گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

... هر که گوش دارد بشنود

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «اینجا چه می کنی شیخ ؟!»،«مولود کعبه یا افضل الا وصیا»،«لب تیغ؛ جنگ یا صلح وَ امنیت پایدار»،«سخنی با اصولگرایان دولت و مجلس هر که گوش دارد بشنود»،«پرهیز از تفرقه ضرورت و تکلیف»،«میلاد عدالت»،«دانشگاه آزاد به مثابه یک مثال»،«قصه خصولتی‌سازی‌»و... که برخی از انها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۳۶۰۴۵

کیهان:اینجا چه می کنی شیخ ؟!

«اینجا چه می کنی شیخ ؟!»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم محمد ایمانی است که در آن می‌خوانید؛شیخ! تو اینجا چه می کنی؟!تیغ تو همچنان تیز و درخشان است. و چه تیغی! چه بسیار رنج و اندوه که با همین تیغ از چهره مبارک پیامبر خدا(ص) زدودی. اکنون همان تیغ را بر من کشیده ای، کنار ولید و مروان؟! پیر مرد! یادت هست قریب 7-26 سال پیش، آن روز را که از شوق مرا در آغوش کشیدی و فرستاده خدا(ص) که این صحنه را می دید، از تو پرسید «آیا علی را دوست داری؟» و تو در پاسخ گفتی چگونه دوست ندارم کسی را که برادر و پسر دایی من است». یادت هست رسول خدا(ص) چه گفت؟ «اما تو با او خواهی جنگید در حالی که ستمکاری».

امیرمؤمنان این کلمات تکان دهنده را در بحبوحه جنگ جمل و هنگامی گفت که سوار بر اسب، بی سلاح و زره، تا کنار زبیر رفت حال آن که زبیر غرق در اسلحه و زره و کلاهخود بود. زبیر گفت چگونه بازگردم در حالی که دو لشکر مقابل هم قرار گرفته اند و این به خدا سوگند عاری است که قابل شستن نیست.امام در همین میدان بود که طلحه و زبیر را خطاب قرار داد و فرمود «فارجعا ایّها الشیخان عن رأیکما... پیرمردها! برگردید از تصمیم خود که اگر اکنون برگردید بزرگترین مسئله شما فقط عار و ننگ است، پیش از آن که عار و نار دوزخ یکجا جمع شود»... زبیر جا خورد از یادآوری ماجرای 7-26سال پیش و هشدار پیامبر(ص). گفت «انالله و اناالیه راجعون. چیزی را به خاطر من آوردی که روزگار از خاطرم برده بود». گفت و پشیمان بازگشت. اما پسرش عبدالله که این صحنه را دید، گفت «من خیال می کنم تو از شمشیر آنها ترسیده ای»! همین کافی بود تا زبیر سرگردان شود و بگوید «وای بر تو! مرا به جنگ با علی تحریک می کنی؟ من سوگند خورده ام که با او جنگ نکنم». «کفاره قسم بده و بایست تا نگویند ترسیده ای»! زبیر با شنیدن این سخن از پسر، غلام خود را به کفاره آزاد کرد و به سپاه امام تاخت، سپاهی که به فرمان امام، راه بر او گشوده بود تا بتازد و از آن سو خارج شود و کناره گیرد.

زبیر پشیمان شده بود، اما آیا ندامت او توانست فتنه ای را که از سرچشمه شام تحریک شده و توسط یاران پیمان شکن امام به راه افتاده بود، به سر آورد؟آیا آن ساعت که طلحه از سپاه جمل کناره گرفت و به تیر هم پیمان غدّار خود مروان بن حکم، بر زمین افتاد و گفت «کسی را از قریش ندیدم که خونش از من تباه تر باشد»، آب رفته به جوی بازگشت؟
خداوند وجود نازنین استاد فرزانه حضرت آیت الله جوادی آملی را حفظ کند، همین چند روز پیش حدیث شریف امیرمؤمنان(ع) را از زبان ایشان خواندیم که «ربّ عالم قد قتله جهله و علمه معه لاینفعه. چه بسا عالمی که جهلش او را از پای درآورد و علم او با او بود و به کارش نیامد» این همان مضمون دعایی است که می فرماید اللهم انی اعوذبک ... من علم لاینفع.

زبیر که شمشیرش بارها غبار غم از سیمای پیامبر زدوده بود، چرا سر ناسازگاری با علی گذاشت؟ شیخ! سیف الاسلام! طلحه الخیر! شما چرا؟ فراموش کردید آن روز که جزیه نصرانی های نجران به عنوان غنیمت! توسط سربازان مسلمان دست به دست شد و علی همه آنها را پس گرفت؟ به خاطر ندارید پیامبر در برابر گله سپاهیان فرمود «از علی شکایت نکنید که او در اجرای فرمان خدا خشن و سخت گیر است و در امر دین مداهنه و سازش نمی کند»؟ فراموش کردید آن روز را که دونفری نزد خلیفه سوم رفتید و از او خواستید ولیدبن عقبه را به خاطر شرب خمر عزل کند و حد تازیانه را بر او جاری سازد؟ چه کسی جرئت داشت حاکم کوفه را حد بزند جز علی که فرمود «بنی اسرائیل هلاک نشدند جز به خاطر تعطیلی حدود و احکام الهی» و حد اسلام را بر ولید جاری ساخت. یادتان هست علی(ع) همان جا فرمود «قریش پس از این مرا جلاد خویش خواهد خواند»!؟ اکنون چه شده که شما صحابه سابقه دار با همان ولید شرابخوار و مروان غدار و غارتگر بیت المال هم جبهه شده اید؟

علی شدن و علوی شدن هزینه دارد. شکیبایی کردی و خون دل خوردی و پای خدا نوشتی تا یقین و اطمینان الهی بر تو فرود آمد. «صبرت واحتسبت حتی اتاک الیقین». چه رازی در امامت و ولایت تو بود که خداوند به پیامبر فرمود «... اگر ابلاغ نکنی، رسالت الهی را به غایت نرسانده ای و خداوند تو را از مردم در امان نگه می دارد». پیامبر از مردم، از صحابه خود امنیت نداشت در ابلاغ ولایت علی؟! مگر علی بن ابیطالب پس از پیامبر قرار بود جز به رسم پیامبر عمل کند؟ «انا و علی ابوا هذه الامه . من و علی پدران این امتیم».

علی جان! مگر جز این است که بار بر زمین مانده آنها را بر دوش کشیدی؟! «قمت بالامرحین فشلوا... فرمان خدا را برپا داشتی آن هنگام که دیگران درماندند. پدر مهربانی برای مومنان شدی آن هنگام که عائله تو شدند پس بار سنگینی را که از طاقتشان بیرون بود، بر دوش کشیدی، پاس داشتی آنچه را تباه کردند و رعایت کردی آنچه را سستی کردند».

روز خیبر، خط تو آشکار شد آن هنگام که آیه نازل شد «ای کسانی که ایمان آورده اید هر کس از دین خود ارتداد ورزد و برگردد پس به زودی خداوند گروهی را می آورد که آنان را دوست دارد و آنها هم او را دوست دارند، نسبت به مومنین فروتن و در برابر کفار سرسخت و نفوذ ناپذیرند، در راه خدا مجاهدت می کنند و از ملامت سرزنش کنندگان نمی هراسند...» (آیه 45 سوره مائده). یعسوب مؤمنین! افلاکی خاک نشین! ابوتراب! کم گناهی نیست در نظر دنیاطلبان و سرکشان، فروتنی در برابر مؤمنان و سرسختی و نفوذناپذیری در برابر هر آن کس که می خواهد حق را بپوشاند. کم گناهی نیست ترور شخصیت شدن و آماج ناسزا و تهمت قرار گرفتن و با این همه به خاطر ملامت ها و سرزنش ها از جا نجبیدن و از حق دست نکشیدن.

مولای ما! پدر مهربان امت! هر کس هم دلش با تو باشد و پیروی تو کند، آماج تهمت ها و ناسزا خواهد بود. مگر می شود در ثواب و پیروزی جنگ جمل- بی هیچ شمشیر زدنی- شریک شد، اما در غم و رنج های جانگداز آن جنگ شریک نشد؟ آن صحابه عرضه کرده بود دوست داشتم برادرم فلانی هم با ما در این جنگ جمل بود و در پاداش آن شریک می شد و تو فرموده بودی «اهوی اخیک معنا. آیا دل برادرت با ما بود؟ اگر دل او با ما بود پس با ما بود و با ما بودند آنها که در صلب پدران و رحم مادران جای دارند و گذشت روزگار آنها را به عرصه می آورد تا ایمان با آنها برپا داشته می شود». معرکه جمل هرگز تمام نخواهد شد، تا دنیا دنیاست. آن فتنه منکوب شد اما فتنه گران تا ابد هستند. فتنه سال 88 چال شد اما فتنه گران زخم خورده و سازمان دهندگان اصلی آن در اردوگاه طواغیت جهان باقی اند. ببینید در همین ماه های اخیر چگونه بغض آلود درباره امام و رهبری سخن می گویند.

ببینید قلاده کدام شبه روشنفکران فراری را گشوده اند تا عقده گشایی کنند. ما پشت صورتک نام هایی چون کدیور و سروش و مهاجرانی و گنجی و مجید محمدی و ده ها پیاده نظام دیگر، قیافه بغض آلود طواغیتی چون پرز و نتانیاهو و هیلاری کلینتون و جان مک کین را می بینیم، و رابرت گیتس رئیس سابق سازمان سیا را که می گوید «ایران توسط رهبری به سمت دیکتاتوری پیش می رود و چهره های مذهبی طی 81ماه گذشته کنار گذاشته می شوند. ما در این مدت شاهد تغییر ماهیت رژیم جمهوری اسلامی هستیم». گویی که تابه حال جمهوری اسلامی را دموکراسی تلقی می کردند و حالا تغییر موضع داده اند!

هجمه و ملامت طواغیت روزگار و تروریست های انتحاری آنها در حلقه های شبه روشنفکری، نه تنها عار امت و مقتدای ما نیست که افتخار و سربلندی ماست. طواغیت روزگار که برای شیمون پرز جلاد جایزه صلح و دموکراسی می دهند و برای سلاطین مرتجع هم پیمان پرز و اوباما در منطقه فرش قرمز پهن می کنند، اگر از ما تمجید می کردند، باید سر افکنده و شرمنده می شدیم. این سنت الهی است. «اگر با این شمشیرم بر بینی مؤمن زنم که مرا دشمن دارد، دشمن ندارد و اگر تمام دارایی آسمان و زمین را بر آغوش منافق ریزم که مرا دوست بدارد، دوست نخواهد داشت چرا که در فضای الهی نوشته و بر زبان پیامبر(ص) جاری شد که یا علی! لایبغضک مؤمن و لایحبّک منافق. هیچ مؤمنی با تو دشمنی نورزد و هیچ منافقی تو را دوست ندارد».

امت ما با این عقده گشایی ها، تازه گنج ولایت و امامت را عزیزتر می شمارد. این بغض آشکار یعنی مرگ فتنه! «ای کسانی که ایمان آورده اید غیر خود را به دوستی و محرم اسرار نگیرید، آنها دوست دارند آنچه باعث رنج شما شود. دشمنی از دهان های آنها آشکار است و آنچه در سینه هاشان ] از دشمنی و کینه[ پنهان است، بزرگ تر است... چون با شما ملاقات کنند می گویند ایمان آوردیم و هنگامی که خلوت کنند از غیظ و خشم شما، انگشتان خویش را می گزند. بگو بمیرید از این غیظ تان، خداوند به باطن سینه ها آگاه است (آیات 811 و 911 سوره آل عمران)

از تیر ترور و تهمت و ملامت دشمنان باکی نیست. به تعبیر حضرت امام خمینی «ما از هیچ چیز باک نداریم، نه باک داریم که شرق ما را یک وقت اشخاص مثلاً غیرآزادی طلب یا دیکتاتور حساب کند، نه باک از این داریم که غیر یک همچو چیزی بکند. البته منافعشان که در خطر است، باید همه تهمت ها را به ما بزنند و ما همه تهمت ها را قبول می کنیم... البته بخواهید که همه مردم برای شما خوب بگویند، باید بروید توی خانه هاتان بنشینید و هیچ کس شما را نبیند. برای حضرت امیر هم هزار چیز گفتند، برای پیغمبر اکرم هم گفتند، حالا هم دارند می گویند. غربی برای پیغمبر ما بدتر از این می گوید که برای شما و ما می گوید.

برای اینکه الان در معرض خطر است کارشان...» (صحیفه نور، جلد 5، صفحه 992). تکلیف ملت با دشمنان روشن است. می مانند دوستان و صحابه انقلاب و اینکه قیام یا قعود و سکوت و کلامشان در کدام جغرافیا بزرگ تر تعریف و تعبیر می شود؟ اتاق فکرهای خارجی فتنه و خانه های تیمی داخلی آن تمام تمرکز خود را روی این محور قرار داده اند.

مبادا زبیرها، هم پیاله ولیدها و شکار مروان ها شوند. پیرو با فراست علی(ع) باید مروان شکار باشد نه شکار مروان. عمار باشد و میانه میدان با صلابت و شجاعت، علمداری کند نه چون ابوموسی ادعای تزهد و بازنشستگی از سیاست کند حال آن که وسط معرکه کشان کشان می آورندش برای مغلوبه کردن جنگ پیروز علی(ع). عجبا! به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب بعضی ها به خیال اینکه وسط فتنه «کابن اللبون» باشند و دوشیده نشوند و سواری ندهند، دوشیده می شوند و سواری می دهند، بی آنکه تجربه و دانایی شان به کار آید.

تلخ ترین صحنه ها برای علی آنجا بود که معاویه و عمروعاص، شیوخ از صحابه را به بازی گرفتند و امام این بار بی زره و شمشیر سراغ سران جبهه مقابل رفت. شیخ! تو اینجا چه می کنی؟ برگرد و به یادآر...

مردم سالاری:مولود کعبه یا افضل الا وصیا

«مولود کعبه یا افضل الا وصیا»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم سیدرضا اکرمی است که در آن می‌خوانید؛سیزده رجب 1431 فرا رسید که با خود ولا دت افضل الا وصیا مولود کعبه، مقدس  ترین مکان در زمین و قبله همه نمازگزاران مسلمان جهان، علی (ع) را دارد و بدین جهت شرافت ویژه دارد و بسیاری از کارهای محبوب و مقبول و مطلوب چون عروسی، نقل مکان، زیارت، عبادت، اطعام و احسان را در خود دارد، با تبریک این روز ویژه نکاتی تقدیم می گردد.

1- در قرآن مجید واژه ولادت «ولد» 102 بار در قالب های متنوع به نمایش گذاشته شده است و یک کتاب مطلب از ولا دت های ویژه و مولودهای خاص چون اسحق و یحیی از ابراهیم و زکریا، درود و سلا م ویژه بر عیسی و یحیی در سه مرحله و سوگند به پدر و فرزند، و چهره های گوناگون فرزند «زینت، فتنه، دشمن، امداد»  را با خود دارد، تامل در این 102 مورد، ما را به حقایق جدید و دل پذیر رهنمون می سازد، که خداوند فرزند ندارد و فرزند کسی نیست «لم یلد و لم یولد» و کوته نظران برای خداوند فرزند دختر و برای خود پسر را برگزیدند.

ولا دت حضرت علی (ع) در خانه کعبه و میهمانی سه روزه مادرش «فاطمه بنت اسد» در این کانون خدایی و پذیرایی بهشتی، داستان اختصاصی امام علی (ع) می باشد.
2- نام گذاری این مولود پس از خروج مادر از خانه کعبه توسط هاتف خداوندی به «علی» توجه به علو و برتری وی بر زمینی ها می باشد. در برتری  امام همین قدر بس که معلمی چون «محمد امین» قبل از رسالت و پیامبری چون «محمد رسول الله» پس از رسالت دارد.

مولود کعبه اضافه بر پدری چون «عمران، ابوطالب » حامی همیشگی حضرت، مادری چون «فاطمه بنت اسد» داشت که در حق رسول خدا احترامات بسیار نمود و حقا مادری نمود و رسول خدا وی را «مادر» عنوان کرد. مولود کعبه قبل از اسلا م هر روز درس تازه ای از معلم امین خود «محمد» در اخلا ق و ادب و کمال فرا می گرفت و تعلیم و تزکیه را دریافت می نمود و در هنگامه بعثت نخستین لبیک گوی دعوت نبوی شد و افتخار، «السابقون، السابقون، اولئک المقربون» را برای همیشه  در تاریخ برای خود ثبت نمود و سپس در همه مراحل تاریخی اسلا م، حاضر در صحنه بود و فداکاری نمود تا به شهادت در محراب مسجد رسید و برگ زرین دیگری «فزت و رب الکعبه» برای خود ثبت نمود.

3-در سالروز ولا دت حضرت، رسالت انسان های مومن موحد، حق جو و حق پذیر، مسوول و متعهد، پیرو راستین، درباره حضرت چیست؟ و چه کاری باید انجام دهند؟ دراین وجیزه مختصر، باید حضرت را از زاویه شخصیتی «ایمان و اعتقاد، اخلا ق و اعتماد، ایثار و جهاد، شجاعت و شهامت، فکر و فهم و فقه و فلسفه، تواصل و تباذل و تعاون، تقوی و تعهد و توادد» شناخت و به دیگران شناساند و محبوب علا قمندان ساخت، جاذبه و دافعه حضرت را بازگو نمود و لمس کرد و خود را به حضرت به اندازه ظرفیت خود نزدیک نمود.

4-برای توفیق در صحنه «شناختن و شناساندن» حضرت باید به کتاب خداوند روی آوریم و کلا م وحی خداوندی را بشنویم که مولود کعبه را دارنده «علم الکتاب» معرفی می کند وخود و علی را شاهد صدق رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم اعلا م می دارد «و یقول الذین کفروا لست مرسلا ، قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب، رعد43»

در قرآن مجید آمده که حضرت علی علیه السلا م مولود کعبه و شهید مسجد، جان و روح رسول الله می باشد.«قل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم، آل عمران 61» و در مباهله مدینه با نصارای نجران در کنار پیامبر قرار گرفت و آماده هر گونه فداکاری برای حق و حقیقت، و ایثار و وفاداری شد. در آیه تطهیر، مصداق روشن پاکی و طهارت روح و فکر و فهم و فقه و ایمان و اخلا ق، معرفی شده است. در احسان به سائل مدال «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون» را دریافت می نماید. ولا دت امام مبارک باد و توفیق تبعیت از حضرت روزی ما باد.

