خانم ورا مکگرات که مادر 4 فرزند است، به اتهام به قتل رساندن شوهر 43 سالهاش حدود 23 سال قبل، دستگیر و دادگاهی شده است. این خانم متهم شده که پس از کشتن شوهرش با همدستی مردی به نام کوین پیندر، جسد همسرش را در پارکی در چند کیلومتری منزلش دفن کرده و همه این سالها راز این قتل را از همگان پوشیده نگه داشته است.
برایان که از روی بقایای استخوانش شناسایی شده، جای شکی را برای پلیس باقی نگذاشته است که مقتول توسط همسرش به قتل رسیده و در پارکی دورافتاده برای سالها مدفون باقی مانده است.
«من و برایان زندگی خیلی خوبی با هم داشتیم. خانه ما در حومه لیورپول بود و از همه داراییهایمان لذت میبردیم. 4 فرزند سالم و یک منزل رویایی برای همه ما کافی بود تا از زندگیمان خوشحال و راضی باشیم. برای من برایان همان مردی بود که همیشه آرزویش را داشتم و حاضر بودم هر کاری بکنم تا او را از زندگیمان راضی نگه دارم. روزی که ناگهان مفقود شد را بخوبی به یاد دارم. من به دنبال 2 فرزند کوچکترمان به مدرسه رفته بودم که وقتی بازگشتم، متوجه شدم برایان در خانه نیست. میدانستم که آن ساعت باید در خانه باشد، اما فکر کردم احتمالا برای دیدن دوستانش یا خرید از سوپرمارکت از خانه خارج شده است. وقتی بعد از ساعتها به منزل برنگشت، کمکم نگران شدم، چون سابقه نداشت بیخبر از خانه خارج شود و تا پاسی از شب برنگردد. این بود که شروع به تلفن زدن به دوستانش کردم اما هیچ کس از او خبری نداشت. نمیدانستم باید چه کار بکنم. برایان مردی بسیار متعهد بود که مفقود شدن ناگهانیاش مشکوک به نظر میرسید، اما حاضر هم نبودم هیچ فکر بدی را به سرم راه بدهم، این بود که چند روزی صبر کردم. سرانجام بعد از 3 روز در حالی که فرزندانم بشدت برای پدرشان بیتابی میکردند، با پلیس تماس گرفتم و آنها بلافاصله به منزلمان آمدند و گزارشی از ماجرا تهیه کردند. همان زمان من هر چه میدانستم را به آنها گفتم و از پلیس خواستم تا هر طور شده شوهرم را پیدا کرده و به خانه برگردانند. اما هر چه بیشتر زمان میگذشت از پیدا شدن او بیشتر ناامید میشدم.
کمکم حرفها و حدیثهای مختلفی به گوشم رسید. برخی ادعا میکردند او به آمریکا فرار کرده و بعضی دیگر از بدهیهای چند هزار پوندیاش میگفتند که سبب مفقود شدنش شده است. اما من هیچ کدام را باور نمیکردم. میدانستم شوهرم هر چه که در زندگیاش میگذشته را به من گفته و هیچ مسالهای نبوده که از من مخفی مانده باشد. اما گذشت سالها سرانجام مرا هم به این نتیجه رساند که احتمالا مسائلی در زندگی برایان بوده که من از آنها بیخبر بودهام و او بناچار فرار کرده است.
