قتل به خاطر یک نگاه

بازپرس بودن در یک شعبه ویژه قتل، خاطرات تلخ زیادی را در ذهن من و همکارانم رقم می‌زند. ما همه روزه با پرونده‌هایی روبه‌رو هستیم که در آن انسانی از بین رفته است،آن هم به خاطر انگیزه‌ای پوچ و بی‌ارزش. در این‌گونه پرونده‌ها فرد به خاطر یک لحظه عصبانیت کنترل خود را از دست می‌دهد و دست به اقدامی می‌زند که دیگر راه بازگشتی ندارد.
کد خبر: ۳۳۶۴۳۴

بیشتر این اتفاقات در بین نوجوانان و جوانان رخ می‌دهد. یکی از پرونده‌هایی که مدتی قبل به دست من رسید به دلیل همین ناتوانی در مهار خشم بود. آن روز بازپرس کشیک قتل بودم که ماموران کلانتری عبدل‌آباد تهران با من تماس گرفتند و گفتند یک مورد قتل در این منطقه اتفاق افتاده است. به آنجا رفتم تا از نزدیک صحنه قتل را بررسی کنم. بالای سر جسد که حاضرشدم دیدم یک ضربه به او وارد شده و خون زیادی از او رفته، معلوم بود ضربه به شاهرگش خورده است.

چند شاهد در آنجا حضور داشتند و جوانی را که در اختیار ماموران بود به عنوان متهم معرفی می‌کردند. دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی را صادر کردم و از ماموران خواستم آن جوان را در اختیار اداره آگاهی قرار دهند تا تحقیقات از او انجام شود. فردای آن روز جوان متهم را به شعبه فرا خواندم. او 17 سال بیشتر نداشت و معلوم بود از شرایطی که در آن قرار گرفته، خیلی ترسیده است اما او کاری کرده بود که باید با دقت به آن رسیدگی می‌شد.

از نوجوان 17 ساله خواستم تا هر آنچه را اتفاق افتاده برایم تعریف کند و به او گفتم که نجات در راستی است.

پسرک بدون هیچ کم و کاستی همه چیز را برایم توضیح داد. او گفت: من و دوستانم چند دقیقه قبل از حادثه با هم مشروب خوردیم و تقریبا از حالت عادی خارج شده بودیم. داشتیم در خیابان راه می‌رفتیم که 3 پسر جوان را دیدیم. آنها به ما نگاه می‌کردند و من هم خیلی عصبانی شدم و به اتفاق دیگر دوستانم با آنها درگیر شدیم. در این میان من فقط یک ضربه به یکی از آن پسرها زدم و او نقش بر زمین شد. نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد و چرا این‌طور شد. قصدم کشتن او نبود من فقط یک ضربه به او زدم.

بعد از این جوان، شاهدان را احضار کردم و همه آنها هم حرف‌های جوانک را تایید کردند و معلوم شد او حقیقت را گفته است.

سعی کردم تمام دقتم را در این پرونده به کار بگیرم. متهم پسری کم سن و سال بود و جوان دیگری را که 26 سال داشت به قتل رسانده بود. او ادعا می‌کرد مشروب خورده و از حالت عادی خارج شده است. پسرک را به پزشکی قانونی معرفی کردم و خواستم تا میزان الکل خونش را مورد سنجش قرار دهند. متخصصان اعلام کردند میزان الکل به حدی نبوده که او را بی اختیار کند. ضمن این‌که این جوان تمام آنچه اتفاق افتاده بود را به یاد می‌آورد و بدون هیچ کم و کاستی توضیح می‌داد، بنابر این او زمان حادثه هوشیار بوده و به لحاظ ادراک، هیچ مشکلی نداشته است، اما آنچه باعث می‌شود یک فرد بعد از مصرف مشروبات الکلی دست به جنایت بزند فقط بی‌اختیار شدن او نیست. این افراد احساس ترس کمتری پیدا می‌کنند و در برابر آنچه در اطرافشان اتفاق می‌افتد، شجاع شده و احساس قدرت می‌کنند به همین دلیل است که خودکنترلی کمتری دارند.این‌گونه قتل‌ها بیشتر در میان نوجوانان اتفاق می‌افتد، چرا که به خاطرشرایط سنی‌ای که دارند، کمتر می‌توانند هیجاناتشان را مهار کنند.

نکته دیگری که در این پرونده باید مورد توجه قرار گیرد، چاقویی است که در جیب این نوجوان بود. بسیاری از کسانی که در جیب خود چاقو می‌گذارند، قصد ندارند کسی را بکشند یا به شخصی لطمه بزنند. آنها برای احساس قدرت این کار را می‌کنند، اما نمی‌دانند در زمان عصبانیت چون قدرت تعقل از فرد گرفته می‌شود ممکن است دست به کارهای خطرناکی بزنند، بنابر این بهتر است اجسام خطرناک همیشه از انسان دور باشد تا از آن بی‌موقع استفاده نشود.

این پسر 17 ساله هم‌اکنون در کانون اصلاح و تربیت است و مراحل قانونی پرونده او در حال رسیدگی است و مسلما روزهای سختی را در پیش دارد. سرنوشت این نوجوان باید آینه عبرتی برای دیگران باشد تا آنها در جیب خود چاقو نگذارند و مشروب نخورند و بی‌دلیل عصبانی نشوند، چون ممکن است سرنوشتی مشابه سرنوشت این نوجوان داشته باشند.

محمدرضا حیدری، بازپرس ویژه قتل تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها