یادش بخیر روزهایی را که هنوز همسرش زنده بود. آن روزها همه چیز لطف و صفای دیگری داشت. خانهشان تقریبا هر روز پاتوق یکی از دخترها و پسرها با نوههای قد و نیمقدشان بود. اما با مرگ مادربزرگ انگار او هم رفتهرفته فراموش شد. بچهها آنقدر غرق در مشکلات زندگیشان شده بودند که هفتهها سراغی از پیرمرد نمیگرفتند.
هنوز هم وقتی عکسالعمل تند فرزندانش هنگامی که جمعشان کرد تا پس از 5 سال تنهایی آنها را از تصمیمش برای ازدواج مجدد مطلع کند را به یاد میآورد، قلبش به درد میآید.
اینکه چقدر دلش گرفت وقتی فرزندانش اینچنین بیرحمانه او را در جایگاه یک متهم گذاشتند و به باد انتقادش گرفتند. دخترها میگفتند ما که هروقت بتوانیم به شما سر میزنیم و کم و کسری برایتان نمیگذاریم. حالا میخواهید جواب سالها زحمت مادرمان را با آوردن زن دیگری به خانه این طور بدهید!
پسرها میگفتند: سر پیری و معرکهگیری! با این حرفها آبرویمان را جلوی خانواده همسرانمان میبرید.
دست آخر هم همگی با زدن این تیر خلاصی که اگر خواستی میتوانی ازدواج کنی، اما ما دیگر پایمان را در این خانه نمیگذاریم، پیرمرد را وادار به عقبنشینی کردند.
حالا مدتهاست این حکم قاطعانه پیرمرد را واداشته که یک زندگی بدون آسایش و آرامش را به جان بخرد.
اینکه گاه روزهای متوالی غذای بیات شدهای که آخر هر هفته یکی از دخترها برایش میپزد را گرم کند و بخورد، لباسهایش مثل خیلی از دوستانش تمیز و اتو کشیده نباشد، داروهای قلبش را با تاخیر چند ساعته بخورد، روزها را در تنهایی و بدون همکلامی به شب برساند و... تا در عوض محبت فرزندانش را از دست ندهد.
اما در این میان همیشه یک افسوس برایش باقی است. چیزی که روحش را میآزارد و آن اینکه ایکاش فرزندانش کمی هم به او حق میدادند.
یک تابو ؟
واقعیت آن است که در دوره پیری زندگی فرد سالمند با فرزندانش حالت نامتعادل به خود میگیرد و بودن این افراد در کنار فرزندانشان نه تنها حس خوبی به آنان نمیدهد، بلکه گاهی اوقات سبب بیزاری طرفین میشود.
همین موضوع و برآورده نشدن نیازها و مشکلاتی که سالمندان به واسطه به تنهایی زندگی کردن متحمل میشوند، گاه آنها را وا میدارد که یکبار دیگر به ازدواج و یافتن شریک مناسبی برای پایان دادن به مشکلات زندگی در تنهایی بیندیشند.
اما نکته مهمی که نباید نادیده گرفته شود این است که انگیزههای ازدواج در دوران سالمندی با انگیزههای ازدواج همین افراد در دوران جوانی متفاوت است.
این درحالی است که متاسفانه پذیرش ازدواج سالمندان در جامعه ما دارای پیچیدگیهای خاص خود است و شاید به همین دلیل هم باشد که بسختی از سوی مردم پذیرفته میشود.
این درحالی است که در بسیاری از کشورها مساله ازدواج سالمندان کاملا پذیرفته شده است و سالمندان در سنین بالا براحتی با یکدیگر ازدواج میکنند و این امر از تحمیل بسیاری از هزینههای نگهداری افراد سالمند در مراکز سالمندی جلوگیری میکند.
اخباری که هر از چند گاه در مطبوعات ما به عنوان یک خبر جالب درباره ازدواج یک زوج سالخورده در سنین بالای 80 سال در فلان کشور اروپایی به چشم میخورد، بیانگر این واقعیت است.
شیوع افسردگی در سالمندان تنها
بررسیها نشان میدهد، زندگی کردن در کنار همسر برای سلامت سالمندان مفید است؛ زیرا براساس نتایج بررسی پژوهشگران که در نشریه آمریکایی سلامت جامعه به چاپ رسیده، آن دسته از مردان و زنانی که در سنین سالمندی همسر دارند و در کنار او زندگی میکنند، از نظر وضع سلامت در شرایط بهتری قرار دارند و بیشتر از سالمندان مجرد تحت مراقبتهای بهداشتی پزشکی قرار میگیرند.
پژوهشگران با بررسی چندین ساله روی بیش از 13 هزار زن و مرد بالای 65 سال به این نتیجه رسیدند، سالمندانی که در کنار همسر خود زندگی میکنند، امید به زندگی بیشتری دارند و آزمایشهای دورهای نظیر غربالگری سرطان روده بزرگ، اندازهگیری فشارخون، میزان کلسترول و قند خون و... را به موقع انجام میدهند.
بر عکس سالمندان مجرد، زیاد به کنترل سلامت خود علاقهمند نیستند و علائم افسردگی در آنان بیشتر مشاهده میشود، در حالی که سالمندانی که همسر دارند، از روحیه با نشاطتر و اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند.
جبههگیری فرزندان
آقای فیروزی را همه در محلمان میشناختند. همان پیرمرد نظامی بازنشستهای که خط اتوی شلوارش خربزه قاچ میکرد! پیرمرد تنها و کم رفت و آمدی که چند سالی بود پس از مرگ همسرش روزگار میگذراند و هرازگاهی آخر هفتهها فرزندانش به او سر میزدند.
تا اینکه خبر ازدواج پیرمرد مثل بمب در محل منفجر شد. خوب به یاد دارم تا مدتها حرف این ازدواج بحث روز اهل محل بود. خانمهای همسایه گهگاه همسرش را به هنگام خرید میدیدند. پیرزن خونگرم و مهربانی که همه با همکلامی با او شیفتهاش میشدند.
اما این پیرزن مهربان غمی بزرگ در دل داشت. مادر میگفت یکبار که سر درد و دل را باز کرده چقدر از زندگی با پیرمرد احساس رضایت داشته است، اما با همه تلاشی که در این مدت برای برقراری یک رابطه صمیمانه کرده بود نمیدانست چرا فرزندان پیرمرد روی خوش به او نشان نمیدادند و به او به چشم زنی که جای مادر مرحومشان را گرفته نگاه میکردند. مسالهای که پیرزن را در تردید ماندن و رفتن قرار داده بود.
این یک واقعیت است که اصولا در ازدواجهای دوم اگر پای فرزندان در میان باشد، موضوع پذیرش مرد یا زن دیگری به عنوان پدر و مادر همواره یکی از چالشهای اصلی در ازدواجهای دوم به شمار میرود، اما جالب اینجاست که این موضوع سن و سال هم نمیشناسد.
در واقع این تصور که پذیرش ازدواج دوم مادر یا پدر و برقراری رابطه با عضو جدید خانواده فقط برای فرزندانی در سنین کودکی و نوجوانی سخت و دشوار است، شاید چندان هم درست نباشد، زیرا تجربه نشان داده در ازدواجهای سالمندی، موضوع پذیرش فرزندان به عنوان یک چالش مهم برای زوج سالمند مطرح بوده است.
هرچند در ازدواجهای دوره سالمندی از آنجا که فرزندان ازدواج کرده و زندگی مستقلی برای خود تشکیل دادهاند و دیگر در کنار پدر یا مادر مسن خود زندگی نمیکنند بنابراین شاید بحث پذیرش فرزندان چندان در زندگی مشترک زوج سالمند تاثیرگذار به نظر نرسد، اما مساله اینجاست که باز هم اگر همین موضوع ظرف مدت زمان منطقی خود که چندان هم نباید طولانی باشد، حل نشود شاید ادامه این مسیر مشترک را برای هر دو طرف با تلخکامی همراه و حتی غیرممکن سازد.
زنان سالمند در خطر
هرچند تنهایی و به دنبال آن افسردگی در سالمندان موضوع نگرانکنندهای است، اما بیشترین نگرانی درباره زنان سالمند تنهاست که تعداد آنان در دنیا و همچنین در کشور ما از مردان سالمند بیشتر است.
در واقع در کشور ما با توجه به دلایلی از قبیل ازدواج زنان در سنین پایینتر در قیاس با مردان و فاصله سنی بعضاً بسیار زیاد بین زن و مرد، احتمال از دست دادن همسر و بیوه شدن برای زنان بسیار بیشتر است. این درحالی است که یافتههای علمی طول عمر زنان را بیش از مردان نشان می دهد و شمار زنانی که قبل از سن سالمندی بیوه میشوند نیز بسیار بیشتر از مردان بدون همسر است و به لحاظ نداشتن تکیهگاه اقتصادی باز هم آنها به مردان وابسته هستند.
همه این عوامل دست به دست یکدیگر میدهند تا آن دسته از زنان سالمند که پشتوانه مالی (اندک مستمری ماهانه همسر متوفیشان) ندارند، در روزگار تنهایی خود شرایط سختی را بگذرانند.
ازدواج و افزایش امید به زندگی
دکتر مهشید فروغان، فوقتخصص روانپزشکی سالمندان در این زمینه میگوید: در تحقیقات، مطالعات و گفتگوهایی که با سالمندان انجام دادهایم این موضوع ثابت شده که مشکلات عمده آنها تنهایی و احساس تنها بودن است. واقعیت این است که جامعه ما به سمتی میرود که فرزندان فرصت کمی برای والدین خود دارند و برای سالمندان خانواده نمیتوانند وقت کافی بگذارند با این حال اگر این سالمندان همدم و همصحبتی داشته باشند زندگی را بهتر میگذرانند و دیگر کمبود محبت و بیجواب ماندن نیازهای عاطفی را تجربه نمیکنند. مشاهده شده افراد تا زمانیکه دوران پیری را در کنار همسر و همدم خود سپری میکنند مقاومت بیشتری در برابر مشکلات جسمی و روحی از خود نشان میدهند، اما با از دست دادن همراه خود وارد مسیری میشوند که در آن روزبهروز قدرت سازگاری و مقاومتشان کمتر میشود.
دکتر فروغان با بیان این مطلب اولین حسن ازدواج سالمندان را ایجاد نظمبخشی به زندگی افراد سالمند دانسته و معتقد است: همدلی و همقدمی حتی برای گامهای لرزان یک پیرمرد یا پیرزن میتواند نیرو و امیدی برای ادامه زندگی بیافریند و به نظر نمیآید این نیاز به انرژی دادن و انرژی گرفتن دو انسان از یکدیگر محدود به یک دوره خاص از زندگی افراد باشد.
وی به نکته مهم دیگری نیز اشاره میکند و آن اینکه در کشور ما با توجه به دلایلی از قبیل ازدواج زنان در سنین پایینتر در قیاس با مردان و گاه فاصله سنی بسیار زیاد بین زن و مرد، احتمال از دست دادن همسر و بیوه شدن برای زنان بسیار بیشتر است.
استادیار دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی معتقد است: اگر جامعه ما به سمت تشویق ازدواج سالمندان پیش رود، مشکلات بسیاری از جامعه سالمندی کشور حل خواهد شد و در صورتیکه همان نگاههای خشک و غیر منطقی به بحث ازدواج سالمندی وجود داشته باشد، این امر در آینده بروز بحران سالمندی را در جامعه رقم خواهد زد.
وقتی وزیر هم حمایت کرد
دی ماه سال 87 وقتی عبدالرضا مصری، وزیر رفاه و تامین اجتماعی وقت در مراسم تجلیل از بازنشستگان اعلام کرد؛ سالمندان تنها هم حق ازدواج دارند و تشکیل خانواده برای سالمندی که به دلیل تنها زندگی کردن مشکلات فراوانی دارد، گناه کبیره نیست تقریبا همه بازنشستگان سالمند حاضر در سالن با دست زدن و ابراز احساسات از این پیشنهاد وزیر استقبال کردند.
وی در حالی روی حق ازدواج مجدد برای سالمندان تنها پافشاری میکرد که معتقد بود هماکنون بخشی از جمعیت سالمندی کشور که به دلایل مختلف به تنهایی زندگی میکنند، برای اداره امور خود شرایط سختی را میگذرانند.
هرچند این گفته وزیر رفاه روزنه امیدی بود برای سالمندان تنها از این جهت که شاید این وزارتخانه عریض و طویل برنامهریزی خاصی برای فرهنگسازی در بحث ازدواج سالمندی یا حمایت از سالمندان تنها تدارک دیده باشد، اما واقعیت این بود که این سخن تنها در حد یک شعار از سوی وزیر رفاه باقی ماند بدون اینکه اقدام عملی برای حمایت از سالمندان تنها انجام شده باشد. به یاد داشته باشیم پذیرفتن بسیاری از واقعیتهای اطرافمان نیازمند نگاهی نو همراه با تفکری منطقی و دور از تعصبات خشک و بیمنطق است که در این میان ازدواج سالمندان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
فراموش نکنیم سالمندی و تنهایی دورهای از زندگی با مشکلات و چالشهای مخصوص خود است که همه دیر یا زود آن را تجربه خواهیم کرد. کسی چه میداند هر یک از ما این دوره را چگونه خواهیم گذراند؟ تنها یا در کنار همسرو فرزندان و نوهها؟ در کانون گرم خانواده یا خانه سالمندان، توام با آرامش و بدون دغدغه یا در تنهایی و دست به گریبان با هزار مشکل ریز و درشت؟
اما واقعیت این است که سالمندان هم حق زندگی دارند. ازدواج در دوره سالمندی بهانهای است برای پایان دادن به این نگرش غلط که سالمندی یعنی نشستن و دست روی دست گذاشتن به انتظار مرگ و اینکه سالمندی به معنای محکوم شدن به سالها زندگی در تنهایی نیست. احساس عاشق شدن تنها مختص جوانی و جوانها نیست. پدربزرگها و مادربزرگها هم میتوانند عاشق شوند.
پوران محمدی