ابتکار:لب تیغ؛ جنگ یا صلح وَ امنیت پایدار

«لب تیغ؛ جنگ یا صلح وَ امنیت پایدار»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم سلمان صفوی است که در آن می‌خوانید؛ صلح؛ نیاز مبرم جامعه بشری در قرن بیستم و یکم است. اختلافات منطقه‌ای و بین المللی، واقعیتی غیرقابل انکار است. در برخورد با اختلافات دو روش وجود دارد: 1. جنگ 2. گفتگو و دیپلماسی.

بر اساس روش تحلیلی «دیالکتیک هرمنیوتیک»؛ جنگ، ناکارآیی خود را برای ایجاد صلح وامنیت پایدار اثبات کرده است و فراتر از آن اسباب رشد تروریسم، خشونت و بی ثباتی شده است. تاریخ منازعات اسرائیلی‌ها باعرب‌ها و فلسطینی ها وَ اشغالگران شوروی و ناتو در افغانستان وَ هزینه‌های سرسام آور نظامی در خلیج فارس دلیل متقنی است که چگونه هیچیک از این جنگ‌ها و هزینه‌های بیحد نظامی، اسباب برقراری صلح و امنیت پایدار نشده است. ملت‌ها بازیگران جدید دور «دیجیتال سی وی لای زیشِن» (Digital Civilization) هستند که با تکیه بر امکانات تمدن دیجیتالی، ورای دولت ها، قادر به ایفای نقش اند. اعمال خشونت از جانب دولت‌ها با واکنش متقابل، غیرمتمرکز و جهانی آنها روبه رو می‌شود و بحران ها، مخاطرات و خونریزی‌های بزرگ غیر قابل کنترلی را موجب می‌شود.

هشت سال جنگ عراق علیه ایران به نمایندگی بلوک غرب و برخی دول عربی؛ نه اسباب واژگونی حکومت ایران شد، نه موجب تغییر رفتار ایران به سود منافع غرب گردید؛ بلکه حکومت و نیروهای نظامی ایران حتی مستحکم تر شدند. تحریک اقوام ایرانی (کردها، ترکمن‌ها و عرب‌های خوزستان) به شورش و حمایت از گروه‌های تروریستی نیز نه تنها موجب تضعیف انقلاب ایران نشد؛ که تقویت رابط ملت حکومت ایران را در پی داشت.

امروز نیز هر گونه حمل نظامی اسرائیل یا آمریکا به ایران، نه تنها منجر به واژگونی حکومت ایران یا تسلیم ایران در برابر خواسته‌های بلوک غرب در زمین تکنولوژی هسته‌ای و غیره نمی‌شود؛ که با واکنش سهمگین، خردکننده و جهانی ایران در قبال منافع اسرائیل و آمریکا، مدت‌های مدید امنیت و ثبات منطقه دچار آسیب جدی خواهد شد. این آسیب برخی از حکومت‌های عرب که مستقیم یا غیرمستقیم خوش آمدگوی حمل اسرائیل به ایران هستند را نیز شامل می‌شود.

واکنش ملت‌ها و جنبش‌های مسلمان منطقه به اهداف اسرائیلی و آمریکایی نیز نه قابل احصاء است، نه قابل کنترل. لذا شروع جنگ با اسرائیلی هاست اما پایان آن، نه در اختیار آنهاست و نه حتی حکومت ایران. عواقب هرج و مرج و ناامنی حاصل از حمله به ایران وحشتناک خواهد بود و برای مدت‌ها منطق خلیج فارس و خاورمیانه را درگیر خواهد کرد و احتمال سقوط دول عربی حامی غرب و اسرائیل، با قیام ملت هایشان و قیام جنبش‌های مردمی بالا خواهد بود.

امروز منطقه بر لب تیغ قرار گرفته است؛ در یک سو پایان دادن به دَبِل استانداردهای غرب در خاورمیانه، خلع سلاح هسته‌ای اسرائیل، بازگردانیدن حقوق فلسطینی ها، احترام متقابل ایران، دول غربی و عربی به یکدیگر وَ قبول نقش سازند طرفین در مسائل منطقه‌ای و بین المللی است و در سوی دیگر جنگ و آتش و خون، بی ثباتی و ناامنی برای مدت‌های غیر قابل پیش بینی در منطقه.

بنابراین از طریق حصر منطقی، تنها یک راه عملی و سازنده برای حل وفصل، یا کاهش اختلافات باقی می‌ماند و آن هم راه گفتگو و دیپلماسی است. گفتگو و دیپلماسی پروسه‌ای است که برای نتیجه دهی، حداقل به 10 فاکتور نیاز دارد: خردگرایی، واقع بینی، هنر دیپلماسی، زمان، صبر، درک متقابل، اطلاعات صحیح، فهم درست، محاسبه صحیح کنش ها، واکنش‌ها و توانایی‌ها وَ توجه به منافع مشروع هم بازیگران ذینفع. نتایج به دست آمده از گفتگو و دیپلماسی ماندگارتر از روش‌های خشونت آمیز و نظامی است.

رسالت:سخنی با اصولگرایان دولت و مجلس هر که گوش دارد بشنود

«سخنی با اصولگرایان دولت و مجلس هر که گوش دارد بشنود»عنوان سرمقالهِ‌روزنامه‌‌ی رسالت به قلم دکتر امیر محبیان است که در آن می‌خوانید؛تاریخ به ما می آموزاند که یکی از مهمترین عواملی که زمینه را برای فتنه‌های بزرگ آماده می کند؛ گسترش شبهه در میان مردم است ودر میان عوامل موثر در گسترش شبهه ،بدون تردید نقش نخبگان و خواص برجستگی ویژه‌ای دارد.

مردم به رهبران سیاسی و اجتماعی خویش می نگرند؛تردید و شبهه یا هراس آنان بر توده های مردم تاثیری انکار ناپذیر دارد؛همچنان که ثبات رای وقدم وشجاعت آنان بر روحیه مردم می افزاید.هر چند مردم ما نشان داده اند بلوغی گاه فراتر از نخبگان سیاسی خویش دارنداما این امر به هیچ وجه توجیهی برای غفلت این خواص و نخبگان نیست.چندی است چهره های شاخص اصولگرا در دولت و مجلس بدلایلی که در پی واکاوی صحت یا عدم صحت آن نیستیم شرایط ویژه جامعه خویش در داخل و خارج را به فراموشی سپرده‌اند و هرگاه که فرصتی دست می دهد بر یکدیگر هجوم برده و به بهانه‌های عمدتاً واهی و حداقل غیر قابل توجیه همدیگر را به گمان خویش درنزد مردم رسوا می سازند و حتی مردمان را علیه هم بر می ‌شوبند.

دلایل این رفتار چیست؟
1. شاید گروهی گمان برده‌اند؛ حال که رقیب اصلاح طلب از صحنه خارج شده است می توان بدون دغدغه رقیب درونی را از پیش پای برداشت و در انتخاب های آتی صحنه را برای قدرت نمایی خویش بدون هراس از مزاحمت های طیفی از اصولگرایان ناهمسو آراست و با یکپارچه کردن مجلس با خود زمینه را برای روی کار آمدن دولت محلل یا پیگیر برنامه های نیمه کاره آماده ساخت.

2 . شاید هم گروهی برآنند که باید از فرصت تبلیغاتی حاصل از نبرد دولت کنونی و رقبایش در انتخابات دهم که جمعی از جامعه را کین ورز دولتیان ساخت؛ بهره برد و خود را در مقام رقیب آتی، از هم اکنون میراث خوار رای نفرت آنان ساخت و از کینشان نردبانی برای قدرت پدیدآورد.

3.شاید هم این نبردها و کف به لب آوردن ها که گاه با جملاتی خشمگینانه علیه رفقای پیشین و رقبای کنونی همراه می شود؛هدفی سیاسی  برای کسب قدرت ندارد ؛ فقط بغض ها و حسرت های فرو خورده‌ای است که اکنون مجال خودنمایی البته با توجیهات به ظاهر قانونی و عقلانی یافته است.

4.و البته شاید همه این حملاتی که گمان می کنیم از سر غفلت است و برخاسته از عقده های درون یا به زبان اهل دین “نفس”؛ فقط ناشی از خداخواهی واحساس تکلیف باشد و ناظران قیاس به نفس می کنند و بس.

 نگارنده هنوز توفیق کسب کرامت اشراف بر ضمایر نیافته و نمی تواند نیت کاوی کند ولی می داند که :الف- بر اساس حکم عقل ،در حالی که راس جریانی که پس ازانتخابات؛ نتایج را برنتافت هنوزهرچند ضعیف ولی بر مدعای خویش به نحوی پیگیر است و بدنه آنان نیز هر چند به ظاهر خاموش شده و از تعداد فعالانشان کاسته شده است؛اما رضایت نپذیرفته و سکوت خویش را نشان رضا نمی دانند؛ شرایط نمی توانداصولگرایان را آنچنان آسایش خاطر دهد که بر یکدیگر بپردازند و حتی برصف هم بتازند.

ب- شرایط خارجی کشور به گونه‌ای است که هر گونه اختلاف درونی پیام شادباش برای دشمنان ایران دارد.آنان مسلما با هم خواهند گفت که  اختلافات میان سران ناشی از فشارها‌ی سیاسی و اقتصادی است؛ پس بر فشارها بیفزاییم وعرصه تنگتر سازیم.آیا آنان که اختلافات را به رسانه و معرض عام میکشانند؛به اثرات مستقیم و غیر مستقیم رفتارهای خود توجه داشته و مسئولیت رفتار خویش می پذیرند؟

ج- خصلت توده ها این است که به هنگام درگیری شدید دو گروه با هم که از حدود خرد پذیر خارج شود؛هر دو دسته را نابخرد خواهد شناخت.قاعده «النقیضان یاالدلیلان اذا تعارضا تساقطا»در سیاست هم کاربردهایی دارد.

 د- عقل اجازه نمی دهد که سیاستمداران لاییک در شرایط خاص بر هم بتازندچه رسد به سیاستمداران دین گرا که علاوه برکار دنیا بر عقبی هم نگاهی دارند.کدامین تحلیل شرایط را برای سیاستمداران اصولگرا بسیار عادی نموده است؟

ه- تعصبات و درگیری های بی بهانه یا با بهانه راه را بر خرد بسته و مهار نفس را رها می سازد؛در این صورت تلاش های مجلس و دولت نادیده انگاشته می شود و صرفا ضعف ها بزرگنمایی می شود؛در آن صورت هر دو طرف ناخودآگاه اسیر ظلم پنهان سازی حق می گردند که شایسته هیچ انسان شریف و منصفی نیست.

و-خشم های غیر قابل کنترل بدون شک برخاسته از نفسانیت است و نشان از عدم تهذیب این نخبگان خواهد داشت.انتظار نداریم نخبگان ما همگی سلمان و اباذر باشند ولی تمایلی هم نداریم که اسیران نفس و بازیچه های تمایلات صحنه گردان باشند.اینان در صورت ادامه این رفتارها از منظر مردم از خود سلب کفایت و لیاقت کرده‌اند.

ز- محیط شبهه و فتنه؛گردشگاهی مفرح برای آتش افروزان فرصت طلب و بی ریشه است که نان به قیمت روز می خورند واز هر سو که آید بادش میدهند.اینان در تنورافروخته نان خویش می پزند و آبروی سیاستمداران شناخته شده ولی اسیر خشم را به کمترین بها به سود خویش فرو می ریزند.نا بخردان را یاران و مشاورانی اینچنین شایسته!

زمان سریعتر از آن که تصور کنیم می گذرد ؛ نه خدا و نه خلق خدا پیمانی جاودانی مگر بر سر حق با کسی نبسته اند؛اصولگرایی نیز مهری جاودان برپیشانی هیچکس نیست . پیمان بر سر عقل و عدل و آزادگی در مسیر سعادت دنیوی و اخروی مردمان است؛ ازاین راه هر که خارج شود سریعتر از آن که گمان کنداز صحنه ناپدید خواهد شد وبرای او فقط  حسرت خواهد ماند و برای دیگران اگر چشم باز کنند ؛ عبرت! این سنت الهی است اگر باور دارید!

تهران امروز:پرهیز از تفرقه ضرورت و تکلیف

«پرهیز از تفرقه ضرورت و تکلیف»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم حسام‌الدین کاوه است که در آن می‌خوانید؛تاریخ، صرفا ماجراهای تلخ و شیرین و غرور‌آمیز یا اسفبار نیست. تاریخ، داستان نیست که از خواندن آن لذت ببریم. تاریخ عبرت است و اهل تدبیر و تامل، تاریخ را با نگاه عبرت‌آمیز مطالعه می‌کنند. بررسی تاریخ اسلامی نشان می‌دهد که مسلمانان هرگاه با یکدیگر وحدت داشته و همچون تنی واحد بوده‌اند و سودای جداسری و ریاست در سر نمی‌پرورانده‌اند پیروز بوده‌اند، هر چند شمار دشمنان‌شان بسیار بوده باشد اما آنگاه که هر یک از روسای قوم، در «حوصله محال اندیش» به ورطه «خیال باطل» در افتاده بودند، آنگاه ضربه‌ها، یکی پس از دیگر از پیش و پشت براندام امت اسلامی فرود آمده است.

در زمانه‌ای که ما در آن به سر می‌بریم، هم نگاه به آینده ضروری است که جهت و سمت امید و رشد و تعالی را نشان می‌دهد و هم نگاه به گذشته ضروری است تا از تلخی‌ها و شیرینی‌ها، از کامیابی‌ها و ناکامی‌ها درس بگیریم. در همین زمانه حساس و خطیر است که رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) برای چندمین بار هشدار می‌دهند که انشقاق و انفکاک نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی امری نیست که بتوان به سادگی خطرات و تبعات آن را نادیده انگاشت. تاکید معظم له و آن هم تاکید مکرر ایشان بر حفظ وحدت، همدلی و انسجام، یاد و خاطره امام راحل(ره) را در اذهان مومنان و پیروان ایشان و انقلاب اسلامی تداعی می‌کند. گویی روح‌الله است که سخن می‌گوید و با باران پرمهر و برکت بخش واژه‌هایش جان‌ها را سیراب می‌کند.

اکنون حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان ولی امر و جانشین بر حق حضرت روح‌الله، زبان به انذار و هشدار گشوده‌اند.

مشخص است که در چنین برهه‌ای که موجا‌موج دشمنی‌ها و تندبادها درصدد صدمه و لطمه زدن به کشتی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است، تفرقه و انشقاق حتی با نیات صادقانه تا چه اندازه خطر‌آفرین خواهد بود.

مقام معظم رهبری در جمع شماری از اعضای بسیجی هیات‌های علمی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی کشور فرموده‌اند:‌امروز مهم‌ترین نیاز کشور اتحاد و یکپارچگی است و هرگونه سخن، حرکت و نوشته‌ای که حتی با نیت صادقانه باشد ولی موجب شکاف و انشقاق در جامعه و ظلم به افراد شود، برخلاف مصالح کشور و نظام است.

ایشان تاکید فرموده‌اند: «حفظ وحدت، همدلی و انسجام در جامعه و پرهیز از هرگونه اختلاف و شکاف، نظر رهبری در این برهه حساس است.»

واقعیت این است که صف‌بندی‌های کاذب در جهان استکبار و سلطه و نیز جهان دوقطبی صلیبی – سوسیالیستی، مدت‌هاست که رنگ باخته است. جهان صلیبی - کاپیتالیستی از روی پیکر بی‌جان جهان سوسیالیستی (الحادی) رد شده است و اگر کشوری چون چین بر جای مانده به لطف افتادن در مناسبات اقتصادی کاپیتالیستی است که هنوز نیم‌نفسی می‌کشد.
واقعیت جهان امروز، ترتیب و تشکیل صف‌بندی‌ها و آرایش نیروها حول دو محور حق و باطل است. آرایش‌ها و صورت‌بندی‌های پیشین در درون دو محور حق و باطل جذب و محو خواهند شد. آنان که حق‌محورند در اردوگاه «حق» جای می‌گیرند و آنان که باطل‌محورند، در اردوگاه «باطل» ثبت‌نام می‌شوند.

گاه برخی از افراد و نیروهای مذبذب یا منافق بین دو اردوگاه تردد می‌کنند اما بی‌گمان این آمد و شد از سر ارادت و اخلاص نبوده و نیست بلکه به منظور تضعیف اردوگاه «حق»، یارکشی به سود اردوگاه باطل و تجسس در امور و شئون حق‌محوران است. نباید این حقیقت را نادیده و مغفول گذاشت که جهان روز به روز، به روز موعود، روزی که وعده آن داده شده و در این وعده هرگز خلافی نیست، نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود. همین امر نیز موجب پریشانی و تشتت در میان سران اردوگاه باطل شده است.

آنچه در تعابیر مقام معظم رهبری اینگونه بدان اشارت رفته است: «مراکز استکباری جهانی در مقابله با حرکت اسلامی که نماد واقعی آن نظام جمهوری اسلامی ایران است، زمام امور را از دست داده‌اند و با حالتی دستپاچه و از هم‌گسیخته، آخرین تلاش‌های خود را انجام می‌دهند.

اما چگونه می‌توان مرزهای اردوگاه حق‌محور و اهداف و شاخص‌های اصلی آن را تعیین و احصا کرد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در این‌باره چنین می‌فرمایند: «استکبارستیزی، ایستادگی قاطع در مقابل حرکت کفر و نفاق در سطح جهان و مرزبندی شفاف با دشمنان انقلاب و دین، شاخص‌های اصلی هستند.»

ایشان درباره ضرورت مرزبندی‌ها نیز می‌فرمایند: «اگر کسی مرزبندی شفاف با دشمنان انقلاب و دین نکند، قدر خود را کاهش داده است و اگر به آنها گرایش پیدا کند، از دایره نظام خارج می‌شود.»

