اما باید ببینیم برای سینمادوستان ما این مساله اهمیت دارد که روزنامهنگاران چه دردسرهایی دارند یا نه؟
فیلم از ما بهترون سومین ساخته مهرداد فرید پس از «آرامش در میان مردگان» و «همخانه» است و بازیگرانی چون رضا عطاران، الناز شاکردوست، بهنوش بختیاری، بیژن بنفشهخواه، ملکه رنجبر، مریم امیرجلالی، بروز ارجمند، نادر سلیمانی، مریم سعادت و ارژنگ امیرفضلی در آن حضور دارند. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: احسان روزنامهنگاری که گرایشهای روشنفکرانه دارد و تاکنون هرچه نوشته مورد توجه مردم قرار نگرفته است تا اینکه برخلاف رویه معمول، گزارشهایی عامهپسند درباره رمالی مینویسد. انتشار این گزارشها گرچه احسان را به عنوان روزنامهنگار موفق سر زبانها میاندازد؛ اما بتدریج او را دچار دردسرهای عجیب و غریب میکند.
ترکیب بازی الناز شاکردوست و رضا عطاران در فیلم از ما بهترون جالب بود. اولین بار بود که این دو نفر با هم همبازی میشدند. شاکردوست سر صحنه این فیلم در یک حادثه دچار شکستگی پا شد.
در کارنامه بازیگری شاکردوست، هم فیلمهای هنری مثل «در میان ابرها» و «اتوبوس شب» دیده میشود و هم فیلمهای تجاری چون «دو خواهر» و «گل یخ». باید ببینیم این فیلم در گیشه چه سرنوشتی پیدا میکند.
شاکردوست هفته گذشته در مراسم اکران خصوصی فیلم در باشگاه فیلم تهران که در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، درباره نقشش و دلایل حضورش در فیلم توضیحاتی داد که با هم مرور میکنیم.
این فیلم برای نسل من است: حضور در این فیلم را به این خاطر قبول کردم که فکر میکردم برای نسل من است؛ حرفش حرف من بود. فیلمنامهاش راجع به گذشته نبود و راجع به آینده هم امید واهی نمیداد. فیلم زمان حال بود.
از حذف مونولوگ هایم ناراحت شدم: انتهای فیلم، نسیم یعنی شخصیتی که من آن را بازی میکردم، مونولوگهای زیادی داشت که آنها را سانسور کردند. تمام حرف نسل من در آن مونولوگها خلاصه میشد. من وقتی دیدم آن مونولوگها حذف شدهاند، خیلی ناراحت شدم. بزرگترین شوک زندگیام بود.
نسیم دختری شلوغ و سردرگم است: نسیم دختر شلوغ و سردرگمی است. او از رنگهای متفاوتی در پوشش استفاده میکند. در فیلمهای ایرانی میبینیم که زنها در خانه هم روسری به سر دارند. این تصویر غیرواقعی است.
اما نسیم در خانه یک کلاه رنگارنگ سرش میکرد. فقط در سکانس دادگاه میبینیم که نسیم روسری به سر دارد.
از ما بهترون اهداف بزرگتری داشت: تماشاگران ایرانی عادت کردهاند که در آخر فیلم، دختر و پسر به هم برسند و جشن عروسی برپا شود؛ اما فیلم از ما بهترون، هدف بزرگتری داشت که اجازه ندارم درباره آن حرف بزنم.
در کمدیهای پیژامهپوش بازی نمیکنم: از ما بهترون اصلا یک فیلم کمدی نیست. میتوانم بگویم جدیترین فیلم من است. من حاضر نیستم به هیچ قیمتی در این کمدیهایی که آدمهایش پیژامه پوشیدهاند، بازی کنم. امسال هم چند تا کار غیرکمدی داشتم. «ناسپاس» یک فیلم تاریخی است. «قلب یخی» هم موضوعی جنایی-پلیسی دارد.
عطاران روزنامهنگار میشود
رضا عطاران در روزهایی که از کارگردانی سریالهای تلویزیونی فاصله گرفته، فرصت دارد در فیلمهای متنوع حضور داشته باشد. نقش او در فیلم از ما بهترون، نیمه شوخی و نیمه جدی است، چون فضای کار تا حدودی تلخ است. او خیلی نتوانسته شوخیهای همیشگیاش را ارائه کند. به هر حال برای احسان که نقشش را عطاران بازی میکند، یک پرونده قضایی تشکیل شده و کارش را هم از دست داده و چارهای ندارد؛ اما در عین حال عطاران در صحنههای مواجههاش با نسیم چند تا دیالوگ بامزه میگوید.
او خونسردی همیشگیاش را هم در بازی دارد. هیچ وقت عصبانی نمیشود و در برابر همه چیز بیتفاوت است.
به خاطر عطاران چند ماه منتظر ماندم
انتخاب عطاران برای مهرداد فرید آنقدر مهم بوده که پروژهاش را به خاطر او چند ماه عقب انداخته است. او در گفتگو با «جامجم» میگوید «در سالی که گذشت، عطاران جزو بازیگران پرکار بود؛ اما ارزشش را داشت که برایش منتظر بمانیم، چون بشدت به کاراکتر ما میخورد. بازیگر اصلی ما یعنی رضا عطاران با دو سه جای دیگر قرارداد داشت و ما منتظر شدیم قراردادش تمام شود. در مجموع به خاطر کمبود بازیگر خوب، پروژه از ما بهترون چند ماه به تاخیر افتاد.
رضا عطاران این بار در قالب شخصیت یک روزنامهنگار نقشی جدی را بازی میکند
به فرید میگویم تفاوت این فیلمتان با فیلمهای قبلی استفاده از چندین بازیگر ستاره است، چرا چنین ترکیبی را انتخاب کردید. او پاسخ میدهد: تجربه «همخانه» نشان داد برای آن که مردم فیلم را ببینند، باید بازیگران بیشتر شناخته شده را انتخاب کنیم. اینهایی که الان انتخاب شدهاند، به قصهام میخورند، ضمن این که مردم هم به آنها علاقه دارند. ما فیلم را میسازیم تا مردم بپسندند. قرار نیست فیلم را در گنجه بگذاریم و بایگانی کنیم.
من خودم وقتی میخواهم دیویدی خارجی بخرم، به اسم بازیگرانش توجه میکنم. این فیلم اگر بازیگر ناشناس داشت، هیچ سینماداری حاضر نبود آن را نمایش دهد. رضا عطاران با آمدنش به این فیلم، امضایی را آورد که همان امضا را از او طلب میکردیم.
مهاجرت یک روزنامهنگار
روزنامهنگاری که در این فیلم میبینیم، یک انسان بیگناه نیست، چون کمی دروغ و تخیل چاشنی گزارشش کرده است. او گزارشی با عنوان «شهر در دست فالگیرها» منتشر کرده که تیتر اول روزنامه شده است. حالا مردم از او نشانی دعانویس را میخواهند. قاضی هم میخواهد به جرم نشر اکاذیب محاکمهاش کند. در یکی از صحنهها، زن فالگیر در جواب کنجکاویهای احسان میگوید شغل تو فضولیه. او هم جواب میدهد: اتفاقا درست حدس زدید. من روزنامهنگارم.
در پایان فیلم، احسان که از همه چیز و همه کس خسته شده، تصمیم میگیرد به خارج از کشور مهاجرت کند. فرید به صورت تلویحی میخواهد تلخیهای حرفه روزنامهنگاری را روایت کند؛ اما به چند دلیل خیلی موفق نمیشود. یکی این که فضای فیلم بین واقعیت و خیال در نوسان است، یعنی ما نمیفهمیم که احسان در واقعیت مورد آزار و اذیت قرار میگیرد یا خیال. احتمالا این شیوه قصهگویی برای فرار از دست ممیزیها بوده است. دلیل دیگرش این است که مخاطب خیلی نمیتواند با شخصیت احسان همراه شود. او دقیقا در گزارشش چه دروغی نوشته است که قاضی اینقدر عصبانی شده؟ چرا یک فالگیر را برای معرفی پیدا نمیکند تا به دردسرهایش پایان بدهد؟ او به عنوان یک روزنامهنگار چه کمکی به مبارزه با خرافات و فالگیری میکند؟ تا زمانی که پاسخ این سوالات را ندانیم، نمیتوانیم حس واقعیاش را درک کنیم.
به همین دلیل جستجویش را در سطح شهر خیلی جدی نمیگیریم و رفتن و مهاجرت یکبارهاش هم برایمان به یک صحنه حسی و عاطفی بدل نمیشود.
خبرنگاران در آیینه سینما
تصویر ارائه شده در فیلمها و سریالهای ایرانی از حرفه خبرنگاری و روزنامهنگاری چقدر با واقعیت تطابق دارد؟ از بیشتر روزنامهنگاران که این سوال را بپرسید، کلی گله و شکایت میکنند و میگویند: ما شبیه آن چیزی که فیلمها نشان میدهند، نیستیم.
حرف خبرنگاران منطقی است. فیلمها و سریالها نشان میدهند خبرنگاران آدمهایی فضول، سمج، پرجنب و جوش، خبرچین، پرحرف و عجول هستند. در حالی که این تصویر درباره تعداد کمی از خبرنگاران میتواند درست باشد. بیشتر خبرنگاران به لحاظ حرفهای و اخلاقی خصوصیات متفاوتی دارند. شخصیت اصلی فیلم از ما بهترون یک روزنامهنگار است؛ روزنامهنگاری که گزارشی جذاب درباره فالگیری نوشته و به دردسر افتاده است. خبرنگار این فیلم برخلاف آنچه گفته شد، آدمی کاملا معمولی است.
او شبیه آدمهای دیگر رفتار میکند، مثل آنها حرف میزند و کاری به کار کسی ندارد. البته احسان را فقط یک بار در تحریریه روزنامه میبینیم.این تصویر از تجربه حرفهای مهرداد فرید در حرفه روزنامهنگاری ناشی میشود.
او دراینباره میگوید: من نمیتوانم از گذشته حرفهای خودم دل بکنم. برخی اوقات، قصههایی به ذهنم میرسد که گوشههایی از تجربیات گذشتهام است. این قصه کمی جنبههای فانتزی هم دارد و نمیتوانیم بگوییم صددرصد منطبق با واقعیت است.
احسان رحیمزاده
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)