حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تیم ملی نوجوان والیبال ایران با هدایت شما قهرمان آسیا شد. در مورد این مسابقات صحبت میکنید؟
واقعیت این است که مسابقات از حساسیت بالایی برخوردار بود. چون تیم اول به مسابقات المپیک میرفت و 2 تیم اول به رقابتهای جهانی راه مییافتند. مردم شاهد بودند که همه تیمها بسیار قوی در این دوره شرکت کرده بودند و کار ما بسیار سخت بود. این دوره زیر 19 سال بود و بین رده سنی نوجوانان و جوانان برگزار شد که کار خیلی سنگین بود، اما خدا را شکر با تمرینات و بازیهای تدارکاتی خوبی که داشتیم، بچهها در این مسابقات بازیهای خیلی خوبی به نمایش گذاشتند و قهرمان شدیم.
سهم شما در این قهرمانی چقدر بود؟
اگر بخواهیم سهمبندی کنیم، سهم اول به فدراسیون والیبال میرسد که تمام امکانات سختافزاری و نرمافزاری و نیروی انسانی را در اختیار تیم ما گذاشت چون آقای داورزنی به عنوان رئیس فدراسیون سنگ تمام گذاشت. بعد از آن رسانه ملی، مطبوعات، خبرگزاریها و خبرنگاران بودند که واقعا زحمت کشیدند و همه کسانی که تیم ملی نوجوانان را از جان و دل حمایت کردند. مردم خوبمان که با حمایت خود نشاط را به تیم ملی تزریق کردند. آقای حسین حسینی سرپرست تیم، کادر فنی و بازیکنان که خیلی بیشتر از توانشان در این مسابقات تلاش کردند و در نهایت تمام مربیانی که در سراسر کشور زحمت کشیدند و این بچهها را کشف و پرورش دادند. فکر میکنم دیگر سهمی نمیماند.
یعنی شما در این موفقیت هیچ سهمی نداشتید؟
اگر هم باشد، سهم خیلی ناچیزی است که از لطف مردم است. ما چیزی بجز لطف مردم نمیتوانیم برای خودمان در نظر بگیریم.
سختترین بازی تیم ملی در این تورنمنت کدام بازی بود؟
بازی اول مهمترین و سختترین بازی ما بود که مقابل استرالیا بازی کردیم چون اولین بازی رسمی بچهها بود و بازیکنان تیم دلهره داشتند، اما بازی را 3 بر صفر بردیم و این پیروزی تیم ما را راه انداخت و بازی به بازی بهتر شدیم. باخت به کره جنوبی هم بهترین اتفاقی بود که برای ما افتاد چون بچهها تجربه باخت را به دست آوردند و متوجه شدند که باخت چقدر تلخ و غمانگیز است و بعد از آن بهتر شدیم. تجربهای که مقابل چین و چین تایپه در مرحله مقدماتی و حذفی داشتیم و کار به گیم پنجم کشید هم در بازی فینال خیلی به دردمان خورد، چون بازی فینال هم به گیم پنجم کشید و بازی را بردیم و قهرمان شدیم.
عنوان بهترین مدافع و ارزشمندترین بازیکن را هم بچههای ما به دست آوردند. در این رابطه چه صحبتی دارید؟
قهرمانی ما حاصل کار گروهی و تلاش عوامل مختلف بود. ما بیشتر از این که متکی به نفر باشیم، متکی به کار گروهی بودیم که نشان میداد با برنامه وارد این تورنمنت شدهایم. اگر افتخار شخصی هم به دست آمد، در سایه کار گروهی بود. البته ما رسم مهماننوازی را به جا آوردیم و 3 تیم اول مسابقات هر کدام 2 نماینده در جمع بهترینها داشتند که نشان از خونگرمی و عدالت ما ایرانیها دارد که نمیتوانیم در هیچ زمینهای عدالت را نادیده بگیریم.
برای المپیک سنگاپور چه برنامهای دارید؟
اولا حضور در المپیک و حاضر شدن در جمع 6 تیم برتر دنیا یک نوع قهرمانی است، اما برای این که حضوری بهتر در این مسابقات داشته باشیم، نیاز به تمرینات بهتر و بیشتر داریم تا بچهها در شرایط مسابقه باشند. با بازیهای تدارکاتی هم نقاط ضعف تیم را باید برطرف کنیم تا نتایج خوبی در المپیک بگیریم.
به فکر قهرمانی در المپیک هستید؟
از روزی که تمرینات را شروع کردیم، ذهنیت ما قهرمانی در المپیک بود و به جز این به چیز دیگری فکر نمیکنیم چون اگر غیر از این باشد، به جایی نمیرسیم، اما این کار نیاز به تمرینات و آمادگی بیشتر دارد تا بهترین عملکرد را داشته باشیم.
قویترین حریف ما در المپیک کدام تیم است؟
5 تیم دیگر قهرمان قارههای خودشان هستند و هر 6 تیم پتانسیل قهرمانی در المپیک را دارند. تیمی قهرمان میشود که با درایتتر و با برنامهتر در این مسابقات شرکت کند.
شما از حمایت کامل فدراسیون والیبال برخوردار هستید؟
صددرصد، شک نکنید. آقای داورزنی حمایت کامل از تیم دارد و تا الان هیچ مشکلی نداشتیم و تمام برنامههایی که خواستیم، اجرا شده است.
کار کردن با جوانها چه لذتی دارد؟
فقط عشق میخواهد. باید عاشق باشی و با خصوصیات اخلاقی این رده سنی آشنایی کامل داشته باشی تا ارتباط خوبی با آنها برقرار کنی. باید هم روانشناس خوبی باشی و هم معلم خوب تا ارتباط عاطفی قوی با آنها برقرار کنی چون اگر غیر از این باشد، موفق نمیشوی. من تا حدی توانستم این کار را انجام بدهم تا به قهرمانی برسیم.
بچهها در این مدت شما را اذیت نکردند؟
در اردوهایی که داشتیم، تنوع تمرینات خیلی زیاد بود که باعث میشد بچهها خسته نشوند. ما هدف مشترکی داشتیم و بچهها با جان و دل کار کردند و هیچ مشکلی نداشتیم تا به هدفمان رسیدیم.
بزرگترین آرزویی که دارید؟
شادی و سلامتی مردم ایران و این که هیچ آدم فقیر و نیازمندی در مملکت ما نباشد و همه راحت زندگی کنند و شب سر راحت بر بالین بگذارند.
بزرگترین آرزوی ورزشی شما چیست؟
تمام تیمهای ملی در میادین بینالمللی بهترین نتایج را بگیرند و همیشه پرچم پرافتخار ایران در میادین بینالمللی به اهتزاز درآید.
بزرگترین حسرتی که دارید؟
من 6 سال بدون هیچ دلیلی از خدمت به جوانان این مملکت محروم شدم. سال 83 که مقام سوم جهان را در تایلند کسب کردم، بدون دلیل کنار گذاشته شدم، اما لطف خدا باعث شد که برگردم. این حسرت بزرگی بود که نتوانستم به جوانان مملکتم خدمت کنم.
فکر میکنید روزی سرمربی تیم ملی بزرگسالان ایران میشوید؟
آرزویم این بوده که همیشه به والیبال ایران خدمت کنم. بزرگترین افتخارم خدمت به مملکت است و مقام و رده مهم نیست. مهم خدمت است تا بتوانیم آینده والیبال را تضمین کنیم.
حضور مردم در مسابقات چطور بود؟
بنده دست تمام مردم ایران را میبوسم به خصوص آن بچهای که گوشه خیابان واکس میزند تا پول دوای مادرش را جور کند، اما از پشت شیشه مغازهها بازیها را میدید و برای ما دعا میکرد، دست او را میبوسم. دست همه کسانی که برای ما دعا کردند را میبوسم چون اگر آنها نباشند، ما هیچی نیستیم و به خاطر دعای خیر آنهاست که ما هستیم.
آینده والیبال ایران را چطور میبینید؟
با برنامهای که ما شروع کردهایم و با برنامهریزی خوبی که شده، هیچ مشکلی در ردههای سنی مختلف نخواهیم داشت و این بچهها تا 10 سال دیگر برای تیمهای ملی ما مفید هستند. امیدوارم جوانان خوب دیگری هم بیایند و آینده والیبال ما را تضمین کنند.
مهدی نوری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....