در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جعفر یکی از همین مردان است. این مرد 34 ساله به خاطر 10 سکه بهار آزادی در زندان به سر میبرد، او زندگی پرفراز و نشیبی داشته و خودش ماجرا را از ازدواج اولش شروع میکند و میگوید: «سال 77 با یکی از اقوام ازدواج کردم، ما زندگی خوبی داشتیم و هر دو احساس سعادت و خوشبختی میکردیم، اما بعد از 2 سال فهمیدم همسرم توانایی مادر شدن ندارد، نزد چند پزشک متخصص رفتیم و درمان را شروع کردیم ولی هیچ فایدهای نداشت تا این که سرانجام بعد از 10 سال زندگی مشترک تصمیم گرفتم از زنم جدا شوم، آن زمان من در زندگیام احساس کمبود میکردم و بشدت به بچه علاقه داشتم و ادامه آن زندگی برایم به معنی دور شدن از رویا و آرزویم بود.»
جعفر آن زمان وقتی به دادگاه خانواده رفت متعهد شد مهریه همسرش را بپردازد، البته به خاطر عجز مالی این مهریه برای او تقسیط شد. پس از آن مرد جوان یک سال را در تنهایی گذراند. او میگوید: «نه میلی به ازدواج مجدد داشتم و نه توانایی تحمل تنهایی را. آن یک سال به من خیلی سخت گذشت و دچار افسردگی شدم، طوری که نزد پزشک میرفتم و دارو مصرف میکردم، سرانجام به اصرار خانوادهام تصمیم گرفتم برای دومین بار ازدواج کنم، این بار همسرم را مادرم برایم انتخاب کرد و ما داستان زندگیمان را برای هم تعریف کردیم. من صادق بودم، اما فرزانه چندان صادقانه رفتار نکرد و خیلی چیزها را از من پنهان نگه داشت.»
جعفر دوست ندارد توضیح بدهد همسرش چه نکات و رازهایی را از او پنهان کرده بود. مرد جوان بدون صحبت در اینباره ادامه ماجرا را شرح میدهد: «به هر حال من و فرزانه زندگیمان را شروع کردیم البته او را عقد موقت کردم و بتدریج فهمیدم آن زنی نیست که بتواند به من در رسیدن به آرامش و خوشبختی کمک کند و اختلافات ما شروع شد و تازه آن زمان بود که فهمیدم در طلاق دادن زن اولم چه اشتباه بزرگی مرتکب شدهام.»
زندگی مشترک جعفر و فرزانه بر مدار اختلاف و مشاجره میچرخید و بالاخره کار به جایی رسید که آنها تصمیم گرفتند از هم جدا شوند. مرد جوان میگوید: فرزانه مهریهاش را اجرا گذاشت؛ 10 سکه تمام بهار آزادی. اما من پول پرداخت یک سکه را هم نداشتم. آن زمان از طریق دوستانم با دختری آشنا شدم که شرایط زندگی با مرا داشت و میخواستم با او ازدواج کنم، فرزانه وقتی این را فهمید برای گرفتن مهریهاش سماجت بیشتری به خرج داد و بالاخره مرا به زندان انداخت.»
به این ترتیب بود که جعفر هم از آرزوی پدر شدن دور ماند و هم مجبور شد روزهای سخت زندان را تحمل کند.
او این سرنوشت تلخ را محصول رفتار نادرست با همسر اولش میداند و برای آن زن که او هم دوباره ازدواج کرده است، آرزوی سعادت و خوشبختی میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: