در همان سال ، هانری در اولین بازی ملی اش هم شرکت کرد و در یک چشم به هم زدن او با فرانسه و به عنوان عضوی از این تیم جام جهانی 1998 را در خاک این کشور برد.
انتقال او به یووه همان طور که پیشتر آمد، موفق نبود و او بیشتر از 18 بازی برای این تیم انجام نداد و فزون تر از 3 گل هم نزد.
وانژه اینجا هم به نجات او آمد و وی را در تابستان 1999 به هایبری آورد و بقیه قصه (فتح جامها با آرسنال و قهرمانی در یورو 2000 با فرانسه) را نیز لابد می دانید.
ساعتها و ساعتها تمرین در هرتفورد شایر، آنجا که تمرینات و گردهمایی های روزانه نفرات آرسنال در آن انجام می شود، به آرامی هانری را به بازیکنی بدل کرد که وانژه می خواست.
او حتی بر ضعف چشمگیر اولیه اش که عجز در گلزنی بود نیز فائق آمد و استقرارش در رده های بالای جدول گلزنان لیگ انگلیس طی 2 سال اخیر، سندی است بر این موضوع.
یک لیدر
او خصلت گذشته اش در زمینه گلسازی را هم حفظ کرده است.

چنان که فصل پیش بجز 24 گلی که شخصا در لیگ زد، در به ثمر رسیدن 23 گل لیگ آرسنال نیز مشارکت داشت.
ژاک سانتینی ، مربی خروسها (لقب تیم ملی فرانسه) گفته است: هانری بتدریج و طی سال 2003 این را فهمید و پذیرفت که می تواند لیدر ما هم در میدان باشد و حالا به نقطه تکاملش رسیده است.
از کسی که نفر دوم فوتبال اروپا و جهان در یک سال اخیر بوده است ، انتظاری بجز این هم نمی توان داشت.