حاشیه خبر

همان کلیشه قدیمی

در مورد فیلم‌هایی که پسوند «خاطره‌انگیز» دارند سخت می‌توان نوشت، سخت می‌توان نوستالژی و علاقه را کنار گذاشت و نشست و در مورد فیلم نوشت. نه به تمامی تمجیدهای سینمایی فیلم توجهی کرد و نه اشاره‌های فلسفی آن را دید. همه اینها شاید در مورد فیلم‌های خاطره‌انگیز مصداق داشته باشد جز فیلم «هامون». چطور شد با هامون آشنا شدی؟ این فقط سوال روانپزشک مهشید (بیتا فرهی) از بیمارش نیست، این سوال حالا و پس از گذشت حدود 20سال از ساخته شدن «هامون» توسط داریوش مهرجویی می‌تواند پرسشی برای تمام علاقه‌مندان او باشد. اما پاسخ مهشید پاسخ اغلب این علاقه‌مندان است.
کد خبر: ۳۵۱۵۴۳

«همون کلیشه همیشگی. بابا فشار می‌آورد زن یه پولدار عوضی بشم، بعد با هامون آشنا شدم. از خل‌بازیاش، ذوق و شوق بچگونه‌اش، از کنجکاویش واسه دونستن هر چیز. از سواد و معلوماتش خوشم اومد. اون باعث شد که من پوست بندازم. نمی‌دونم خیلی چیزا باعث شد خیلی چیزا رو فهمیدم.»

ما هم از خل‌بازی‌های هامون خوشمان آمد، از ذوق و شوق بچه‌گانه‌اش که همچنان ادامه داشت، از کنجکاوی‌اش برای دانستن هر چیز حتی در بحرانی‌ترین شرایط. جایی که مادر مهشید رو به حمید هامون از او می‌خواهد در برابر طلاق دخترش چقدر پول می‌خواهد و حمید هامون سرگشته و ناآرام بحث طلاق خانوادگی را به ایمان ابراهیمی وصل می‌کند. اصلا یکی از دلایلی که باعث شده پسوند «خاطره‌انگیز» به این فیلم‌ها بزنیم همین‌هاست. دیگر کمتر کسی است که دنبال منطق روایی داستان در هامون باشد. هامون روایت سرگشتگی یک نسل بود. قصه سرگشتگی. همان کلیشه قدیمی که هنوز ادامه دارد.

هامون در دوره هشتم جشنواره سینمایی فجر تهران در سال 1368 با دریافت 5 سیمرغ بلورین به انضمام «جایزه ویژه هیات داوران» پیشتاز سینمای آن سال بود. این فیلم در آن دوره جشنواره برنده جایزه ویژه هیات داوران برای بهترین فیلم و همین طور سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، فیلمنامه، فیلمبرداری، نقش اول مرد و بهترین تدوین شد.

میثم اسماعیلی ‌‌‌/‌‌‌ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها