقانه به زندگی خودتان نگاه کنید و از خود بپرسید: آیا براحتی شکست میخورید؟ وقتی که وضعیت اسفناک است، کار را رها میکنید؟ یا مصمم به پیش میروید و اعتقاد دارید که شرایط بهتر خواهد شد؟
این نکته را فراموش نکنید که وقتی کودک شما با ناامیدی روبهرو میشود باید به حرفهای او گوش کنید. باید بفهمیم آنها از چه چیزی ناامید هستند؟ احساسشان از شرایط موجود چیست، میخواهند در برابر این شرایط چه کار کنند. در این وضعیت شاید خوب باشد به او نمونههایی از شرایط مشابه در مورد خودتان یا دوستان و آشنایان بگویید و اینکه شما چه کارهایی در آن زمان انجام دادهاید و به آنها کمک کنید که برای مقابله با این شرایط برنامهریزی کنند. یادتان باشد برای فرزندانتان برنامهریزی نکنید و فقط کمک و همراهشان باشید.
شیوه دیگری که میتوان از آن طریق امید را به کودکان آموخت، استفاده از کارتونهاست، بله کارتونها. اگر او به دیدن کارتون علاقهمند است، میتوانید نمونههایی از امید به زندگی را در همان فیلمها به او نشان دهید. به طور معمول وقتی شخصیت موجود در کارتون نمیتواند به هدفش دست یابد، باز هم ناامید نشده و با نقشهها و افکار جدید ادامه میدهد.
ما باید به فرزندانمان بیاموزیم که امید را فراموش نکنند. امید چیزی است که به همه ما انگیزه حرکت میدهد، به زندگی ارزش میدهد و کمک میکند تا به سوی شرایط دلخواه خود پیش برویم.
نکته آخر این که بهترین راه برای آموزش امید به کودکان از طریق نمونههاست. نه فقط مثالهایی از خودمان که از سایر افرادی که به موفقیت رسیدهاند و موانع را پشت سر گذاشتهاند، افرادی چون آلبرت انیشتین، ادیسون و....
پس به کودک خود بیاموزیم و خودمان به خاطر بسپاریم که همیشه باید امید داشته و امیدوار باشیم.
زهره شعاع
منبع: