بعد از سلام

آرزوی غیرمعمولی

من هیچ آرزویی ندارم. توی این شب‌های قدر هی با خودم کلنجار رفتم که از خدا چه چیزی بخواهم. هی با خودم گفتم اولویت‌های زندگی ات چیست؟ آخر باید یک چیزی باشد که برایت از همه چیزهای دیگر مهم تر جلوه کند و خلاصه از این حرف ها... ولی فایده نداشت. هر چه فکر کردم به چیزی نرسیدم. مثلا به فکرم رسید برای سلامت مادر و پدرم دعا کنم... خب... این که جزو بدیهیات است... یعنی خب همه آدم‌ها برای سلامت اطرافیان‌شان دعا می‌کنند.
کد خبر: ۳۵۲۰۷۲

بعد گفتم دعا کنم یک کار نان و آب دار درست و حسابی گیرم بیاید و پولدار شوم. باز دیدم ای بابا... همه همین را می‌خواهند. پس من چه فرقی با بقیه داشته باشم؟ دلم لک زده بود برای یک آرزوی خاص. یک آرزویی که هم عجیب و غریب باشد هم برآورده شدنش آنقدر هیجان انگیز باشد که همه فک شان بیفتد پایین. ولی... باز هم نشد. یعنی اصلا نمی‌دانستم این چه جور آرزویی می‌تواند باشد. کلی با خودم کلنجار رفتم.

کلی این ور و آن ور شدم و با خودم دعوایم شد. به خودم گفتم لعنتی آخر تو چرا اینقدر معمولی هستی؟ یک آدم دم دستی که بزرگ‌ترین آرزویش احتمالا خریدن یک پراید است؟ خیلی شاکی شدم از خودم.

حالا افتاده ام دنبال این که ببینم آرزوی غیرمعمول یعنی چی. یعنی آدم چه جور زندگی باید داشته باشد که تویش آرزوهای غیرمعمول جواب بدهند.

اصلا چه جوری می‌شود به یک آرزوی عجیب و غریب رسید؟ خب به هرحال باید یک راهی باشد. اصلا می‌دانی؟ خیلی بد است که آدم حالش از آرزوهای خودش هم به هم بخورد. آخر سر ناسلامتی این چیزها اسمش آرزوست.

باید تو را سر ذوق بیاورد نه این که بدتر حالت را خراب کند. نه این‌که بدتر یادت بیاورد از سر و رویت روزمرگی دارد می‌بارد که از بس معمولی بوده‌ای و همه چیزت در حد متوسط بوده، دیگر یادت رفته که لااقل توی خیالات خودت یک خرده از این سطح همیشگی فاصله بگیری.

خیلی بد است که آدم آرزوی درست و حسابی نداشته باشد. از آرزوهایی که چشم‌هایت را خیس کند و تو با همه وجودت آن را فریاد بزنی و از خدا بخواهی برآورده‌اش کنی. خیلی بد است که این جور وقت‌ها، وقت‌هایی که خدا فرصتی داده تا تو برایش از آرزوهایت بگویی دستت به هیچ چیزی بند نباشد. همین جور سکوت کنی و وقتی از خودت می‌پرسی: خب؟... فقط شانه‌هایت بالا بیفتند و هیچی به هیچی...

 حالا خیال دارم کاری کنم که برای ماه رمضان سال بعد خیلی دست خالی نباشم. شب قدر که رسید توی دلم یک عالمه آرزوهای هیجان‌انگیز داشته باشم که حتی از فکر کردن بهشان هم حالم خوب باشد. برنامه‌ریزی کردم سال دیگر وقتی سفره لطف و کرم خداوند بیشتر از همیشه پهن می‌شود من هم همچین بی‌نصیب از کنارش بلند نشوم. مثل امسال! این هم برای خودش آرزویی است. آرزویی که می‌تواند به وسعت همه دنیا بزرگ باشد... انگار امسال هم خیلی از رحمت ازلی ابدی‌اش بی‌نصیب نمانده‌ام...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها