حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خبر چهرهگشایی کتاب جدید آقای گونتر گراس با عنوان «واژههای گریم» را برایتان به صورت مشروح نقل میکنیم: این نویسنده در بزرگترین تالار کنفرانس دانشگاه «پاساگن» کتاب خود را برای 800 شنونده روخوانی کرد و سپس در مورد آن با «هاینریش دترینگ» دانشمند ادبی به بحث پرداخت.
جالب آن که تمامی بلیتهای این مراسم پیشفروش شده بود و حضار هشتاد و دومین سال تولد این نویسنده را با تشویقی طولانی و مستمر جشن گرفتند.
برگزارکنندگان این مراسم کتابخوانی، یکی بنیاد «توماس مان آلمان» بود که در آخر هفته در «گوتینگن» کنفرانس سالیانه خود را برگزار کرد و دیگری انتشارات «استایدل» مستقر در این شهر که حق جهانی این اثر گراس را در اختیار دارد.
گراس برای امضای کتابش در کتابفروشیهای این شهر حضور یافت و طی هفتههای آینده در بخشهای متعدد کشور آلمان برنامه کتابخوانی خواهد داشت.
در روزهای گذشته نیز منتقدان ادبی با درج مقالات متعدد واکنشهای مختلفی نسبت به این کتاب نشان دادهاند.
کافی است تفاوت مراسم چهرهگشایی اصولی و درست را با آن چیزی که در کشور ما اتفاق میافتد بررسی کنیم تا ببینیم تفاوت راه از کجاست تا به کجا.
گمانهزنها! به خط!
خبری داشتیم درباره این که دریافت آثار مسابقه داستاننویسی گمانه زن شروع شده و از از اول شهریور تاکنون (البته تا زمانی که خبر به خبرگزاری مهر رسیده است) بیش از 50 داستان به دبیرخانه این مسابقه ادبی رسید.
این خبر فرخنده البته ادامهای هم داشت و آن هم این که همچنین طبق اعلام مسوول روابط عمومی و اطلاعرسانی این مسابقه بزودی دبیر این جایزه معرفی خواهد شد.
نام مسوول محترم روابط عمومی و اطلاعرسانی این جایزه در تمام طول معرفی نشده بود، اما تصریح شده بود: مسابقه داستاننویسی گمانهزن که در 4 دوره گذشته زیرمجموعه مسابقه داستاننویسی علمی ـ تخیلی برگزار میشد و اولین دوره مسابقه داستاننویسی گمانهزن، امسال به صورت مستقل برگزار میشود.
برای اطلاع بیشتر خوانندگان درباره این که داستانهای گمانهزن به چه داستانهایی گفته میشود بخش دیگری از خبر را هم بد نیست بخوانید: این مسابقه که به همت بخش خصوصی برگزار میشود محدودیت موضوعی برای آثار در نظر نگرفته است، ولی داستانها باید در حیطه داستانهای گمانهزن (فانتزی، علمیتخیلی و وحشت) یا به صورت تلفیقی نوشته شده باشند. از این خبر نتیجه میگیریم که اگر شما یک داستان فانتزی، علمی، تخیلی یا وحشتناک نوشتید از فعالان ادبیات گمانهزن هستید و گمانزده میشود میتوانید در این مسابقه شرکت کنید.
چوب نزدن به جنازه
جلسه نقد و بررسی و رونمایی از چاپ چهارم کتاب نفحات نفت نوشته رضا امیرخانی در قالب اولین جلسه از سلسله نشستهای یک کتاب یک نویسنده هفته گذشته برگزار شد.
امیرخانی که به پرفروش شدن آثارش چه در حیطه داستاننویسی و چه در حیطه مباحث عمومی و غیرداستانی عادت کردهایم در این نشست با تایید صحت خبر حذف برخی از بخشهای کتاب گفت: بخشی از کتاب که باعث افتخارش بود و آن را دوست داشتم حذف شده است. اما چون مسوولی که برای ما مشکلسازی میکرد و باعث حذف آن صفحات شده تغییر کرده است، این بحث را باز نمیکنم چون به نظرم چوب به جنازه زدن است.
تا به حال عادت کرده بودیم وقتی مصاحبهها و اظهارنظرهای نویسندگان طیف روشنفکر را میخواندیم، از ایجاد مشکل توسط مسوولان و ممیزان برای بخشهایی از کتابهایشان گلایه میکردند و البته این گلایهها را به حساب این میگذاشتیم که برخی نویسندگان میخواهند در داستانهایشان هر طوری که دلشان خواست هر صحنه ناجوری را توصیف کنند و برادران ممیز جلوی بیناموسی نویسندگان را سد میکنند، حالا ماندهایم با سانسور کتاب نویسنده متعهدی مثل امیرخانی آن هم بخشهایی از کتاب که درباره وابستگی کشور به نفت است چه بنویسیم؟
فرق امیرخانی با نویسندگان طیف روبهرویش فقط در همین چوب نزدن به جنازه است وگرنه هر دو به یک اندازه از مواهب ممیزی بهرهمندند!
آرش شفاعی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....