بیباغ و بیبهار با زمستانهای روبهرو
دستها بالا!
این را شاخههای نرسیده به بهار گفتند
پرندههای این حوالی هم خوب میدانند
که روی چمنهای تازه سبز شده
نمیشود نشست و بهار را انکار کرد
این حوالی یعنی همه خیابانهای آفتاب ندیده
یعنی مرگ
تگرگ
روز را به بعد میرسانیم
بیآن که بدانیم
شاخههای عریان
زخمی کدام تبر سبز ندیدهاند
هی
نجابت تهرانهای پیش از این!
در کدام بیبرگی، سکوت کردهاید؟
هر درخت بدبخت
انسانی بوده
که روزی دست به آسمان شاید رنگ پریده
انتظار ایستاده مردن خود میکشیده
و این همه بیحاصلی یعنی
بعد از تمام زمستانهای خیابان
هنوز بهار نشدهای
*
بیش از این بهار را معطل نکن
فال گرفتهام که هیچ درختی با تو نمیافتد
دست بردار ننه سرما
زیر آلاچیق، گم...
خیابانهای تکراری
که صدایم را
زیر...
دختری که هنوز منتظر،
بوق
شهری که چراغهایش
دروغ
موتورسواری که بیکلاه،
آمبولانس
پرندگان هم
هنوز تا شب عید خیلی مانده
پدر
کوچههای ندیده را میخرد
تا شرمنده زن...
بچه، زیر آلاچیق، پیدا...
حسین ناصرالملکی
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.