این توضیح روشن و شفاف ایشان، نیاز به هیچ‌گونه تغییر و تفسیری ندارد، راه را بر بهانه‌جویان می‌بندد و به زبان‌آوران سفسطه‌باز مجال خلط حق و باطل را نمی‌دهد. اینک با بررسی اجمالی و فشرده از بیانات معظم له می‌توان چنین نتیجه گرفت که: اولا حفظ وحدت و همدلی و انسجام نه تنها یک ضرورت در شرایط بسیار حساس کنونی است که تکلیف مدیران و عقلای قوم نیز هست. گرچه این موضوع بر دیگران نیز همان قدر منزلت تکلیفی دارد که بر خواص.

ثانیا: شناخت دقیق از شرایط و اوضاع و احوال کنونی بر همگان واجب است. در جهانی پرتلاطم به سر می‌بریم و حساسیت‌ها از آن‌رو فزونی می‌یابند که صف‌آرایی‌ها هر روز پرتراکم‌تر و دشمنان در برابر حرکت اسلامی و به‌ویژه نظام جمهوری اسلامی ایران که پیشاهنگ حرکت اسلامی است، بیشتر و بیشتر اردوکشی می‌کنند.

ثالثا: از نفاق حیله‌گر و دوستان نادان نباید غافل ماند. در برابر حرکت نفاق آگاهی‌بخشی به جامعه ضروری است، دوستان نادان را باید با درایت و تدبیر متوجه راه پرمخافت و نیز مواقع و مواضع خطیری که در آن قرار داریم کرد.

رابعا: با تعبیر و تعریف مقام معظم رهبری درباره اهداف و شاخص‌های اصلی و نیز ضرورت مرزبندی‌ها و ارائه مشخصات دقیق آنها، دیگر هیچ‌گونه جای شک و شبهه‌ای باقی نمی‌ماند. وظایف روشن و معلوم است. مرزها نیز روشن و مشخص‌اند و اردوگاه‌ها نیز معلوم و مشخص‌اند. «تجاهل العارف» در چنین شرایطی نه تنها سودی نخواهد داشت که ظن حق‌محوران را نسبت به کسانی که خود را به غفلت زده‌اند، برخواهد انگیخت.

خامسا: نباید فرمایش مقام معظم رهبری که فرموده‌اند: «مبانی، اصول و جهت‌ حرکت، مشخص و روشن است و هر کسی که در چارچوب اصول و در این جهت حرکت کند جزو مجموعه نظام اسلامی است را به فراموشی سپرد.» جداسری یا دور ساختن نیروهای وفادار به انقلاب و نظام اسلامی، ظلم در حق افراد به شمار می‌رود، این همان تاکیدی است که ایشان در فرازی دیگر از بیانات‌شان بدان اشارات داشته‌‌اند.

جغرافیای حق و باطل را مرزهای طبیعی یا حدود و شغور قراردادی، تعیین نمی‌کند. جغرافیای حق و باطل از سنخ «جغرافیای نرم» است. ذهنی است، نرم‌افزاری است، اعتقادی است، هم بدین‌روست که وظیفه یکایک امت است که همچون مرزبانانی آگاه از این «جغرافیای نرم» حفاظت و پاسداری کنند.

دشمن درصدد شبیخون است و مبادا که به گاه شبیخون او، ما همچون مدافعان تنگه احد در پی گردآوری غنایم باشیم و شکست را به اردواگاه توحید، تحمیل کنیم. اینگونه مباد.

جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفته

«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛هفته جاری در سایه حرمت ماه پرفضیلت رجب سپری شد و باب رحمت الهی در آستانه ماههای شعبان و رمضان به روی مومنین گشوده گردید. پیامبر اکرم(ص) در این ماه، شوق وصل و کسب رضای الهی، سراسر جانشان را فرا می‌گرفت و به اصحاب و یاران خویش می‌فرمود: "تا می‌توانید از لحظات این ماه بهره بگیرید."

در این هفته ولادت مسعود نهمین ستاره درخشان آسمان ولایت، اسوه جود و سخاوت، حضرت امام جواد علیه‌السلام قرار داشت که ملت ایران قدوم پرسرور ابن‌الرضا(ع) را به شمس‌‌الشموس، امام مدفون در ارض طوس، حضرت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) شادباش و تهنیت گفت. هفته‌ای که در آستانه آن قرار داریم از این جهت که جلوه‌گاه میلاد پرعظمت شمس ولایت و کعبه هدایت، مولای متقیان حضرت علی‌بن ابیطالب علیه‌السلام می‌باشد، از شکوه خاصی برخوردار است.

این ایام از ماه رجب علاوه بر منزلت ذاتی خویش با جلوه نور ولایت مولی‌الموحدین و امیرالمومنین نیز متبرک گشته و نورانیت خاصی به خود گرفته است. در واقع همانگونه که نصوص الهی، تصریحات نبوی و واقعیات محکم تاریخی گواهی می‌دهند، پس از وجود شریف پیامبر اکرم(ص)، جهان اسلام شخصیتی به کمال و جامعیت وجود پرعظمت حضرت علی‌بن ابیطالب(ع) به خود ندیده، آنگونه که زندگانی پرثمرش در دو قاب قوسین ولادت و شهادت در خانه خدا شکل گرفته و جوامع بشری را به ساحل رستگاری رهنمون گردیده باشد. در این روزها رجبیون همچنین در پای سفره پربرکت ایام‌البیض قرار می‌گیرند و فرصت قرب الی‌الله، محاسبه اعمال و مهار نفس را در خلوت خویش می‌یابند.

از دیگر چشم‌اندازهای هفته باید به سالروز واقعه هفتم تیر سال 60 اشاره کرد که در چنین ایامی هفتاد و دو کبوتر خونین‌بال انقلاب در آتش نفاق سوختند و جان در راه انقلاب گذاشتند.

در هفته اخیر که غرب با صدور قطعنامه چهارم تحریم علیه ایران سعی داشت دایره محاصره اقتصادی و سیاسی را بر ضد کشورمان تنگ‌تر کند، جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که از ورود دو بازرس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی جلوگیری می‌کند. رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان علت این اقدام را ارائه اطلاعات غلط پیرامون فعالیتهای هسته‌ای ایران که در آخرین گزارش آمانو به شورای حکام منعکس شده عنوان کرد. وی همچنین با تشریح مواضع کشورمان در همکاری با آژانس تصریح کرد جمهوری اسلامی ایران هرگز بازرسی‌های فراتر از مقررات "ان.پی.تی" را نخواهد پذیرفت و اگر بازرسان برخلاف واقع گزارش دهند، با اقدام قاطع روبرو خواهند شد.

موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد در این هفته به سوژه‌ای سیاسی و کشمکشی غوغاسالارانه در کشور تبدیل شد. مجلس شورای اسلامی در راستای وظیفه قانونگذاری و نظارتی خود مصوبه‌ای ارائه کرد که وقف اموال مراکز آموزش عالی غیردولتی بلامانع باشد اما گروهی که به دنبال تسخیر سنگر به سنگر مراکز قدرت و نهادهای علمی و اقتصادی کشور هستند، با برخوردهای خشن و اهانت‌آمیز نسبت به نهادها و قوای کشور، زمینه را برای دامن زدن به اختلافات و خارج کردن نبض تصمیم‌گیریها از کنترل مراکز قانونی فراهم کرده و تلاش نمودند اراده خود را از مجاری غیرقانونی و از مسیر شعارهای کف خیابانی به کرسی بنشانند.

صرفنظر از اینکه سرانجام موضوع دانشگاه آزاد - که اکنون به یک مسأله ملی تبدیل شده - چگونه و در کجا حل و فصل شود، این نکته اساسی باید مورد توجه مسئولین نظام و دلسوزان انقلاب قرار گیرد که اختلافات را از مسیر قانونی مورد رسیدگی قرار دهند و از کشاندن آن به سطح افکار عمومی و کوچه‌بازاری کردن آن خودداری کنند و بدانند که سوءاستفاده از افکار عمومی برای به کرسی نشاندن مقاصد سیاسی تابحال هیچکس را به ساحل آرامش نرسانده است. پرواضح است که دامن زدن به کشمکش‌های سیاسی داخلی و دمیدن در آتش‌افروزیهای جناحی برنده‌ای نخواهد داشت و دود آن قطعا به چشم مردمی خواهد رفت که اکنون در سطح جهانی با دشمنان دندان تیز کرده و تجهیز شده‌ای مواجه است که برای ضربه زدن به اساس انقلاب و موجودیت نظام از هیچ توطئه و ترفندی غافل نیستند.

بر همین اساس و با توجه به اوضاع خطیر کنونی کشور و دشمنی‌های بین‌المللی علیه نظام، رهبر معظم انقلاب در دیدار دیروز با اساتید بسیجی با تأکید بر نیاز مبرم به حفظ وحدت عمومی در سطوح مختلف جامعه فرمودند: "من با سخن، حرکت و نوشتاری که موجب انشقاق و شکاف می‌شود موافق نیستم، حتی اگر با انگیزه صادقانه باشد." ایشان مردم و مسئولین را به اتحاد کلمه فراخوانده و تفرقه‌افکنی را سم مهلکی برای انقلاب دانستند.

در بخش موضوعات خارجی، این هفته نیز مسائل عراق و تحولات این کشور سهم عمده‌ای از حجم خبرها و گزارش‌های رسانه‌ها را به خود اختصاص داد. فلسطین اشغالی و قرقیزستان نیز شاهد رخدادهای تازه‌ای بودند.