بچهها کمکم پدرشان را مثل یک خاطره دور یادآوری میکردند و من ناچار دو شیفت کار میکردم تا بتوانم هزینه زندگی پر ریخت و پاشی را که به آن عادت کرده بودیم، بپردازم. 6 سال بعد از مفقود شدن شوهرم بقایای جسدی بینام و نشان در یکی از پارکهای نزدیک محل زندگیمان پیدا شد. همان زمان ماموران پلیس تلاش زیادی کردند تا بتوانند هویت جسد را مشخص کنند، اما بیفایده بود چون تکنولوژی مثل امروز آنقدر پیشرفته نبود و در عین حال هیچ جای شکی وجود نداشت که شوهرم با خواسته خودش از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است. در همه این سالها همیشه منتظر بودم که بالاخره یک روز تماسی از طرف برایان با من یا یکی از 4 فرزندمان ـ که اکنون همگی ازدواج کردهاند ـ برقرار شود تا از این انتظار دربیاییم، اما این اتفاق هرگز نیفتاد و در عوض من ناگهان مظنون به قتلی شدم که کوچکترین اطلاعی از آن نداشته و هرگز ارتکاب به آن را نمیپذیرم. من برایان را به قتل نرساندهام و شریک جرمی را که به عنوان کوین پیندر معرفی کردهاند را هرگز ندیدهام. اینها همه اتهاماتی است که پلیس به من وارد میکند تا پرونده مفقود شدن مردی را که 23 سال است هنوز نتوانستهاند هیچ سرنخی از او به دست بیاورند، به گردن من بیندازند. من میدانم که فرزندانم میتوانند بیگناهی مادرشان را ثابت کنند و تا آن زمان منتظر خواهم ماند.»
با وجود پیدا شدن قطعاتی از استخوانهای مردی که حدود 40 ساله به نظر میرسید، در سال 1993 پلیس هرگز نتوانست هویت مقتول را مشخص کند تا این که چند ماه قبل با بازگشایی دوباره این پرونده و انجام آزمایشهای پیشرفته، پلیس اعلام کرد که بقایای جسدی که سالها قبل کشف شده، متعلق به مردی به نام برایان مکگرات است که از سال 1987 مفقود شده و تا این زمان هیچ سرنخی از او به دست نیامده است.
همسر مکگرات، خانم ورا طی این سالها اصرار داشت که با ساختن قصههایی همچون بدهیهای شوهرش ـ که آنها را معمولا از دهان دوستان دورشان به فرزندانش نقل میکرد ـ این موضوع را القا کند که برایان فرار کرده و امکان کشته شدن او اصلا وجود ندارد. با بررسی استخوانهای جسد کشف شده، مشخص شد که این مرد با ضربات چاقو، جانش را از دست داده و در همان 23 سال قبل به خاک سپرده شده است. تلاش پلیس برای جمع آوردن بیشتر اطلاعات در مورد این پرونده بار دیگر آغاز شد و تحقیقات نشان داد که تنها مظنون قتل آقای مکگرات 43 ساله همان همسرش میتواند باشد. این در حالی بود که ماموران پلیس توانستند مردی به نام کوین پیندر متهم سابقهداری را نیز شناسایی کنند که اعتراف کرد سالها پیش در قبال چندصد پوند، مردی را که هرگز اسمش را هم متوجه نشده، به قتل رسانده و این پول را از یک زن دریافت کرده است؛ زنی که به گفته پلیس همان ورا مکگرات است که نقشه قتل شوهرش را طراحی و با پرداخت پول آن را اجرا کرده است.
«من نمیدانم چرا ناگهان بعد از سالها انتظار برای بازگشت شوهرم، با چنین پرونده عجیبی روبهرو شدهام. میدانم که بالاخره ثابت میشود من بیگناهم؛ اما از این که جسد کشف شده متعلق به شوهرم بوده بسیار متاسفم و هنوز هم امیدوارم که او اشتباهی شناسایی شده باشد.
من منتظرم که برایان برگردد و امیدوارم همه این ماجراها یک کابوس باشد که سرانجام به پایان میرسد؛ اما راهی که در دادگاه و در بازداشتگاه طی میکنم، بسیار طاقتفرساست و هر روز بیشتر از روز قبل احساس ناامیدی میکنم. تنها از خدا میخواهم واقعیت زودتر روشن شود و من بیگناهیام را ثابت کنم.»
منبع: کورتنیوز
ترجمه: المیرا صدیقی