یادمان نرود

فوتبال و زندگی

کد خبر: ۳۳۹۹۱۳

حالا فقط خاطراتی از آن به جای می‌ماند و البته درس‌هایی. 2 هفته پیش همین‌جا نوشتم که تب فوتبال به این ستون هم رسیده است، اما وقتی بازی تیم‌های اروگوئه و غنا را دیدم متوجه شدم این تب خیلی فراتر از این ستون‌ها می‌رود و آنها که فوتبال را به زندگی تشبیه می‌کنند، بیراه نمی‌گویند.

نمی‌دانم آن بازی را دیدید یا نه. در فرصت 90دقیقه‌ای وقت معمول بازی، یاران هر تیم یک گل زدند و 30 دقیقه وقت اضافه هم با همان نتیجه ‌رو‌به پایان بود و فقط چند ثانیه‌ای از آن تقابل سنگین 120 دقیقه‌ای مانده بود که یاران تیم غنا فرصت مناسبی برای گشودن دروازه حریف به دست آوردند. اما دفاع شماره 4 اروگوئه با دست مانع وارد شدن توپ به دروازه‌ این تیم شد. این کار او، هم باعث اخراجش از زمین و هم یک ضربه پنالتی به سود غنا اعلام شد.

طی چند ثانیه، غمی سنگین در میان یاران اروگوئه پدیدار شد و در مقابل، غنایی‌ها سر از پا نمی‌شناختند.

شماره 3 غنا پشت توپ قرار گرفت اما با کمی بی‌دقتی توپ را به تیر افقی دروازه کوبید. ورق برگشت و جای غم و شادی عوض شد.

یاران اروگوئه فریاد شادی سر دادند و سختکوشان غنا آه و افسوس. وقت اضافه هم تمام شد و در ضربات پنالتی این تیم اروگوئه بود که بازی را برد و به دور بعد راه یافت.

در آن لحظه تمام اروگوئه‌ای‌ها در هر کجای جهان به پا خاستند؛ چنان که گویی موج مکزیکی در استادیومی به بزرگی دنیا شکل گرفت و همه غنایی‌ها یکدیگر را در آغوش گرفته و گریستند؛ چنان که گویی مصیبتی بزرگ را به یکدیگر تسلیت می‌گویند.

چند دقیقه قبل می‌شد جای این دو تیم و طرفدارانش تغییر کند؛ غنایی‌ها پایکوبی کنند و اروگوئه در دریای غم فرو رود‌، فقط اگر آن خطای گرفتن توپ با دست (هَند) اتفاق نمی‌افتاد یا آن پنالتی دقیقه 120 به ثمر می‌رسید.

در تکرار آن صحنه شاهد بودیم که دفاع اروگوئه برای تصمیم‌گیری، زمانی کمتر از یک‌ثانیه در اختیار داشت که خطا کند یا نه؟

او تصمیم گرفت؛ تصمیمی درست که منجر به صعود تیم کشورش به دور بعد شد.

یار شماره 3 غنا هم در زدن صحیح ضربه پنالتی اشتباه کرد و تیمش حذف شد.

شما بگویید؛ آیا به واقع زندگی این‌گونه نیست؟

آیا اشتباه‌های ما در زندگی چنین نتیجه‌ای ندارند؟

گاهی با یک سهل‌انگاری، فرصتی طلایی را از دست می‌دهیم و دیگری با اندکی دقت، فرصتی را برای خود پدید می‌آورد و از آن بهره می‌گیرد.

از این روست که آن جمعه‌شب پنداشتم زندگی مانند فوتبال است، اگر از فرصت‌ها بموقع استفاده نکنی، خواهی باخت.

یادمان نرود که این فرصت‌ها به خاطر من و تو نه مدتی مدید که لحظه‌ای هم تأخیر نمی‌کنند، آنها می‌آیند و می‌روند و در همین زمان اندک باید تصمیم بگیریم.

اگر توپ را دور نکنیم، در زندگی هم گل می‌خوریم و چه بسا بازنده از این میدان خارج شویم.

یادمان نرود که یک بی‌دقتی، فرصتی طلایی را از ما می‌رباید.

یادمان نرود تا سوت پایان زندگی را نشنیده‌ایم، از فرصت‌ها گل بسازیم.

علی مهربان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها