به دلیل عدم حمایت و بیمتولی بودن چنین حوزههایی جایگاه این فعالیت ناشناخته مانده است تا جایی که او خود را بیگانهای در مجموعه فرهنگ و هنر ایران میداند.
چطور شد که به جمعآوری اسناد تاریخی گرایش پیدا کردید؟
یکی از دوستان ستارخان و دایی پدربزرگ من مشهدی محمدصادقخان چرندابی (چرنداب یکی از محلههای قدیمی تبریز) است. او از بزرگان تبریز و محله چرنداب بود. میگویند وقتی ستارخان در کاری به مشکل برمیخورد برای حل آن پیش او میآمد. این شخص در تاریخ مشروطه در تبریز بسیار مثمر ثمر بوده است. از سوی دیگر پدربزرگ من هم حدودا 10 ساله بوده که ستارخان را دیده است. همه اینها در کنار هم به نوعی این احساس را در ما تقویت میکرد که از بازماندههای مشروطه هستیم. پدر من رشته تحصیلیاش تاریخ بود و همین هم در گرایش ما به سمت تاریخ و جمعآوری اسناد بیتاثیر نبود.
دقیقا در چه حوزهای اسناد قدیمی را جمعآوری میکنید و تاکنون چند نمایشگاه در حیطه مشخص کاری خودتان داشتهاید؟
من حدود 20 سال است که مشغول جمعآوری عکسها، اسناد، کارتپستالها، اعلامیهها و به قول استاد ایرج افشار اوراق قدیمی، چه خطی و چه چاپی که بیشتر مربوط به قرن اخیر ـ پس از مشروطه ـ است، هستم. البته اوراقی از پیش از دوران مشروطه نیز در اختیار دارم مانند: صورتحساب، تقویم، قباله ازدواج و... تاکنون 5 نمایشگاه گذاشتهام که همگی در موزه عکاسخانه شهر برپا شده و درباره جنبش مشروطه بوده است که الحمدلله مردم هم استقبال خوبی کردهاند.
آیا نمایشگاههای تخصصی دیگری نیز برای مدارکی غیر از دوران مشروطه برپا کردهاید؟
من به شکل تخصصی این اسناد را جمعآوری کردهام و آماده نمایش هستند و بارها در مصاحبههای مختلف اعلام کردهام که حاضرم آنها را به نمایش بگذارم، ولی تاکنون کسی خواستار این کار نشده است.
دقیقا چه گروهی باید پیگیر شناسایی مجموعهدارانی چون شما و تلاش برای برگزاری نمایشگاههای مختلف باشد؟
سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری، نگارخانهها، خانه هنرمندان و... اگرچه از طرف صداوسیما نیز از اسناد من فیلمبرداری کردهاند و حتی پخش هم شده است، اما به هر حال آن طوری که باید کار من و دوستانم عمومی نشده است.
چه ضوابط خاصی از طرف این گروهها وجود دارد که مانع از برگزاری چنین مراسمی میشود؟
من بارها نمایشگاههای مختلف برای هنرهای مختلفی چون نقاشی، کاریکاتور و... دیدهام، اما آنچه من جمعآوری کردهام هویت ما را شکل میدهد. نامههای ملکالشعرای بهار، مرحوم دهخدا، نامههای ستارخان با مهر مخصوص خودش که تعداد آنها بسیار اندک است و... متاسفانه عرصه نمایش چنین اسناد مهم فرهنگی و هویتی ما فراهم نیست.
دقیقا چه قانونی مانع اجرای این مساله میشود؟
مشکل اینجاست که هیچ قانونی وجود ندارد. متاسفانه ما نمیدانیم که متولی این کار کیست.
پس نمایشگاه حاضر را چگونه برپا کردهاید؟
اینجا موزه عکس است. در موزه عکس میتوان عکسهای جمعآوری شده را به نمایش گذاشت. اما مثلا ما موزهای نداریم تا در آن اسناد مربوط به مشاهیر را نشان دهیم یا مثلا موزه تقویم نداریم. به همین دلیل این اسناد بدون این که در اختیار دیگران قرار بگیرد تنها پیش ما باقی میماند و چنین پایگاههایی هنوز نه به وجود آمده است و نه مسوول خاصی دارد.
چقدر در کتابهای تاریخی و تحقیقی ما از این مدارک اصل استفاده میشود؟ جایگاه این اسناد میان گروههای دانشجو و محقق شناخته شده است؟
بسیار کم. هنگامی که استاد ایرج افشار به منزل ما آمدند و وقت گرانبهایشان را برای دیدن این مدارک گذاشتند، از من پرسیدند که چند سال مشغول جمعآوری این مدارک بودهام؟ من پاسخ دادم حدود 15 تا 20سال و ایشان در تایید کارم به من بارها آفرین گفتند. وقتی از استاد ایرج افشار نمره کار خود را خواستم به من نمره 20 دادند. حال با نمره بیستی که استاد ایرج افشار به من میدهند، دیگران باید بیایند و ارزش این کار را زنده کنند.
شرایط نگهداری از این اسناد چگونه است؟
آنها را بر اساس تجربه شخصی یا تجربیاتی که گاهی هنگام بازدید از موزهها به دست آوردهام، نگهداری میکنم. برای این کار آلبومهای مخصوصی دارم که این مدارک را لابهلای آنها نگهداری میکنم تا سند از 2 طرف محفوظ بماند. الان آلبومهای مختلفی با نام آلبوم تهران قاجاریه، دستخط مشاهیر و... دارم.
بعدها چه کسانی باید از این اسناد مراقبت کنند؟ مثلا 50 یا 100 سال دیگر با این شرایط که شما میگویید. چه اتفاقی برای آنها رخ خواهد داد؟
یک دسته از آثار درجه یک نظامی ایران در دوره قاجار را به آستان قدس فروختهام. الان در نشریه الکترونیکی آستان قدس (شمسه) نوشتهاند که بعد از آصفالدوله و خاندان علم بزرگترین مجموعه از ناصرالدین حسنزاده خریداری شده است.
اکنون باید خودم این مدارک را به این مراکز با قیمتهای بسیار پایینتر بدهم یا این که بعدها مدارکم را به دلالان بفروشند که بازهم در این صورت مجموعهای که سالها برایش زحمت کشیدهایم، پراکنده میشود که این خود یک فاجعه است. مگر این که مسوولان دلسوزی کنند و امثال ما را پیدا کنند تا با قیمت مناسب اینها را از ما خریداری کنند.
اما با این وجود به نظر میرسد که جایگاهتان ناشناخته باقی مانده است.
مشخصا همین طور است. وقتی بزرگترین مجموعه را از من خریداری کردهاند پس جایگاه من کجاست؟ اما اینقدر اوضاع فرهنگی در این عرصه درهم است که جایگاه من و امثال من در فرهنگ و هنر ایران ناشناخته باقی مانده است.
برای جمعآوری این مدارک چقدر هزینه میکنید؟
متاسفانه هزینه کردن برای این کار بسیار زیاد است. راه درآمد ما علاقهمندان به کارهای فرهنگی عموما از طریق کتاب است که خود درآمد بالایی نیست. من شاید نیمی یا 30 درصد از درآمدم را صرف این کار میکنم. از طرف دیگر برای مجموعههای خریداری شده حتی حداقل سرمایهای را که صرف این کار کردهایم به ما نمیدهند. شاید گاهی یکدهم آن را میپردازند. اما در هر صورت من هم به خاطر ایراندوستی و حفظ هویت تاریخی کشورم ترجیح میدهم همه اسنادم را در اختیار مراکز معتبر داخلی قرار دهم تا باقی بماند.
نگهداری این آثار چه سودی برای شخص شما دارد؟
برای من فقط سود معنوی دارد. هنگامی که مثلا من تاریخ مشروطه را از روی کتابهای مختلف میخوانم میبینم که اصل این اعلامیه امروز در دستم است و همین عامل من را به 100 سال پیش میبرد. اصالت سند بسیار مهم است. همه تاریخنگاران و علاقهمندان به این حوزه دوست دارندکه اصل سند در دستشان باشد و این اتفاق برای من بارها رخ داده است که اصل سند در دستم بوده است.
طبقات مختلف دیگر اجتماع مثل دانشجوها و... چقدر برای تحقیقات خود به شما مراجعه میکنند؟
من مخصوصا برای طبقه دانشجو احترام زیادی قائلم و هر گونه اطلاعاتی که از من بخواهند یا از طریق اسناد شخصی یا از طریق معرفی او به دیگر اشخاص کمکشان میکنم. هر کس که از وجود مجموعه من آگاه میشود از شهرستان یا حتی خارج از کشور با اشتیاق به دیدن این آثار میآید و لذت میبرد. ولی ما دوست داریم این لذت را هر ماه در اختیار یک گروه یا محله بگذاریم. ولی عدم توجه به این مساله بسیار جای تعجب دارد و البته همیشه میگویم که ما در تعجبگاه تاریخ هستیم.
تاکنون پیشنهادی هم از کشورهای خارجی یا دیگران داشتهاید تا آثارتان را به قیمتهای بسیار بالاتر بفروشید؟
بله. بارها به من گفتهاند که این اسناد را در سایت بگذارم و آنها را بفروشم. اما من هدفم چیزی جز این است. من میخواهم این اسناد در ایران بماند یا اگر خارج از ایران است دوباره به کشور بازگردد.
متاسفانه هستند افرادی که اسنادشان را با خود به کشورهای خارج از کشور میبرند تا با قیمتهای بیشتری به فروش برسانند. اما من میخواهم اسناد ملیمان در کشور باقی بماند.
حورا نژادصداقت / جامجم