در این میان ترس از مرگ را نیز باید برای سالمندان نکتهای جدی به حساب آورد. آن تنهایی و این ترس، احساس ناراحتی را با خود به همراه خواهد آورد. اما باید بدانیم که تنها و ناراحت در خانه نشستن و حتی گاهی انتظار مرگ را کشیدن چاره کار نیست.
همیشه گفتهایم و شنیدهاید که دوران پیری هم میتواند زمانی شاد و همراه با سلامت باشد. پس برای پیشگیری از هر نوع مشکل و بیماری با این تنهایی مقابله کنید.
راههای بسیار زیادی برای پر کردن ساعات تنهایی افراد سالمند وجود دارد که ازدواج نیز یکی از این راههاست.
ازدواج تاثیرات مثبتی بر رفتار و سلامت سالمندان دارد و جالب است بدانید این موضوع در میان مردان تاثیر بیشتری بر جای میگذارد.
طی مطالعاتی که در دورههای پیشین در این زمینه انجام گرفته بود، رابطهای مثبت میان وضعیت تاهل و سلامت افراد مشاهده شده بود، اما اکنون محققان دریافتهاند که ازدواج بدون در نظر گرفتن سن زن و شوهر، تاثیرات مثبتی بر سلامت آنها خواهد داشت.
در این زمینه بد نیست تجربه یکی از افراد را هم بیان کنیم:
ژوزف و همسرش که بتازگی با یکدیگر ازدواج کردهاند، از کودکی در یک روستا زندگی میکردند. با وجود اینکه از همان دوران جوانی علاقهای میان آن دو وجود داشت، اما تفاوتهای فرهنگی زمینه جدایی این دو نفر را پدید آوردند.
دختر جوان با مرد دیگری ازدواج کرد. ثمره این ازدواج 30 سال رنج و شکنجه بود که او در این مدت متحمل شد. بعد از مرگ همسرش از آنجا که بچهها نیز درگیر زندگی خود شده بودند او به خانه اجدادیاش بازگشت.
ژوزف نیز دوره بازنشستگی خود را در همان منطقه میگذراند.
در آن زمان، این دو نفر با دیدار مجدد یکدیگر، شروع کردند به صحبت در مورد شرایط زندگی و برخی مشکلات؛ در میان این حرفها آنها معضلات تنهایی خود را هم به بحث گذاشتند. پس از مدتی هر دو نفر دریافتند که از همراهی و مصاحبت با یکدیگر آرامش مییابند.
کمکم آنها که به غروب زندگی خود نیز نزدیک میشدند، به این فکر افتادند که «چرا ما با هم ازدواج نکنیم؟» در حقیقت آنها با این کار، به خود شانسی دیگر برای یافتن عشق در زندگی میدادند. شاید با ازدواج مجدد در این سالهای تنهایی میتوانستند شادی و آرامشی اغلب نداشته را به زندگی برگردانند.
اما همه چیز به همین راحتی هم نیست. در این شرایط معمولاً بچهها که تا آن روز درگیر کارهای خودشان هستند، به یک باره به فکر پدر و مادر خود افتاده و ازدواج آنها را مشکلی جدی برای خود میدانند! در این مورد هم همین مشکل پیش آمد.
ارتباط آنها در سنین پیری برای فرزندانشان خوب و خوشآیند به نظر نمیرسید. به همین دلیل آنها به یکباره توانستند برنامههای شلوغ و همیشگی زندگی خود را رها کرده و بیایند تا این زن و مرد پیر را از ازدواج منصرف کنند! که باعث شرم و خجالت خانوادههایشان نباشند!
این تنها یک نمونه از مخالفت فرزندان با ازدواج والدینشان بود. اگر شما هم با این معضل روبهرو هستید بدانید که ازدواج در سن بالا و کهنسالی هنوز هم برای برخی افراد خانواده قابل تحمل نیست.
بسیاری از افراد کهنسال که در دوران جوانی ازدواج و زندگی مشترک ناخوشایندی داشتهاند یا در سالهای آخر عمر خود تنها ماندهاند، همراه شدن با فردی که شرایطی یکسان یا نظیر آنها را دارد، لذتبخش و آرامشدهنده میدانند.
با این حال، زمانی که این روابط به سویی میرود که به ازدواج ختم شود، مشکلات و اختلافات بروز میکنند. و حتی گاهی اوقات مانند نمونهای که ذکر شد، اعضای خانواده به اشتباه تصور میکنند که این ازدواج ننگ و شرم برای آنان به بار خواهد آورد.
در این شرایط به واقع چه کسی مقصر است؟
در این شرایط شاید فرزندان هم حق داشته باشند که نگران شده و این مساله را طبیعی ندانند. در حقیقت این نگرش جوامع است که باید تغییر کند. نگرش و برخورد تکتک افراد جامعه که ما هم جزیی از آنیم.
هر کس باید به تنهایی بیاموزد که این مطلب خجالت آور و ننگین نیست. وقتی که ما با دیدن زوجی مسن که بتازگی ازدواج کردهاند، پوزخند میزنیم، باید بفهمیم که هیچ وقت نمیتوانیم تنهایی و معضلات آنها را در زندگی درک کنیم. به طور حتم آنها در دوران پیری برای لذت جسمانی ازدواج نمیکنند. بلکه تنهایی و مشکلات خاص این دوران است که آنها را به همراهی با یکدیگر وامیدارد.
آرامشی که آنها از همراهی با یک همسن به دست میآورند ممکن است چیزی فراتر از تصور من و شما باشد.
پس اگر شما هم فرزند چنین والدینی هستید ـ پدر و مادر پیری که قصد ازدواج دارند یا بتازگی ازدواج کردهاند ـ تنها لحظاتی را تصور کنید که آنها وقف شما کردهاند تا به این نقطه از زندگی فردی و اجتماعی برسید. پس به آنها هم حق بدهید که تنهاییشان را در این دوره از عمر کمتر کرده و شریکی برای خود بیابند. بدانید که ابراز رضایتی از طرف شما میتواند در سالهای باقی مانده عمر، زندگی بهتری به آنها ببخشد.
منبع : family.com
نیلوفر اسعدیبیگی