خانواده روسو در اصل یک خانواده فرانسوی بودند، ولی به خاطر کشتاری که کاتولیکها در فرانسه به راه انداخته بودند و پروتستانها را از دم تیغ میگذراندند به ژنو آمده بودند. همین مساله هم باعث شد که پدر روسو او را در کودکی رها کند و به عموی کشیشاش بسپارد تا بتواند فرار کند و زندانی نشود. به همین دلیل روسو مجبور شد تا 16 سالگی نزد یک حکاک کار کند؛ کاری که ظاهرا از آن بیزار بود ولی بهخاطر حفظ جانش مجبور بود به آن تن دهد.
سرانجام هم کاسه صبرش لبریز شد و پیاده به فرانسه رفت. روسو را یکی از بنیانگذاران فکری انقلاب کبیر فرانسه میدانند که نقش بسیار پررنگی در شکلگیری عصر روشنگری داشت. او سرانجام و بعد از سالها دربهدری در دهکدهای حومه پاریس بر اثر سکته مغزی درگذشت. بعضیها معتقدند که او دست به خودکشی زده است.