گفتگو با غلامرضا رضایی، مرد شماره یک پرسپولیس

از پول فرار می‌کنم

غلامرضا رضایی، بچه شیراز است و یکی از شاگردان غلامحسین پیروانی. او 3 برادر فوتبالیست دیگر هم دارد که البته به اندازه خودش معروف نیستند و در تیم‌های رده پایین‌تر بازی می‌کنند. رضایی این روزها در پرسپولیس مرد شماره یک خط حمله سرخ‌پوشان شده و در تیم ملی هم مهره تاثیرگذار و سرنوشت‌سازی محسوب می‌شود که می‌تواند در جام ملت‌های آسیا در قطر خوش بدرخشد و عصای دست افشین قطبی در این رقابت‌ها باشد تا شاید تیم ملی ما که سال‌هاست ناکام بزرگ در آسیا لقب گرفته، با درخشش ستاره‌های جدیدش به عنوانی شایسته در این رقابت‌ها دست یابد. رضایی معتقد است بی‌توجهی باشگاه‌ها به تیم‌های پایه باعث شد فوتبال ما از ستاره‌های بزرگی که در سال‌های نه‌چندان دور داشت، خالی شود و تیم‌ها دوباره سراغ بازیکنان ایرانی شاغل در اروپا و امارات بروند.
کد خبر: ۳۵۲۰۸۲

به چند سال قبل برگردیم. زمانی که در فجر سپاسی شیراز با غلام پیروانی کار می‌کردی. در مورد آن روزها صحبت می‌کنی؟

حضور در فجر سپاسی فرصت طلایی زندگی من بود. هر فوتبالیستی که با پیروانی کار کرده، همین نظر را دارد چون او برای شاگردانش مثل یک پدر، دلسوز و مهربان است و با تمام وجودش برای بچه‌ها زحمت می‌کشد. ما از او فقط فوتبال یاد نمی‌گرفتیم بلکه درس زندگی می‌آموختیم، چون وی در کنار فوتبال به مسائل انسانی و اخلاقی خیلی اهمیت می‌داد و معتقد بود ورزشکاری که اخلاق نداشته باشد، به درد جامعه نمی‌خورد.

از شاغلام شعر هم یاد گرفته‌ای؟

(خنده)‌ آقای پیروانی هر وقت درباره مشاغل انسانی صحبت می‌کرد، برای این که حرف‌هایش در بچه‌ها تاثیر کامل داشته باشد و بهتر متوجه شوند یک قطعه شعر هم برای ما می‌خواند. بعضی از این شعرها را یادم هست.

فکر می‌کنی به اندازه ایشان شعر بلد هستی؟

(خنده طولانی)‌ نه، من به اندازه شاغلام شعر بلد نیستم و هیچ کدام از شاگردانش در این زمینه به پای ایشان نمی‌رسند. فکر می‌کنم آقا غلام چند کتاب شعر را حفظ است و در هر جایی، یک شعر مناسب خودش را می‌خواند و آدم را همیشه غافلگیر می‌کند.

فکر می‌کنی حضور در فجر سپاسی و  کار کردن با غلام پیروانی چقدر در زندگی شخصی و ورزشی شما تاثیر داشته است؟

خیلی زیاد، شما به بازیکنان دیگر فجر سپاسی شیراز و شاگردان آقا غلام نگاه کنید. تمام آنها در رده‌های بالای باشگاهی بازی کردند و اکثر آنها به تیم ملی رسیدند. چون در کنار فوتبال، اخلاق آنها هم حرفه‌ای می‌شد. در واقع در مکتب ایشان، فوتبال و انسانیت در کنار هم آموخته می‌شود. من به نوعی زندگی ورزشی‌ام را مدیون ایشان هستم.

وقتی فجر سپاسی که حالا به مقاومت سپاسی شیراز تغییرنام داده به لیگ یک سقوط کرد، چه احساسی داشتی؟

سال قبل از آن هم برق شیراز، دیگر تیم باسابقه و ریشه‌دار شهر ما به لیگ یک سقوط کرده بود که برای هر دو تیم ناراحت شدم، اما برای سقوط فجر سپاسی گریه کردم، چون فجر از تیم‌های سازنده و ریشه‌دار فوتبال ایران بود. فجر سپاسی کارخانه انسان‌سازی بود و فقط یک باشگاه فوتبال نبود. متاسفانه تیم‌های سازنده ما مشکلات زیادی دارند. شما به ملوان نگاه کنید که همیشه مشکل داشته و در این یکی‌دو‌ساله مشکلات مالی‌اش حل شده است.
فجر سپاسی همیشه با کمترین بودجه وارد مسابقات می‌شد، اما نتایج بسیار خوبی می‌گرفت، چون بچه‌ها از تیم‌های پایه تحت آموزش قرار می‌گرفتند و کم‌کم به تیم بزرگسالان اضافه می‌شدند. البته اغلب بچه‌ها در سن پایین کشف شده و در 17 یا 18 سالگی برای تیم بزرگسالان هم بازی می‌کردند. وقتی تیم‌هایی مثل فجر سپاسی مورد توجه قرار نمی‌گیرند، می‌بینید که فوتبال ایران کم‌ستاره می‌شود، چون باشگاه‌های سازنده دیگر کار نمی‌کنند و نمی‌توانیم بازیکن بسازیم.

فکر می‌کنی به همین دلیل است که باز هم چشم به ساق‌های مهدوی‌کیا و علی‌ کریمی داریم؟

دقیقا همین‌طور است. مهدوی‌کیا و کریمی بازیکنان بسیار بزرگی هستند و برای آنها احترام خاصی قائلم و هنوز هم در فوتبال ما می‌درخشند، اما فوتبال ما نیاز به ستاره‌های جوان دارد. نوجوانان و جوانان این مملکت سرشار از استعداد و توانایی هستند و فقط باید در یک مسیر خوب فوتبالی قرار بگیرند تا پیشرفت کنند.

تیم‌های باشگاهی چقدر در این راه می‌توانند تاثیرگذار باشند؟

باشگاه‌ها نقش اصلی این ماجرا را بازی می‌کنند. شما به کشورهای اروپایی مثل هلند نگاه کنید که چه آکادمی‌های بزرگی برای نوجوانان و جوانان خود دارد و بازیکنان را از سنین بسیار کم در اختیار می‌گیرند و روی آنها کار می‌کنند. زیدان هرچند نابغه فوتبال بود، اما در همین مدارس فوتبال رشد کرد. اگر ستاره‌ای مثل لیونل مسی در بارسلونا هست، همین طوری که مسی نشده، از بچگی با وی کار کرده‌اند و او هم امروز در زمین فوتبال جادو می‌کند.

به نظر تو چرا در ایران باشگاه‌ها به تیم‌های پایه خود آن طور که شایسته است، توجه نمی‌کنند؟

فکر می‌کنم برای باشگاه‌ها صرف نمی‌کند و سود آنچنانی ندارد. البته در سال‌های اخیر تیم‌هایی مثل ذوب‌آهن و سپاهان در این رده‌ها خیلی سرمایه‌گذاری کرده‌اند، اما فوتبال ما وقتی رشد می‌کند و به جایگاه اصلی‌اش می‌رسد که به این نوجوانان و جوانان بیشتر اهمیت بدهیم. ما باید برای تیم‌های پایه خود هزینه کنیم و روی آنها کار شود تا شاهد پیشرفت فوتبال ملی کشورمان باشیم.

در مورد فصل قبل صحبت کنیم. چطور شد که اول فصل به امارات رفتی و چرا اینقدر زود برگشتی؟

من اول با استیل‌آذین به توافق رسیدم، اما یک پیشنهاد خوب از امارات داشتم. وقتی وارد این کشور شدم، مشکلات زیادی برایم به وجود آمد و خدا را شکر می‌کنم که خیلی زود به ایران برگشتم. در امارات روزهای خیلی بدی داشتم و دیگر نمی‌خواهم به آن روزها فکر کنم و درباره‌اش صحبت کنم.

و در بازگشت به ایران با فولاد خوزستان خیلی چیزها را ثابت کردی؟

حضور در تیم فولاد برای من خیلی خوب بود. البته چیزی تمام نشده بود که در پی ثابت کردن خودم باشم. من در تیم ملی بازی می‌کردم و همه مرا خوب می‌شناختند، اما بازگشت به فوتبال ایران باعث شد که دوباره جلوی چشم باشم و همه عملکردم را از نزدیک ببینند.

اگر تو نبودی، ممکن بود حتی فولاد به لیگ یک سقوط کند. درست است؟

فولاد تیم خوبی داشت و فقط در گلزنی مشکل داشت و من سعی کردم وظیفه‌ام را بدرستی انجام دهم و مشکل تیم را در خط حمله حل کنم. البته وقتی تیمی خطر سقوط دارد، تحت فشار بالایی قرار می‌گیرد و کار کردن خیلی سخت می‌شود، اما خدا را شکر می‌کنم که توانستم به این تیم خوب خوزستانی کمک کنم.

البته حضور در فولاد باعث شد احیا شوی و به پرسپولیس پیوستی.

من چند پیشنهاد خیلی خوب داشتم، اما بهترین پیشنهاد را انتخاب کردم.

برای حضور در پرسپولیس تردید نداشتی؟

وقتی پرسپولیس به بازیکنی پیشنهاد می‌دهد، دیگر نمی‌شود به تیم‌های دیگر فکر کرد، چون حضور در استقلال و پرسپولیس برای هر بازیکنی افتخار بزرگی است. البته من روی این مساله خیلی فکر کردم و اگر راستش را بگویم اوایل کمی شک داشتم که تصمیم درستی می‌گیرم یا نه، چون بازیکنانی که کنارم بازی می‌کردند و جو تیم و مسائل دیگر هم مهم بود، اما از بچگی پرسپولیسی بودم و حالا به آرزویم می‌رسیدم. به خودم گفتم نباید بترسی و باید آنقدر تلاش کنی تا در پرسپولیس هم حقت را بگیری. می‌دانستم رقابت در تیم‌های بزرگ خیلی سخت است، اما تصمیم نهایی را گرفتم و قراردادم را با پرسپولیس امضا کردم.

جالب این بود که در فصل نقل و انتقالات با اسم پرسپولیس بازارگرمی نکردی.

نیازی به این کار نداشتم چون من فقط با پرسپولیس مذاکره کردم و خیلی زود هم به توافق رسیدیم. تیم‌های دیگر هم پیشنهادهای خوبی کردند، اما بهترین پیشنهاد را پرسپولیس داد. من دنبال بازارگرمی نبودم، چون یکی از درس‌هایی که شاغلام به ما داد، همین بود. من یاد گرفته‌ام با تلاش و زحمت خودم حقم را بگیرم و دنبال مسائل اینچنینی نیستم.

قطعا حضور علی دایی هم در این تصمیم خیلی نقش داشت. درست است؟

آقای دایی خیلی به من لطف داشته و به من کمک کرد تا در خط حمله تیم ملی جا بیفتم. وقتی در پرسپولیس یک مربی بزرگ مثل دایی به تو اعتقاد داشته باشد، دیگر نمی‌توانی حرفی بزنی.

بزرگ‌ترین درسی که از علی دایی گرفته‌ای؟

علی آقا همیشه به برد فکر می‌کند. در تیم دایی باخت و مساوی معنی نمی‌دهد و اگر 3 ـ صفر هم عقب باشی، حق نداری ناامید بشوی و باید تلاش کنی تا نتیجه را عوض کنی و ببری. علی دایی روحیه مبارزه و برتری‌طلبی را به بازیکنانش منتقل می‌کند و همین موضوع باعث پیروزی تیم و نتیجه گرفتن ما شده است.

اما این شیوه در تیم ملی جواب نداد و دایی نتیجه نگرفت.

با نظر شما موافق نیستم، زیرا اجازه ندادند دایی کارش را به پایان برساند. ما 3 بازی دیگر داشتیم و فرصت برای جبران بود، اما آقای دایی را برکنار کردند.

چه تضمینی وجود داشت تیمی که در 5 بازی 6 امتیاز گرفته بود، در 3 بازی آخر 7 امتیاز بگیرد و به جام جهانی صعود کند؟

در فوتبال همه چیز امکان‌پذیر است. همان طور که ما در خانه به عربستان باختیم و هیچ کسی باور نمی‌کرد، می‌توانستیم کره جنوبی را در سئول یا کره شمالی را در پیونگ یانگ ببریم و صعود کنیم. ما تا لحظات پایانی هم مقابل کره جنوبی در بازی آخر برنده بودیم و مسافر جام جهانی، اما در دقایق پایانی گل خوردیم و بازی مساوی شد و به جام جهانی نرفتیم. شاید اگر دایی بود، آن بازی را برنده از زمین خارج می‌شدیم و به جام جهانی صعود می‌کردیم. البته تمام اینها حدس و گمان است، اما در فوتبال غیرممکن وجود ندارد و هر اتفاقی ممکن است بیفتد و سرنوشت یک تیم عوض شود.

الان اوضاع تیم ملی را چطور می‌بینی؟

به نظر من شرایط تیم ملی خوب است و 7 بازی متوالی است که نباخته‌ایم و بازی آخر مقابل ارمنستان را هم برده‌ایم که در خانه حریف بود. تیم ملی استارت خوبی برای حضور در جام ملت‌های آسیا زده و تلاش می‌کنیم تا در این رقابت‌ها بهترین نتیجه را بگیریم.

فکر می‌کنی در جام ملت‌های آسیا شانس قهرمانی دارید؟

ایران همیشه یکی از قدرت‌های آسیا بوده و روی تیم ما حساب می‌کنند. الان هم تیم خوبی داریم و یک نسل جدید در تیم ملی بازی می‌کنند که به نظر من پتانسیل بالایی دارند. این تیم اگر خوب آماده شود و بازی‌های تدارکاتی مناسبی داشته باشیم، قطعا در آسیا نتیجه می‌گیریم.

نتیجه می‌گیریم یعنی قهرمان می‌شویم؟

قهرمانی در آسیا کار خیلی سختی است، زیرا فوتبال در آسیا خیلی نزدیک شده و قدرت‌ها فاصله چندانی با هم ندارند. کار ما برای قهرمانی در جام ملت‌های آسیا خیلی سخت است، اما ناامید هم نیستیم. ایران هنوز هم در فوتبال آسیا قدرت بزرگی محسوب می‌شود به شرطی که خودمان را باور داشته باشیم و تلاش کنیم تا نتیجه بگیریم.

اما سال‌هاست که در آسیا نتیجه نمی‌گیریم.

نباید به گذشته فکر کنیم و باید به آینده نگاه کنیم. ما باید از تجربیات گذشته درس بگیریم و از آنها استفاده کنیم تا در آینده موفق شویم.

فکر می‌کنی تیم ملی از حمایت لازم برخوردار هست؟

مردم همیشه تیم ملی را دوست دارد و کنار این تیم هستند. مساله‌ای که الان خیلی اهمیت دارد این که همه از تیم ملی حمایت کنند، چون تیم ملی به همه ما ایرانیان تعلق دارد و اگر تیم ملی نتیجه بگیرد، مردم ایران خوشحال می‌شوند. نتایج تیم ملی در جامعه تاثیر مستقیم دارد و اگر خدای ناکرده نتیجه نگیریم، مردم ناراحت می‌شوند.

به پرسپولیس برگردیم. به نظر می‌رسد امسال آرزوهای زیادی با این تیم داری.

من به پرسپولیس آمدم، چون این تیم پتانسیل بالایی دارد و همیشه برای قهرمانی می‌جنگد. پرسپولیس تیم بزرگی است و هواداران زیادی دارد و همین مساله به بازیکنان انگیزه می‌دهد تا تلاش بیشتری کرده و برای قهرمانی بجنگند.

امسال با پرسپولیس چه هدفی را دنبال می‌کنی؟

دنبال کسب هر 3 جام هستیم. ما در لیگ برتر، جام حذفی و لیگ قهرمانان آسیا مدعی هستیم و تلاش می‌کنیم تا به اهدافی که داریم، برسیم.

خیلی رویایی فکر نمی‌کنی؟

شاید از نظر شما رویایی باشد، اما دور از دسترس نیست. تمام تلاشمان را می‌کنیم تا یک فصل فراموش نشدنی و رویایی برای هواداران رقم بزنیم. پرسپولیس با مدیریت کاربلد، کادر فنی قوی و بازیکنان خوبی که دارد، در کنار حمایت هوادارانش می‌تواند به این اهداف برسد.

استقبال هواداران پرسپولیس از تو چطور بود؟

خیلی عالی، پرسپولیس هواداران بی‌نظیری دارد و در این مدت برای من سنگ‌تمام گذاشته‌اند که دست همه آنها را می‌بوسم. از لحظه‌ای که وارد این تیم شدم، طرفداران پرسپولیس به من لطف داشته‌اند و می‌کوشم محبت‌های آنها را جبران کنم.

جو حاکم بر پرسپولیس، انتظارات هواداران و توجه بیش از حد رسانه‌ها و مطبوعات تو را اذیت نمی‌کند؟

در پرسپولیس فشار زیاد است و همیشه زیرنظر هستی و توقعات خیلی بالاست، اما تلاش می‌کنم تا از این همه توجه برای ارائه عملکرد خوب استفاده کنم. می‌کوشم همیشه خوب باشم و در بهترین شرایط کار کنم تا زیر فشار مطبوعات و رسانه‌‌ها نباشم.

با پرسپولیس شروع خیلی خوبی داشتی. فکر می‌کنی این روند ادامه داشته باشد؟

کار خیلی سخت است، اما من هم مرد روزهای سخت‌ هستم. باتوجه به پتانسیل بالایی که در پرسپولیس هست، تلاش می‌کنم تا بهترین بازی‌هایم را برای پرسپولیس انجام دهم و همیشه کاری ‌کنم که دل هواداران تیم شاد شود. البته کار خیلی سختی است و باید توان زیادی بگذارم.

شما، محمد نوری و امیرحسین فشنگچی در شروع لیگ چشم‌ها را به خودتان خیره کردید و لقب‌هایی مثل مثلث برمودا و 3 تفنگدار را به خودتان اختصاص دادید. در این رابطه چه صحبتی داری؟

فوتبال یک بازی گروهی است و از دروازه‌بان گرفته تا مهاجم از سرمربی گرفته تا تدارکات در بیرون از زمین در موفقیت و شکست یک تیم نقش دارند. مدیریت باشگاه هم که جای خود دارد. این القابی که به ما داده‌‌اند از لطف دوستان است و فقط کار ما را سخت‌تر و مسوولیت ما را سنگین‌تر می‌کند. امیدوارم بتوانم جواب این همه محبت را بدهم. در پرسپولیس همه تلاش می‌کنند تا تیم موفق باشد و ما فقط حاصل زحمات بچه‌ها را به ثمر می‌رسانیم، اما تا آخر فصل راه زیادی است و مطمئنا بچه‌های دیگر هم گل می‌زنند، چون قرار نیست همیشه ما 3 نفر گل بزنیم.

با این شرایط فکر نمی‌کنی بین شما 3 نفر و تیم شکاف ایجاد شود؟

خیر. اصلا چنین اتفاقی نمی‌افتد، چون هدف تمام بچه‌های تیم موفقیت پرسپولیس است. هر کسی در زمین یک وظیفه دارد و همه تلاش می‌کنند تا به بهترین شکل وظایف‌شان را انجام دهند.

بزرگ‌ترین آرزویی که داری؟

دوست دارم در جام‌جهانی بازی کنم، چون بزرگ‌ترین تورنمنت فوتبال جهان است.

بزرگ‌ترین حسرت؟

این که به جام‌جهانی 2010 آفریقای جنوبی نرفتیم. فرصت بسیار خوبی بود که براحتی از دست رفت.

بهترین تیم دنیا؟

برای من پرسپولیس است.

دربی تهران؟

منتظرش هستم. خیلی دوست دارم در این بازی بزرگ به میدان بروم و برای پرسپولیس گل بزنم.

غلامرضا رضایی از روزی که فوتبالش را شروع کرد تا امروز که معروف شده به لحاظ اخلاقی چقدر تغییر کرده است؟

سعی کرده‌ام اصول اخلاقی را رعایت کنم. به قول شاغلام درخت هر چه پربارتر، سنگین‌تر. هرچه از نظر فنی پیشرفت می‌کنم، باید از نظر اخلاقی هم بهتر شوم، چون عمر قهرمانی کوتاه و زودگذر است و نام نیک است که از آدم می‌ماند.

اگر 100 میلیارد تومان به تو بدهند، با آن چه کار می‌کنی؟

خیلی پول است،‌ از آن فرار می‌کنم. اصلا نمی‌توانم به این همه پول فکر کنم.

به لژیونر شدن فکر می‌کنی؟

یک بار به امارات رفتم، برای 7 پشتم کافی است، اما اگر پیشنهاد خوب اروپایی باشد به ‌آن فکر می‌کنم.

مهدی نوری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها