به کعبه چون ماهی از آن برآمد که برتر ز حدوثات زمانی و مکانی است، و هر مویی ازو سلسله جنبان جهانی است.
و به انسان، چرا که آیینه تمامنمایی را در برابرش نهادند تا جام خدابین باشد و امام انسان و راهبر راهی که به باغستان خوبیها راه میبرد و در هر قدم انسان را انسانتر میکند.
و به ایران که پهنای جغرافیائیش خود سراسر سینه مهرورزی است نسبت به مولا و در گستره خود شایستهترین اشجار ارادات را به آستان علوی نشانده است و عمیقترین شیداییها را نشان داده است.
مولای متقیان ستوده است کسی را که بداند از کجاست و در کجا و به سوی کجا؟
اگر با همین سوالات به دیدار حضرت حیدر (ع) برویم چگونه پاسخ میگیریم؛ پاسخی که چراغ راه باشد و خورشید صراط حقیقت.
مِنْ اَینَ: مولا از کجا آمده بود؟
جواب این که آن حضرت از متن تکریم آمده بود،از قله فراز ناپیدای حقیقت ناب، از آسمانی که بارانش علم است و خورشیدش انسانیت محض و ستارهاش خدمت و هدایت و سخاومت و تمام تمامیت.
فی این: مولا در کجا زیست؟
اگر بتوان حیات علی (ع) را در جملهای خلاصه کرد، آن جمله این است: «اِنَّ الحَیوهَ عقیده و جَهاد» «زندگی نیست مگر باور و کوشش»
و الی این: مولا به کدام سوی رفت؟
امیر ایمان (ع) رفت تا مقام صدق در قرب ملیک مقتدر بیامیر نباشد به سوی فوز، به سوی پیروزی محض که در آن یک زندگی تماما خدایی تقدیم خدا شود.
و اما امروز معلم شعر و شعور در زندگی جاری من و تو چه جایگاهی دارد؟
با گذری و نظری میتوان گفت که در مجموع پیروان آن حضرت در اشکال مختلفی از آن خورشید عرش نور گرفته و اقتباس کردهاند؛
1. عدهای تنها از آن حضرت به عنوان قطبنمای کلی و عمومی بهره بردهاند که تا در تاریکیهای حقیقتسوز اجتماعی و تاریخی مسیر حق را با توجه به آن وجود بینظیر گم نکنند.
اینان زندگی خود را میکنند و با امیال خود کنار میآیند لکن به جانب حق متمایلند و به سمت و سوی صلاح و فلاح توجه دارند.
2. عده دیگر که انسان را بیشتر اجتماعی تعریف میکنند تا معنوی، حضرت(ع) را در حد معلم زندگی میبینند و از او درس رفتار میگیرند. از صفات برجسته انسانیاش اقتباس میکنند و بر پاییز حیات خود رنگ ارغوانی عشق و شیدایی میریزند.
3. و اما سالکان طریق جان و حاملان لوای ایمان که امام را باغبان روح بشر و پرورنده جان انسان میدانند تلاش کردهاند که تا به قطب حقیقت اقتدا کنند و به روز و شب حیات علوی بنگرند و با دستی یتیمپرور دستافشان کنند و با سری سجدهبر، سراندازند و طرحی نو بریزند و جهانی دگر بسازند.
حضرت امیر(ع) وصال به خانه سلامت جاودان و لقای حضرت رحمن را در گرو اموری میداند؛
ـ احیای عقلانیت
ـ اماته و نابودی نفسانیت
ـ تحقق روحانیت و لطافت
ـ باریابی به آخرین منازل سلوک و هدایت
و البته هر که چنین رفت چنانش کنند، با کاروان دل اگر راه افتادی به بارگاه جان راهت میبرند و البته کیست که نداند آنان که در گذر زمان و گستره زمین با خون خود بر دار و یا با جان خود به دور از دیار بر پای سند عشق علی(ع) مهر تایید زدند و باشکوهترین صحنههای جانبازی را آفریدند جز این گروه نبودند که با دست جان با حضرت جانان بیعت کردند همچون حجر بن عدی و میثم تمار و صدها هزار دیگر آنچنان به خون غنودند که در وصفشان سروده شده که:
گر بشکافی هنوز قبر شهیدان عشق
آید از آن کشتکان زمزمه دوست دوست
و در پایان نیز تقدیر ایران و ایرانی را به کعبه عزیز و خدای کعبه تقدیم میکنیم و تهنیت مضاعف را به ایران سرافرازی که در پس 14 قرن بر محبت نگین کعبه پای فشرد و هرگز از کانون خوبیها دل نبرید و با حضرتش عهد جان نشکست و همین افتخار ایران را بس.
هر عهد اگر با تو نبستیم، شکستیم
پیمان، نه اگر با سرزلف تو گسستیم
حجتالاسلام حسین محمدیان