حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«اتومبیل با سرعت به جلو میرفت و من با سرعت صفحات ذهنم را به عقب ورق میزدم تا شاید دلیلی برای این دستگیری بیابم. هر چه بیشتر فکر میکردم، کمتر نتیجه میگرفتم.
بالاخره به تهران رسیدیم. پس از عبور از در باغ ملی، ماموری که در سمت چپ من نشسته بود با چشمبندی سیاهرنگ چشمان مرا بست. به محض بسته شدن چشمهایم ناخودآگاه به یاد فیلمهای خارجی افتادم که در آن زندانیان را چشمبسته به زندان میبردند. پس از این که از چند خیابان کوتاه و بلند عبور کردیم سرانجام وارد زندانی شدیم که بعدها فهمیدیم کمیته مشترک ضدخرابکاری است.»
اینها بخشهایی از خاطراتی است که حالا دستکم 30 سال از زمان اتفاق آن میگذرد. خاطرات مبارزانی که با رژیم پهلوی جنگیدند تا توانستند این رژیم را به زیر بکشانند.
کتاب خاطرات زندان، گزیدهای از ناگفتههای زندانیان سیاسی رژیم پهلوی است که سیدسعید غیاثیان آن را تدوین کرده است.
نویسنده، خاطرات را به ترتیب زمان و موضوع حادثه انتخاب کرده است. به این شرح که خاطرات قبل از دستگیری، دستیگری و ورود به زندان در ابتدای کار و خاطرات فرار و آزادی از زندان در انتها قرار گرفته است. در بین این دو موضوع نیز کلیه مسائلی که هر زندانی سیاسی با آن سر و کار داشته گنجانده شده است. در پایان پس از 6 ماه کار، نویسنده 70 خاطره را در ده موضوع اصلی تدوین کرده است.
تنوع مطالب کتاب، نسبت مستقیم با رویدادهای زندان دارد. به این ترتیب فراوانی خاطرات مربوط به دستگیری، بازجویی و شکنجه بسیار بیشتر از مسالهای همچون حضور در دادگاه است.
در متن کتاب تعداد 4 مورد خاطره قبل از دستگیری، 10 مورد دستگیری، 9 مورد بازجویی و شکنجه، 6 مورد شرایط زندان، 2 مورد دادگاه، 5 مورد اعتصاب و شورش، 11 مورد مسائل داخلی زندان، 9 مورد تفریحات و سرگرمی، 7 مورد ملاقات و مسائل خانوادگی، 5 مورد فرار و آزادی و در پایان 2 خاطره از تمامی وقایع زندان گنجانده شده است.به گفته گردآوریکننده این اثر، استفاده از خاطرات افراد یاد شده در کتاب کاملا تصادفی است و برحسب جذابیت خاطره انتخاب شده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....