گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

واگویه نیاز با محرمان راز

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «بازخوانی حوادث یک سال گذشته»،«احمدی نژاد و مسایل زنان»،«واگویه نیاز با محرمان راز»،«دو نکته درباره گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس‌جمهوری»،«دورنمای تشکیل»،«نگاهی به رویکرد فرهنگی دکتر احمدی نژاد»،«هراس سوم در اروپا»و... که برخز از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۳۴۰۷۰

رسالت:بازخوانی حوادث یک سال گذشته

«بازخوانی حوادث یک سال گذشته»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در ان می‌خوانید؛

1 - واکاوی روز شمار انتخابات سال پیش مهم است. از این بابت مهم که بدانیم قصه از کجا شروع شد، منشاء ناآرامی ها چه بود و چه کسانی گفتمان های مطرح را با چه منطقی نمایندگی می کردند.

مردم در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری یک رقابت چهار ضلعی را تجربه می کردند که این تجربه در دور نهم به شکل هشت ضلعی طی شد.رقابت جدی، حداکثری و آزاد هزینه دارد و باید قبل از ورود به آن هر یک از رقبا آن را محاسبه می کردند.

2- دو گفتمان در انتخابات دهم رو در روی هم بود. یک گفتمان سه شعار کلیدی پیشرفت و خدمت و عدالت را زینت بخش تبلیغات خود کرده بود یک گفتمان هم شعار کلیدی آزادی و رهایی از دیکتاتوری را در اجتماعات خود مطرح می کرد و برای اینکه صداقت خود را در طرح این شعار اثبات کند، رئیس جمهور وقت را به تهمت دروغگویی آلود. مردم این گفتمان و شعارهای آن را برنتافتند و معتقد بودند یک طرف مشغول تغییر زمین و قاعده بازی رقابت است. وقتی این حقیقت عریان خود را نشان داد که دیدند تمام سازمان ها و گروه های ضد انقلاب و جریان اطلاعاتی و ارتباطی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی بدون  پرده پوشی از همین ضلع رقابت حمایت می کنند.

نتیجه این بازی خطرناک آن شد که مردم به گفتمان اول روی آورند و به فکر پیشرفت کشور و خدمت بیشتر مسئولان و بسط عدالت در جامعه باشند.

3- با آنکه رقابت، چهار ضلع تعریف شده بود خیلی با سرعت به صورت دو ضلعی درآمد. یک ضلع رای ملت را که میزان است بر نتافتند و نتیجه را بر نتابیدند. آنها حاضر نشدند از طریق نهادهای فیصله بخش و بویژه نهاد رهبری و ولایت فقیه ادعاها و مطالبات خود را پیگیری کنند لذا به سرعت از حالت یک اپوزیسیون قانونی و مشروع به سمت یک اپوزیسیون غیر قانونی میل کردند شعارهای ساختار شکنانه آنها دو روز قبل از برگزاری انتخابات در برخی اجتماعات رخ نمایی کرد و تا8  ماه پس از اعلام نتایج انتخابات نیز ادامه پیدا کرد. آنها مشروعیت دولت و سپس مشروعیت نظام را هدف قرار دادند. با آنکه می دانستند دشمنان نظام پشت سر آنها علیه رای ملت سنگر گرفته اند حیا و پروایی نداشتند.

4- جریانی که زیر پوست یک ضلع از اضلاع رقابت در انتخابات ریاست دهم حرکت می کرد در دوره سازندگی و اصلاحات «اسلامیت» نظام را هدف قرار داده بود و این بار کمر به قتل «جمهوریت» در نظام بسته بود و می خواست به هر قیمتی به این هدف دست یابد آنها در13  آبان، روز قدس،16  آذر و بالاخره روز عاشورا خود را تمام قد به نمایش گذاشتند و نشان دادند در رسیدن به قدرت هیچ خط قرمزی را بر نمی تابند. اوباما، مرکل،  سارکوزی و حتی سران رژیم صهیونیستی از آنان حمایت کردند، اما این حمایت ها کمکی به بازگشت آنها به قدرت نکرد. آنها گفته بودند ما در صندوق های رای کم آوردیم اما در کف خیابان کم نمی آوریم. اما محاسبات آنها غلط بود آنها حتی به شعور مردمی که به آنها رای داده بودند توهین کردند.

5- مردم طی قیام های100  سال اخیر که از مشروطیت و نهضت تنباکو آغاز شده بود نشان دادند سه موضوع را بر نمی تابند1 - اجنبی پرستی و نوکری بیگانه و دخالت اجانب در امور داخلی ایران2 - اهانت به ساحت ولایت و خروج بر امام عادل3 - دیکتاتوری و به ضرب و زور فشار از پایین و چانه زنی در بالا.

لذا شرارت فرقه سبز در نهم دی ماه و22  بهمن88  با سد بصیرت و آگاهی و نیز غیرت و غرور ملی ایرانیان روبه رو شد همان غیرت و غروری که در بهمن43  گلوی حسنعلی منصور نخست وزیر رژیم شاه را به جرم فروختن کشور به آمریکایی ها به نرخ کاپیتولاسیون، با گلوله دوخت.

6- یکسال است دولت دهم مستقر شده است. مردم به رئیس دولت به دلیل پر کردن شکاف دولت - ملت و ایستادگی در برابر زیاده خواهی استکبار جهانی در مورد پرونده هسته ای و نیز رسیدگی به محرومان و نیز خدمت بی منت رای داده اند.

دولت به واسطه ایستادگی ملت، ایران را وارد باشگاه هسته ای و باشگاه هوافضای جهان کرد. ما برای این ورود کارت دعوت نداشتیم لذا استبداد جهانی مدام در روابط و مناسبات ما با جهان اخلال می کند ما باید در درون متحد و یکپارچه باشیم تا بتوانیم در برابر چالش های پیش رو دوام آوریم.

7- اصولگرایان با درک شرایط کنونی جهان و چالش های پیش رو متحد و یکپارچه در انتخابات دهم حضور یافتند این وحدت طی یکسال گذشته با همه فراز وفرودها حفظ شده است. اکنون ما در آستانه تحولات عظیمی در منطقه و جهان قرار داریم. قدرت رسانه ای و اطلاعاتی و ارتباطی غرب اخبار این تحولات را سانسور می کنند اما بزودی راز آنها از پرده برون خواهد افتاد.

غرب آن چنان که می نمایاند متحد و یکپارچه نیست. آنها ادای فرایند اجماع جهانی علیه ایران را در می آورند. چنین اجماعی وجود ندارد. یک اجماع جهانی علیه آمریکا و غرب وجود دارد که بزودی خود را باز می نمایاند. اگر چتر زور نهادهای امنیتی برداشته شود سرعت این رخ نمایی بالا خواهد رفت.

8- شنبه گذشته سالروز22  خرداد روز انتخابات حماسی ملت و حضور
40 میلیونی مردم در پای صندوق های رای بود. روزی که رکورد مردمسالاری در ایران عدد افتخار آمیزی را ثبت کرد. برخی نامحرمان و نااهلان برای تلخ کردن پیروزی مردم برنامه ها داشتند اوباما رسما پیام فرستاد و حمایت خود را از این برنامه ها اعلام کرد. اما به یک باره بخشی از کسانی که قرار بود در این روز نقش آفرینی کنند از تصمیم خود منصرف شدند این یک گام به جلو برای رسیدن به عقلانیت سیاسی است. این عقلانیت به ما می گوید سرنوشت دولت ها در پای صندوق رای تعیین می شود نه در کف خیابان، این درک صحیح، خانم کلینتون وزیر خارجه آمریکا را به واکنش وادار کرد و از عدم برگزاری راهپیمایی در تهران اظهار تاسف کرد.

آرامش حاکم بر خیابان های تهران در22  خرداد89  را باید روز مرگ آنارشیسم سیاسی ولات بازی خیابانی در حوزه سیاست دانست.

ما باید این را به فال نیک بگیریم. باید قبول کرد هر کس که یک قدم از دشمن دور می شود به همان میزان به مردم و انقلاب نزدیک می شود.

عقلانیت اسلامی حکم می کند شرایطی فراهم کنیم که گام های دیگر هم برداشته شود این گام ها آن قدر باید صریح وسریع باشد که فتنه گر اصلی که آمریکاست در عرصه رقابت های سیاسی تنها بماند و کسی به آن تمایل نشان ندهد.

چنین حالتی تیر خلاص به دشمن و پیروزی ملت ایران درنبرد نرم را نوید می دهد.

مردم سالاری:احمدی نژاد و مسایل زنان

«احمدی نژاد و مسایل زنان»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم حمیدرضا شکوهی است که در آن می‌خوانید؛اظهارات محمود احمدی نژاد که یکشنبه شب در گفت وگوی زنده تلویزیونی مطرح شد حاوی موضوعات متعددی بود که بررسی تمامی جوانب آن در این مجال کوتاه امکان پذیر نیست. اما در این میان دو بخش ازاظهارات رئیس جمهور در مورد مسایل زنان جالب توجه بود.

1-آقای احمدی نژاد همانند یکی از آخرین گفت وگوهای زنده تلویزیونی خود پیش از انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 1384 که گفته بود مگر مشکل ما مو و لباس جوانان است، یکشنبه شب هم به موضوع برخورد با بدحجابی پرداخت و گفت که روش موجود در برخورد با بدحجابی درست نیست.بعد هم اضافه کرده که «امیدوارم در این موضوع- برخورد با بدحجابی- نیازی به تذکر بنده نباشد».این اظهارات در شرایطی مطرح می شود که طی 4-5 سال اخیر، با وجود تمام برخوردهایی که با بدحجابی صورت گرفت و بعضا برخوردهایی بود که به دلیل شدت آن چالش هایی ایجاد کرد- به اذعان برخی مقامات نیروی انتظامی که در همان زمان به این موضوع پرداختند و درصدد توجیه و رفع آن برآمدند- آقای احمدی نژاد سکوت اختیار کرد و به غیر از یک بار هیچ گونه تذکری  نداد که البته آن یکبار هم با واکنش فرمانده نیروی انتظامی مواجه شد که گفته بود آقای رئیس جمهور در جریان تمامی تصمیمات برای مقابله با بد حجابی قرار داشت. حال، این که پس از این مدت، آقای احمدی نژاد به انتقاد از این طرح می پردازد از دو جهت پرسش برانگیز است.

نخست اینکه چرا طی 5 سال اخیر که بارها این موضوع چالش برانگیز شد و به صورت کامل هم حل نشد ایشان هیچ انتقادی مطرح نکرد و دوم این که چرا هنوز تذکری در این مورد نداده است؟ آقای احمدی نژاد ثابت کرده که می تواند در مورد همه مسایل حتی به مجلس- که در راس امور است- یا شورای نگهبان تذکر دهد اما این که چرا در مورد مساله برخورد بابد حجابی توسط نیروی انتظامی که به نوعی، زیر مجموعه ای از وزارت کشور و دولت محسوب می شود سکوت اختیار کرده و ترجیح داده در برنامه ای تلویزیونی پس از 5 سال در این مورد صحبت کند جالب توجه به نظر می رسد.

2-آقای احمدی نژاد در بخش دیگری از صحبت های خود در برنامه زنده تلویزیونی گفت:«این که بانوان ما ده ساعت در اداره با پوشش خاص حضور یابند خیلی سخت است،خانم ها می توانند در خانه باشند و کارشان را انجام دهند، دو روز هم به اداره بروند و حقوقشان را نیز به طور کامل دریافت کنند». این اظهارات در ادامه طرح های دولت برای کاهش ساعات کاری زنان است که در ظاهر به نفع زنان به نظر می رسد اما در عمل به ضرر آنهاست.

در صورت تحقق چنین طرحی، کارفرمایان تمایل چندانی برای استخدام و به کارگیری کارکنان زن نخواهند داشت، چرا که کمتر کارفرمایی وجود دارد که بپذیرد زنان کارمند دو روز در اداره و بقیه روزها در خانه کار کنند. به راستی چند درصد از کارهای اداری را می توان در منزل انجام داد؟ در صورت اجرای چنین طرحی به مرور زمان شاهد کاهش استخدام زنان در سازمانها و نهادها- حتی از نوع دولتی- خواهیم بود که تنها یک نتیجه خواهد داشت: خانه نشین کردن محترمانه زنان.
به هرحال ا مید است آقای احمدی نژاد برای این دوابهام پاسخی داشته باشند.

کیهان:واگویه نیاز با محرمان راز

«واگویه نیاز با محرمان راز»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن می‌خوانید؛نگارنده «لرزش» قلم خویش را در نوشتن این وجیزه انکار نمی کند. این لرزش به دلیل اهمیت موضوع و مرزهای ظریف آن، طبیعی نیز هست و غیرقابل ملامت، اما به ژرفای دل از خدای مهربان می خواهد که او را در نوشتن این نوشته، از «لغزش» مصون بدارد.

طی روزهای گذشته و به دنبال رخداد حماسی روز 14 خرداد و از آنجا که بخشی از آن حماسه عظیم و بی نظیر با اعتراض مردم به مواضع آقای سیدحسن خمینی، نوه محترم حضرت امام(ره) رقم خورده بود، چند تن از علمای بزرگوار و مراجع عظام با صدور بیانیه و یا در جلسه درس خویش، با استناد به این که جناب سیدحسن خمینی، نوه حضرت امام است، اعتراض به ایشان را اهانت به ساحت مقدس امام راحل(ره) دانسته و محکوم کردند.

حساسیت این بزرگواران نسبت به ساحت ملکوتی حضرت امام(ره) نزد همگان پسندیده و درخور تقدیر است و از حافظان اسلام، جز این انتظار نبوده و نیست که حریم مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و احیاءکننده اسلام ناب محمدی(ص) را پاس بدارند، اما، گفته اند- و حکیمانه نیز گفته اند- که «پرسیدن عیب نیست»، از این روی نگارنده اجازه می خواهد در این باره به نکاتی سؤال گونه اشاره کند و پاسخ آن را برای جبران کم دانی خود، از آن عالمان بزرگوار و فرهیخته که همواره و به حق، کانون پرسش مردم بوده اند، جویا شود.

1- حفظ حرمت بیت معظم حضرت امام(ره) بر همگان واجب است، چرا که آن مراد به حق پیوسته و با انبیاء و اولیای الهی نشسته، نه فقط نجات دهنده مردم ایران و رهبری کننده آنان به صراط مستقیم بوده اند، بلکه جهان اسلام نیز برای همیشه تاریخ مدیون آن بزرگوار است. سایه ای روشن از بقیه الله الاعظم که همواره از او به یک «اشاره» بوده و هنوز هم هست و از مردم «به سر دویدن». و از این روی، تاکید چند تن از مراجع عظام بر ضرورت حفظ حرمت بیت امام(ره) نه فقط شنیدنی، بلکه به گوش جان خریدنی است، اما به یقین بزرگان یاد شده تصدیق می فرمایند که آنچه «حق» است، راه امام(ره) و شخص امام(ره) است، بنابراین و به فرموده حضرت امیر علیه السلام که مقتدای همه و به ویژه مراجع عظام است، افراد را باید به معیار «حق» سنجید و نه «حق» را با معیار افراد. و چنین است که در کلام خدا آمده است ان اولی الناس بابراهیم، للذین اتبعوه...

2- نگارنده، اگرچه در حد و اندازه ای نیست که خود را در حلقه ملکوتی «عاشقان امام(ره)» تلقی کند، اما، عاشقان پاکباخته امام راحل(ره) را از ژرفای دل دوست دارد و مانند آنها آرزو می کرد که کاش رخداد یاد شده در مراسم حماسی 14 خرداد اتفاق نمی افتاد، با این توضیح که کاش جناب سیدحسن خمینی در کنار سران فتنه اخیر، یعنی دشمنان بی چون و چرای امام(ره) اسلام و انقلاب قرار نمی گرفت و باعث نمی شد توده های عظیم و دلباخته امام راحل، اعتراض و هشدار به ایشان را وظیفه خود بدانند و احساس کنند که اگر به همنشینی نوه حضرت امام(ره) با دشمنان آن حضرت اعتراض نکنند، در حق امام راحل خویش جفا کرده اند. آیا این احساس و این انگیزه درخور ملامت است؟!

3- دلجویی از نوه حضرت امام(ره) نه فقط مورد سؤال نیست که شایسته و بایسته نیز بوده و هست و رهبر معظم انقلاب قبل از همه به این اقدام شایسته اهتمام ورزیده اند. اما رهبر فرزانه انقلاب در بیانات مثال زدنی آن روز خویش، «باید»ها و «نباید»های خط امام(ره) را نیز به گونه ای مستند و عالمانه برشمردند و به زعم نگارنده، بیانات ایشان اگرچه روشنگری درباره راه امام(ره) را برای همگان در پی داشت و با همین منظور هم ایراد شده بود، ولی اندرزی حکیمانه در کنار آن دلجویی پدرانه نیز بود. بدیهی است دلجویی برخی عالمان بزرگوار از جناب آقای سید حسن خمینی همانگونه که خود فرموده اند به خاطر حمایت از امام راحل(ره) و بینش و منش آن حضرت بوده است و دقیقا به همین علت لازم بود این دلجویی با هشدار و اندرز به نوه محترم حضرت امام نیز همراه باشد، چرا که ایشان به دلیل همنشینی یکساله اخیر خود با دشمنان امام(ره) و عوامل نشان دار بیگانه مورد اعتراض مردم قرار گرفته بودند- و گرنه قبل از آن که مردم عبای نوه حضرت امام را به تبرک می بوسیدند- بنابراین وقتی در کنار دلجویی از وی، نسبت به مواضع غیرقابل توجیه ایشان اندرزی داده نمی شود، این دلجویی نقض غرض تلقی خواهد شد و این توهم را- که به یقین بی مورد است- پدید می آورد که برخی عالمان بزرگوار، رابطه نسبی با حضرت امام(ره) را از راه مبارک و شخص گرانقدر ایشان بااهمیت تر می دانند!

4- چرا مراجع عظامی که اعتراض مردم به آقای سیدحسن خمینی را اهانت به حضرت امام(ره) و بیت معظم ایشان تلقی فرموده و محکوم کرده اند، در مقابل اهانت سران فتنه و حامیان آنها به ساحت مقدس حضرت امام حسین علیه السلام، حضرت صاحب الزمان- روحی له الفدا- حضرت امام(ره)، ائتلاف با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها و مارکسیست ها علیه اسلام و انقلاب و امام(ره)، همراهی آشکار و بی پرده آنان با رژیم صهیونیستی، آمریکا، انگلیس، نفی اسلام، حمایت رسما اعلام شده آنان از تروریست هایی که عزاداران حسینی(ع) را در حسینیه شیراز به خاک و خون کشیده بودند، دروغ بزرگ تقلب در انتخابات، مقابله با جمهوریت نظام و... دهها و صدها خیانت و جنایت دیگر از این دست، سکوت فرموده و احساس خطر نکرده اند؟! و اگر احساس خطر کرده اند- که به یقین کرده اند- چرا به عنوان یک مرجع دینی برای اعلام این خطر و مقابله با فتنه گران احساس تکلیف نفرموده اند؟!

5- ممکن است گفته شود نگاه مراجع عظام یاد شده به رخداد 14 خرداد و اعتراض مردم به آقای سیدحسن خمینی بوده است و ماجرای فتنه، حساب جداگانه ای دارد، که با کمال احترام و عرض پوزش باید گفت؛ اعتراض مردم به نوه حضرت امام(ره) به خاطر نشست و برخاست نزدیک و حمایت گونه ایشان با همین سران فتنه بوده است، بنابراین، وقتی این اعتراض محکوم می شود و به جنایات سران فتنه کمترین اشاره ای نمی شود، به طور طبیعی این پرسش از مراجع عظام در ذهن مردم شکل خواهد گرفت که دفاع از حریم مقدس امام حسین و امام زمان و اسلام و انقلاب و مردم مسلمان و شخص حضرت امام(ره) با اهمیت تر است یا حمایت از نوه امام راحل(ره)، آنهم در حالی که وی فقط به دلیل همراهی با سران فتنه مورد اعتراض مردم قرار گرفته است؟!

6- آقایان بزرگوار! باور بفرمائید که مردم در سلامت نفس، علم، تقوی و ایمان شما عزیزان کمترین تردیدی ندارند و می دانند که شما مراجع عزیز و بزرگوار در گسترش فرهنگ و آموزه های اسلام ناب محمدی(ص) حق فراموش نشدنی و فراوانی بر گردن ملت داشته و دارید، اما وقتی همراهی و ائتلاف آشکار سران فتنه با دشمنان اسلام و بیگانگان غارتگر وخونریز را به وضوح می بینند، بعید نیست به غلط سکوت شما بزرگواران را در مقابل اینهمه خیانت و جنایت -نستجیربالله و خدای نخواسته- به حساب برخی ملاحظات سیاسی بنویسند! و این پرسش در ذهن آنان شکل می گیرد که کدام ملاحظه می تواند با دفاع از حریم اسلام و انقلاب برخاسته از آن برابری کند؟!

کاش آقایان بزرگوار نگاهی به هزاران سایت و رسانه تصویری و صوتی دشمنان تابلودار اسلام و امام می انداختند و می دیدند که حمایت بدون مرزبندی آنان چگونه و با چه آب و تابی به حساب حمایت از اقدامات ضداسلامی و میهنی فتنه گران نوشته شده است؟! آیا با توجه به آنچه گذشت نباید در این برداشت «ناحق» به دشمن «حق»!! داد؟!

7- و بالاخره باید به این واقعیت نیز اشاره کرد که فتنه 88 برخلاف آنچه، عده ای در پی القای آن هستند، علیه آقای احمدی نژاد و دولت دهم نبوده است، بلکه طراحان فتنه، به گواهی شواهد و اسناد غیرقابل تردید و اعتراف صریح خودشان، مقابله با اساس اسلام و نظام اسلامی را دنبال می کردند، و اصولا بسیار ساده اندیشانه است اگر تصور شود که همه دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها برای مقابله با رئیس جمهور و دولت وی بسیج شده باشند.

برای مقابله با دولت و رئیس آن به اینهمه لشکرکشی نیازی نبوده و نیست و یا، مگر اصولگرایان به برخی از اقدامات دولت- علی رغم خدمات ارزنده آن- انتقادات جدی ندارند؟ و به عنوان مثال، مگر اظهارات یکشنبه شب رئیس جمهور محترم درباره مسئله حجاب و عفاف و یا گزینش برخی از مدیران پیرامونی برای پست های حساس، از سوی ایشان مورد تائید دلسوختگان اسلام و انقلاب است؟!... بنابراین چنانچه کسانی با این تصور که خروش علیه سران فتنه به مفهوم حمایت کامل از دولت است، در مقابل فتنه گران سکوت کرده اند، به یقین در اشتباهند و با عرض پوزش، با صحنه آرایی دشمنان بیرونی از «نقشه راه» غفلت ورزیده اند و... انشاءالله عزیزان بزرگوار و جناب سیدحسن آقای خمینی که ایشان را یادگار امام راحل خویش می دانیم و مصون از بداندیشی این و آن می خواهیم، عذرنگارنده را به خاطر بیان آنچه ضروری تلقی می کند، بپذیرند و بر او خرده نگیرند چرا که مراجع عظام ذخیره های الهی در میان بندگان خدایند و از آنجا که محرم رازند ، کانون واگویه های نیازند.

تهران امروز:دو نکته درباره گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس‌جمهوری

«دو نکته درباره گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس‌جمهوری»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهارنم امروز به قلم حسام‌الدین کاوه است که در آن می‌خوانید؛گفت‌وگوی زنده تلویزیونی رئیس‌جمهوری بازتاب‌های بسیار و متفاوتی در پی داشت. مهم‌ترین محور گفت‌وگوی تلویزیونی احمدی‌‌نژاد معطوف به شیوه مبارزه با بدحجابی و تحلیل آرای 15 کشور عضو شورای امنیت در تصویب قطعنامه ضدایرانی بود. در این باره نکاتی چند قابل بحث و بررسی است.

1 - موضع رئیس‌جمهوری درباره طرح مبارزه با بدحجابی گویی موضع یک فعال اپوزیسیونی می‌نمود. چرا؟ نخست به دلیل آن که نیروی انتظامی از زیرمجموعه‌های وزارت کشور به شمار می‌رود و وزارت کشور زیر نظر رئیس‌جمهوری فعالیت‌های خود را سامان‌دهی می‌کند، اگر آقای احمدی‌نژاد انتقادی بر شیوه برخورد با موضوع بدحجابی دارد، آیا برای او ممکن نیست که این انتقادها را از طریق وزارت کشور به نیروی انتظامی که متبوع وزارتخانه یاد شده است، انتقال دهد؟ از سوی دیگر موضوع مبارزه با بدحجابی و شیوه‌های برخورد با بدحجابان موضوعی نیست که در یک گفت‌وگوی تلویزیونی بتوان برای حل آن اقدام عاجل کرد، این موضوعی است که ساز و کارهای خاص خود را دارد و در مراتب و مواضع خاص خود می‌باید حل و فصل شود، رسانه‌ای ساختن نقد شیوه‌های مبارزه با بدحجابی جز آن که شائبه تاثیرگذاری بر افکار عمومی را در پی داشته باشد، نتیجه چندان مهم دیگری در پی نخواهد داشت. افزون بر این اجماع نهادهای مختلف بر ضرورت مبارزه با بدحجابی، از جمله تاکیدات مقام معظم رهبری، مراجع، علما و دلسوزان نظام جمهوری اسلامی، بیانگر آن است که موضوع مبارزه با بدحجابی ضرورتی فرهنگی به شمار می‌رود و تغییر الگوی رفتاری در جامعه و انطباق آن با موازین و شئون اسلامی از اهداف کلان طرح حجاب و عفاف است.

این که رئیس‌جمهور مدعی می‌شود: «اینها [شیوه‌های مبارزه با بدحجابی] ربطی به دولت ندارد و دولت واقعا در این مسائل دخالت ندارد.» شگفت‌آور می‌نماید. دست‌کم به موجب ابلاغیه‌هایی که رئیس‌جمهوری درباره طرح عفاف و حجاب امضا کرده‌اند، مسئله عدم دخالت دولت به قول معروف سالبه به انتفاء موضوع است اما درباره شیوه‌ها و روش‌ها البته که دولت مسئول کنترل و نظارت بر اجرای طرحی است که خود می‌باید پیشاهنگ در اجرا و مجری اصلی آن باشد. حال اگر برخی از مدیران دولتی با قصد فرافکنی، اطلاعات و تحلیل‌های نادرستی به رئیس‌جمهوری می‌دهند، کاستی از مدیران دولتی است.

از این دیدگاه آقای احمدی‌نژاد به عنوان مسئول و رئیس‌ دولت می‌باید از تمام توان دستگاه‌های اجرایی و نظارتی بر شیوه‌های اجرایی این سیاست کلان نظام بهره‌برداری کند. مسلما در اجرای مطلوب این سیاست فرهنگی باید با تمام توان وارد میدان شد، هرگونه تساهل و سهل‌انگاری در این زمینه نارواست.

مگر غیر از این است که بخش عمده‌ای از سیاست‌گذاری‌های فرهنگی از سوی دولت انجام می‌گیرد و بخش عمده‌تری از بودجه‌های فرهنگی نیز در دستگاه‌های دولتی جذب می‌شود؟ ضروری می‌بود که رئیس‌جمهور محترم توضیح می‌داد تاکنون چه میزان فعالیت فرهنگی و بودجه صرف اصلاح رفتارها و الگوهای فرهنگی جامعه شده است؟ و نیز مطلوب این بود که رئیس‌جمهور محترم توضیح دهد کارنامه دولت در زمینه گسترش فرهنگ حجاب و عفاف تا چه اندازه درخشان و تحسین‌برانگیز بوده است؟ آیا تمام مسئله در برخورد فلان مامور وظیفه با بهمان شهروند خلاصه می‌شود؟ وظایف و تکالیف دولت در بهبود بهداشت رفتاری و انطباق رفتارها با الگوها و موازین اسلامی چه می‌شود؟ کدام دستگاه دولتی امر خطیر اصلاح جامعه و امر به معروف و نهی از منکر را به پیش برده است؟

صرفا با انتقاد که نمی‌توان کم‌کاری‌ها و مسئولیت‌ها را نادیده گرفت آیا جز این است که بر اثر سستی و کاهلی دستگاه‌های آموزشی و فرهنگی هم‌اکنون جامعه ما دچار این بیماری ناخواسته شده است؟

بعید است که در ضرورت اصلاح فرهنگی جامعه و تغییر الگوی رفتاری به سوی رفتار مطلوب – از جمله کاهش بدحجابی و رعایت موازین اسلامی – کسی ذره‌ای تردید داشته باشد اما از موضع اپوزیسیونی – البته اپوزیسیون قانونی – و نه ریاست دولت در این باره سخن گفتن برازنده رئیس دولت نیست.

2 - در تحلیل آرای 15 کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل نیز رئیس‌جمهوری اظهار داشته است که پنج عضو محافظان وضع موجودند و از لحاظ حقوقی رای آنها اعتباری ندارد. از میان 10 عضو باقی مانده نیز سه عضو رای منفی داده‌اند و از میان هفت عضو دیگر نیز چهار عضو در بلوک سرمایه‌داری قرار دارند و سه عضو دیگر نیز به رئیس‌جمهوری گفته‌اند که تحت فشارند.

این تحلیل بیش از آن که مبین واقعیت موجود در معادلات جهانی باشد، بیانگر ضعف و کاستی دستگاه دیپلماسی است که زیر نظر رئیس دولت وارد رایزنی با کشورهای درگیر در موضوع شده بود. پیش از صدور قطعنامه ضدایرانی شورای امنیت سازمان ملل نیز می‌شد چنین تحلیلی را ارائه داد.

بدین معنی که پنج عضو دائمی شورای امنیت حافظ وضع موجودند. بنابراین رای آنها – صرف نظر از اعتبار یا عدم اعتبار حقوقی – مشخص است، چهار عضو بلوک سرمایه‌داری نیز رایی تابع آرای آمریکا خواهند داد و... در این صورت رایزنی‌ها و مذاکرات دیپلماتیک چه جایگاهی خواهند داشت؟ دستگاه عریض و طویل دیپلماسی مگر جز آن است که در چنین مواقعی باید کارآمدی و اثرگذاری خود را نشان دهد؟ و چگونه است که رئیس‌جمهوری به‌رغم ارائه چنین تحلیلی، از طریق رسانه‌ها به ملت ایران و افکار عمومی جهان پیش‌آگاهی ندادند؟ چنین به نظر می‌رسد که اصول حکمت، عزت و مصلحت در سیاست خارجی، آنچنان که باید و شاید مطمح نظر قرار نداشته است و امید آن که رئیس‌جمهوری عملکرد دستگاه دیپلماسی را به دقت بازنگری کند.

وطن امروز:دورنمای تشکیل

«دورنمای تشکیل»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی وطن امروز به قلم حسن هانی زاده است که در آن می‌خوانید؛نخستین نشست پارلمان عراق در حالی برگزار شد که دیدگاه رهبران فراکسیون‌های چهارگانه پیروز انتخابات برای تشکیل دولت وحدت ملی به یکدیگر نزدیک‌تر شده است.در این نشست که ریاست سنی آن را فواد معصوم از ائتلاف بزرگ کردستان به‌عهده داشت، جلال طالبانی رئیس‌جمهوری عراق در سخنانی بر ضرورت تشکیل یک دولت

وحدت ملی تاکید کرد.بر طبق ماده 54 قانون اساسی عراق پس از تعیین هیات رئیسه موقت و رئیس سنی جلسه نمایندگان سوگند یاد کردند.پارلمان عراق در مدت 30 روز بحث،هیات رئیسه دائمی پارلمان و رئیس‌جمهوری را انتخاب می‌کند ورئیس‌جمهوری نیز شخصیتی از ائتلاف‌های برنده انتخابات را به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی خواهد کرد.اتفاق شگفت‌انگیزی که در نخستین نشست پارلمان عراق رخداد سوگند نمایندگان کرد زبان پارلمان به زبان کردی بود در حالی که این امر بر خلاف قانون اساسی عراق است.

قرار بود ریاست سنی جلسه پارلمان به‌عهده حسن العلوی «شیعه لائیک» از ائتلاف العراقیه باشد اما العلوی در آخرین لحظه انصراف خود را از ریاست سنی پارلمان اعلام کرد و در نتیجه فواد معصوم به جای وی ریاست سنی پارلمان را به عهده گرفت. در نگاه اول می‌توان اینگونه ارزیابی کرد که ائتلاف العراقیه با«91 کرسی» و ائتلاف کردستان با«53 کرسی پارلمانی» درصدد افزایش سقف مطالبات خود از نخست‌وزیرآینده عراق هستند.هر چند تاکنون نخست‌وزیر آینده عراق مشخص نشده اما ائتلاف دولت قانون و ائتلاف ملی به رهبری عمار حکیم برای تعیین نخست‌وزیر پیشنهادی به توافق‌هایی دست یافته‌اند.اگر عراق از مرحله تعیین نخست‌وزیر عبور کند مساله تقسیم وزارتخانه‌های کلیدی نیز چالش دیگری است که روند تشکیل یک دولت فراگیررا دچار مشکل خواهد ساخت.

به همین دلیل گروه‌های تروریستی برای به تاخیر انداختن روند تشکیل دولت وحدت ملی اخیرا اقدامات تروریستی خود را تشدید کرده‌اند.انفجارهای اخیر عراق نشان می‌دهد که گروه‌های تروریستی در حمایت از برخی جریان‌های سیاسی ضدشیعه برای افزایش سقف چانه‌زنی‌های خود وارد عمل شده وتا زمان رسمیت یافتن کابینه آینده قطعا اینگونه عملیات را افزایش خواهند داد. روند حرکت عراق به سمت دولت‌سازی وتشکیل نهادهای مدنی اگر چه به کندی صورت می‌گیرد اما به نظر می‌رسد رهبران سیاسی عراق برای ترسیم یک دورنمای قابل قبول از یک نظام پارلمانی اتفاق نظر دارند.دیدار اخیر ایاد علاوی رهبر ائتلاف العراقیه ونوری المالکی، رهبر دولت قانون در چارچوب تلاش برای برون رفت از بن بست فعلی عراق قابل ارزیابی است.

هر چند عوامل برون مرزی عراق در تشدید اختلافات میان رهبران احزاب سیاسی بی‌تاثیر نیست اما رایزنی‌های 3 ماهه رهبران ائتلاف‌های پیروز انتخابات برای تعیین نخست‌وزیر نشان می‌دهد که رهبران سیاسی عراق به سمت نگرش‌های درون‌مرزی وملی حرکت می‌کنند.در طول یک سال گذشته عربستان سعودی از رهگذر هزینه صدها میلیون دلار و به‌کارگیری رسانه‌های گسترده خود تلاش داشت تا انتخابات عراق را مدیریت کند اما ظاهرا عربستان نتوانست به نتیجه دلخواه خود برسد.

عربستان تلاش می‌کند تا طیف‌های ضدشیعه و شیعیان لائیک را با کمک آمریکا، اردن و مصر به قدرت برساند اما هوشمندی ملت عراق مانع از تحقق اهداف شوم عربستان شد.اکنون ملت عراق پس از یک تجربه سیاسی 7 ساله به خوبی دوستان ودشمنان داخلی وخارجی خود را شناخته‌اند و برآیند انتخابات پارلمانی ثابت کرد که مردم عراق در حال فاصله گرفتن از گرایش‌های قومیتی هستند.این حرکت قطعا بدون رهنمودهای خیرخواهانه مرجعیت دینی نجف تحقق نمی‌یافت زیرا مراجع شیعه در طول 7 سال گذسته همواره مردم عراق را از گرایش به سمت طایفه‌گری و قوم گرایی برحذر داشته‌اند.
 
ابتکار:نگاهی به رویکرد فرهنگی دکتر احمدی نژاد

«نگاهی به رویکرد فرهنگی دکتر احمدی نژاد»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن می‌خوانید؛محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در گفتگوی زنده تلویزیونی که از شبکه اول سیما پخش شد در پاسخ به مجری برنامه در موضوعاتی نظیرحجاب و عفاف، زنان متهم اول هستند و اکنون شاهد گشت نسبت هستیم،اظهار داشت:این موارد هیچ ربطی به دولت ندارد و دولت در آنها هیچ دخالتی ندارد و این موارد را توهین می‌دانیم و در همین ارتباط ضمن تشریح نگاه فرهنگی دولت به غلط بودن برخوردهای فیزیکی اشاره داشتند و طرح توقیف خودروهای مردم و نصب تابلوی مزاحمین نوامیس را مصداق اقدام بدون حکم قاضی دانستند و گفتند که این نوع اقدامات تاثیر تخریبی دارد و با مبانی فرهنگ اسلامی در تضاد می‌باشد .این اولین باری نیست که آقای احمدی نژاد مخالفت خود را با این نوع اقدامات به صراحت اعلام می‌دارد ایشان در سال86 آن هنگام که طرح امنیت اجتماعی توسط نیروی انتظامی به مرحله اجراء گذاشته شد نیز مخالفت خویش را از طریق نامه‌ای خطاب به وزیر کشور وقت اعلام داشت.

یکی از بزنگاه‌های اصلی تفاوت احمدی نژاد با دیگر رهبران اصولگرا در همین نوع نگاه ایشان نهفته است بطوریکه آن زمان که ایشان اقدام نیروی انتظامی را برنتافتند توسط بسیاری از اصولگرایان مورد ملامت قرار گرفت و برایشان شوریدند و خورده گرفتند که این نوع نگاه ایشان با رویکرد فرهنگی اصلاح طلبان تفاوت ندارد.علی مطهری از جمله نیروهای شاخص اصولگرا بود که تحلیل رئیس جمهور از فرهنگ و نوع نگاه ایشان به مسئله حجاب را لیبرالی برشمردند و اکنون هم موضع اخیرشان موجب واکنش گروهی چند از دیگر اصولگرایان گردیده است.

خوانندگان به یاد دارند که یکی از میهمانان برنامه «دیروز، امروز، فردای» سیمای جمهوری اسلامی ایران با جدیت هر چه تمامتر برنامه هدفمندسازی یارانه‌ها که مهمترین اقدام دولت آقای احمدی نژاد بحساب می‌آیدرا یکسره مذموم دانست و پشت صحنه آن را لیبرال‌ها برشمرد .با این توصیف جای این پرسش وجود دارد که پس آقای احمدی نژاد اصولگرا نیست یا مدعیان اصولگرایی به غیر از اصول می‌اندیشند؟

با برداشتی که نگارنده از آموزه‌های دینی دارد و آشنایی نسبی به روانشناسی اجتماعی و همچنین تجربه تاریخی به نظر می‌رسد تحلیل فرهنگی دکتر احمدی نژاد به واقعیت‌ها و صواب نزدیکتر است .

اخلاقی کردن روابط و رفتار اجتماعی و سیاسی جامعه براساس باورها و ارزش ها،عمده ترین کار ویژه حکومت می‌باشد.جامعه ایران دارای قدمت فرهنگی و ارزش‌های انسانی و اسلامی می‌باشد و همین فرهنگ هم موجب تفاخر تاریخی ما شده است اما نگاه به رفتار آحاد جامعه،دل نگرانی‌هایی را ایجاد می‌کند و همین دل نگرانی هاست که هراز گاه موجب ارائه طرحی در قالب طرح ارتقاء امنیت اجتماعی می‌شود و برغم زحماتی که کشیده می‌شود اما بازده لازم به دست نمی‌آید چرا؟

برای پاسخ به این چرا مقدمه‌ای لازم است.
برای اینکه مردم زندگی بر اساس باید‌ها داشته باشند سه دسته نیرو می‌بایست وظایف خود را متناسب با استاندارد انجام دهند.

1- نیروی باوراننده
2- نیروی انگیزاننده
3 - نیروی باز دارنده

ترتیب عمل نیروها بر اساس رتبه بندی فوق می‌باشد اگر این رعایت نشود نقض غرض پیش می‌آید نیروهای باوراننده یعنی نهاد‌های فرهنگی و نیرو‌هایی که وظیفه متقاعد سازی مردم را عهده دار می‌باشند نیرویی که تنها با استدلال سر و کار دارد تلویزیون، مطبوعات، حوزه علمیه و...جزو این دسته می‌باشد.

وقتی این نیرو کار ویژه خود را به درستی انجام داد قشر عظیمی از مردم متقاعد می‌شوند با این حال ممکن است عده‌ای همچنان تمرد نماید در این صورت باید به نیروی انگیزاننده روی آورد این نیرو با نظام پاداش و کیفر سعی می‌کند انگیزه انجام فعل برای مردم ایجاد نماید.اگر کسانی باشند که برغم انجام وظایف دونیروی ذکر شده همچنان بنای نافرمانی داشته باشند آنگاه نوبت نیروی بازدارنده که شامل نیروی انتظامی و قضایی است می‌رسد پس این نیرو از نظر موقیت عمل می‌بایست در آخر باشد .

یکی از مشکلات امروز جامعه ایران این است که درست عکس این ترتیب عمل می‌شود و انتظار هم داریم که تاثیرگذار بیفتد در حالی که تا آن هنگام که دونیروی اول و دوم وظایف خود را به نیکی به انجام نرسانند تمام زحمات نیروی سوم بی نتیجه و یا نتیجه عکس دارد.بنابراین آقای رئیس جمهور به درستی کاستی‌های برخورد دستگاههای اجرایی با مسایل اجتماعی را متوجه شده اند و آسیب شناسی ایشان با واقعیت‌ها سازگار است منظر نگاه شان صحیح می‌باشد موضوعات فرهنگی باید در بستر و متن فرهنگی، انسانی دیده و تحلیل شوند.

جمهوری اسلامی:راه دشوار مجلس جدید عراق

«راه دشوار مجلس جدید عراق»عنوان سرمقالهِ‌ روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛دومین مجلس در تاریخ جدید عراق، روز گذشته نخستین جلسه خود را تشکیل داد و با این تحول، یک گام مهم در مسیر تشکیل دولت جدید این کشور و خروج از بن‌بست سیاسی سه ماهه برداشته شد.

پس از برگزاری انتخابات سراسری این کشور در تاریخ 16 اسفندماه گذشته که با جنجال و حاشیه‌های فراوانی همراه بود، گشایش مجلس جدید مهمترین رخداد سیاسی این کشور محسوب می‌شود. در جریان این انتخابات، 6281 نامزد از 12 ائتلاف و 167 حزب سیاسی برای تصاحب 325 کرسی پارلمان در 18 استان عراق به رقابت پرداختند که در نتیجه سه تشکل سیاسی "العراقیه" وابسته به ایاد علاوی نخست‌وزیر سابق عراق "دولت قانون" به ریاست نوری مالکی نخست‌وزیر کنونی و "ائتلاف ملی" به رهبری سید عمار حکیم، رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق، به ترتیب با کسب 91، 89 و 70 کرسی، عمده کرسی‌ها را به خود اختصاص دادند.

طی مدت سه ماه گذشته تحرکات و رایزنی‌های گسترده‌ای از سوی احزاب پیروز برای تشکیل دولت جدید صورت گرفت که این فعالیت‌ها تاکنون به نتیجه روشن و قاطعی در تشکیل دولت و تعیین نخست‌وزیر منجر نشده است. عمده‌ترین مانع در این مسیر، تعیین و معرفی نخست‌وزیر بوده است. گروه العراقیه به ریاست ایاد علاوی که طیفی از جریانهای سیاسی اهل تسنن و همچنین شیعیان سکولار و حتی برخی همفکران حزب بعث را در خود جای داده است با تکیه بر اینکه اکثریت کرسی‌ها را به دست آورده خود را محق تشکیل دولت می‌دانسته و هم اکنون نیز بر این نظر خود مصر است.

این تشکل سیاسی 91 کرسی پارلمان را در دست دارد ولی با حدنصاب لازم برای تشکیل دولت یعنی، 163 کرسی، فاصله زیادی دارد و باید بتواند تمامی گروههای سیاسی فرعی باقیمانده را با خود همراه سازد که با توجه به گرایشات سیاسی این گروهها، این کار عملا غیر ممکن است.

از سوی دیگر، دو گروه ائتلاف ملی به ریاست سید عمار حکیم ودولت قانون وابسته به نوری مالکی بر روی هم 159 کرسی را در اختیار دارند و با ائتلافی که اخیرا به طور رسمی در آستانه گشایش مجلس تشکیل دادند بزرگترین فراکسیون مجلس را تشکیل می‌دهند و در نتیجه تشکیل دولت را حق خود می‌دانند.

دیدار هفته گذشته علاوی و مالکی و سیدعمار حکیم با نظارت جلال طالبانی به منظور شکستن این بن‌بست برگزار شد.

در این جلسه، آنچنانکه عنوان شده است، طرفین برای تشکیل دولتی "فراگیر" و دربرگیرنده همه گروهها توافق کردند.

گرچه جزئیات دولت "فراگیر" مشخص نشده است ولی برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارد که بر اساس توافق جدید نخست‌وزیر را دو گروه شیعه ائتلاف ملی ودولت قانون معرفی می‌کنند. ریاست مجلس به گروه علاوی تعلق خواهد گرفت و ریاست جمهوری نیز کماکان در اختیار کردها قرار خواهد داشت. ضمن اینکه کابینه نیز بین گروههای پیروز به نسبت تقسیم می‌شود.

گرچه توافق اخیر میان گروههای سیاسی خبر خوبی برای ثبات و آرامش در صحنه سیاسی این کشور تلقی می‌شود.ولی این خوش‌بینی با واقعیت فاصله زیادی دارد چنانچه در اولین جلسه برگزاری مجلس جدید عراق نیز این موضوع مشخص گردید.

در جلسه دیروز مقرر بود که "حسن العلوی" از فهرست العراقیه ریاست سنی را بر عهده بگیرد ولی وی عنوان کرد به دلیل کهولت سن وسنگینی کار، نمی‌تواند این وظیفه را قبول کند ولی برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارد که دلیل خودداری العلوی از پذیرش ریاست مجلس، این بوده است که وی احتمال می‌داد حضور "کریستوفر هیل" سفیر آمریکا در جلسه مجلس اعتراضاتی را در پی خواهد داشت و وی قادر به کنترل جلسه نخواهد بود به همین دلیل "فواد معصوم" از ائتلاف کردستان به جای وی قرار گرفت.

به هر حال تشکیل مجلس جدیددست کم نشانه مثبتی است از اینکه گروههای سیاسی به اهمیت تشکیل هرچه سریعتر دولت واقف شده‌اند. با اینحال صحنه سیاسی عراق بازیکنان دیگری نیز دارد که نمی‌توان نقش آنها را در جلوگیری از تفاهم ملی در این کشور نادیده گرفت. اشغالگران غربی به سرکردگی آمریکا، در این میان، اصلی‌ترین نقش را دارند.

آمریکایی‌ها که در طول 8 سال گذشته مستقیم و غیرمستقیم در ساختار سیاسی عراق اعمال نفوذ کرده‌اند در حال حاضر نیز همان رویه را دنبال می‌کنند. هفته گذشته اعلام شد که "جوبایدن" معاون رئیس‌جمهور آمریکا در چند روز آینده برای "کمک" به تشکیل دولت جدید وارد عراق می‌شود.

پیروزی دو تشکل سیاسی شیعه مستقل و نزدیک به مرجعیت در عراق و ائتلاف اخیر آنها، به مفهوم آن است که همچنان، ابتکار عمل در صحنه سیاسی عراق در دست این جناح قرار دارد واین موضوع خوشایند آمریکا نمی‌باشد.

آمریکایی‌ها در گذشته نیز بارها برای بر هم زدن این قاعده و روند به هر گونه اقدامی دست زده‌اند که آخرین مورد آن، تلاش برای نفوذ بعثی‌ها در مجلس، در آستانه برگزاری انتخابات بوده است که البته با استقامت و پایداری دولت نوری مالکی خنثی شد.

آمریکایی‌ها بسیار در تلاشند تا قبل از موعد خروج از عراق طبق توافقنامه بغداد - واشنگتن، یعنی تابستان سال آینده، سمت وسوی ساختار قدرت در عراق را به نحوی که تأمین‌کننده نظرات و منافع آنها باشد تغییر بدهند. قطعا واشنگتن برای تأمین این هدف خود از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد و حتی اگر نتواند به اهداف مذکور دست یابد چه بسا از خروج از عراق شانه خالی خوهد کرد.

این امر به حدی برای واشنگتن حیاتی است که حاضر شده است با تکفیری‌ها و بعثی‌ها اتحاد اعلام نشده‌ای را برای خارج ساختن ابتکار عمل از دولت شیعه تشکیل دهد. ادامه خشونت‌ها و تشدید عملیات تروریستی طی چند ماه گذشته را باید در ارتباط با این مسئله مورد ارزیابی قرارداد.

توجه به این واقعیات، بر این نکته تأکید می‌گذارد که چشم‌انداز بحران سیاسی در عراق همچنان مبهم است و تا زمانی که سایه اشغالگران از سر این کشور و ملت آن کم نشود امیدی به ثبات سیاسی وامنیت واقعی در آن کشور نمی‌باشد.

این واقعیت، وظیفه مجلس جدید عراق را بسیار حساس می‌کند و قطعا مجلس عراق که مطابق قانون اساسی آن کشور مرکز ثقل سیاسی می‌باشد آینده پر تنش و سنگینی را در پیش دارد.

آفرینش:مصرف بالای دارو ، واقعیتی انکارناپذیر

«مصرف بالای دارو ، واقعیتی انکارناپذیر»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش است که در آن می‌خواید؛سالهاست که ایرانیان در زمره کشورهایی قرار دارند که بهترین مصرف سرانه دارو را در جهان دارند . این مصرف سرانه فزاینده به نظر می رسد علی رغم یادآوری مضرات مصرف بالای دارد و سیری افولی نداشته بلکه به نگاه بسیاری از کارشناسان، ایران را در جایگاه نخست مصرف سرانه دارو در جهان قرار داده است یعنی جمعیت کشورمان همچنان  که به اندازه کشوری مانند چین (با جمعیت 3/1 میلیارد نفر)بنزین مصرف می کنند در مصرف دارو نیز شانه به نشانه این کشور قرار دارند . این واقعیت گریز ناپذیر وجایگاه نامتناسب ایران در مصرف دارو امری است عینی که بنا به دلایل گوناگون و متعدد در کشور ما اتفاق افتاده است . بی شک این پدیده نامیمون جدا از پیامدهای منفی اقتصادی حکایت از زنجیره ای از علل وعوامل است که باعث قرار گرفتن کشور در این جایگاه جهانی است .

از یک سو باید اشاره کرد در واقع هر چند در چند سال گذشته نگاهها وسخنان مبنی بر اصلاح نظام مصرف دارویی کشور از روی کارشناسان ومقامات بهداشتی کشور بیان شده است اما به نظر می رسد این راهکارها درپرتو چنبره نظام سیاست گذاری کشور نتوانسته است چندان مفید فایده قرار گیرد .

در این حال باید اشاره کرد از آنجا که وضعیت پدیده آمده فعلی ومصرف بالای دارو در میان شهروندان کشور پدیده ای  بوده است که در طول چندین سال در فرهنگ بهداشتی کشور پدید آمده لذا برای زدودن آثار سو» این رویکرد باید با نگاهی میان مدت وبلند مدت گستره ای از اقدامات حقوقی  ،بهداشتی وفرهنگی واقتصادی مد نظر مسئولان قرار داشته باشد .

در کنار این از آنجا که مثلث پزشک ،داروخانه و بیمار سه ضلع تاثیرگذار در افزایش آمار دارو در کشور است لذا تدوین هر سیاستی می باید جامع وهمه گیر باشد یعنی تا زمانی که فرهنگ سازی مناسب آموزشی ورسانه ای از سوی مسئولان در تبادل شهروندان  کشور صورت نگیرد فرهنگ مصرف فزاینده وچند برابر داروها در کشور تداوم خواهد داشت  واضافه بر این روزهایی همچون مصرف خود سرانه داروها در کشور که گاه تا حدود 15 درصد وسه تا چهار برابر میانگین جهانی است  می باید مورد توجه وهشدار بیشتر قرار گیرد .

علاوه بر این از آنجا که از نسخ پزشکان ایرانی بنا به دلایل متعدد همواره چندین برابر میانگین جهانی دارو تجویز می شود این رویکرد نیز می باید مورد اصلاح قرار گیرد .آنچه مشخص است وجود عواملی همچون ارزان بودن اکثریت داروها در کشور به نسبت کشورهای منطقه وجهان اختصاص درصد زیادی از یارانه ها به آن وبه نگاه بسیاری عدم اطمینان بخش زیادی از مردم به تولیدات داروهای داخلی کشور همواره از عللی بوده است که بر افزایش مصرف سرانه دارو در کشور تاثیر گذار بوده است .

در این بین مسلم است که نظام کنونی مصرف داروها پیامدهای متعدد اقتصادی وبهداشتی برای کشور داشته است پیامدهایی همچون هزینه میلیاردی برای یارانه ها وداروهای غیر لازم مورد مصرف وآثار سو» ناشی از مصرف ناصحیح داروها که به هر شکل ممکن می باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد توجهی که می تواند نگاهها را به مصرف صحیح داروها وبه جستجوی راه حل های همانند توجه به طب گیاهی وطب ایرانی قدیم نیز وا دارد .    

آرمان:روسیه بازیگر صحنه‌ای دیگر

«روسیه بازیگر صحنه‌ای دیگر»عنوان سرمقاله‌ِ روزنامه‌ی آرمان به قلم حسن بهشتی پور است که در آن می‌خوانید؛ نوع مناسبات میان روسیه و ایران در نمایش روسیه براى حمایت از قطعنامه چهارم علیه ایران تاثیرگذار بود؛ به بیان دیگر تعامل ایران و روسیه تاکنون به گونه‌ای برقرار بود که طرف روس همواره این تلقى را داشت که  قدرت بازى محدودى دارد. بر همین اساس بازى‌های مختلف روسیه را در برابر ایران شاهد بودیم، در دو سال اخیر به دلایل مختلف مناسبات ایران و روسیه دچارمشکل شد و عمده ترین عامل صراحت تهران در طرح این سوال بود که چرا سیاست‌های روسیه همگام با سیاست‌های آمریکا و غرب شده است. عامل دیگر به مناسبات ایران و آمریکا مرتبط است همان طور که مناسبات روسیه و آمریکا روى مناسبات تهران و مسکو تاثیر دارد.

ایران در این معادلات احساس کرد با انتخاب بازیگران جدید در صحنه هسته‌ای می‌تواند بر رفتار و مناسبات ایالات متحده آمریکا تاثیرگذار باشد چراکه چین و روسیه دیگر براى ایران در این صحنه کارایى لازم را نداشتند. توجه ایران به سوى برزیل و ترکیه معطوف شد و تهران با تغییر صحنه بازى به جاى اینکه در صحنه طراحى شده توسط روس‌ها و چینى‌ها بازى کند، خود صحنه بازى جدیدى را تعریف کرد و خود به بازى پرداخت. بخشى از این بازى با صدور بیانیه تهران به نتیجه رسید.

اما چون روسیه و چین وارد این بازى نشده بودند . دلیل تهران براى به بازى نگرفتن روسیه در بازى جدید آن بود که روسیه در کمپ غرب جا گرفته بود؛ روس‌ها براى گرفتن پاسخ این سوال که چرا در بازى تهران مشارکت داده نشده اند باید به این سوال پاسخ می‌دادند که چرا در حال تبعیت از بازى آمریکا هستند.

نکته اینجاست که روسیه در بازى شرکت کرده است که بازیگردان آن آمریکاست و این امر براى موقعیت و جایگاه روسیه بسیار منفى است. مجموع این فاکتورها و عوامل باعث شد که روسیه در اقدامى نادر خود را حامى قطعنامه جدید علیه ایران نشان دهد.

دنیای اقتصاد:هراس سوم در اروپا

«هراس سوم در اروپا»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در آن می‌خوانید؛پیروزی حزب اتحاد نوین فلاندرها در انتخابات بلژیک، سومین انتخابات هراس‌آور اروپایی در 10 سال گذشته است.

در سال 2000 میلادی حزب آزادی اتریش که گرایش‌های ملی‌گرایانه افراطی و متمایل به فاشیسم داشت در انتخابات پیروز شد و دولت تشکیل داد. این رخداد موجب وحشت اروپایی‌ها شد و حتی تحریم‌هایی محدود علیه اتریش وضع شد. هنوز هراس ملی‌گرایان اتریش و بیگانه ستیزی آنان پایان نیافته بود که در سال 2002 نامزد ملی‌گرایان افراطی فرانسه به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری راه یافت.

این واقعه نیز چنان هراسی در فرانسه و اروپا برانگیخت که راستگرایان و چپگرایان فرانسوی را در دور دوم انتخابات متحد کرد و ژان‌ماری لوپن نامزد ملی‌گرایان شکست خورد.حالا در انتخابات بلژیک هم حادثه‌ای مانند دو مورد قبلی اما با شدت کمتر رخ داده است.حزب اتحاد نوین فلاندرها که از دموکرات‌‌مسیحی‌ها و سوسیالیست‌ها جلو افتاده است، پاره‌ای گرایش‌های ناسیونال - هلندی دارد و خواستار افزایش قدرت هلندی زبان‌های بلژیک است.

بیگانه ستیزی و تاکید بر حقوق هلندی زبان‌ها در برابر فرانسوی زبان‌ها، به این گمان دامن زده است که شاید حزب اتحاد فلاندرها به سوی تجزیه‌طلبی سوق پیدا کند و با سیاست‌های خود موجب بی‌ثباتی بلژیک و به تبع آن التهاب در اروپا شود. این نگرانی موجب شده قدرت سیاسی فلاندرها از آنچه هست، بیشتر نمایانده شود. فلاندرها در انتخابات بلژیک تنها 27 کرسی از 150 کرسی پارلمان را به دست آورده‌اند. رقیبان دیگر یعنی سوسیالیست‌ها، لیبرال‌ها و دموکرات‌ مسیحی‌ها در ردیف‌های بعدی قرار گرفته و به ترتیب 26، 18 و 17 کرسی به دست آورده‌اند.

به این ترتیب فلاندرها برای تشکیل دولت ناچار به ائتلاف هستند و هنوز قدرت بی‌چون و چرا و معطوف به تغییر مسیر سیاست در بلژیک را ندارند، اما تجربه اروپایی‌ها در دهه 1930 یعنی زمانی که قدرت نازی‌های آلمان را دست‌کم گرفتند و اروپا را به کام نازیسم و فاشیسم کشاندند، آنان را در برابر هرگونه تحرک سیاسی معطوف به نژادپرستی، قوم‌ستایی و بیگانه‌ستیزی حساس کرده است.

از نظر اروپایی‌ها، اگر در بلژیک به عنوان مقر فرماندهی ناتو و اتحادیه اروپا گرایش‌های نامتعارف رشد کند، آرمان اروپای یکپارچه صدمه خواهد دید. علاوه‌ بر این، خود بلژیک اکنون با کسری بودجه شدید روبه‌رو است و در هنگامه‌ای که اروپا زیر فشار بحران مالی یونان و اسپانیا قرار دارد، ثبات سیاسی و ترمیم اقتصادی در بلژیک از اولویت‌های ملی و قاره‌ای این کشور به شمار می‌رود.

اگر آنگونه که گفته می‌شود، تشکیل دولت در بلژیک طولانی شود، بیم آن می‌رود که فشار اقتصادی بر اتحادیه اروپا و حوزه یورو افزایش یابد و کوشش‌های دو ماه گذشته را برای رها کردن این اتحادیه از بحران مالی بی‌اثر کند، اما با وجود همه این نگرانی‌ها، ظرفیت‌های دموکراتیک و قدرت احزاب سیاسی در بلژیک، به احتمال زیاد به هراس کنونی لگام خواهد زد و بلژیک نیز مانند اتریش و فرانسه، بحران ملی‌گرایان افراطی را از سر خواهد گذراند.

جهان صنعت:مسئول کیست‌

«مسئول کیست»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جهان صنعت به قلم طهماسب طلایی است که در آن می‌خوانید؛هرچند این بار رییس‌جمهور در صحبت‌هایش با تلویزیون تلاش کرد تا به توصیه شورای نگهبان برای عدم ورود به حیطه دیگر دستگاه پایبند باشد و همچون بار قبل که از برگزاری رفراندوم برای هدفمندی یارانه‌ها و مشکلات مجلس‌نشینان برای دولت یاد کرده بود جلوگیری کند اما این‌بار هم سخنان وی در محضر ملت ایران برای برخی نمایندگان مجلس عجیب به نظر آمد و حاشیه‌ساز شد.

دیروز در پی اظهارات رییس کابینه در صداوسیما و شانه خالی کردن وی از بار مسوولیت برخورد ناجا با مردم (در طرح عفاف و حجاب) برخی بهارستان‌نشینان واکنش نشان دادند و مسوولیت این طرح را با وی دانستند چراکه گفته‌های احمدی‌نژاد درخصوص طرح عفاف و حجاب وی را در مقام شاکی طرح قرار داد و نقش دولت را در اجرای این طرح انکار کرد.
همین نکته یکی از مهم‌ترین موضوعاتی بود که باعث تحیر مردم در خانه‌ها و انتقاد برخی نمایندگان در روز گذشته شد و این سوال را در ذهن بیدار و چشم بینای جامعه مطرح کرد که اگر ناجا با مردم بد رفتار کرده و رییس‌جمهور به استناد یکی از نزدیکانش از آن گله دارند، کدام بخش مسوول است و به واقع کدام نهاد بالا سری سیاست‌گذاری کرده که بار مسوولیت آن به دوش رییس‌جمهور نیست؟

مگر نه این است که ناجا زیرمجموعه وزارت کشور و وزارت کشور بخشی از نهادهای زیرمجموعه دولت است، پس چگونه است که خود رییس‌جمهور در مقام انتقاد برآمده و تهدید به تذکر جدی می‌کند؟

آیا این گفته ابراهیمی، نماینده مردم بیرجند و گفته‌های صفارهرندی که از تصویب و ابلاغ طرح عفاف و حجاب توسط هیات دولت یاد کرده‌اند، صحیح نیست یا رییس‌جمهور در نقش مجری کم‌اعتقاد به طرح مصوب خودش در میانه راه این طرح، مسیر خود را جدا کرده و نمی‌خواهد اشتباه بودن آن را بپذیرد؟

خدا نکند اما اگر یکی از این دو نکته نباشد چیز دیگری را نمی‌توان برداشت کرد جز آنکه ذکاوت مردم و رسانه‌ها در این مصاحبه نادیده گرفته شده و صداقت کلام شهید شده است!
در نهایت هم باید گفت که اگر دکتر احمدی‌نژاد از این رفتارها با مردم راضی نیست چرا زودتر اقدامی را انجام نمی‌دهد و با زبان قانون مقابل این رفتار ناشایست نمی‌ایستد تا فرصت‌سوزی نشود؟ آیا مسوول این بخش هم معلوم نیست یا اینکه نکته‌ای در ورای این ماجراست که ما نمی‌دانیم؟

پول:به امید رقابت سالم

«به امید رقابت سالم»عنوان سرمقاله‌ی روزماله‌ی پول به قلم حسین عبده تبریزی است که در آن می‌خوانید؛صنعت خودرو با داشتن 31شرکت و بیش از 434هزار سهامدار از صنایعی است که تاثیرگذاری زیادی را در بورس تهران به عهده‌دارد و واگذاری این دو شرکت می‌تواند میانگین صنعت خودرو را در بازار افزایش دهد،‌ اما نکته اساسی در این میان این است که چه گروهی درنهایت پیروز میدان خرید این بلوک‌ها خواهد بود چون در آینده پشتوانه مدیریتی و حمایتی مدیران صاحب این دو بلوک می‌تواند درستی یا نادرستی واگذاری را نشان دهد.

 اگر خریداران از هر نظر صلاحیت کسب سهام مدیریتی فوق را داشته باشند باعث رشد سهام خواهند شد و حاشیه‌هایی که برای بعضی از شرکت‌ها بعد از واگذاری ‌به وجود می‌آید شامل آن نخواهد شد که ضمانت آن سابقه خریداران از لحاظ توان مدیریتی، مالی‌ و ... خواهد بود که نشان خواهد داد آیا توان تحقق این خواسته‌ها را دارند یا نه؟

اما از طرفی دیگر اگر متقاضیان خرید فقط به پشتوانه قدرت مالی و نه مدیریتی و شناخت از صنعت خودرو گام به مسیر خرید این بلوک‌ها بگذارند یک اشتباه بزرگ را انجام می‌دهند چون اداره صنعتی همچون خودرو با این همه چالش‌ از عهده هر شرکت یا گروهی که فقط پول داشته باشند بر نخواهد آمد و در آینده‌ای نزدیک با تزریق بحرا‌ن‌های بی‌شماری که به دلیل اشتباه‌های کلان و خرد مدیریتی مواجه می‌شوند نه تنها باعث افت ارزش سهام این دو شرکت خواهند شد بلکه باعث تحت تاثیر قرار دادن بورس به عنوان یک مرکز شفاف اقتصادی خواهند شد. در هر حال باید خوشبین بود که واگذاری این دو بلوک بزرگ آنگونه که بازار انتظار دارد انجام گیرد و در یک رقابت سالم و شفاف خریداران بتوانند به رقابت بپردازند و حاشیه‌هایی که پیش از این بر سر معامله بلوک مخابرات پیش آمد به وجود نیاید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها