حاشیه خبر

جای خالی ایمان

روزها، یکی‌شان شاید پدر باوفای بچه‌ها باشد، دیگری بابابزرگ خوش‌اخلاق و آن یکی پسر سر به زیر خانواده، اما غروب که از راه می‌رسد آن پدر مهربان و بابابزرگ نیک‌سیرت و پسر محجوب که پشت فرمان می‌نشینند آنها عوض می‌شوند، هرز می‌شوند، ناهنجار، بی‌قید و بند، بی‌قانون و حتی گاه بی‌دین. برخی مردان بظاهر درستکار روز با تاریکی آسمان هیولا می‌شوند، آنها برای زنان مسافر ایستاده کنار خیابان بوق می‌زنند و لبخندی ترسناک را ضمیمه‌اش می‌کنند: «برسونمتون؟» نه سن زنان منتظر تاکسی برای آنها اهمیت دارد، نه قیافه‌شان، نه نوع حجاب‌شان و نه حتی بار و بنه‌ای که همراه‌شان دارند، چه فرقی می‌کند یک کیف کارمندی ساده دستت باشد یا کیسه نایلونی پر از خرید‌های روزمره یا یک جعبه شیرینی یا یک بغل کتاب؟! آنها به هر حال بوق می‌زنند و اگر فرصتی دست دهد، اگر بتوانند سرعت را کم کنند، اگر شیشه پنجره ماشین پایین باشد به قول خودشان متلکی می‌پرانند یا با نگاهی آزاردهنده، سرتا پای زن مسافر مضطرب را برانداز می‌کنند.
کد خبر: ۳۳۰۵۴۰

ما می‌دانیم که صاحبان برخی لندکروزها، هیونداها، بنزها، پرادوها، پاژیروها، لکسوس‌های برق افتاده و... مسافرکش نیستند، ما می‌دانیم آنها روزها چه فرشته‌های پاکدامنی می‌شوند، اما نمی‌دانیم کدام جادو، شماری از مردان سر به راه روز را با تاریک شدن هوا دگرگون می‌کند و نمی‌دانیم احساس آن مردان خیابانی، اگر مزاحمتی اینچنینی برای اعضای خانواده‌ خودشان پیش بیاید چیست، ما... هنوز...

طی چند روز گذشته پلیس امنیت تهران بزرگ حدود 40 خودرو را که صاحبانشان برای نوامیس مردم مزاحمت ایجاد کرده‌اند، توقیف کرده‌است. پلیس این روزها در عملیاتی ضربتی برخی مناطق تهران را از مزاحمان خیابانی پاک کرده است، اما آیا عملیات ضربتی و سریع، تعهد را به ناهنجارها برمی‌گرداند؟ آیا توقیف خودروها، مردانگی را در دل صاحبانشان زنده می‌کند؟ ماموران پلیس تا چند روز، تا چند هفته، تا چند ماه باید در خیابان‌ها چشم بدوانند و خودروهای مزاحم را شناسایی کنند؟ آیا پس از پایان یافتن طرح برخورد با مزاحمان نوامیس مردم، انسانیت با معجزه‌‌ای به مردان خیابانی بازمی‌گردد؟ پاسخ این پرسش‌ها تلخ است، اما اگر این تلخی بی‌حد را طاقت بیاوری شاید مثل ما به گمانت برسد که این نوع برخوردهای اصلاحی هرچند ضروری اما مقطعی است و هنوز جای چیزی خالیست، شاید جای آن پرنده‌ای که به قول شاعری، از دل‌ها گریخت و نامش ایمان بود.

مریم یوشی‌زاده / گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها