دومنک از روز اول هم مربی محبوبی نبود، چه برای بازیکنان این تیم و چه هواداران تیم ملی فرانسه در سراسر جهان.شاید اگر در جام جهانی 2006 موتور زینالدین زیدان روشن نمیشد و او درخشانترین بازیهایش را (هنرنمایی زیدان در بازی با برزیل را به یاد بیاورید) به نمایش نمیگذاشت، فرانسه سال 2006 هم سرنوشتی بهتر از فرانسه امسال پیدا نمیکرد.
دومنک از روز اول با برخی ستارههای این تیم مشکل داشت. مشکلی که معلوم نیست به این ستارهها برمیگشت یا طالعی که دومنک برای آنها رصد میکرد. ترزه گه اولین قربانی او بود. مهاجمی که در فوتبال باشگاهی ایتالیا آقای گل میشد، اما جایی بهتر از نیمکت تیم ملی فرانسه نصیبش نمیشد.بعدها ستارههای دیگری هم سرنوشتی مشابه او پیدا کردند که آخرینش، آنلکا بود. اما اخراج این مهاجم سیاهپوست از تیم ملی فرانسه در آفریقای جنوبی، بحران بزرگی را برای دومنک و فدراسیون فوتبال این کشور به همراه آورد. سایر بازیکنان اعتصاب کردند تا فرانسه که با نمایشی ضعیف، کارش را آغاز کره بود در آخرین بازیاش 2 بر یک به آفریقای جنوبی ببازد و تحقیر شود.
جام جهانی برای دومنک تمام شد، اما خیلی بد. با این حال اصلا فکر نکنید که سایر بازیکنان وضعیتی بهتر از او دارند. مطبوعات فرانسه طی روزهایی که گذشت، بدترین انتقادها را از بازیکنانشان کردند و حتی اعتصاب آنها را ابلهانه خواندند، چراکه آنها معتقد بودند ملیپوشان فرانسه میتوانستند دندان روی جگر بگذارند و این آبروریزی را جلوی چشم جهانیان انجام ندهند.
حالا همه چیز تمام شده، هم برای دومنک و هم برای بازیکنان فرانسه، اما این اتفاق تلخ در تقویم جام جهانی ثبت شده است؛ اتفاقی که میتوانست رخ ندهد.