انتقام‌گیران خشن

سال‌ها پیش پرونده‌ای را برای رسیدگی نزد من فرستادند که متهمان اصلی آن دو پسر جوان بودند. آنها با تشکیل باندی دختران جوان را به عنوان مسافر سوار ماشین می‌کردند و مورد آزار قرار می‌دادند. این اتفاق آن‌قدر تلخ بود که زندگی چند تن از این زنان را بشدت تحت‌تاثیر قرار داده بود.
کد خبر: ۳۳۰۸۲۵

پرونده این‌طور تشکیل شده بود که دختری جوان به پلیس شکایت کرده و مدعی شده بود که چند جوان او را به عنوان مسافر سوار ماشین کرده و بعد از مدتی از مسیر خارج شده‌اند و بعد او را به سمت باغی که درخت‌های بزرگ خرمالو داشت، برده و مورد آزار قرار داده بودند. با توجه به حساسیت موضوع دستور ویژه دادم تا این پرونده به صورت خاص تحت‌تعقیب قرار گیرد. آنچه این دختر تعریف می‌کرد، حکایت از آن داشت که او یک مورد نبوده و احتمالا افراد دیگری نیز قربانی شده‌اند.

چند روز بعد پرونده دیگری با همین مضمون به من ارجاع شد و دیگر مطمئن شدم که این متجاوزان یک باند هستند و افراد زیادی را قربانی کرده‌اند. معمولا در این گونه پرونده‌ها زنان کمتر شکایت می‌کنند، چرا که تصورشان بر این است که اگر موضوع را به پلیس بگویند آبرویشان رفته است. در صورتی که به نظر من باید شکایت مطرح شود تا اولا احقاق حق شود و دوم این که به دیگران کمک شود تا آنها قربانی نشوند.

بالاخره بعد از چند روز پیگیری و به دست آمدن مشخصات خودروی متهمان در حالی که آنها قصد داشتند دختر دیگری را بربایند از سوی پلیس شناسایی شدند. این متهمان که به باند «باغ خرمالو» معروف شده بودند، با شیوه‌ای کاملا حرفه‌ای دختران را می‌ربودند و بعد به باغی در جنوب شهر تهران می‌بردند. این باغ که درختان خرمالو داشت به باغ خرمالو مشهور بود که البته صاحبش کم به آن سر می‌زد و متهمان هم آن را می‌دانستند. آنها دختران را به آن باغ می‌بردند و بعد از این که دست و پایشان را می‌بستند مورد آزار قرار می‌دادند و بعد در مسیر رهایشان می‌کردند. بعضی از این دختران حتی تهدید هم می‌شدند که اگر به پلیس چیزی بگویند، خود و خانواده‌شان در معرض خطر قرار می‌گیرند.

وقتی متهمان را پیش من آوردند بازجویی از آنها را شروع کردم. باند باغ خرمالو به معنای واقعی کلمه جنایت کرده بودند. آنها تک به تک توضیح دادند که چه بلایی بر سر دختران آورده‌اند. رئیس این باند جوانی به نام ابوالفضل بود که با همکاری دوستش حسین این باند را تشکیل داده بود. بیشتر جنایات به دست این دو نفر اتفاق افتاده بود و چند نفر دیگر که متهم بودند فقط در ربودن دختران نقش داشتند.

زمانی که با ابوالفضل روبه‌رو شدم بسیار آرام در برابرم نشسته بود. او اصلا از کاری که کرده بود، پشیمان نبود و آنچنان با تحکم حرف می‌زد که انگار حق با اوست. این جوان وقتی با قربانیان خود روبه‌رو می‌شد، اصلا از آنها نمی‌ترسید و در برابرشان احساس ضعف نمی‌کرد.

او تا پایان پرونده هر کاری که کرده بود بدون کم و کاست قبول کرد و از هیچ‌کدام از قربانیان هم عذرخواهی نکرد.

بعد از محاکمه من و همکارانم دو متهم ردیف اول و دوم یعنی ابوالفضل و حسین را به اعدام محکوم کردیم. چرا که تجاوزات آنها کاملا محرز بود. متهمان دیگر هم به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شدند.

در آخر وقتی حکم به متهمان ابلاغ شد، ابوالفضل گفت که به رای اعتراضی نمی‌کند، اما وکیلش به رای صادره اعتراض کرد.این همه کینه‌ای که این پسر جوان از مردم داشت خیلی مساله مهمی بود. او اصلا از کاری که کرده بود پشیمان نبود و طوری رفتار می‌کرد که من مطمئن بودم اگر آزاد می‌شد باز هم به تعرض به دیگران ادامه می‌داد.

تجربه این سال‌ها به من ثابت کرد افرادی که دیگران را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند اصلا از کاری که می‌کنند، پشیمان نیستند. آنها می‌خواهند انتقام ناکامی‌های خودشان را از دیگران بگیرند. آنها با جامعه مخالفت و دشمنی دارند و تصورشان این است که اگر به خواسته‌هایشان نرسیده‌اند دیگران عامل این موضوع هستند و می‌خواهند به مردم بفهمانند که قدرت دارند و می‌توانند آنها را به زانو دربیاورند. این موضوع همیشه در تفکرات افرادی که متجاوز هستند وجود دارد.

من در دو عضو اصلی باند باغ خرمالو این تفکر را دیدم. آنها اعدام شدند، اما قربانیانشان تا پایان عمر با کابوسی که دارند، باید کنار بیایند و نمی‌توانند آن روز‌های تلخ را فراموش کنند. به همین دلیل هم در اسلام تجاوز سنگین‌ترین مجازات‌ها را دارد.

حسین ساعی، رئیس شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها