در مسیر زایندهرود در نخستین روزهای پخش با انتقادات بسیاری مواجه شد؛ انتقادات بسیار درباره لهجه اصفهانی بازیگران، سیاهی و غمآلودی بسیار شدید حاکم بر فضای کار، حملهای که در قالب شخصیتهای ورزشی و حاشیههایش به فوتبال و روابط آن صورت گرفته بود و...
این انتقادات از ریاست فدراسیون فوتبال تا برخی کارشناسان ورزشی را شامل میشد. از سویی بحثها درباره اداشدن درست یا نادرست لهجه، برخی چهرههای تئاتری را حتی وارد عرصه کرد. چندان که حسین پاکدل از کارگردانان حوزه تئاتر که خود یک اصفهانی است به میدان آمد و با رد انتقادات درباره لهجه بازیگران اعلام کرد که لهجه بازیگران در سریال با اشکال خاصی روبهرو نیست.
انتقال بازیگران تهرانی و پیشنهاد تصویربرداری در خارج از تهران را اسماعیل عفیفه به سازمان ارائه کرده است؛ کاری که امروز وقتی درباره آن سخن میگوید به نظر میرسد چندان از آن راضی نیست.
عفیفه در گفتگو با خبرنگار جامجم در این باره میگوید: من پیشنهاد کرده بودم در ماه رمضان سریالهایی را خارج از تهران تصویربرداری کنیم تا فضای کارهای تلویزیونی از این حالتی که همواره در تهران جریان دارد، بیرون بیاید، اما با اتفاقات و بحثها و حاشیههایی که در این خصوص صورت گرفت، فکر نمیکنم دیگر چندان رغبتی برای این کار داشته باشم. وقتی با چنین پروژههایی به این صورت برخورد میشود، طبیعی است که دستاندرکاران به این سمت کشیده میشوند که ریسک نکنند و به سمت کارهایی با زحمت زیاد نروند و در همین تهران کارها را بسازند.
تهیهکننده در مسیر زایندهرود انتظار داشت، این سریال که با زحمت زیاد در شهرستان دیگری غیر از تهران کار شده، بیشتر مورد توجه قرار میگرفت. عفیفه، انتقادات موجود درباره لهجهها را شتابزده و غیرکارشناسانه میداند.
در همین باره اما مهدی باقربیگی بازیگر سریال نظر دیگری دارد. او هم به جامجم از ناراحتی و دلخوری مردم اصفهان از طرز ادای لهجهها میگوید و اعتقاد دارد: لهجهها اصلا خوب درنیامده است، اما من میتوانم شهادت بدهم که به هیچ وجه قصد تمسخر لهجه اصفهانی در کار نبوده و بازیگران سریال همه تلاششان را کردهاند، اما طبیعی است که لهجه من که در اصفهان زاده شدهام، فرق دارد با کسی که میخواهد در عرض 2 ساعت لهجه را یاد بگیرد.
باقربیگی اما به همشهریانش توصیه میکند نیمه پر لیوان را ببینند: «همین که بازیگران بزرگی مثل آقای محجوب، آقای رایگان و... آمدهاند و بهرغم پیشنهادات زیاد، کاری با این زحمت را پذیرفتهاند و در اصفهان و با لهجه خودشان بازی کردهاند، نشانه این است که برای مردم اصفهان احترام قائل هستند و این باید برای مردم شهر ما افتخار باشد.»
به نظر میرسد با توجه به کمبود وقت برای تمرین لهجه بازیگران تمام تلاش خود را در این زمینه به کار بردهاند.
مهرداد ضیایی که در این سریال به عنوان کارشناس لهجه مشغول فعالیت بوده در این باره گفته است: هیچ وقت یک فرد غیربومی نمیتواند آواها را آنقدر درست بگوید که آدمهای شهر شک نکنند. این یک واقعیت است. اصفهانیهایی که الان نگران درست ادا نشدن لهجهشان هستند، حق دارند، ولی مطمئنا خودشان میدانند که یک غیراصفهانی نمیتواند بدون ایراد به این لهجه صحبت کند. من از اول این پروژه یک روز هم سرصحنه غیبت نداشتهام. آقای فتحی اصرار داشت که روی این قضیه حساسیت داشته باشیم، ولی مطمئن بودیم که نمیتوانیم به طور صد در صد حق مطلب را ادا کنیم. از این رو تنها کسانی که یک ذره ناراحتند خود اصفهانیها هستند. این هم طبیعی است، چون فقط آنها تشخیص میدهند که لهجه به طور کامل ادا شده یا نه.»
پردیس افکاری، بازیگر نقش عروس خانواده، اما در این زمینه نظر دیگری دارد. او با اشاره به کاربرد لهجه اصفهانی در این سریال گفت: «داستان و نوع کارگردانی و بازی بازیگران، مهمتر از ادای درست لهجه اصفهانی است. عوامل بسیاری در موفقیت یک مجموعه تلویزیونی تاثیر گذارند و به نظر من لهجه بازیگران در آخر همه این مسائل قرار میگیرد. معمولا وقتی در یک سریال یا فیلم از لهجه خاصی استفاده میشود، انتقادات زیادی به ادای این لهجه توسط بازیگران وارد میشود. انتقاداتی به ما هم شده است و برخی به ما خرده گرفتهاند، اما بازیگران مجموعه در مسیر زایندهرود، اصفهانی نیستند و هر اندازه هم تمرین داشته باشند، نمیتوانند لهجه اصفهانی را خوب صحبت کنند.»
در روزهای ابتدایی سریال، اما بحثهایی نیز درباره شخصیت واسطه در جابهجایی بازیکنان فوتبال مطرح شد. گرکانی شخصیتی است که با نوعی اخلاق و سلوک دلالانه در این سریال نمایش دهنده بخشی از روابط آلوده در حوزه ورزش و فوتبال است.
در این باره علی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال ایران در روزهای ابتدایی پخش سریال علیه این موضوع گفت: «به نظر من این نوع کارها به حوزه فوتبال در ایران ضربه میزند.»
تهیهکننده در مسیر زایندهرود، اما در پاسخ به این انتقاد میگوید: «به نظر من آقای کفاشیان اشتباه میکند و فکر نمیکنم که اینطور باشد. برخی گفتهاند اتفاقا خوب است که این نوع روابط در حوزه ورزش مطرح میشود. برخی دیگر هم از این قضیه انتقاد کردهاند، اما هدف این سریال، خدمت به فوتبال است و به این هدف دست یافته و خواهد یافت.»
باقربیگی نیز در این باره نظری مانند تهیهکننده دارد. او میگوید: «من خودم در فامیل و در میان برخی دوستان صمیمی، فوتبالیستهایی را میشناسم که وجود چنین روابطی را درون سریال تایید میکنند. واقعا این روابط به طور خیلی شدیدتر در این حوزه وجود دارد. البته در همه شهرها و همه صنفها آدم خوب و بد پیدا میشود، اما حضور چنین شخصیتی بعد از گذشت مدتی از پخش سریال خیلیها را به فکر فرو برد و همین که انتقادها کم شده، نشان میدهد که این مسائل هست. ما در سریال چهرههای محترمی چون کریم باقری و آرش برهانی را هم نشان دادیم.»
باقر بیگی سخن دیگری هم دارد که میگوید نمیتواند آن را باز کند و از این صریحتر بگوید: «کاش در فوتبال و تلویزیون روابط از بین میرفت. توصیههایی وجود داشت که اگر نبود شاید کار، خیلی بهتر از این میشد.»
رسانهها اما در این میان درباره میزان بینندگان سریال نظرات متفاوتی را ابراز کردهاند. اسماعیل عفیفه هم تایید میکند که در این باره آمار رسمی وجود ندارد و میگوید: «با آمارهای غیررسمی که به من دادهاند تعداد بینندگان سریال ما از دیگر سریالهایی که در این ماه مبارک پخش میشود، بیشتر است. البته من رقابت به این شکل را در این حوزه قبول ندارم.»
بینندگان اما درباره سیاهی و غم آلود بودن حاکم بر فضای سریال انتقاداتی داشتهاند. مهدی باقربیگی در این باره صریح حرف میزند: «البته هر داستانی شروعی دارد و شروع روابط موجود در این سریال هم با مرگ یک نفر رقم خورد، اما در کل من از اینکه مردم در ماه رمضان شاهد مرگ ومیر و قتل و بدبختی باشند، مخالفم. مردم ما آنقدر بدبختی دارند که لازم نباشد ما آن را در قالب کارهای نمایشی بسازیم و به آنها نشان بدهیم. همه سریالهایی هم که در این ماه پخش میشود همین ویژگی را دارد. به نظرم این نوع نگاه اشتباه است. اگر واقعا برخی اعتقاد دارند که این سریال مشغول سیاهنمایی است، باید از همان ابتدا تصویب نمیشد.»
در پایان باید پای درددل تهیهکننده درباره هزینهها نشست. عفیفه میگوید: «هزینهها افزایش یافته، آن هم به طور جهشی. این البته تقصیر برنامهساز نیست. بیشتر مربوط به فضای کلی کار تصویری است. با این همه یادآور میشوم که همکاری مردم و مسوولان اصفهان واقعا خوب بود و جای تقدیر دارد. من در همین جا از لطف دوستان سپاسگزارم.»
در مسیر زایندهرود، آن طور که تهیهکنندهاش میگوید، در زمان مقرر در پایان ماه رمضان تمام خواهد شد. بنابراین شبههای که به دلیل تمام نشدن فیلمبرداری کار در این روزها پیش آمده بود را لابد باید فقط یک شایعه تلقی کرد. شاید بعدها بتوان در نقدها و نظرها بدرستی دریافت که ارزشهای واقعی این سریال و آسیبهای احتمالی آن چقدر بوده است.
مهدی نیاکی