در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از همین خواص که تن به چشیدن تلخی ناگزیر داد، شاعری است که 8 شهریور سال گذشته ایران را به قول برخی رسانهها برای همیشه ترک کرد! همان شاعری که سالها پیش سروده بود: «به کجا چنین شتابان» و همچنین گفته بود: «به شکوفهها، به باران/ برسان سلام ما را.»
مردی که تنها شاعر نیست و معلمی بینظیر برای چند نسل از دانشجویان دانشگاه تهران به شمار میرود و عطار و سنایی را بسیاری با او و آثارش شناختند و خواندند؛ استادی از نسل طلایی و به اعتقاد برخی، تکرار نشدنی دانشگاه تهران که از «کوچه باغهای نیشابور» شروع به قدم زدن در فرهنگ ایران کرد و آثاری درخشان آفریده است.
اما من از همان روز اول که برخی رسانهها سعی به برجسته کردن کوچ استاد محمدرضا شفیعیکدکنی و بهرهبرداری سیاسی از آن را داشتند، میدانستم که او تاب چشیدن این تلخی ناگوار را ندارد و همینطور هم شد و جمعه شب شفیعیکدکنی به ایران بازگشت تا دوباره صندلی کوچک گروه ادبیات فارسی دانشگاه تهران میزبان مردی بزرگ باشد که نامی ماندگار برای فرهنگ فارسی است.
حضور دوباره شفیعیکدکنی در ایران پیامهای فراوانی دارد به ویژه برای آنها که به هر دلیل تن به این تلخی ناگوار میدهند و بیهوده آب در آسیاب نامحرمان میریزند.
البته این بازگشت برای ما هم پیامی مهم دارد؛ این که قدر بزرگان و استادانی چون او را بیشتر از پیش بدانیم و حرمت نگاه داریم.
سینا علیمحمدی
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: