رسالت:اصولگرایی و ضرورت پرهیز از سیاست زدگی
«اصولگرایی و ضرورت پرهیز از سیاست زدگی»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم نصرت الله حیدری است که در آن میخوانید؛جریان اصولگرایی در ایران به واسطه اقبال عمومی در داخل و خارج از کشور وارد مرحله ای حساس از حیات سیاسی خود شده است. مرحله ای که انتظار تحول آفرینی از آن بیش از گذشته است. مردم توقع دارند مطالبات اساسی آنها با این نگرش پیگیری و مرتفع گردد. علت شکل گیری این نگرش وحدت و همگرایی اصولگرایان در مبانی است که خیلی قابل مناقشه نیست، یعنی اسلام، دفاع از انقلاب و رهبری و راه و رسم امام خمینی. با همین راهبرد بوده است که جریان اصولگرا توانسته است عمق استراتژیک خود را در داخل و در میان ملت های منطقه توسعه دهد و دشمنان نظام را به عقب براند.
اثر بخشی جریان اصولگرا در داخل و خارج باعث وحشت و نگرانی مخالفان نظام اسلامی گردیده است و لذا توقف این حرکت و اخلال در این گفتمان به وجه مشترک مخالفان داخلی و خارجی نظام تبدیل شده است. ایجاد تنش و التهاب آفرینی در داخل از سوی جریان سبز و افزایش فشارهای غرب و آمریکا از مسیر تحریم ها با این رویکرد طراحی شده است، لذا ما برای اولین بار شاهد همگرایی جریان برانداز داخلی و خارجی بدین شکل روشن و شفاف بوده ایم که هر دو جریان از طرح آن ابایی ندارند و آشکارا از مخالفت با نظام و آرمان های ملت ایران سخن می رانند.
خوشبختانه در عرصه داخل با حضور پر صلابت ملت و وجود رهبری بصیر و شجاع دشمن ناکام گردید و مردم با عمق و ابعاد فتنه سبز از نزدیک آشنا و پیوندهای آن را با جریان مخالف نظام به خوبی درک کرده اند. امروز ملت ما از این جریان جز دشمنی و عناد با نظام انتظاری ندارند، اما انتظار ملت بزرگ ایران از جریان اصولگرایی این است که بیش از گذشته برای کارآمدی نظام اسلامی تلاش نماید. بی شک کلید موفقیت در این راه “اتحاد و همگرایی حول محور ولایت و رهبری است”. انتظار این است که جریان اصولگرا بیش از گذشته متحد و هوشیار باشد و در این راه بهانه ای به دست دشمن ندهد.
به نظر می رسد برخی در داخل و دشمن در خارج برآنند تا برای ضربه زدن به جریان اصولگرا او را دائم به امور بی حاصل سیاسی مشغول کرده و مانع خدمت رسانی دولت به ملت شوند. لذا این جریان استراتژی ایجاد اختلاف و تفرقه در میان جریان اصولگرا خاصه در قوای سه گانه را در دستور کار خود قرار دادند. اصولگرایان و بویژه رهبران و روسای محترم قوا باید با تدبیر با چنین شیطنت هایی برخورد نمایند. استراتژی دشمنان انقلاب در این حوزه بر چند اصل متمرکز است.
1- دامن زدن به اختلافات قوای سه گانه و ارکان حاکمیت برای القای
عدم ثبات سیاسی در کشور
2- ایجاد اختلاف میان ارکان نظام با بدنه اجتماعی
3- ایجاد اختلاف میان رهبران، احزاب و فعالان اصولگرا با بدنه اجتماعی و قوای سه گانه
4- التهاب آفرینی در عرصه سیاسی و اجتماعی که نتیجه آن فراموش شدن مطالبات مردمی است. (هر روز یک بحران)
5- دامن زدن به سخنان تنش زا و جنجالی برای ملتهب نشان دادن فضای جامعه
6- مشغول کرن اصولگرایان به منازعات بی حاصل سیاسی و فراموش شدن مردم و مطالبات رهبری
7- تیره و تار نشان دادن فضای جامعه و گرفتن روحیه امید و نشاط از مردم و جامعه
به نظر می رسد که رهبران جریان اصولگرا با عمق این فتنه کاملا آشنا بوده و در راستای مقابله با این ترفند، اصولگرایان همگرایی را در شرایط کنونی یک ضرورت اجتناب ناپذیر می دانند و برای عملیاتی کردن آن تلاش می نمایند. زیرا در یک فضای پر التهاب و سیاست زده امکان خدمت رسانی صادقانه وجود ندارد. برخی کارشناسان دیدار اخیر جامعتین را گامی در این راستا ارزیابی می نمایند. نزدیکی دولت های بزرگ روحانی کشور که به لحاظ اثر گذاری در مرتبه بالایی قرار دارند ضمن خنثی سازی استراتژیک ایجاد تفرقه در میان عناصر و گروه های روحانی برای دیگر اصولگرایان نیز پیام وحدت و همراهی به دنبال دارد.
بی شک پیام این اقدام و دیگر تحرکات رهبران و فعالان جریان اصولگرا این است که مردم ما این سطح از منازعات بی حاصل سیاسی را از اصولگرایان نمی پذیرند و اصولگرایان تنها در یک فضای وحدت و همدلی می توانند ضمن مراقبت از تحرکات دشمن به مردم خدمت نمایند. در پایان امیدواریم فضای سیاست زده کنونی که برای اصولگرایان یک آفت است به فضای برادری و همدلی برای اعتلای ایران اسلامی و خدمت رسانی به ملت ایران تبدیل شود.
تهران امروز:کارت دعوت برای کدام مذاکره؟
«کارت دعوت برای کدام مذاکره؟» تهران امروز به قلم حسن وزینی است که در آن میخوانید؛مذاکرات هستهای ایران و گروه 5+1 ماههاست که زیرسایهای از کارشکنیها و عدمپایبندی به اصول و روش مذاکره قرار دارد. از زمان حضور سعید جلیلی در ژنو – سال گذشته – تاکنون سه اتفاق مهم در این عرصه رخ داده که نشانگر کارشکنی یک طرف مناقشه و عدمپایبندی آن به نقشه راه برای گشودن زمینههای مذاکره است.
در دورانی که ایران فعالیتهای هستهای را خود به نشانه حسن نیت و برای جلب اعتماد بینالمللی - برخلاف عرف حقوق بینالمللی و حقوق مسلم خود - به تعلیق درآورده بود و در آن دوره سیاست نظام براساس استراتژی متانت و بردباری در قبال مخالفتهای غرب بود، مذاکره بهعنوان ابزار و اهرمی برای وادار کردن ایران به چشمپوشی از حقوق انکارناپذیرش در دستور کار آنها قرار داشت.
صحت این ادعا نیز آن است که تیم هستهای سابق به دلیل نتیجهبخش نبودن مذاکرات، اقدام به فک تعلیق از فعالیتهای غنیسازی اورانیوم کرد. آن زمان مذاکره با هدف عدم کسب نتیجه مطلوب برای ایران، از سوی غرب پیگیری میشد. در دوره دوم مذاکرات هستهای که با ابتکار پاسخ به سوالات و خاتمه دادن اختلافات همراه بود، گفتوگوها و مکاتبات زیادی بین ایران و اروپا در قالب مدالیته صورت گرفت که هر چند از لحاظ حقوقی نتایج خوبی داشت اما در بعد سیاسی این مناقشه راهگشا شد.
اکنون در دوره سوم مسائل هستهای ایران و غرب، گرچه در روساخت این دیالوگ تغییراتی صورت گرفته - از جمله اینکه آمریکا از دوران اوباما حضور پررنگتری در عرصه گفتوگوها داشته و در ایران استراتژی متانت و بردباری جای خود را به استراتژی ایستادگی و نتیجهگرایی داده است - اما در زیرساخت الگوی مذاکره اتفاق تازهای رخ نداده است. دلیل آن است که مذاکره سطح رویین یا گام نهایی یک رویکرد تعاملگرایانه است.
مردم سالاری:دولت و مطبوعات
«دولت و مطبوعات»عنوان سرمقالهی روزنامهی مردمسالاری به قلم کورش شرفشاهی است که در آن میخوانید؛از هنگامی که مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی برگزیده شد تاثیرات دسترسی به اخبار و اطلا عات، مطالعه روزمره و تقویت جایگاه روزنامه و رسانه به عنوان یک اصل تاثیرگذار مورد تاکید قرار گرفت تا مردم و دولتها بدانند که تا چه اندازه این بخش اهمیت دارد. در گذشته دور وحشتناکترین کلمه برای رسانه ها کلمه سانسور بود بدین معنا که می بایست آن چیزی را بنویسند و بگویند که دولتها می خواهند و هر آن چیزی که با این مفهوم مغایرت داشت به اشکال مختلف حذف می شد.
اما پس از گذشت مدتی و تعاریف گسترده ای که از آزادی بیان و حقوق بشر بر سر زبانها جاری شد، امکان چنین سانسوری به فراموشی سپرده شد و جای آن را بمباران خبری گرفت; بدین معنا که سیاستمداران و دولتمردان به جای حذف اخباری که مغایر با اهدافشان بود آنچنان به تولید خبرهای جدید و تازه پرداختند که مردم به صورت ناخودآگاه آن چیزی را بخوانند و ببینند که با اخبار تخریبی فاصله داشته باشد.
اما در کشور ما، در حالی که ایران اسلا می به وسیله رسانه های بیگانه مورد هجمه قرار می گیرد و در بسیاری از موارد شاهد هستیم که رسانه های آن طرف آب به صورت گسترده علیه نظام سرمایه گذاری کرده و به تولید خبر می پردازند تا واقعیت ها را بنا بر امیال و اهداف خود نشان دهند کم لطفی به روزنامه ها و خبرگزاری ها به معنای خالی کردن صحنه مقابله خبری است. مدتی است که یکی از شریان های اقتصادی روزنامه ها که همان آگهی های دولتی است قطع شده و البته فراموش نکنیم که یارانه های نقدی و غیر نقدی نیز پرداخت نمی شود یا کاهش داشته است و در آخرین اقدام، دولت اعلا م کرد که آگهی هایش را فقط به روزنامه دولتی ایران می دهد و این با واکنش روزنامه ها حتی روزنامه های حامی دولت روبرو شد.
البته برخلا ف نظر آقای احمدی نژاد، روزنامه ها فقط وابسته به آگهی های دولتی نیستند هر چند که جذب آگهی از حوزه های دیگر هم دشوار است چرا که در ایران اقتصاد به شدت دولتی است و اقتصاد خصوصی به آن معنا نداریم که روزنامه ها به اقتصاد خصوصی دل خوش کنند.
از سوی دیگر انتقاد نسبت به موضوع چگونه توزیع آگهی های دولتی صرفا مربوط به روزنامه های منتقد نیست بلکه روزنامه های حامی دولت نیز نسبت به آن انتقاد دارند چرا که این شیوه را غیر عادلا نه می دانند و معتقدند با شعار عدالت که دولت سر می دهد ناسازگار است. بنابراین نمایندگان مردم در خانه ملت طرحی تهیه کردند تا این مهم رااصلا ح کنند اما در حالی این طرح در مجلس مورد بررسی قرار گرفت که از 290 نماینده تنها 194 نماینده حضور داشتند و از این تعداد نیز عده ای رای نداده و عده ای ممتنع بودند که در نهایت موافقان طرح تنها با یک رای از مخالفان عقب ماندند. نکته مهم در این جلسه اظهارات ابوترابی فرد بود که در غیاب لا ریجانی ریاست مجلس را برعهده داشت.
ابوترابی فرد هنگام رای گیری اعلا م کرد که دولت قصد دارد در مصوبه اش تجدید نظر کند که این جمله بر رای نمایندگان تاثیر گذاشت. چرا که برخی نمایندگان حامی دولت معتقد بودند وقتی دولت قرار است این مشکل را حل کند چه دلیلی برای دخالت مجلس وجود دارد. البته یک فوریت این طرح رای نیاورد و امیدواریم طرح درکمیسیون حقوقی قضایی بررسی شده و به طور عادی در صحن علنی مجلس مطرح شود. اما فراموش نکنیم که در برنامه چهارم توسعه، قرار بود نظام جامع اطلا ع رسانی از سوی دولت ارایه شود تا بسیاری از سو»تفاهم ها پایان یابد که آن نیز هنوز ارایه نشده و در حالی که لا یحه پنجم توسعه در دست بررسی است خبری از نظام جامع اطلا ع رسانی نیست.
نکته مهمتر آن است که اگر دولت مصوبه خود را پس گرفت نباید این طرح به فراموشی سپرده شود بلکه باید قانونی تا زمان ارایه نظام جامع اطلا ع رسانی بر مطبوعات کشور سایه افکند تا سو»تفاهم ها را به حداقل کاهش دهد.
کیهان:بمبی که عمل نمی کند!
«بمبی که عمل نمی کند!»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حمید امیدی است که در آن میخوانید؛حضرت آیت الله خامنه ای روز گذشته طی پیامی که به مناسبت هفتمین روز شهادت جمعی از مردم خداجوی زاهدان در انفجار تروریستی اخیر این شهر صادر نمودند، پشتیبان اصلی این جنایت را دستگاه های جاسوسی آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس برشمرده و تاکید کردند؛ یکی از اهداف اصلی دشمنان از این اقدام تروریستی اختلاف افکنی و فتنه انگیزی مذهبی است.
بدون تردید انفجار مسجد جامع زاهدان ادامه کینه توزی دشمنان با ایران اسلامی است. این برای نخستین بار نیست که منطقه زاهدان شاهد عملیات کور تروریستی و شهادت و اسارت تعدادی از هموطنانمان است. انفجار اخیر یکی از حلقه های زنجیره دشمنی استکبار و در راس آن آمریکا با ملت و نظام جمهوری اسلامی است.
پیش از این نیز بارها سیستان و بلوچستان عزادار بروز فجایع این چنینی بوده است. دی ماه 84 گروهک ریگی با حمله به پاسگاه مرزی سراوان 9 مرزبان را به گروگان گرفتند. اسفند ماه همان سال حادثه تاسوکی اتفاق افتاد و طی آن 36 نفر از عزیزان این مرز و بوم به شهادت رسیدند. بهمن ماه 85 اتوبوس حامل فرماندهان سپاه پاسداران در بلوار ثارالله شهر زاهدان مورد سوءقصد تروریستی قرار گرفت و دهها تن از سپاهیان شهید شدند. خرداد ماه 87 یکبار دیگر پاسگاه مرزی سراوان مورد حمله قرار گرفت و 16 مرزبان به گروگان گرفته شدند. دی ماه همان سال به دنبال یک عملیات انتحاری در سراوان 4 شهید برجای ماند. خرداد ماه 88- در آستانه انتخابات ریاست جمهوری - انفجار مسجد حضرت علی بن ابی طالب(ع) زاهدان رخ داد که طی آن 25نمازگزار شهید و 120نفر مجروح شدند. آخرین اقدام تروریستی از این دست- پیش از انفجار مسجد جامع زاهدان- مربوط به مهر ماه سال پیش است که سردار شوشتری به همراه جمعی از مسئولان سپاه و مردم منطقه به شهادت رسیدند.
عبدالمالک ریگی در اعترافات خود تصریح کرده بود که درخواست مستقیم آمریکا، اسرائیل و برخی از کشورهای اروپایی بمب گذاری در مناطق ایران- خصوصاً مناطق شیعه و سنی نشین- است.
پیش از وی عبدالحمید ریگی نیز در اعترافاتش اسرار این گروهک تروریستی را برملا ساخته و آمریکا را پشت صحنه تمام جنایات این گروه معرفی کرده بود. وی که چندی پیش از اعدام در جمع علماء، روحانیون و سران قبایل و طوایف سیستان و بلوچستان به تشریح و چگونگی انجام عملیات تروریستی گروهک ریگی پرداخته، گفته بود؛ بیشتر این عملیات ها به خاطر نشان دادن قدرت گروهک در این استان و خارج از آن به آمریکا بود تا این کشور امکانات مالی و اطلاعاتی لازم را برای ادامه کار فراهم نماید.
با این حال و علیرغم افشای حمایت مستقیم آمریکا از ترورهای کور سیستان و بلوچستان، هیلاری کلینتون و جان برینان- معاون رئیس جمهور آمریکا در امور امنیت داخلی و مبارزه با تروریسم- حمله تروریستی به مسجد جامع زاهدان را محکوم کردند. جالب آنکه وزیر امور خارجه آمریکا ضمن آنکه سعی دارد با محکومیت ظاهری این اقدام، دامان کاخ سفید را مبرا نشان دهد، در عین حال انفجار تروریستی زاهدان را محملی برای توجیه دخالت های آمریکا و نهادهای بین المللی دست نشانده این کشور در مبارزه با تروریسم قرار داده و می گوید؛ این حمله به همراه حملات اخیر در اوگاندا، پاکستان، افغانستان، عراق و الجزایر بر لزوم اینکه جامعه بین المللی برای مقابله با سازمان های تروریستی که زندگی شهروندان بی گناه را در سراسر جهان تهدید می کند متحد شوند، تاکید می کند!!
اسناد و شواهد حاکی از آن است که گروه تروریستی القاعده- که حجم وسیعی از عملیات های تروریستی در جهان و خصوصاً خاورمیانه را شامل می شود- و همینطور شبه نظامیان طالبان و گروه های تروریستی چون گروهک ریگی و... همه زاده و پرورده خود آمریکاست. مگر حمله نظامی و اشغالگرانه آمریکا به افغانستان به بهانه سرکوب طالبان و القاعده و دستگیری بن لادن تروریست نبود؟! چرا وقتی جای پای آمریکای اشغالگر با همراهی برخی از کشورهای غربی در این کشور محکم شد و سالهاست از سود سرشار و میلیارد دلاری ناشی از تجارت مواد مخدر بهره مند می شوند ، دیگر نامی از «بن لادن» نمی برند و کسی سراغ او را نمی گیرد؟!
چرا وقتی ژنرال آمریکایی و فرمانده آمریکا در افغانستان با یک مصاحبه، اهداف جنگ افغانستان را زیر سؤال می برد، بلادرنگ عزل شده و پترائوس با سوابق آشکاری که برای مردم منطقه- خصوصاً کشور عراق- دارد به جای او می نشیند؟ آیا می توان پذیرفت بین انفجار مسجد جامع زاهدان و همزمانی آن با انتصاب پترائوس در افغانستان ارتباطی نیست؟
یکی از اهداف اصلی دشمن از بمب گذاری در زاهدان، ناامن کردن فضای کشور است. این موضوع نشان می دهد که آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی مخالف با ایران اسلامی، در طرح های خود برای رویارویی با نظام شکست خورده اند.
هم چنین دشمنان انقلاب اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب، اختلاف افکنی میان شیعه و سنی را از راههای مختلف دنبال کرده اند. بدون تردید انفجارهای زاهدان نیز ذیل همین معادله تعریف می شود. اختلاف افکنی و فتنه انگیزی خواسته ایادی استکبار است. اما سابقه 30 سال گذشته نشان می دهد که با هوشیاری مردم مسلمان ایران و بصیرت و آگاهی از مقاصد شوم دشمنان، هرگونه اختلاف افکنی مذهبی در ایران باعث اتحاد بیشتر شیعیان و سنی ها شده است. اقوام مختلف سنی مذهب در سیستان و بلوچستان بارها مورد هدف عملیات تروریستی قرار گرفته و تعدادی از آنان شهید و مجروح شده اند. موضع گیری سران طوایف سنی علیه تروریست ها و همراهی گسترده مردم سنی مذهب دوشادوش برادران شیعه در مراسم تشییع و بزرگداشت شهدای زاهدان، تیر خلاصی بر نیت شوم تفرقه افکنی دشمن است.
مقام معظم رهبری در پیام اخیر خود با اشاره به اینکه این توطئه خبیث از سوی دستگاه های جاسوسی آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس صورت گرفته و به خیال خام آنان، جمهوری اسلامی درگیر فتنه مذهبی و نزاع شیعه و سنی شده،می فرمایند: «اهل تسنن در ایران اسلامی نیز مانند برادران شیعه خود بارها وفاداری خویش را به این نظام مقدس اسلامی ثابت کرده و مردانه و مؤمنانه در برابر استکبار و عوامل مزدورش به دفاع از جمهوری اسلامی و کشور عزیز، ایران برخاسته اند.» بدون شک برکت خون شهدای اخیر زاهدان موجب همدلی بیشتر و وحدت استوارتر میان ملت ایران خواهد شد.
جنایات تروریست ها به منظور تفرقه افکنی مذهبی و تفرق مردم مسلمان منطقه صورت می گیرد اما همبستگی و وحدت مضاعف شیعه و سنی در سیستان و بلوچستان نشان می دهد که این بمب عمل نکرده است.
و نکته آخر اینکه؛ بد نیست همسایه شرقی و دوست ما، پاکستان نیز مراقب باشد که کشورش تبدیل به حیاط خلوت اشرار تروریست و معاند ایران اسلامی نشود. مجاورت سرزمین ایران با چهار ایالت پنجاب، سرحد، سند و بلوچستان این کشور که از کانونهای شناخته شده برای گروه های تروریستی و منازعات مسلحانه فرقه ای به شمار می روند، نباید برای ثبات مناطق مرزی و همجوار کشورمان یک تهدید به حساب آید. به هر حال دولت پاکستان باید برای حل این موضوع و برچیدن لانه هایی که تروریست هایی چون بازماندگان گروهک ریگی در آن خزیده اند، فکری نماید. این خواسته و انتظار به حق مردم ومسئولان جمهوری اسلامی و همچنین لازمه حسن همجواری است.
ابتکار:سیمای بی نشاط
«سیمای بی نشاط»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم رضا عموزادی است که در آن میخوانید؛ روی صحبتم با ریاست محترم رسانه ملی کشور است. جناب آقای ضرغامی، من و خانواده من و مردمان جامعه من تا کی باید بنشینیم و نظاره گر برنامههای کسل کننده و ملال انگیز از صدا و سیما باشیم.جنابعالی بهتر از هر کس میدانید که یکی ازکارکردههای مهم رسانه ملی ایجاد شور و نشاط و شادمانی در جامعه است. بسیاری از جامعه شناسان و روان شناسان معتقدند نشاط و شادمانی موجب پیشرفت و توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.
شادی ونشاط یک نیاز فردی واجتماعی ویک ضرورت برای تأمین سلامت روان به شمارمی آید. در سایه شادی است که زندگی معنا و مفهوم پیدا میکند و دلها بهم نزدیک میشود و شادی اجتماعی، بهداشت روحی و روانی برای افراد جامعه ایجاد میکند.
سهم شما و مدیران شما در ترویج فرهنگ شادی و نشاط در جامعه چقدر است؟ چرا صدا و سیما از فرصتها ی پیش رو در اعیاد ملی و مذهبی به خوبی استفاده نمیکند؟ ایام ماه شعبان، ماه شادی، شور، شعف و شادمانی شیعیان است. فرصتی بسیار مغتنم پیش روی مدیران سازمان صدا و سیما که متاسفانه به راحتی با ساخت چند برنامه روتین تکراری و کسل کننده وبدون هیچ گونه خلاقیت و جاذبه هنری از دست میرود . اگرچه در تقویم سالانه ما ایرانیان بسیار است از ایامی که شادی آفرین هستند. اما رسانه ملی کمتر به این مهم توجه میکند و با ساخت چند برنامه سطحی از آن میگذرد. به اعتقاد بنده بین برنامههای مناسبتی سوگواری و اعیاد تفاوت چندانی دیده نمیشود.
پخش گفتگویهای دو نفره و چند نفره و بعضاً خسته کننده در ایام عید آن هم در تمامی شبکهها برای آحاد مردم خارج از حوصله بوده و شادی آفرین نیستند. مخاطبی که در ایام عید پای گیرنده تلوزیون مینشیند حوصله وعظ و خطابه و سخنرانی را ندارد. بلکه او به امید پخش تصاویری شادی آفرین، موسیقیهای زیبا، آوازهای دلنشین و برنامههای مفرح و سرگرم کننده پای گیرنده خود مینشیند. بارها و بارها اتفاق افتاده است افراد در یک روز تعطیل و عید ترجیح میدهند دور هم پای برنامههای رسانه ملی بنشینند ولی متاسفانه چون در هیچ شبکهای نیاز خود را نمییابند با عصبانیت گیرنده خود را خاموش میکنند و در پی سرگرمیهای دیگری میروند.
مولودیها و سرودها ی مذهبی هم آنقدر کوتاه و ناقص ودر ساعاتی نامناسب پخش میگردند که هیچ حسی در بیننده برانگیخته نمیکنند.
در یک بررسی کلی از برنامههای صدا و سیما به وضوح جای خالی برنامههای شادی آفرین را میتوان حس کرد. چرا رسانه ملی ما در گریاندن و یا نشان دادن غم ومصیبت به وظایف خود به شایستگی عمل میکند اما در پرداختن به شادی و نشاط در اعیاد دینی و مذهبی بسیار ناتوان است.
ریاست محترم سازمان صدا و سیما، در عصری که دنیا اسب ماهواره را زین کرده و چهار نعل میتازد و در برههای که بر روی هر بام و تراسی بشقابهای آهنین، جهان را در جعبه کوچک تلوزیون خانهها به نمایش میگذارد. باید فکر ی جدی و عاجل به حال رسانه ملی شود. بدون شک برنامههای امروز رسانه ملی به ویژه در بخش سرگرمی و طنز نیازخانوادهها به خصوص جوانان را برآورده نمیسازد.
به نظر میرسد با توجه به اهمیت موضوع شادی و نشاط اجتماعی و تاثیررسانه ملی درایجاد روحیه امید به زندگی، شبکهای با رویکرد صرفاً سرگرمی و طنز تحت عنوان شبکه خنده و سرگرمی به شبکههای تلوزیون اضافه گردد.
چو شادی بکاهد بکاهد روان خرد گردد اندر میان ناتوان
جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفته
«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی سات که در آن میخوانید؛ماه شعبان در این هفته در حالی به نیمه نزدیک میشود که دیدگان منتظر و دلهای تشنه محبت و عدالت همچنان به افق انتظار دوختهاند و طلوع طلعت مهدوی را لحظهشماری میکنند. این روزها در آستانه میلاد خورشید عالمتاب منجی عالم بشریت حضرت بقیةاللهالاعظم(عج) به تدریج همه جا غرق در شادی و شور و نور و سرور میشود و دستهای نیایش از آستین نیاز به سوی آسمان پر میکشند و لحظات وصل و پایان هجران را مسألت میکنند، آن واقعهای که از بیکران سیاهی، نوای امید به گوش میرسد و ملائک ندا میدهند که گاه هجران سرانجام به پایان رسید و روح ایمان و تجلی قرآن از سراپرده غیبت بدر آمد.
منتظران ظهور عدالتگستر جهان و مهدی صاحبالزمان(عج) خود را برای برپایی جشنهایی آماده کرده و جامعه را متوجه حضور ابرمردی میکنند که سرانجام روزی با ندای آسمانی "اناالمهدی" از کنار خانه خدا بشارت ظهور را سرخواهد داد و جهان را به عدالت و اقامه کمالات و برادری و روشنایی هدایت خواهد کرد ولی آیا ما منتظران چنین منجی حیاتبخشی، خود را برای برپایی این مدینه فاضله و جامعهای آرمانی آماده کردهایم؟ آیا ظرفیتها و قابلیتهای چنین دورانی را در خود ایجاد کردهایم؟
آنچه مسلم است و بی هیچ واسطهای قابل درک، این واقعیت است که کاروان بشریت در این روزگاران، خستهتر و درماندهتر از همیشه در وادی ضلالت و در طوفان حوادث، راه خود را گم کرده و در انتظار راهنمایی است که او را از گمراهی برهاند و قافله بشریت را به سرمنزل مقصود هدایت کند. امروز، جهان عطشناک در انتظار آمدن باران لحظهشماری میکند. خاک تشنه و دلهای به لب رسیده، طعم روزگار رهایی و آب حیات جاودانی را جستجو مینماید. پس این روزها که در هر کوی و برزن، سالروز میلاد خجسته آن مظهر حقیقی دین خدا را گرامی میداریم، سعی کنیم با آغاز تحولی فرهنگی در روح و جان خویش برای یاری آن عزیز آماده شویم و خود را به صفات و کمالات منتظران نزدیک کنیم، چرا که با کمال تاسف باید اذعان کرد جامعه ما با ماهیت انتظار و روح منتظر فاصلههای ناپیموده بسیاری دارد و برای تحقق این روحیه و رسیدن به فرهنگ انتظار باید بدور از پیرایهها تلاش کرد و اخلاق و معنویت و مسئولیت پذیری را در جامعه خویش نهادینه نمود.
طلیعه هفته جاری با سالروز ولادت چهارمین ستاره درخشان آسمان ولایت و پیامآور واقعه عاشورا، حضرت سیدالساجدین و زینالعابدین امام حسین بن علی علیهالسلام همراه بود که اسوه کامل اخلاق انسانی و کمالات معنوی لقب گرفتند. ایشان عبد صالح و روح بزرگ پرستندگی بودند که با زبور خویش یعنی صحیفه سجادیه، اوج معنویت و عبودیت را برای همیشه به یادگار گذاشتند.
از حوادث تاثربرانگیز و دلخراش هفته باید به فاجعه عملیات تروریستی انفجار در مسجدجامع زاهدان اشاره کرد که به شهادت 29 تن و به خاک و خون کشیده شدن صدها نفر دیگر از شهروندان زاهدانی شد که برای شرکت در مراسم میلاد حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام قصد حضور در مسجد را داشتند. پیکر شهدای این حادثه جنایتبار تروریستی که گروهک آمریکایی هوادار عبدالمالک ریگی مسئولیت آنرا پذیرفت؟ در ابتدای هفته با حضور گسترده مردم تشییع شد و مردم داغدار خواستار اقدام فوری مسئولین در دستگیری عاملان جنایت و برخورد جدی با آنان و خشکاندن عوامل فتنه در سیستان وبلوچستان شدند.
در همین رابطه دیروز حضرت آیتالله خامنهای در پیامی به مناسبت هفتمین روز شهادت جمعی از مردم مومن زاهدان در انفجار تروریستی مسجدجامع این شهر تاکید کردند دستگاههای مسئول موظفند دشمنان وحدت و امنیت را به سزای اعمالشان برسانند. ایشان تروریسم کور را زائیده سیاستهای خباثتآلود آمریکا و انگلیس دانسته و فرمودند: "بر همه مسلمانان واجب است که با این مولود شوم که مصداق بارز افساد فیالارض و محاربه با خداست، مقابله و مبارزه کنند."
رهبر معظم انقلاب همچنین فرزانگان شیعه و سنی را از خطر بزرگ فتنههای مذهبی که آرزوی بزرگ دشمنان اسلام است برحذر داشته و مردم مومن را نیز به پرهیز از هر نوع حرکت بیرویه فرا خواندند.
از رویدادهای توجه برانگیز هفته آنکه هنوز چند ساعتی از انفجار تروریستی در مسجد جامع زاهدان نگذشته بود که از واشنگتن خبر رسید آمریکا تلاشهای جدیدی را برای خارج کردن سازمان منافقین از لیست گروههای تروریستی آغاز کرده است و همه اینها در حالی است که باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا شعار "تغییر" را به عنوان شعار انتخاباتی خود برگزیده و قول داده بود که سیاست خارجی توسعهطلبانه آمریکا را اصلاح کند. تصمیم دولت اوباما برای توسعه همکاری با گروههای تروریستی علیه ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران در شرایطی است که دولت بوش حاضر نبود مسئولیت چنین خباثتها و جنایتهایی را برعهده بگیرد ولی این بار دولت اوباما که در هیبتی جنگطلبتر ظاهر شده با حمایت و پشتیبانی از گروههای تروریستی علنا اقدام به جنگ با ملت ایران کرده است.
به نظر میرسد با این اقدامات ضدایرانی و توسعه فشار و تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران، ماهیت واقعی شعار "تغییر" وی آشکارتر از قبل شده و این حقیقت از آن بدست میآید که سیاست خارجی کاخ سفید به سمت افراطگرایی بیشتر تغییر کرده است.
در این هفته مجلس شورای اسلامی طرحی را از تصویب گذراند که دولت را مکلف به خوداتکایی در فناوری هستهای کرد. براساس طرح صیانت از دستاوردهای هستهای سازمان انرژی اتمی موظف به تولید و تامین سوخت هستهای 20 درصد شد. همچنین از دولت خواسته شد نسبت به کشورهایی که به بازرسی هواپیماها و کشتیهای ایرانی با محمولههای باری کشور مبادرت میکنند یا از تحویل سوخت به هواپیماهای ایرانی در همراهی با تحریمهای آمریکا خودداری میکنند، مقابله به مثل نماید. این اقدام نمایندگان مردم در حقیقت واکنشی بود که مجلس در قبال قطعنامه چهارم شورای امنیت و همچنین تحریمهای یکجانبه آمریکا انجام داد تا بتوان در راستای یک سیاست هوشمندانه، غربیها را از رسیدن به اهداف شومشان در محروم کردن ایران از دستیابی به فناوری هستهای مایوس ساخت.
این هفته در موضوعات خارجی، رویدادهای عراق، مسائل مربوط به فلسطین و تحولات افغانستان، بیشترین حجم اخبار و گزارش رسانهها را به خود اختصاص دادند. در عراق، با اینکه چندین دور مذاکره میان سران گروههای سیاسی برگزار شد ولی نتیجه ملموسی از این گفت وگوها حاصل نشد و گره کور تشکیل دولت همچنان ناگشوده ماند. در تازهترین تحولات، مقتدی صدر رئیس جریان صدر و ایادعلاوی رئیس گروه العراقیه در دمشق دیدار کردند و متعاقب آن علاوی با نوری مالکی در بغداد گفت و گو کرد.
در جریان این دیدارها، طرفین بر تسریع در تشکیل دولت جدید تاکید کردند و اعلام نمودند که حاضرند برای رفع موانع و هموار نمودن مسیر تشکیل دولت، امتیازاتی بدهند ولی در عمل آنچه مشاهده شد ادامه بن بست و اختلاف بود. دیدار مقتدی صدر با ایاد علاوی، اگرچه با میانجیگری بشار اسد صورت گرفت ولی میتواند به مفهوم تشدید شکاف میان جناح "ائتلاف ملی" به رهبری سید عمار حکیم، که گروه مقتدی صدر نیز عضو این ائتلاف است، از یکسو و تشکل "دولت قانون" به رهبری نوری مالکی نخستوزیر کنونی باشد.
جناح سید عمار حکیم و نوری مالکی چندی قبل باائتلاف با یکدیگر، فراکسیون "ائتلاف ملی" را در مجلس جدید عراق تشکیل دادند که پس از تحولات سالهای اخیر و انشقاق در جناح شیعیان، خبر خوب و امیدوار کنندهای برای اعاده صلح و ثبات به عراق تلقی شد ولی از آن پس، عملاً گام موثری در موفقیت این ائتلاف جدید مشاهده نشده است و آنچنانکه شنیده میشود اصرار جناح نوری مالکی بر ادامه تصدی نخست وزیری از موانع توفیق ائتلاف جدید میباشد.
منشأ این اختلافات هرچه باشد محملی شده است تا گروه العراقیه با تکیه بر آن، بر مواضع انحصارطلبانه و زیادهخواهانهاش، که البته از سوی آمریکا و عربستان تحریک و پشتیبانی میشود، پافشاری کند. نوری مالکی این هفته اعلام کرد اگر کشورهای خارجی بگذارند عراقی ها، خود مسائل شان را حل میکنند که البته، عین واقعیت است ولی خود مالکی نیز باید توجه داشته باشد تداوم اختلافات داخلی، زمینه را برای جولان طرفهای خارجی مساعدتر میسازد.
این هفته نمایندگانی از کشورهای مختلف در کابل گرد آمدند و یا بهتر گفته شود توسط آمریکا گردآوری شدند تا کنفرانس کابل را برگزار کنند. براساس آنچه رسماً عنوان شد هدف از این نشست یک روزه، بررسی تحولات افغانستان و تخصیص کمکهای مالی جدید برای بازسازی این کشور بود ولی هدف اصلی این بود که اولاً، واشنگتن برای تامین هزینه اشغالگریش در افغانستان، دیگر کشورها را نیز وادار به پرداخت هزینه کند و ثانیاً، به اشغالگریش مشروعیت و اعتبار بینالمللی بدهد. واقعیت این است که دولت آمریکا در ادامه تامین هزینه سرسام آور جنگ افغانستان دچار مشکل جدی است چرا که افکار عمومی آمریکا فشار شدیدی را به کاخ سفید وارد میسازند و واشنگتن را به دلیل هزینه برای این جنگ بی ثمر که هر روز ابعادش گستردهتر میشود نکوهش میکنند. از اینرو دست دولتمردان آمریکا در هزینه کردن در جنگ افغانستان روز به روز تنگتر میشود. این شرایط برای دولت آمریکا، به ویژه پس از آشکار شدن حیف و میل شدن کمکهای مالی در افغانستان، بغرنجتر شده است به گونهای که چندی قبل، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا تاکید کرد دیگر حاضر نیست یک دلار برای ا فغانستان هزینه شود.
شکستهای گسترده و ناکامیهای پی در پی واشنگتن در مهار بحران افغانستان، دولتمردان آمریکا را به شدت نگران ساخته و نسبت به عواقب مرگبار جنگ افغانستان وحشت زده کرده است. از اینرو، به زعم آمریکاییها برگزاری اجلاس کابل، ضمن اینکه میتوانست شرکای مالی جدیدی در پرداخت هزینههای جنگ افغانستان برای آمریکا فراهم کند، اعتبار و قوت قلبی نیز برای دولتمردان کاخ سفید و نظامیان روحیه باخته ناتو در افغانستان باشد.
بنابه گزارش رسمی آمریکا، ماه گذشته مرگبارترین ماه برای نیروهای اشغالگر از زمان لشکرکشی به افغانستان در سال 1380 بود و در این ماه بیش از یکصد نظامی ناتو در حملات شورشیان جان باختند که60 نفر از آنان را سربازان آمریکایی تشکیل میدادند. این روند، باتلاق افغانستان برای اشغالگران را عمیقتر میکند و کابوس تبدیل شدن افغانستان به بحرانی بدتر از ویتنام را به واقعیت نزدیک میسازد.
این هفته مسائل مربوط به بحران فلسطین، تحت الشعاع بیماری مبارک رئیس رژیم مصر قرار داشت. خبرها ضد و نقیضی در مورد وضعیت وی منتشر شده است. درحالی که منابع دولتی مصر وخامت حال مبارک را شایعه خوانده و وضعیت مزاجی وی را خوب توصیف کردهاند منابع دیگری این ادعا را رد کرده و حتی مبارک را رو به موت خواندهاند. در این باره روزنامه آمریکایی با استناد به منابع اطلاعاتی آمریکا نوشت که بعید است مبارک بتواند تا یک سال دیگر زنده بماند و به احتمال زیاد وی قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 1390 خواهد مرد.
وضعیت سلامتی مبارک حتی بیش از آنکه برای مردم مصر اهمیت داشته باشد برای آمریکا و صهیونیستها مهم است مبارک متحد منطقهای آمریکا برای سه دهه گذشته بوده است و رژیم صهیونیستی نیز، نزدیکترین روابط را با مبارک در میان حکام عرب دارد. اهمیت مبارک برای سیاستهای منطقهای آمریکا و رژیم صهیونیستی تا آنجاست که روزنامه آمریکایی نیویورک پست پیشنهاد داد تا مبارک زنده است آمریکا وی را مجاب به تعیین جانشین برای خود کند زیرا که چه بسا با مرگ وی و وقوع حوادث غیرقابل پیش بینی در مصر، نقشهها و طرحهای آمریکا و رژیم صهیونیستی به هم بریزد.
هم اکنون نیز آمریکاییها و صهیونیستها به تکاپو افتادهاند تا رمقی در وجود مبارک است، روند سازش را پیگیری کرده و به یک سرانجامی برسانند. در همین ارتباط بنیامین نتانیاهو هفته جاری به دیدار مبارک رفت و با وی در زمینه حل و فصل بحران منطقه به گفتگو پرداخت. "احمد ابوالغیظ" وزیر خارجه مصر پس از این دیدار اعلام کرد که اوضاع برای پیشرفت مذاکرات مناسب نیست که بیانگر شکست مذاکرات نتانیاهو - مبارک بوده است. گزارشهایی نیز رسیده است که رژیم صهیونیستی از رژیم مصر خواسته است تا به ساخت دیوار فولادی شدت ببخشد چرا که ممکن است حوادث پیش بینی نشدهای رخ دهد.
ایران:الگوی جوانان آخرالزمان
«الگوی جوانان آخرالزمان»عنوان سرمقالهی روزنامهی ایران به قلم هاشم سروشپور است که در آن میخوانید؛فردا یازدهم شعبان مصادف با میلاد باسعادت فرزند برومند اباعبدالله الحسین(ع) حضرت علیاکبر(ع) است. آنطور که در تاریخ نقل شده ایشان اولین فرزند امام حسین(ع) و علی نام گرفتند. امام حسین (ع) میفرمایند: اگر خداوند به من 10 فرزند پسر عطا نماید نام همه آنها را علی میگذارم. جوان زیبای بنیهاشم که افراد قبیله برای دیدن رویش، بیتابی میکردند آنقدر شبیه به رسولالله بود که پدر با دیدن روی او به یاد جد خویش میافتاد و روز عاشورا هنگام نبرد بعضی از کسانی که پیامبر را دیده بودند میگفتند حسین جد خود را آورده است.
تربیت یافته دامان امیرالمؤمنین(ع)، امام حسن(ع) و پدر خود حضرت ثارالله(ع)، شجاعت، جنگآوری و دلاوری را از عموی خود حضرت اباالفضل العباس (ع) آموخته بود. روز عاشورا در تمامی لحظات در کنار پدر و نخستین کسی بود از بنیهاشم که نزد امام حسین(ع) آمد و اذن میدان گرفته و ایشان اجازه دادند، اما فرمودند قبل از اینکه به میدان بروی کمی نزد بابا راه برو تا سیر تماشایت کنم. میگویند تمام آرزو و آمال پدر و مادر این است که فرزند خود را بزرگ کنند تا در سن پیری عصای دست ایشان باشد اما صد آه و افسوس که پدر باید شاهد پرپر شدن فرزند در مقابل دیدگان خود باشد. تا صدای علیاکبر به گوش پدر رسید خود را به بالین او رساند اما با بدن «ارباً اربا» روبهرو شد و فرمود: علی جان بعد تو اف بر این دنیا.
آری چه زیبا روز میلاد جوان ابیعبدالله الحسین(ع) را روز جوان نامیدند. خیل عظیم جوانان این مرز و بوم با اقتدا به این جوان خاندان اهل بیت و به دستور مقتدای خود راهی میدان نبرد حق علیه باطل شدند و با تبعیت از علیاکبر(ع)، جان خویش را در مقابل دفاع از دین و کشورشان فدا ساختند و به خیل شهدا پیوستند. امروز هم وظیفه جوانان مبارزه با نفس اماره است، نفسی که مرکز شبیخون فرهنگی است و تنها با جهاد و عبادت خدا میتوان مقابل آن ایستادگی کرد. رسول خدا(ص) میفرماید: «به راستی که خداوند متعال به جوان عبادت پیشه بر فرشتگان میبالد و میفرماید: به بندهام بنگرید که به خاطر من از خواهش نفس خود دست کشیده است.» و همین جواناناند که همانند علیاکبر (ع) که حسین(ع) را یاری کرد، یاران واقعی امامزمانند.
امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) میفرمایند: «یاران مهدی (عج) جوانند و پیران در میانشان نیستند (مگر تعداد اندکی).» و جوانان امروز پس از هشت سال جهاد اصغر بایستی در جهادی شرکت کنند که به فرموده پیامبر اکرم(ص) مهمتر و بزرگتر از اولی است، جهادی که در آن تحصیل علم و اخلاص زمینهساز حضور در صف جوانانی است که منتظر منجی آخرالزماناند و باید زمینه ظهور ایشان را فراهم سازند. آری باید با تدبیر، تیزبینی و بصیرت و با اقتدا به امام زمانمان و نایب برحقش حضرت آیتالله خامنهای در این روزگار ما هم راه جوان امام حسین (ع) را سرلوحه خود قرار دهیم و در این راه پشتیبان ولیفقیه زمان خود باشیم تا به مملکتمان آسیبی نرسد. با آرزوی سلامتی و طول عمر برای حضرت ولیعصر(عج) انشاءالله.
آفرینش:فرودگاه ها نشانی از فرهنگ و تمدن کشورها
«فرودگاه ها نشانی از فرهنگ و تمدن کشورها»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است که در آن می خوانید؛فرودگاه ها یکی از مهمترین و اصلی ترین مکانهایی هستند که نشان دهنده سطح فرهنگ و تمدن کشورها برای مسافران و اتباع خارجی می باشند . یک فرد خارجی به محض ورود به فرودگاه کشور تمامی مشاهدات و برخوردهایی راکه ملاحظه می کند به عنوان بخشی از فرهنگ و تمدن آن کشور تلقی می نماید . لذا فرودگاه به عنوان پیشانی و ویترین فرهنگی هر کشور باید در کنار عوامل انسانی ماهر و کارآزموده، سطح بالایی از امکانات و تجهیزات را دارا باشد تا بتواند معرف سطح پیشرفت و توسعه در زمینه های فرهنگی و اقتصادی در آن کشور باشد.
در کشور ما نیز فرودگاه بین المللی امام خمینی ( ره) به عنوان مهمترین فرودگاه کشور و دروازه ورود به ایران اسلامی موقعیت بسیار حساسی دارد. اما متاسفانه این فرودگاه هرگز در سطح و اندازه های فرهنگ و تمدن کشور ایران جلوه نمی کند فرودگاهی که مزین به نام رهبر کبیر انقلابمان نیز می باشد باید به لحاظ کیفی در خور شان نام ایران و امام ظاهر شود.
مسافران و اتباع خارجی که برخی از آنها شاید برای اولین بار قدم به خاک ایران می گذارند به محض ورود به فرودگاه منتظر دیدن نوع برخوردها و کنش های فرهنگی ایرانیان می باشند . اما پس از ورود به محوطه فرودگاه مزبور ناهماهنگی های موجود در فرودگاه در چگونگی سرویس دهی به مسافران ، شلوغی گیت های کنترل گذرنامه ، اختلال در ساعات اوج پروازی به ویژه در زمان تحویل بار و نشستن چند پرواز به طور همزمان ، بازرسی های بدنی و ایستادن طولانی مسافران در کنار اوضاع نا مناسب سرویسهای بهداشتی تصویر مثبتی را در ذهن مسافران ایجاد نمی کند.و افزون بر آن وضع نابه سامان حمل و نقل که فاقد مترو واتوبوس و صفهای طولانی برای تاکسی و سرویس حمل و نقل و بدتر از آن مشکل پارکینگ که معضلی برای مستقبلین می باشد و جوابگو نبوده و چه بسا موجب سرگردانی و سردرگمی می شود در حالیکه با وجود آنهمه زمین می توانستند و می شود پارکینگی متناسب با حجم خودرو مسافران و مستقبلین احداث شود که نشده و هم اکنون هم قابل جبران است.
مشکل فرودگاه امام مشکلات لاینحل و غیر قابل کنترلی نیست. در همین اطراف ما کشورهایی مثل ترکیه و عربستان، وجود دارند که سالانه پذیرای میلیونها مسافر و توریست از اقصی نقاط جهان می باشند و یقینا سطح کیفی پذیرش مسافر در فرودگاه هایشان قابل قیاس با فرودگاه امام نیست. عمده مشکل فرودگاه اما در این راستا ناهمخوانی ظرفیت فرودگاه و امکانات موجود در آن با حجم پروازها و مسافران است.
همچنین عدم یک مدیریت قوی و یک پارچه باعث ایجاد ناهماهنگی بین پرسنل و ساماندهی مسافران می شود. لذا دولت باید هزینه های لازم را در جهت توسعه و به روز رسانی امکانات در فرودگاه امام را تامین نماید یا حداقل بستر و زمینه لازم را برای واگذاری آن به بخش خصوصی فراهم کند .این فرودگاه به لحاظ موقعیت و حساسیت آن به عنوان مهمترین فرودگاه کشور باید دارای سطح کیفی بالا و امکانات پیشرفته در خور یک فرودگاه بین المللی باشد.
آرمان:زمانه بیم و امید
«زمانه بیم و امید»عنوان سرمقالهی روزنامهی آرمان به قلم دکترغلامعباس توسلی است که در آن میخوانید؛اصلاحات فرایندی طولانی مدت است که در کشور ما سابقهای دیرینه دارد. از دوران قاجارها و زمانی که هنوز سخنی درباره مشروطه نبود، بسیاری از دولتمردان نیکنام و همینطور تحصیلکردگان ایرانی خواستار تغییراتی در عرصههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بودند؛ تغییراتی که با دگرگونیهای ناگهانی و ویرانگر همراه نباشد و به مرور زمان و به آهستگی رخ دهد،
آنچنان که جامعه دچارهیچ شوکی نشود. اما اصلاحات ایرانی در همه این سالها با دو مشکل بزرگ مواجه بوده که اولین آن ساختارهای سنتی است. ساختارهای سنتی در جامعه ما همواره بازتولید میشوند و اجازه کمترین تغییری را نمیدهند. مسئله دیگر، رادیکالیسمی است که همواره حرکت های اصلاحطلبی ایران به دام آن میافتند و همین نیز سرآغاز کشمکشها ی داخلی میشود که با آرمان اصلاحات در تضاد است. با همه این احوالات میباید بر اصلاحات تاکید کرد. انقلاب ما نیز به خاطر اصلاحات رخ دادهاست. برای پرهیز از هرگونه هرجومرجی میباید ساختارها را به تدریج اصلاح و دوباره اصلاح کرد. اصلاحات در هرجامعهای و خاصه در جوامع توسعهنایافته ضرورت دارد و تحقق آن نیز در گرو مشارکت و صبر مردم است.
مردم میباید بپذیرند که نمیتوان چند شبه ره صد ساله را طی کرد و تنها در اینصورت است که از شکستهای احتمالی مایوس و دلسرد نمیشوند. اما اصلاحات در ایران گاه به اصلاحات اداری تقلیل یافتهاست و گاه به اصلاحات سیاسی یا اقتصادی و یا فرهنگی. به گمانم هیچ کدام اینها از یکدیگر جدا نیست. اصلاحات سیاسی، جامعهمدنی را درپی دارد و موجب مشارکت مردم در تصمیمگیریها میشود، اصلاحات فرهنگی اعضای جامعه را در مسیر فکری صحیحی قرار میدهد و... همه اینها بر یکدیگر تاثیر میگذارند.
شاید آنچه موجب میشود که در هر دورهای یکی از آنها بر دیگری اولویت پیدا کند، شرایط خاص اجتماعی آن دوران باشد. برای مثال، پس از انقلاب، جامعه ما به نظم، قانونمداری و رعایت حقوق شهروندان نیاز داشت که این نیاز عاقبت در قالب دوم خرداد تجلی یافت.
با این نگاه، اصلاحات لازمه هر جامعه ای است و میباید آرمانهای راستین آن را احیا کند که این آرمانها عبارت بودند از آزادی، استقلال، رعایت حقوق شهروندی، و... دوم خرداد به دو دلیل با مخالفت برخی گروهها مواجه شد. دلیل نخست این بود که برخی اصلاحات را در تضاد با منافع خود میدیدند و به طور طبیعی بر سر راه آن سنگ میانداختند، اما دلیل دوم آن، اعتقادی بود.
برخی اصلاحات را مغایر با عقاید و ایدهآلهای فکری خود میدانستند. در هر صورت، به دلیل همین مسائل و نیز عدم آگاهی اکثریت مردم و در پارهای موارد رفتارهای اشتباه برخی از گروههای اصلاحطلب، هیچگاه مسیر اصلاحات تا به آخر طی نشد. گرچه این حرف به معنای آن نیست که آرمان اصلاحات در ذهن کسی نماندهاست. نه، مردم هنوز هم به آن باور دارند، هر چند که گاه مایوس میشوند. در شرایط امروز، نیازمند امید هستیم.
در اسلام نیز «خوف» و «رجا» توصیه شده که به معنای «نگرانی» و «امید» توامان است. امید از ضروریات اصلاحات است. اینگونه نیست که اگر زمانی اصلاحات متوقف شود، همه چیز پایان یافتهاست. میتوان آن را ادامه داد که این البته به خود و تلاشی که میکنیم بستگی دارد.
جهان صنعت:شوی دستوری
«شوی دستوری»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت به قلم مریم باستانی است که در آن میخوانید؛تجربه نشان داده که وقتی بر خبری تاکید بیشتری میشود، رسانهها آن را بیشتر مورد توجه قرار میدهند در عین اینکه حساسیت دولت هم بیشتر میشود. موضوع آلودگی آب تهران یک نمونه بارز این موضوع است. هنوز در دولت برای اینکه اعلام شود بالاخره آب تهران آلوده است یا نه، توافق نشده و صداهای مختلفی به گوش میرسد.
خانم دستجردی یک تنه ایستاده و میگوید آب تهران آلوده است؛ مردم ننوشید. حالا آقای نامجو، وزیر نیرو علاقه ندارد که به حوزهاش ایرادی وارد شود، موضوع دیگری است اما این وسط رسانهها چه گناهی دارند که باید حملات دو طرف را تحمل کنند. اگر وظیفه رسانهها انتقال درست اخبار و اطلاعات است؛ در رابطه با موضوع آلودگی همین رسالت را اجرا کردهاند.
چگونه است که رسانهها نباید سخنان وزیر بهداشت را منتشر کنند و فقط حرفهای آقای نامجو را باید منتشر کنند؟ بهتر نیست حضرات اول اختلافهایشان را در دولت حل کنند و بعد نوک پیکان حمله را متوجه رسانهها کنند تا ما هم به اصطلاح شو اجرا نکنیم؟
دنیای اقتصاد:پیشفروش مسکن و امیدهای تازه
«پیشفروش مسکن و امیدهای تازه»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است که در آن میخوانید؛خرید خانه و مسکن در همه جوامع یک رویداد بزرگ در زندگی خانوادهها به شمار میآید.
این موضوع برای ایرانیان نیز فوقالعاده بااهمیت و یک نقطه عطف است؛ اما خرید خانه و مسکن منابع قابلتوجهی میخواهد که درآمد و پسانداز ناشی از کار بسیاری از خانوادهها در یک دوره کوتاهمدت و حتی میانمدت تکافوی آن را نمیکند.به همین دلیل است که مراکز مالی و بانکی به کمک خریداران بالقوه مسکن آمده و بخشی از نیاز پولی را با پرداخت وام تامین میکنند. از سوی دیگر، ساخت و تولید مسکن نیز فرآیندی زمانبر است و سرمایه مالی قابلتوجهی میخواهد.
این موضوع موجب شده است که سازندگان و تولیدکنندگان این کالا به مراکز مالی مراجعه کرده و بخشی از سرمایه موردنیاز را به صورت اعتبارات و وامهای بانکی دریافت کنند. در حال حاضر و به دلایل گوناگون این روش در ایران با نوعی کندی و اختلال مواجه شده است و بانکهای کشور برای پرداخت وام خرید مسکن با محدودیت مواجه شده و دولت نیز با متمرکز شدن شدید در طرح مسکن مهر، بخشی از منابع بانکی را به این طرح سوق داده است. به این ترتیب عرضه و تقاضای مسکن در غیر از طرح مسکن مهر، با نوعی رکود مواجه و بازار مسکن از شادابی و نشاط دور شده است.
یک راه دیگر برای خانهدار شدن و تولید مسکن – به جز تامین مالی از محل منابع بانکی – این است که خریداران و فروشندگان مسکن یک دوره زمانی از نظر تامین منابع مالی با یکدیگر مشارکت کنند. این روش که به «پیشفروش» مشهور است و یک راه مناسب برای ایجاد تعادل در خرید و ساخت این کالای مهم به حساب میآید در بیشتر جامعهها نمود دارد و بازار ویژه خود را پیدا کرده است. متاسفانه در ایران؛ اما به دلیل فقدان قانون جامع و مانع روش اخیر نیز راه تنگ و باریکی داشته است.
در سال 1385 بود که قوهقضائیه ایران اعلام کرد: طرحی برای قانونی شدن پیش فروش مسکن تهیه و به دولت ارائه کرده است. در همان دوران، یکی از مدیران وزارت مسکن نیز اعلام کرد: طرح یاد شده به زودی در هیات دولت تصویب خواهد شد؛ اما این کار دیروز به سرانجام رسید و مجلس قانونگذاری ایران موادی از طرح مربوط به پیشفروش مسکن را تصویب کرد. اکنون و با تهیه آییننامههای مربوطه و ابلاغ آن متقاضیان پیش خرید خانه با اعتماد و اطمینان بیشتری به این کار اقدام خواهند کرد.
در چنین شرایطی، تولیدکنندگان مسکن نیز میتوانند با اتکا به منابع مالی دریافت شده از خریداران اقدام به ساخت کرده و بازار مسکن در این بخش رونق خواهد گرفت. اعتماد و اطمینانی که خریداران از مسیر این قانون پیدا خواهند کرد و آغاز فعالیتهای سازندگان ایجاد رونق را در مسکن غیر از طرح مهر محتمل میکند و این امید را ایجاد میکند که صنایع وابسته به مسکن نیز رونق را تجربه کنند. کاش این مصوبه زودتر تصویب میشد و مانعی بر سر راه اجرای آن پدیدار نشود.