ضد قهرمان

عشق کور یک دختر جوان

عشق گاهی معنایی غیر از مفهوم واقعی‌اش پیدا می‌کند و جلوه‌ای نازیبا می‌یابد. در واقع می‌توان این عشق‌ها را نوعی احساس کاذب و هیجانی تلقی کرد. ضدقهرمان این هفته دختر جوانی است که با دخترعمویش رقابت عشقی داشت و برای رسیدن به نامزد او سناریویی پردردسر را طراحی و اجرا کرد.این اتفاق 9 سال قبل در همین ایام رخ داد و به دنبال اعلام شکایت دختر ?? ساله‌ای به نام مهرانه پرونده‌ای در دادگاه عمومی تهران به جریان افتاد.
کد خبر: ۳۵۲۲۲۲

مهرانه مدعی بود نامزد دختر عمویش به خاطر انتقام گرفتن از برادرش، او را به زور سوار خودروی خود کرده و ربوده است. این دختر به قاضی دادگاه گفت: ساعت 30/15 دقیقه بود که مهدی ـ داماد عمویم ـ طی تماس تلفنی از من خواست تا برای گرفتن ساک ورزشی برادرم به خیابان آزادی بروم.

من که به او اعتماد داشتم، به مکان مورد نظر رفتم، وقتی سوار خودروی مهدی شدم، کاردی را روی سینه ام گذاشت و با تهدید از من خواست بدون هیچ مقاومتی همراهش بروم. وقتی از تهران خارج شدیم او با پارچه مشکی رنگی چشم‌هایم را بست، لحظاتی بعد صدای بازشدن دری را شنیدم و خودرو وارد آنجا شد. چند دقیقه بعد وقتی چشم هایم را بازکرد، متوجه شدم در داخل یک ساختمان مخروبه هستیم. پس از مدتی مهدی ادعا کرد برادرم مدارکی درباره فساد اخلاقی نامزدش در اختیار دارد، بنا براین مرا مجبور کرد با خانه‌مان تماس بگیرم و از برادرم بخواهم تا به آنجا بیاید. من نپذیرفتم، او مرا بشدت کتک زد وقتی وضعیت را این‌گونه دیدم، تلفن زدم ولی خوشبختانه برادرم در خانه نبود.پس از قطع کردن تلفن به او گفتم، حالا دیگر شماره تلفن همراه تو در حافظه گوشی ما ضبط شده اگر من به خانه بازنگردم، خانواده‌ام ماجرای ناپدید شدنم را با پلیس درمیان می‌گذارند، مهدی با شنیدن این حرف‌ها مرا در حوالی خانه‌مان پیاده کرد.

مهرانه در حالی مهدی را متهم می‌کرد که هیچ مدرکی علیه پسر جوان وجود نداشت و سرانجام فاش شد دختر جوان عاشق مهدی بود. او وقتی در رقابت عشقی از دختر عمویش شکست خورد، این سناریو را طراحی کرد تا زندگی او را به هم بزند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها