مجوز برای حضور بین‌المللی فیلم‌های کوتاه و مستند

محدودیت یا ضابطه‌مندی؟

در هفته‌های اخیر، مهم‌ترین اخبار سینمای ایران حول محور حضور بین‌المللی می‌گشت. پیش از برگزاری جشنواره کن، معاونت سینمایی با تدوین قانونی جدید، اعلام کرد که صدور پروانه نمایش داخلی برای فیلم‌ها، به این معنا نیست که نمایش بین‌المللی این آثار نیز الزاما مجاز باشد. مثلا با وجود این که فیلم «هیچ» در جشنواره فجر در چند نوبت نمایش داده شد و با استقبال منتقدان روبه‌رو گردید، اما از سوی معاونت سینمایی و اداره کل نظارت و ارزشیابی، اعلام شد که «هیچ» جزو فیلم‌هایی است که امکان نمایش بین‌المللی ندارد؛ نه می‌تواند در جشنواره‌ای شرکت کند و نه اکران خارجی داشته باشد.
کد خبر: ۳۳۴۱۲۰

 استدلال جواد شمقدری و علیرضا سجادپور این بود که تا پیش از این، فیلم‌های مشکل‌دار در ایران با ممنوعیت نمایش روبه‌رو بوده‌اند، اما براحتی در جشنواره‌های خارجی شرکت می‌کردند. به نظر مدیران جدید، این سیاست نشانگر بی‌اعتمادی مدیران سابق به تماشاگران ایرانی بوده است. اگر فیلمی تصویری واژگونه یا عجیب و غیرقابل توجیه از کشورمان و مردمانش به نمایش می‌گذارد، بهتر است که تماشاگران ایرانی درباره‌اش قضاوت کنند. در غیر این صورت، این فیلم‌ها بدون ارتباط با تماشاگران، پس از ساخته شدن به جشنواره‌های مختلف جهانی می‌روند و برای خارجی‌ها یک منبع شناخت مهم می‌شوند از وضعیت کشور ایران در شرایط کنونی. تا این جای کار به دو دلیل باید به مدیران جدید ارشاد بابت وضع چنین سیاستی تبریک گفت. دلیل اول این است که برای نخستین بار ـ درست یا غلط ـ برای حضور بین‌المللی سینمای ایران ضابطه‌ای در نظر گرفته می‌شود تا مشخص شود که این جریان مورد توجه مسوولان است و آنها درباره‌اش بی‌تفاوت نیستند. پیامد این حرکت اساسی، برداشته شدن بسیاری از محدودیت‌ها و موانع سلیقه‌ای است که سد راه نمایش داخلی فیلم‌ها بود. نگاهی به فهرست فیلم‌های اکران نشده سینمای ایران طی 10 سال اخیر نشان می‌دهد که سیاست درستی پیرامون اکران داخلی فیلم‌ها وجود نداشته است. مثلا فیلمی مانند «به رنگ ارغوان» که در دوره مدیران قبلی، اثری مشکل‌دار و مساله‌ساز بود، در این دوره در جشنواره شرکت می‌کند و مهم‌ترین جوایز را هم می‌گیرد و بلافاصله به نمایش عمومی درمی‌آید. تجربه اکران این فیلم نشان داد که در موارد بسیاری، سینمای ایران از جانب برخی سیاست‌های نادرست آسیب دید. بدیهی است اگر «به رنگ ارغوان» در زمان خودش اکران می‌شد، تاثیر به مراتب افزون‌تری داشت تا این که 5 سال پس از ساختش نمایش داده شود. دلیل دوم، باز شدن باب بحث‌هایی است که پیش از این به این راحتی‌ها نمی‌شد پیرامون‌شان گفتگو کرد. علنی و رسانه‌ای شدن این سیاست‌ها و صحبت‌های این دو مدیر، خود به خود فضایی را گشوده تا فیلمسازان موافق یا مخالف این سیاست‌ها، در فضایی آرام، دیدگاه‌های خودشان را مطرح کنند؛ چه عبدالرضا کاهانی که با فیلم «هیچ» قربانی این سیاست شد و چه ابراهیم حاتمی‌کیا که با «به رنگ ارغوان» بهره‌مند شد. اما آسیب بزرگی که این سیاست‌ها را تهدید می‌کند و ممکن است لابه‌لای این بحث‌ها گم شود این است که چه کسی یا کسانی قرار است درباره وضعیت این فیلم‌ها تصمیم بگیرند. ما می‌گوییم که دلیل این رویکردهای جدید در ارشاد این است که مدیر سینمای ایران در حال حاضر کسی است که سابقه کارگردانی دارد و مناسبات سینمای ایران و دشواری‌های این حرفه را خیلی خوب می‌شناسد. بنابراین از چنین مدیری انتظار می‌رود در راستای سیاست‌های اصولی و شفافش، اعلام کند که شورای تصمیم‌گیرنده درباره سینمای ایران را چه کسانی تشکیل می‌دهند. علیرضا سجادپور در برنامه «هفت» در پاسخ فریدون جیرانی گفت که اعضای این شورای 3 نفره، خودش، معاونت سینمایی و یک کارشناس دیگر است. اینجاست که مغایرتی آشکار میان سیاست‌های کلان معاونت سینمایی (اعتمادسازی) با عملکرد کنونی‌اش دیده می‌شود. اگر قرار است بر مبنای اعتمادسازی حرکت شود، بهتر است اعضای این شورا از بدنه سینمای ایران انتخاب شوند نه مدیرانی که خود سیاستگذاری و همزمان اجرا می‌کنند. این شوراها می‌توانند چرخشی باشند و هر سال اعضای تازه‌ای در آن حضور یابند. این اعضا هم از میان اصناف سینما انتخاب شوند که نظرات و دیدگاه‌هایشان درباره همکارانشان و آثار سینمای ایران، اصولی و تخصصی باشد. به این ترتیب این حرکت تبدیل به یک اتفاق تاثیرگذار خواهد شد چون برآمده از بدنه سینمای ایران خواهد بود و رفته‌ رفته به جریانی ملی تبدیل خواهد شد. البته طبیعی است که ممکن است گاهی اختلاف‌نظری میان سینماگران با مدیران به وجود بیاید و هیچ چیز بهتر از این نیست که این اختلاف‌نظرها در شرایطی عادی و در قالب همکاری حل شود.

اخیرا اعلام شده است که فیلم‌های کوتاه و مستند نیز باید با چنین نظارتی در جشنواره‌های خارجی شرکت کنند. یعنی ابتدا در همان شورا دیده شوند و سپس درباره ارسالشان به خارج تصمیم‌گیری شود. همچنان که می‌دانیم، سالانه در سینمای کشورمان بیش از هزار فیلم کوتاه، مستند و تجربی ساخته می‌شود. این سینما به دلیل تعریف تجربی خود و گستره آن در سطح کشور و در قالب انجمن‌های سینمای جوان هر شهر یا شهرستانی، چندان منطبق با تعریف ما از سینمای حرفه‌ای نیست. اما در لابه‌لای همین فیلم‌هاست که چهره‌های مستعدی معرفی و بتدریج جذب سینمای حرفه‌ای ایران می‌‌شوند. با این حساب آیا تماشای این تعداد فیلم بلند، ویدئویی، کوتاه، تجربی و مستند، و تصمیم‌گیری درباره‌شان از سوی عده‌ای خاص امکانپذیر و مهم‌تر از آن منطقی است؟ قانونمند کردن حضور بین‌المللی سینمای ایران و ایجاد شرایطی مهیا برای فیلمسازان صاحب ‌فکر، تا تصویری صادقانه از کشورشان نمایش دهند، یک هدف است که بعید به نظر می‌رسد کسی با آن مخالفتی داشته باشد.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها