حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حادثه قابل توجهی که در زندگی لیلا موسوی اتفاق افتاده تصادفی است که بهرغم شدت آن آسیب جانی به همراه نداشته است: یک بار در خودروی یکی از دوستانم بودم و او پشت فرمان بود.
موقع عبور از تقاطع یک چهارراه خودرویی از سوی دیگر خیابان با سرعت به سمت ما آمد و هر دو با هم برخورد کردند و به نوعی شاخبهشاخ شدند.
هیچ وقت این صحنه از جلوی چشمانم محو نمیشود. خودروی ما چند دور چرخید و تمام شیشههای آن شکست و پایین آمد.
خدا را شکر اتفاق خاصی برایمان نیفتاد اما من و دوستم همهاش نگران این بودیم که سرنشینان آن خودرو هم سلامت باشند.
دلمان مثل سیر وسرکه میجوشید و همه تلاشمان این بود که هر چه زودتر از خودرو پیاده شویم و به کمک آنها برویم.
ظاهرا سرنشینان آن خودرو که با خودروی موسوی و دوستش برخورد کرده بودند هم همین نگرانی را داشتند: زمانی که دیدیم 2 نفر از خودروی روبهرویی پیاده شدند و به سمت ما آمدند، بهترین لحظه زندگیام بود، چون آنها را سالم و سلامت میدیدم.
آن مادر و پسر هم نگران حال ما بودند و این حس انساندوستی آنها تا اندازه زیادی مرا خوشحال کرد.
موسوی به رشته سوارکاری علاقه بسیار زیادی دارد و این رشته را دنبال میکند: گاهی پیش میآید در زمان سوارکاری بشدت از اسب به پایین میافتم، اما چون این اتفاق تاکنون زیاد رخ داده، دیگر خیلی برایم دردناک نیست. بارها به خاطر این موضوع دستم از جا در رفته یا آسیبهای جدی دیدهام، اما دیگر به این مساله عادت کردهام.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....