حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
وقتی در سانحه سقوط هواپیما والدینش جان سپردند، او که تنها فرزندشان بود دیگر هیچ کس جز مرا که تازه با او نامزد کرده بودم در کنارش نمیدید. امکان نداشت تحت هیچ شرایطی سیدنی را تنها بگذارم و به همین خاطر هم بود که با او ازدواج کردم.
بسیاری از اطرافیانم بخصوص والدینم به من میگفتند که ازدواج با دختری که ضربه روحی بزرگی به او خورده میتواند دردسرهای زیادی برایم داشته باشد، اما من اهمیتی نمیدادم. ما آنقدر روزهای خوبی را در گذشته با هم گذرانده بودیم که میدانستم میتوانیم سالها با این خاطرات زندگی کنیم. سیدنی بسیار عاطفی بود و به همین دلیل هم مرگ ناگهانی والدینش او را از لحاظ روحی فلج کرد. من با او ازدواج کردم چون دوستش داشتم و حاضر به ترک او نبودم.
این واقعیتی است که هرگز آن را انکار نمیکنم و میخواهم اعضای هیات منصفه هم این موضوع را فراموش نکنند. من اگر علاقهای به زندگی مشترک با سیدنی نداشتم، اصلا با او ازدواج نمیکردم و لزومی نداشت که تنها 4 ماه بعد او را با دستان خودم از بین ببرم و چنین دردسر بزرگی را برای خودم و خانوادهام ایجاد کنم».
«برایان ویدمر» 29 ساله 3 بار در دادگاه حاضر شده تا درباره اتهام به قتل رساندن همسر
23سالهاش سیدنی به قاضی پاسخگو باشد. آقای ویدمر متهم است پس از خوراندن مقدار زیادی قرصهای آرامبخش به همسرش، او را بیهوش کرده و سپس در وان حمام این دختر جوان را خفه کرده است. اتهامی که آقای «ویدمر» و وکیلش بشدت آن را تکذیب و به هیچ عنوان قبولش نمیکنند. بنا بر مندرجات پرونده، سیدنی به خاطر مبتلا شدن به افسردگی پس از ازدواج پیش از مرگ از چند هفته قبل بشدت با همسرش درگیری داشته و سرانجام این درگیریها که
روزبهروز جدیتر میشدند، مرگ او را رقم زده است و این در حالی است که این دختر جوان بستگان نزدیکی هم ندارد.
وجود اثر انگشت ویدمر روی گردن و صورت همسرش یکی از مدارکی است که علیه او در پروندهاش درج شده و هنوز دلیل قانعکنندهای برای آن ارائه نشده است.
«من و سیدنی عاشقانه همدیگر را دوست داشتیم. والدینش واقعا آدمهای دوست داشتنیای بودند و من هم مثل دخترشان تا ماهها مرگ ناگهانی آنها را باور نمیکردم، اما این اتفاق رخ داده بود و باید هر طور شده زندگی میکردیم. سیدنی بشدت ناراحت بود و روز به روز وضعیت او بدتر میشد. دوستان نزدیکم با دیدن او به من میگفتند که شرایط وخیم روحیاش کاملا واضح است و بهتر است هرچه زودتر او را به یک روانشناس معرفی کنم و من هم این کار را کردم. در پرونده سیدنی آمده که او از ماههای قبل تحتنظر روانشناس بوده تا با او صحبت کند و دردهایی را که در سینه داشته تخلیه کند. این دکتر را من برایش پیدا کرده بودم تا شاید بتواند کمی روبراهتر شود. چه طور ممکن است مردی که برای بهتر شدن وضعیت همسرش از هیچ کمکی دریغ نمیکند، ناگهان چنین وحشیانه نقشه قتل او را طراحی و اجرا کند. خودم هر هفته او را پیش پزشکش میبردم تا مطمئن شوم حتما در جلسات او شرکت میکند. میخواستم سیدنی به حالت عادی برگردد، واقعیت این بود که پس از حادثه تلخ مادر و پدرش دیگر خنده را روی لبهایش ندیده بودم و از ناراحتی بیش از حدی که داشت، عذاب میکشیدم. میخواستم کمکش کنم و فکر میکنم این کار را هم کردم. ازدواج ما علیرغم مخالفتهای همه دوستان، اطرافیان و خانوادهام صورت گرفت. میدانستم با این کار خودم را در مخمصهای میاندازم که ممکن است سالها بیرون آمدن از آن زمان لازم داشته باشد، اما اهمیتی نداشت، کمک به سیدنی در اولویت کارهایم بود و این بود که ازدواج کردیم.
سیدنی از همان روزهای اول ازدواج هم قرصهای آرامبخش مصرف میکرد و میدانستم آنها را دکترش برای او تجویز کرده و به همین دلیل چیزی نمیگفتم. تغییری در بهبود حالش نمیدیدم اما به روی خودم نمیآوردم و نمیخواستم عجولانه تصمیم بگیرم. میدانستم کنار آمدن با شرایط وخیم روحی او زمان زیادی را لازم دارد تا سرانجام به نتیجه برسد، اما روندی که سیدنی طی میکرد خوب نبود. این را هم من فهمیده بودم و هم اطرافیانی که ما را میدیدند.
علتش هم مشخص بود؛ سیدنی به خودش کمک نمیکرد و این مشکل بزرگ جلوی پیشرفت او را میگرفت و دیگر کاری از دست من برنمیآمد».
ویدمر روز حادثه پس از تماس با پلیس در حالی که مضطرب به نظر میرسید اعلام کرد همسرش درون حمام به خواب رفته و دچار خفگی شده است. صحبتهای تلفنی این مرد با فوریتهای پلیسی که در دادگاه نیز پخش شد، شک و شبهه زیادی برای ماموران پلیس به وجود آورد. آنها به محض ورود به خانه این زوج، با جسد بیجان سیدنی مواجه شدند که بدنش با یک پارچه سفید پوشانده شده بود.
به ادعای ویدمر، همسرش انگار در وان حمام به خواب رفته و پس از حدود نیمساعت که او به خانه برگشته، متوجه این حادثه تلخ شده است. طبق آنچه که این مرد ادعا میکرد، او کوشیده تا با تنفس مصنوعی، همسرش را نجات دهد و به همین دلیل او را از حمام بیرون آورده و به سالن پذیرایی منتقل کرده است، اما تلاشهایش بیفایده بوده و انگار این زن جوان مدتها قبل بر اثر خفگی جانش را از دست داده بود.
با وجود ادعای ویدمر که از نظر ماموران مشکوک و عجولانه به نظر میرسید، جسد سیدنی به پزشکی قانونی منتقل شد. پس از چند روز گزارشی ارائه شد که نشان میداد زن جوان به علت خوردن مقادیر بسیار زیادی قرص آرامبخش به حالت بیهوشی و نیمهکما رفته و سپس دچار خفگی شده است. این جزئیات میتوانست براحتی ویدمر را در مرگ همسرش مقصر قلمداد کند. چطور ممکن بود زنی پس از خوردن مقدار زیادی قرص که میدانست میتواند سبب مرگش شود، به حمام برود و راحت دوش بگیرد. ویدمر به اتهام خوراندن قرصها به همسرش و سپس خفه کردن او در وان حمام، دستگیر و به عنوان مظنون اصلی در پرونده قتل سیدنی، راهی دادگاه شد.
«من میتوانم ماهها بحث کنم تا بالاخره ثابت شود مرگ سیدنی هیچ ارتباطی به من نداشته است. اگر جای انگشتان من روی صورت و گردن او دیده شده به خاطر تلاشهایی بوده که قبل از تماس با پلیس و رسیدن آمبولانس برای اکسیژن رسانی و برگرداندن همسرم کردم. این کاری است که هر مرد دیگری هم جای من بود، آن را انجام میداد.
نمیتوانستم جسد زنم را در وان حمام رها کنم و هیچ عکسالعملی از خودم نشان ندهم. مطمئنم او به خاطر وضعیت وخیم روحیای که داشت، دست به این خودکشی غمانگیز زده است. من چطور میتوانم مقدار زیادی قرص به او بخورانم؟ او زنی جوان و با جثهای متناسب بود که میتوانست در برابر من مقاومت کند.
این ادعا که جای انگشتان من روی سر وصورت و گردنش به خاطر مجبور کردن او به خوردن قرصها بوده یک بدبینی بزرگ است که دامان مرا گرفته و در پروندهام درج شده است. سیدنی برایم ارزش زیادی داشت و هرگز نخواستم کوچکترین آسیبی به او برسد. من باعث مرگ او نشدهام.»
مترجم: المیرا صدیقی
منبع: کورت نیوز
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....