در عراق، با وجود شروع به کار مجلس جدید، بن بست در تشکیل دولت، کماکان بر فضای سیاسی این کشور سایه افکنده است و هنوز هیچ نشانه روشنی از شکست این بن بست مشاهده نمی‌شود. این درحالی است که چندین شهر این کشور بحران زده طی هفته جاری صحنه تظاهرات مردم خشمگین در اعتراض به کمبود و قطع برق بودند که بر مصائب این کشور افزود و اوضاع را پیچیده‌تر ساخت. ابتدا، اعتراضات از شهر بصره آغاز شد و متعاقب آن به شهرهای کربلا و بخشی از بغداد نیز تسری یافت. معترضین باانتقاد شدید از مسئولان عراقی، آنها را در تامین برق به بی اعتنایی و بی کفایتی متهم کردند. در پی این اعتراضات، وزیر برق عراق ناچار به استعفا شد ولی نوری مالکی نخست‌وزیر عراق ضمن دفاع از این وزیر، برخی جریان‌ها را متهم به فرصت طلبی در این زمینه کرد.

ناظران، مشکلات سیاسی این کشور، به ویژه عدم تفاهم گروههای سیاسی در تشکیل دولت جدید را در ایجاد زمینه شورش‌های مردمی اخیر مرتبط می‌دانند. پس از تشکیل ائتلاف میان جناح‌های شیعه، این خوش بینی پدید آمد که اوضاع سیاسی رو به گشایش حرکت کند ولی تاکنون این امر محقق نشده است. قبلا اختلاف نظر میان جناح العراقیه وابسته به علاوی و جناح‌های شیعه بود اکنون برخی منابع مدعی هستند که در داخل ائتلاف شیعه‌ها نیز این اختلاف وجود دارد به این صورت که جناح نوری مالکی به سبب دارا بودن چند کرسی بیشتر از جناح سید عمار حکیم، تعیین نخست‌وزیر را حق خود می‌داند و شخص مالکی مصر است که نخست وزیری را کماکان در قبضه داشته باشد. در این میان ادعای اخیر علاوی مبنی بر اینکه دست‌هایی درصدد ترور وی بوده‌اند و دولت اقدام کافی در تضمین امنیت جانی وی به عمل نمی‌آورد اوضاع را بیش از پیش پیچیده کرده است. البته ناظران سیاسی این ادعای علاوی را مظلوم نمایی و تلاش برای جلب توجه افکار عمومی عراق می‌دانند.

نوری مالکی نخست‌وزیر عراق در ارتباط با بن بست تشکیل دولت جدید برخی دولتهای خارجی را به دخالت در این امر متهم کرد ولی حاضر نشد از این کشورها نامی ببرد. این اظهارات مالکی درحالی مطرح می‌شود که آمریکایی‌ها تا کنون عمده‌ترین مداخله گر در روند سیاسی عراق بوده‌اند و هم اکنون نیز در آستانه تشکیل دولت مقاماتی از واشنگتن به بغداد رفت و آمد می‌کنند. به هر حال چنین به نظر می‌رسد که معضل سیاسی در عراق، حتی اگر دولت جدید نیز تشکیل شود تداوم خواهد داشت.

این هفته، در قرقیزستان، اگرچه از شدت خشونت‌ها کاسته شد ولی بحران همچنان تداوم یافت. منابع خبری اعلام کرده‌اند که بخشی از آوارگان مجبور شده‌اند به محل سکونت خود باز گردند درحالی که تشنج و تنش همچنان ادامه دارد و هر لحظه احتمال بروز درگیری‌های خونین می‌رود. برطبق گزارش منابع رسمی تاکنون در ناآرامی‌های قرقیزستان بیش از 250 نفر کشته و 2200 نفر زخمی شده‌اند.

"رزا آتونبایوا" رئیس دولت جدید که چندی قبل با توسل به شورش‌های خیابانی طرفدارانش به پیروزی رسید و دولت "قربان بیک باقی یف" را ساقط کرد هم اکنون به شدت در تنگنا قرار دارد. آتونبایوا که گرایش سیاسی متمایل به روسیه دارد امیدوار بود در این شرایط حساس و در زمانی که دولتش ثبات پیدا نکرده است، مسکو وی را زیر چتر حمایت‌های سیاسی و عملی قرار دهد که سیاستمداران روس تاکنون این انتظارات را برآورده نکرده‌اند.

"آتونبایوا" آنچنان در ضعف است که در دیدار هفته جاری از یکی از شهرهای آرام قرقیزستان مورد هجوم مردم معترض قرار گرفت و ناچار به ترک فوری آن شهر شد. معترضین، اظهار داشتند اوضاع اقتصادیشان پس از روی کار آمدن دولت جدید به شدت وخیم‌تر شده است. آتونبایوا برای نجات یافتن از این وضع، تاریخ همه پرسی را یکماه جلوتر انداخته است ولی مردم اظهار می‌دارند همه پرسی را نمی‌پذیرند بلکه خواستار برگزاری انتخابات هستند.

عملکرد روسیه و آمریکا در قبال تحولات قرقیزستان در هفته‌های اخیر بار دیگر بر این واقعیت تاکید گذاشت که آنها تنها به اهداف و منافع استعماری خود در این کشور می‌اندیشند و برای آنها، بحران داخلی و کشته شدن صدها نفر اهمیتی ندارد. آمریکا به شدت نگران پایگاه نظامی خود در قرقیزستان است و روسیه به این می‌اندیشد که چگونه از فرصت حاضر برای کسب امتیازات بیشتر، از جمله درباره پایگاه نظامی آمریکایی بهره برداری کند.

هفته جاری مسائل فلسطین حول محور تحولات غزه در جریان بود. رژیم صهیونیستی در اقدامی فریبکارانه و البته از روی اجبار ناشی از فشارهای بین المللی، اعلام کرد قصد دارد تسهیلاتی در محاصره غزه و ورود برخی کالاها صورت دهد.

بلافاصله جنبش حماس که دولتش متولی اداره غزه می‌باشد این اقدام را بازی جدید اسرائیل برای منحرف کردن اذهان از جنایات صهیونیستها در غزه دانست. حماس اعلام کرد رژیم صهیونیستی باید محاصره ظالمانه غزه را به طور کامل لغو کند و از جهانیان خواست در تحقق این خواست مردم غزه، به رژیم صهیونیستی فشار وارد کنند.

همزمان، اعلام شد که چندین کشتی از نقاط مختلف جهان آماده می‌شوند تا به همراه آذوقه و کمک‌های اضطراری عازم غزه شوند. این تحرک بین‌المللی در یاری رساندن به مردم غزه اگرچه بسیار دیرهنگام و در سطح محدود انجام می‌شود مرحله تازه‌ای از تحولات در فلسطین را ایجاد کرده است. این حرکت بین المللی، رژیم صهیونیستی را شدیداً در مخمصه قرار داده است. صهیونیستها، که پس از تهاجم وحشیانه به کشتی کمک رسانی آزادی در 9 خرداد مورد انزجار و تنفر بی سابقه جهانیان قرار گرفتند اکنون در برخورد با اعزام کشتی‌های بیشتر به غزه بر سر یک دوراهی قرار دارند. بدیهی است صهیونیستها ابائی ندارند که جنایت‌های خود را در مورد کاروان‌های امدادرسانی در آینده نیز تکرار کنند ولی می‌دانند که هرگونه ماجراجویی جدید، آنها را بیش از پیش در جهان منفورتر می‌سازد و باقیمانده حامیانشان را نیز از دست خواهند داد.

محاصره غزه که از چهار سال قبل آغاز شده است اکنون می‌رود در سایه پایداری و ایستادگی مردم غزه در هم شکسته شود. این واقعیتی است که مطبوعات رژیم صهیونیستی نیز هفته جاری به آن اذعان کردند. شکست سیاست محاصره غزه پیروزی بزرگی برای مقاومت فلسطین است که نابودی و اضمحلال رژیم صهیونیستی را تسریع می‌بخشد.

ایران:میلاد عدالت

«میلاد عدالت»عنوان سرمقاله روزنامه‌ی ایران به قلم مسعود ابراهیمی است که در ان می‌خوانید؛ماه رجب ایام پربرکتی دارد که یکی از آنها ولادت امیرالمؤمنین حضرت علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام است. اصولاً یادآوری نام علی (ع) همواره با «عدالت» همنشین بوده و کمتر کسی است که صفات آن حضرت یعنی مظلومیت و شجاعت و مهربانی و اخلاص و قاطعیت را بدون «عدالت» تصور نماید و از این‌روست که او را شهید عدالت می‌دانند؛ عدالتی که در تعریف ایشان نه تنها تابع اشخاص و حتی خانواده نبود بلکه به عنوان رعایت کردن حقوق جامعه و تجاوز نکردن به حدود دیگران تجسم می‌یافت. حضرت علی (ع) کمتر از پنج سال حکومت کرد اما چرا عدالت ایشان برای تمام تاریخ زبانزد شد؟ عدالت از دید امیر مؤمنان، قانون و بزرگراهی است که همه باید در آن حرکت کنند زیرا عدالت، اصلی است که تعادل و آرامش جامعه را حفظ می‌کند.

به فرمایش آن حضرت: همانا در عدالت گنجایش خاصی است و عدالت می‌تواند همه را در‌برگیرد و در خود جای دهد. خداوند متعال نیز پیامبر اکرم‌(ص) را مأمور به برقراری عدالت در جامعه کرده بود. از اینرو حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری نیز اولین هدف حکومت اسلامی را استقرار عدالت می‌دانند.

در طول تاریخ، مکاتب بسیاری ظهور کردند که مدعی عدالت بودند: فاشیست‌ها، مارکسیست‌ها و لیبرالیست‌ها که برای مدت محدودی، سه ضلع مثلث ماتریالیسم محسوب می‌شدند، سعی کردند مکاتب خود را در قد و قامت یک دین به جامعه عرضه کنند اما نتوانستند بیش از یک نظر، آن هم روی کاغذ باقی بمانند و امروزه نه از فاشیسم دهه‌های گذشته خبری است و نه از مارکسیسم که تنوع اقلیمی خاصی پیدا کرد و زنگ فروپاشی لیبرالیسم هم علی‌رغم تکاپوی میلیتاریستی‌اش در جهان به صدا درآمده، به گونه‌ای که حتی نمی‌تواند مانع اتحاد کشورهای کمتر توسعه یافته‌ای همچون بولیوی، ونزوئلا، برزیل، کوبا،‌ نیکاراگوئه، اکوادور و... شود.

اما در مکتب روح بخش اسلام، تحقق عدالت، سرلوحه اهداف و برنامه‌های حکومت اسلامی است. گرچه نمی‌توان در سیر تطور اندیشمندان اسلامی، تأثیرات اندیشه‌های یونانی، افلاطونی، ایرانشهری و ارسطویی را نادیده گرفت ولی آنچه مشترکات تعاریف را به یک عرصه واقعی راهنمایی می‌کند، وجود معنای عدالت در سه بخش تکوینی، تشریحی و جزایی است که بر مبنای آن خداوند متعال به هر کس به اندازه استحقاقش عطا می‌کند و در هر زمان، توسط انبیا و اوصیای خود، موجبات رشد و کمال انسان‌ها را فراهم می‌آورد تا در نهایت، در مقام پاداش، بین نیکوکاران و تبهکاران فرق قائل شود. در این میان برنامه اسلام و حکومت اسلامی برای استقرار عدالت، کاملاً منطبق بر «دیدن مردم» و «به حساب آوردن افراد جامعه» است. مردم در تعیین سرنوشت خود، نقشی واقعی دارند نه تزئینی و از این رو مردم، محرم حکومت‌اند و دولتمردان به پشتوانه مردم، برنامه‌های خود را اجرا می‌کنند. در حکومت اسلامی، عدالت حاکم، مبنای بسیاری از برنامه‌هاست اما حاکم، مالک مردم نیست بلکه امانتدار آنان است.

حکومت در دستان حاکم، امانت است و امین نباید خیانت کند. امین باید عادل باشد، مردم را بر خود و خانواده‌اش مقدم بدارد و نقش خود را در نهایت امانتداری به امین بعد از خود بسپارد و به همین سبب در نهج‌البلاغه نیز از حاکم اسلامی، به عنوان سلطان یا مَلِک یاد نشده، بلکه از حاکم به امام و رهبر و پیشوا تعبیر شده است زیرا نوع ارتباطی که میان مردم و حاکم به عنوان ولایت شکل پذیرفته، منوط به پیوند و پیوستگی است و والی و حاکم کسی است که امور مردم را در پیوستگی با آنها برعهده دارد و او از مردم جدا نیست، با مردم زندگی می‌کند و از این که در میان مردم ظاهر شود، هراسی ندارد زیرا مردم، او را از خود می‌دانند. موضوع دیگر در تعریف صحیح ارتباط حاکم با مردم، تأکید حضرت علی(ع) برآسانی این ارتباط است. لذا آن حضرت تصریح می‌کند که با من همانند جبابره (سلاطین و پادشاهان) سخن نگویید که من خود را مبرا از خطا نمی‌دانم. درواقع ایشان اصرار دارند که لکنت نداشته باشید و تعریف و تمجید خارج از عرف نکنید و حرف حق خود را به سهولت بیان نمایید.

حضرت علی(ع) مصلحت مردم را بر مصلحت خانواده‌اش ترجیح می‌داد و بر تک تک رفتار و اموال خانواده‌اش نظارت می‌کرد زیرا می‌دانست هر عملی که از آنان سر زند، مردم به پای حکومت خواهند نوشت و اولین شرط عدالت این است که حاکم اسلامی بتواند عدالت را ابتدا در مورد خود و خانواده‌اش اجرا کند و سپس مدعی اجرای عدالت در جامعه باشد.

او قدرت را به‌سان استخوان خوکی می‌دانست که در دست یک انسان جذامی است. لذا هیچ وقت حاضر نشد به بهای حفظ قدرت، به مردم و حقوق آنان تجاوز کند زیرا حس مالکیت بر اموال عمومی و اموال مردم نداشت و برخورداری از اموال مردم را حق خود نمی‌دانست. در نقطه مقابل علی(ع)، معاویه، عمروعاص، طلحه و زبیر سردمداران فتنه‌هایی بودند که از دایره عدالت علی(ع) خارج شده و با در آمیختن حق و باطل، سعی داشتند با فریب دادن مردم، ایشان را علیه مولای متقیان تحریک کنند تا بلکه بتوانند سهم‌خواهی نمایند. در این میان معاویه، ابتدا در پشت پرده، طلحه و زبیر و دیگران را علیه علی(ع) ترغیب می‌کرد و سپس با مشخص شدن ناکارآمدی ایشان، خود به صحنه آمد و با نامه‌نگاری‌های علنی، حیله‌های خود را آشکار ساخت، اما علی (ع) کسی نبود که با این حیله‌ها، مصلحت را به عدالت ترجیح دهد.

گرچه برخی اطرافیان او توصیه می‌کردند کمی کوتاه بیاید تا بلکه اوضاع آرام بگیرد و آنان نیز به دنیای خود بپردازند ولی امیرالمؤمنین سعی کرد مردم را به سلاح «بصیرت» مجهز کند زیرا «بصیرت علوی» تنها سنگر و سد مستحکمی بود که می‌توانست در مقابل توفان شدید فتنه بایستد. توفان فتنه که می‌وزد، بسیاری از مدعیان را با خود می‌برد؛ اگر بصیرت نباشد، حتی خواص نیز به همراه بادهای فتنه جابه‌جا شده و به هر سویی کشیده می‌شوند.

دنیا و دنیاطلبی، چشم هرکس را کور می‌کند، حتی خواصی که سالها مبارزه کرده‌اند و حضرت علی (ع) با آگاهی بر کشش‌ها و خواهش‌های دنیا، دنیاطلبی را حجابی می‌دانست که مانعی در برابر بصیرت و تشخیص حق از باطل است. لذا اغلب تلاش خود را بر زدودن نگاه‌های مادی و ماتریالیستی خواص کرد. سراسر دوران حکومت علی (ع) نبرد با خواص بی‌بصیرت و بدجنس و دوپهلو سپری شد و دست آخر نیز در این راه، جان خود را تقدیم خالق یکتا کرد.

آفرینش:عراق و معادله تشکیل دولت

«عراق و معادله تشکیل دولت»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش به قلم علی رمضانی است که در ان می‌خوانید؛با وجود آنکه بیش از سه ماه از برگزاری انتخابات پارلمانی در عراق می گذرد اما همچنان تشکیل دولت در عراق در چنبره معادلات ،معادلات و رایزنی های جناح ها و ائتلاف ها باقی مانده است موقعیت استواری که به نگاه بسیاری تهدیدی برای فرایند ثبات سیاسی و امنیتی در واپسین مراحل بومی سازی امنیت در عراق محسوب می شود.

در واقع تشکیل کابینه جدید در عراق از یک سو به پیچیده بودن نتایج انتخابات پارلمانی و نوع کنش سیاسی ائتلاف مهم دولت قانون ،ائتلاف ملی و فهرست العراقیه و از سوی دیگر به نوع تفسیر ازقانون اساسی و فشارهای قدرت های خارجی بویژه ایالات متحده بر می گردد در این راستا تداوم روند چانه زنی برای تشکیل دولت اکنون و با گذشت سه ماه هر چند با موفقیت هایی روبرو بوده اما علاوه بر اختلاف در میان ائتلاف ها و اختلاف در درون خود ائتلاف ها مزید بر علت بوده و دست یابی به دولت جدید را مشکل کرده است.

بااتحاد ائتلاف ملی به رهبری عمار حکیم با دولت قانون به رهبری نوری المالکی نخست وزیر کنونی و تشکیل ائتلاف گسترده همپیمانی ملی هر چند از یک سو احتمال بدست گرفتن پست نخست وزیری از سوی این ائتلاف با وجود داشتن 159 کرسی در پارلمان بیش از هر زمانی قوت گرفت اما در همین حال اختلاف بر سر تعیین نخست وزیرآینده در میان سه جناح شیعی این ائتلاف جدید نیز خود مساله ی تازه ای است که هنوز لاینحل باقی مانده است در این راستا مالکی ، عبد المهدی و جعفری سه گزینه پست نخست وزیری هستند که از سوی سه جناح ائتلاف همپیمانی ملی برای پست نخست وزیری مورد نظر هستند در این حال عدم توافق بر سر یک گزینه از یک سو مذاکرات فشرده را تداوم بخشید ه و از سوی دیگر فشار واشنگتن را افزایش داده است در این میان فهرست العراقیه و رئیس آن ایاد علاوی نیز همچنان با تاکید بر حقانیت خود برای تشکیل دولت خواستار تشکیل دولت عراق می باشد استدلالی که در پرتو تفسیر دادگاه فدرال عراق بی اعتبار می نماید.

آنچه مشخص است دیپلماسی گفتگو ورایزنی های فشرده در عین به طول انجامیدن تشکیل دولت فرایند تامین امنیت و ثبات سیاسی در این کشور را تحت تاثیر قرار می دهد و به مشروعیت سیاسی دولت لطمه جدی وارد می سازد در این حال هر چند جناح های بسیاری از مشارکت ملی و تشکیل دولت ائتلاف ملی سخن گفته اما واقعیت عینی تداوم اختلاف هایی است که می تواند آینده سیاسی این کشور را تحت تاثیر خود قرار دهد روندی که بی گمان با هشدارهایی بسیاری و از جمله آیت ا... سیستانی مرجع عالی شیعیان عراق نیز روبرو شده مرجعی که هوشمندانه باپرهیز از جانبداری از ائتلاف خاصی بر تشکیل دولت و گفتگو میان احزاب اشاره کرده است. به هر حال واقعیات سیاسی چند گانه عراق نشان می دهد دولت عراق آینده ناگریز خواهد بود مبتنی بر ائتلاف ها و اتحادهای گوناگونی استوارشود.

در این بین نارضایتی هر یک از ائتلاف ها می تواند از قدرت دولت مرکزی کاسته و ثبات در این کشور را تحت تاثیر خود قرار دهد لذا تشکیل هر نوع دولتی در  عراق بسته به توافقات چند ائتلافی است توافقی که در صورت موفقیت می تواند دولتی قدرتمند را در این کشوربرپا دارد.

دنیای اقتصاد:دانشگاه آزاد به مثابه یک مثال

«مولود کعبه یا افضل الا وصیا»،«لب تیغ؛ جنگ یا صلح وَ امنیت پایدار»،«سخنی با اصولگرایان دولت و مجلس هر که گوش دارد بشنود»،«پرهیز از تفرقه ضرورت و تکلیف»،«میلاد عدالت»،«دانشگاه آزاد به مثابه یک مثال»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم علی سرزعیم است که در آن می‌خوانید؛یکی از بحث‌های این روزها مساله دانشگاه آزاد است. می‌توان ‌این قضیه را بهانه‌ای کرد تا به پیچیدگی سیاست‌گذاری در اقتصاد بازار پی برد.

دانشگاه آزاد بنا به تعریف، دانشگاهی غیردولتی است و دولتی کردن آن با رویکرد اساسی کشور مبنی بر کاهش مداخلات و تصدیگری‌های دولتی ناهمخوان است، بنابراین تکیه بر کرسی ریاست دانشگاه آزاد برای مدتی طولانی همانند حضور در دیگر مسوولیت‌های دولتی امر نامطبوعی است، اما اصولا نمی‌توان ‌این خوشامد یا بدآمد را ملاک مداخله در امر یک بنگاه غیردولتی نمود.

آنچه اهمیت دارد کیفیت ارائه خدمات آموزشی و هزینه ارائه‌ این خدمات است.‌ این دو مقوله‌ای است که دولت به عنوان یک نهاد سیاست‌گذار می‌تواند به شکل بسیار محدود، حساب شده، حداقلی و محتاطانه در آن ورود نماید. به دلیل عدم حضور چشمگیر دیگر دانشگاه‌های خصوصی در کشور، دانشگاه آزاد وضعیتی انحصارگونه در ارائه خدمات آموزش عالی پیدا کرده و می‌تواند قیمت گذاری انحصاری در خدمات خود ارائه کند یا احیانا کیفیت آموزشی را برای کاهش هزینه‌ها از یک حد استاندارد تقلیل دهد. ‌اینها مقولاتی است که یک نهاد سیاست‌گذار می‌تواند دل‌نگران آن باشد و از ‌این زاویه با مساله روبه‌رو شود.

امروزه در اقتصادهای مبتنی بر بازار وضعیت‌هایی پیش می‌آید که عرضه خدمات یک بخش خاص در اختیار چند شرکت بخش خصوصی قرار می‌گیرد. به عنوان مثال، مخابرات و خصوصا شبکه تلفن همراه و امثالهم معمولا عرصه‌هایی هستند که تعداد بسیار زیادی رقیب همزمان نمی‌توانند فعالیت کنند (قضیه انحصارات طبیعی). در ‌این موارد خصوصی بودن آنها موجب نمی‌شود تا دولت به نمایندگی از مصرف‌کنندگان هیچ مداخله‌ای نداشته باشد. از آن طرف نیز، دغدغه حمایت از مصرف‌کننده دلیل نمی‌شود تا دولت در هر نهاد بخش خصوصی هر نوع مداخله‌ای انجام دهد.

مداخلات دولت در‌این قبیل بنگاه‌ها نیز به شکل تغییر مسوولان آن بنگاه نیست، بلکه به شکل اعمال برخی محدودیت‌ها در استاندارد خدمات، مالیات‌گیری یا سوبسیددهی و احیانا قیمت‌گذاری است. حال که ‌ایران می‌خواهد به سمت اقتصاد بازار حرکت کند، دولت و نهادهای حاکمیتی نیز باید کیفیت سیاست‌گذاری و اعمال حاکمیت متناسب با ‌این چارچوب را بیاموزند و رعایت کنند.

جهان صنعت:قصه خصولتی‌سازی‌

«قصه خصولتی‌سازی‌»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌‌ی جهان صنعت است که در آن می‌خوانید؛چندی است که در ادبیات رسانه‌های اقتصاد کشور، اصطلاحی برای خصوصی‌سازی رایج شده که به آن خصولتی‌سازی می‌گویند. مراد از آن واگذاری سهام شرکت‌ها و بنگاه‌های دولتی به شرکت‌های شبه‌دولتی و نهادهای عمومی با هدف خصوصی‌سازی است.

نحوه واگذاری مهم نیست چه مزایده باشد یا مذاکره و یا بورس، مهم این است که خریداران بخش خصوصی واقعی نیستند. این روزها که اعتراض‌ها به خصولتی شدن بسیار است اصطلاح خصولتی‌سازی بسیار شنیده می‌شود.

اعتراض‌ها به این شیوه خصوصی‌سازی البته تاکنون بی‌پاسخ نمانده و رییس سازمان خصوصی‌سازی در واکنش به اعتراض‌ها گفته است که بخش خصوصی گوشت راسته تازه ارزان‌قیمت می‌خواهد.

ادبیات سازمان خصوصی‌سازی و منتقدانش دیگر مثل روزهای استقبال از خصوصی‌سازی نیست چه آنکه بوی قهر می‌دهد و شاید هم خداحافظی!.

پاسخ به این قهر و تهدید بخش خصوصی تاکنون این بوده که میزان خصوصی‌سازی چند برابر شده و دولت هم مرحبا گفته است. اما این تمام ماجرا نیست باید که پرده برافتد تا آشکار شود خصوصی‌سازی در کار نبوده است.

این موضوع حکایتی را تداعی می‌کند که از قدیم گفته‌اند کلوخ انداز را پاداش سنگ است. نقل است که سهام عدالت را بی‌فرجام توزیع کردن، به صلاح نباشد و باقی سهام را کس نخرد.

مخالفت پنداشتند و اکنون واقف شدند که باید برای سهام عدالت تدبیری دیگر اندیشیده شود. نقل است که برخی‌ها هم در این گیرودار انتقادها درخواست کردند که سهام واقعی واگذار کنید، شفاف واگذارکنید و از همه مهم‌تر سهامی که افسار آن به دست دولتی‌ها باشد، عرضه نکنید. به سرعت بخش خصوصی خاضعانه عرض کرد که سرمایه بخش خصوصی کفایت نمی‌کند و ابزار می‌خواهد از بانک سرمایه‌گذاری و شریک خارجی و شاید هم سرمایه خارجی تا بتواند سرمایه‌های راکد دولتی را بخرد و به کار اندازد. اما پاسخ از سازمان خصوصی‌سازی رسید که این تقاضا‌ها تاخیر می‌آورد و ما تعجیل داریم.
خصوصی‌ها چه ناله‌ها که سر ندادند که قیمت سهام‌گران است و هدف از فروش سهام باید دل کندن دولتی‌ها باشد از داشته‌هاشان. اما نهیب زدند که در پی رانت نباشید که ما مفت نمی‌فروشیم و قیمت را ما تعیین می‌کنیم.

مشکل کجاست؟ هر دو به خطا افتاده‌اند؛ آن یکی خصوصی‌سازی می‌کند بی آنکه خریدار بیابد و آن دیگری نمی‌تواند بخرد و می‌گوید می‌خرم. در این میانه هم شعبده‌بازی تند و تند سهام را از این جیب به آن جیب می‌کند!

پایان این قصه به کجا می‌رسد، ما ندانیم، اما این روزها خصولتی‌ها سرخوش شده‌اند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها