تروریسم اقتصادی از جمله مفاهیمی است که در 3 دهه اخیر در جهان تداول یافته و شواهد آن به وفور یافت میشود. آنچه امروز در سیاستهای غرب علیه برخی کشورهای در حال توسعه مشاهده میشود، سیاست تحریم است که علیه ملتها روا داشته میشود و اطلاق تروریسم به آن، دور از حقیقت نیست.
سیاست نامبارک تحریم در برابر ایران از جهتی میتواند مصداق تروریسم دولتی نیز تلقی شود؛ زیرا غربیها بویژه آمریکا با فشار به دولتها علیه ایران موضع خصمانهای گرفتهاند و متحدان آمریکا نیز با اعمال فشار، تهدید و زور نسبت به شرکتهایی که منافع و حتی زنده ماندن خود را به همکاری با کشورهای در حال توسعه و با ظرفیت بالای اقتصادی همچون ایران میبینند، مانع از همکاریهای اقتصادی کشورها و شرکتها شدهاند.
هرچند غربیها از آزمون تحریم تاکنون ناموفق بیرون آمدهاند؛ اما این تحریم نتیجه میمون و مبارکی برای فرزندان ایرانزمین داشته و آن اتکا به نیرو، توان و تخصص کارشناسانی است که در داخل کشور درس خوانده و رشد کردهاند. امروزه در تمام بخشهای اقتصادی کشور میتوان رد این ادعا را یافت که اگرچه تحریم باعث کندی آهنگ اجرای برخی طرحها شد؛ اما مانع از دستیابی به آن نشده است و به نظر میرسد این نکته چندان بیاهمیت نباشد که با اعمال سیاست تحریم، اولین قربانیان تروریسم تحریم، همان دولتهایی هستند که از بهرهگیری ظرفیت بالا و درخور فعالیت اقتصادی در کشوری مانند ایران محروم میشوند.
اکنون که در بزرگترین بخش هدف تحریم یعنی صنعت نفت واقع شدهایم، شاهد جلوهای از دستاوردهای متخصصان داخلی در پارس جنوبی هستیم که با نادیده گرفتن این فشارها در گرماگرم هوای تابستانی جنوب، بیاعتنا به تروریسم تحریم، فعالیتها و طرحهای توسعهای خود را ادامه میهند و این میتواند نمونهای از عینیت آنچه که گفته شد، باشد یعنی تحریم ابتدا به زیان دولتهای اعمالکننده آن خواهد بود.
زیبا اسماعیلی
گروه اقتصاد