به چند نفر بعد از سلام میگوئیم، چاکریم و پس از پاسخ سلام چند نفر ناخودآگاه «مخلصیم» روی زبانمان مینشیند. اصلا خود همین «سلام» را چند بار در روز و به چه شکلی استفاده میکنیم؟
سلام و مخلفاتش این روزها به دلیل تکرار زیاد و همچنین قرار داشتن در میان انبوه گرفتاریهای روزمره تا حدودی کارکرد معنایی و مفهوم واقعی خود را در ذهن، زبان و احساس ما از دست داده و این در حالی است که سلام واقعا بیش و پیش از هر چیزی مسوولیت میآورد!
سلام در لغتنامهها به معنی سلامت از هر گونه نقص و عیب است و رسول مهر حضرت محمد (ص) هم میفرماید: «سلام نامی از نامهای خداوند است که آن را در زمین نهاده است. پس سلام را در میان خودتان بگسترانید» اما این گسترش سلام تنها سلام کردن نیست بلکه گسترش یک فرهنگ است، فرهنگی که با خود مسوولیتپذیری در برابر دیگران و جامعه را به همراه دارد همان مسوولیتی که جامعهشناسان از آن به عنوان رکن انکارناپذیر نظم اجتماعی یاد میکنند.
مسوولیتپذیری در برابر غم و شادی، خوشیها و گرفتاریها، روزهای بیماری و کسالت، عروسیها و عزاهای همین آدمها و مردمی که روزانه به آنها سلام میکنیم و چاکریمها و فدایت شومهایمان را بیدریغ نثارشان میسازیم.
این مسوولیتپذیری در برابر سلامها به نظر میرسد یکی از مهمترین گمشدههای جامعه امروز ماست که فراموشش کردهایم؛ پس یک بار دیگر و با آگاهی از همه مسوولیتهایش و با صدای بلند مینویسم: مردم سلام!
سینا علیمحمدی
گروه فرهنگ و هنر