حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به ناچار لنگه دیگر کفشش را هم درآورد و پابرهنه به خانه برمیگشت و تو دلش افسوس مهمانی هما خانم را میخورد که نتوانسته بود برود و همش غرولند میکرد.
توی خودش بود که صدایی مردانه او را به خود آورد.
ـ خانم محترم. حالا که زحمت میکشی پابرهنه میری زیارت، حداقل یه سهقدی، چارقدی، رو سرت بنداز!!
نیما اکرامیفر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....