لالایی مادرم رادررویا می شنوم

ایرج بسطامی هنرمندی از دیار غریب در همسایگی کویر بود، صدای او که از نظر آواز، تکنیک ها و فرمهای خاص و بدیعی داشت ، حاصل ریاضت ، سالها تجربه و اندوخته شاگردی استادی بزرگ بود
کد خبر: ۳۴۵۲۶
، هنرمندی فروتن و دوست داشتنی با صدایی دلنشین.
نوایی که روح را نوازش می داد و حس پرواز و بودن را تداعی می کرد، در فراسوی مرزها، شگفت ها آفریده بود و دیگران از دیار غربت به دنبال ردپای صدایش می آمدند و او را می یافتند و تقدیر می کردند اما ما که صاحب نام این موسیقی و صدا بودیم در خیابان مدرس اندر خم اول کوچه بسطامی با چشم به دنبال خانه اش بودیم و اگر خود در را باز نمی کرد می پرسیدیم: خانه استاد بسطامی کجاست ؛
گفتگوی ما با او را هنگامی می خوانید که دیگر از آن خانه نشانی نیست و استاد با مادر و جمعی از نزدیکانش زیر خاک خفته است.


مشخصه اصیل بودن و ماندگاری موسیقی ایرانی را در چه چیز می بینید؛
مردمی بودن و پیوند عمیقی که موسیقی اصیل با تار و پود زندگی و خواسته ها، آمال ، آرزوها، غمها و شادی های عامه مردم دارد و این که می تواند در هر لحظه و هر مکان که آن را می شنوید با هر حسی که دارید روحتان را ارضائ کند و به نظر من راز این ماندگاری را باید در طول قرنها جستجو کرد.

به نظر عده کثیری از مردم موسیقی اصیل یک بیان تالم و اندوه خاصی دارد، نظر شما در این باره چیست؛
این اندوه از کجا منشاء می گیرد؛

در موسیقی اصیل ، ما، مجهز به هفت دستگاه کامل هستیم که هر دستگاه خود زبانی است گویا برای بیان لحظات پیچیده روحی ، عاطفی و معنوی یک عظمت خلقت یعنی انسان و این کمال بی انصافی است که گفته شود موسیقی اصیل تنها با غمزدگان است.
ضمن این که چنین تعبیر نادرستی نسل جوان را به هراس از دور شدن از لحظه های شاد جوانی می اندازد. اگر استادی که این موسیقی را همراهی می کند و نوای دل انگیز و جوان آن را به گوش شنونده می رساند صاحب هفت اکتاو صدا باشد می تواند با استفاده از فنون هفت گانه چنان شور و نشاطی را به پا کند که پیر و جوان را عطاروار از هفت شهر عشق گذر دهد.

نظرتان در مورد موسیقی پاپ چیست؛ آیا این موسیقی و نت های آن نقطه مقابل موسیقی اصیل نیست؛
خیر، هر کدام از این سبکها جایگاه خاص خود را دارد. شاید شما با این سوال می خواهید به انزوای موسیقی اصیل برسید که فکر می کنم دلیل آن این است که در حال حاضر به موقعیت موسیقی اصیل و هنرمندان صاحب این سبک در کشور ما توجه لازم و کافی نمی شود.
موسیقی صدای خداست ؛ این فرموده حکیم ابوعلی سینا را هم در موسیقی پاپ و هم در موسیقی اصیل می توان لمس کرد و دلیلی ندارد که جلوی رشد همدیگر را بگیرند.
این دو سبک جداگانه ، می توانند با هم رشد کنند و به نقطه صعود برسند اما با توجه به این که من یک ایرانی ام و هنوز صدای لالایی مادرم را در رویا می شنوم پس موسیقی اصیل ریشه ای محکم و دیرپا در قلب و روحم دارد و آرام بخش وجود و روان من است.

با داشتن این چنین موسیقی فنی چرا جوانان ما گرایش به پاپ دارند؛ آیا این موسیقی مظلوم واقع نشده است؛
ما در زمانی به سر می بریم که تمام شبکه های ماهواره ای و CDهای وارداتی با نمایش مستقیم سازها در موسیقی پاپ چشمها را خیره ساخته است و موسیقی اصیل ما مصداق این مثل است که از دل برود هر آنچه از دیده رود.

به تازگی کارهای زیادی در موسیقی پاپ انجام گرفته که شما به آن اشاره کردید اما در این میان کسانی هستند که بدون هیچ تکنیکی و به صرف این که صدایشان به نظر خودشان خوب است ، کاست بیرون داده اند، این چه تاثیری بر روند موسیقی اصیل و یا همان موسیقی پاپ دارد؛
ببینید، تکنیک صدای یک خواننده از فیلتر هنر یک آهنگساز عبور می کند و کاست می شود. اگر برای خیلی ها دلنشین نمی شود مشکل فقط از خواننده نیست ، هم خواننده ، هم آهنگساز و هم شعر و خیلی از عوامل مقصرند.
پس اگر دلنشین نیست هیچ کدام از عوامل رعایت نشده است. توصیه من به همه عزیزان جوان این است که سعی کنند یک کار ماندگار به ثبت برسانند و زمانی که تقریبا به همه عوامل موسیقی اشراف پیدا کردند، کار کنند و اگر این روند ادامه پیدا کند که به تازگی روند صعودی داشته است جدایی نسل جوان از موسیقی بویژه اصیل را در پی دارد.

مشخصه خاص و تکنیک صدای شما چیست؛
من دارای سبک خاص و ویژه خود هستم. صدای بدیعی که تقلید آن تقریبا ناممکن است.

منشا آواز شما از کجاست؛ چطور شروع کردید؛
از دوران خاطرات کودکی و بعد از آن ، من از سن 7، 8سالگی آواز را در محضر عموی بزرگوارم آقای یدالله بسطامی آغاز کردم و از محضر استادان مختلفی مانند استاد محمدرضا شجریان بهره بردم.
از سال 1357 که به تهران رفتم کارم را با استاد پرویز مشکاتیان و دیگر استادان موسیقی آغاز کردم و این نقطه شروع آغاز فعالیت های رسمی من بود.

موسیقی اصیل ایرانی را عموم مردم ، نه جامعه خاص موسیقی ، با صدای استاد شجریان می شناسند. ایشان از شما هم به عنوان یکی از پرچمداران موسیقی نام برده اند. نظرتان چیست؛
ابتدا شما ثابت کنید که ایشان چنین مطلبی عنوان کرده اند بعد من پاسخگوی سوال شما خواهم بود، در ضمن چه این گفته صحت داشته باشد و چه نداشته باشد من خود را پرچمدار موسیقی اصیل ایرانی می دانم و همواره به این می اندیشم که این پرچم را در جوامع هنری سرتاسر جهان به اهتزاز درآورم.
در مورد این که موسیقی اصیل با صدای آقای شجریان عمومیت دارد خوب ایشان با توجه به سن و تجربیات خاصی که دارند در این زمینه شناسایی شده اند.

از مشکلاتی که شما را به اینجا رساند بگویید.
یکی از بارزترین این مشکلات را در کاست ظهور جستجو کنید که با ایجاد عدم توازن بین صدا و موسیقی خیانتی آشکار به موسیقی اصیل ما شده است. قطعا رنج ، زحمت و کوشش بسیار، جریانی مستمر بود که مرا به اینجا رساند.

همکاری شما با رسانه ها بسیار محدود است ، علت این عدم همکاری شما چیست؛
با توجه به این که کمبود موسیقی ایران در رسانه ها واقعا احساس می شود. قبل از ورود شما به خانه من افرادی از کشور هلند و اسپانیا آمدند و مرا در شهرم در کوچه بسطامی پیدا کردند اما گویی کسی از خبرنگاران عزیز هموطن نشانی مرا نمی داند.
اگر بگویید تا به حال آدرس نداده ام به آنها هم آدرس نداده بودم. به دنبال یک نوا و صدا مرا در شهرم پیدا کردند. هنرمند متعلق به مردم است و برای ابراز هنرش از هیچ فرصتی دریغ نمی کند، امیدوارم با این تفاسیر به علت اصلی کمبود موسیقی در رسانه های ایران رسیده باشید.

مشکل عمده اجرای یک کنسرت در کشور بویژه کرمان و بم را در چه می بینید؛
از مشکلات ، نه یک مشکل که بگذریم بزودی با همکاری دوست ارجمندم جناب آقای حمید رنجبر کنسرت های مختلف در شهرستان بم و سایر شهرهای استان و ان شاءالله در مراکز استان های کشور برگزار خواهم کرد.

شما در محافل دوستانه هم قطعا آواز می خوانید. حس شما در میان دوستانتان بیشتر است یا کنسرت و چرا؛ چه می تواند این حس را خراب کند؛
برای من هیچ فرقی نمی کند، هر زمان ، نغمه خاص و حس خودش را می طلبد، قطعا روح یک هنرمند لطیف است و می طلبد که حس و نغمه اش را آن طور که می خواهد درک کنند و ارج نهند.
به نظر من تصنیف و آواز هر کدام حال و هوا و زمان خاص خودش را می طلبد اما تصنیف را چون دریا و آواز را اقیانوس ببینید. موسیقی حس و زمان است در این عرصه با کار، تلاش و تجربه اندوزی بیشتر، می توانید به اهداف والاتری برسید.
کارهای گذشته من هر کدام جایگاه خاص خود و حس خاص خودش را دارد و فکر می کنم اثر ماندگاری در تاریخ موسیقی ایران برای نسل های آینده باشد. اولین کاست من در حدود 15 سال پیش با استاد پرویز مشکاتیان و گروه عارف تقدیم ملت شریف ایران شد. حس مرا در زمان اجرا در خود کاستهایم بجویید.

نقطه صعود این عرصه کجاست ، آیا شما به این نقطه رسیده اید؛
موسیقی اقیانوس بیکرانی است که هرکس با کشتی ممارست ، تلاش ، تعهد و تخصص می تواند بر بلندترین امواج آن صعود کند. من همه توانم را به کار بردم.
این اقیانوس ، بیکران است و هرچه تلاش کنید به نقطه صعود که فکر می کنم خداست نزدیک تر می شوید.

با چه گروههایی کار کردید، نقطه مثبت این گروهها چه بوده است؛
با گروههای مختلف و اصالت خاص خود، هنرمندانی که هنرشان به نظر من حد اعلا بوده است.

کدامیک از کاستهای خودتان را بیشتر دوست دارید و چرا؛
همه آنها برای من یادآور خاطراتم هستند، مثل دفترچه خاطراتی که برایم خاطرات خوب و بد را زنده می کند؛ اما در ظهور چهارگاه را به ظهور رساندم و تصنیف های وطن من ، سکوت و... هرکدام در جای خود زیبا هستند.
در کاست ظهور که آخرین کاست من است ، موسیقی بالا و نامتوازن با صدای آن را حذف کنید، آنگاه درمی یابید من با ظهور به ظهور رسیده ام ، بخصوص در آواز چهارگاه و تصنیف ها و این حس را به شنونده هم منتقل کردم ؛ چون استقبال مردم از ظهور بسیار خوب بود.

تفاوت ظهور با آثار دیگر شما چیست؛
اجرای ظهور و البته جدا از کار آهنگ سازی به من نیروی تازه ای داد.

آخرین کاستی که قبل از ظهور داشتید چه بود و چند سال تفاوت سنی با ظهور دارد. علت اصلی این وقفه چه بود؛
کاست رقص آشفته که با ظهور یک سال فاصله دارد و در این مدت مشغول تحقیق در مورد موسیقی اصیل بودم.

از کنسرت های خارجی و دعوتهای اخیر برایمان بگویید.
کنسرت ایرانی در خارج از کشور همیشه مورد توجه بوده و هست و بزودی در 3 کشور بلژیک ، هلند و اسپانیا پرچم پرافتخار کشورم را به اهتزاز درخواهم آورد.

خودتان هم ساز می زنید؛
بله ، مدتی است که با سه تار کار می کنم.

شهرت را چطور تعریف می کنید؛ آیا به نظر خودتان مشهور هستید و از برخورد مردم بگویید.
شهرت ، نفوذ در قلب مردم است و من افتخار می کنم که به این شهرت رسیدم. من خودم یکی از مردم هستم و قطعا سپاسگزار مردم قدرشناس و هنردوست.

در کنار موسیقی چه فعالیت دیگری دارید؛
من برای موسیقی هم زمان کم دارم.

از وضعیت خانوادگی بگویید و چرا تا الان تجرد را انتخاب کرده اید؛
سال 1336 در خطه دلیرمردان کویر شهرستان بم به دنیا آمدم. اکنون دو خواهر و سه برادر دارم. دست تقدیر دو تن از برادران و پدرم را از من گرفت و اکنون با مادرم زندگی می کنم.
بیماری مادرم بزرگترین دغدغه فکری من است و از مردم خوب کشورمان برای بهبودی ایشان التماس دعا دارم.

اوقات فراغت را به چه کاری می پردازید؛
مطالعه و بیشتر ورزش.

چهره های ماندگار موسیقی در دوره های گذشته در شهرستان بم به نظر شما چه کسانی بوده اند؛
در گذشته داریوش رفیعی ، کورس سرهنگ زاده و مرحوم علی سلطانی و در حال حاضر باید یادی کنم از مهدی بهزادپور عزیز.

رابطه شما با علاقه مندان به موسیقی استان و شهرستان چطور است و استقبال جوانان شهر بم از آواز را چطور ارزیابی می کنید؛
فضای کویر حنجره را باز و صدا را رسا می کند و اکثر جوانان شهر من از صدای خوبی برخوردارند، با تلاش و تمرین خستگی ناپذیر می توانند جایگاه خوبی داشته باشند. در این مورد من از هر کار و کمکی که بتوانم کوتاهی نمی کنم.

اعظم جوشایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها