این تصمیم را فقط میتوان احترام گذاشتن به مخاطب تعبیر کرد. احترام به هوش و شعور مخاطبی که متوجه شده سریال پیش میرود اما داستان و اتفاقات آن جلو نمیروند. مخاطب به این روند اعتراض میکند و تهیهکننده و کارگردان با تصمیمی که میگیرند نشان میدهند که صدای مخاطب را شنیدهاند؛ صدایی که برای آنها مهم است. سازندگان آشپزباشی میدانند که اگر نفس به نفس مخاطب جلو نیایند، او را از دست خواهند داد و این از دست دادن یعنی به حاشیه رفتن کارگردان و تهیهکننده. اگر سازندگان آشپزباشی صدای مخاطبان خود را نشنیده میگرفتند یعنی به اعتماد او احتیاجی ندارند. یعنی اگر آنها بیننده کار باشند یا نباشند برای سازندگان مهم نیست. مخاطب هم پاسخ سازندگان را دریافت میکند؛ مخاطب بیاعتنایی کارگردانان و تهیهکنندگان را میفهمد و این رفتار را با بیاعتنایی به آثار آنها پاسخ میدهد. برای همین است که بسیاری از کارگردانان و تهیهکنندگان بعد از ساخت یک یا دو اثر هرچند در ظاهر با نام و نشان به حاشیه میروند و دیگر نمیتوانند به حیات حرفهای خود ادامه دهند.
تهیهکننده آشپزباشی با کار خود راه جدیدی را به تهیهکنندگان تلویزیون و مخاطبان نشان داد. او ثابت کرد گاهی اوقات لازم است که تهیهکننده از سود مالی بگذرد و شهامت این را داشته باشد که به رسانههای گروهی اعلام کند که ما پذیرفتهایم ریتم سریالمان کند است و برای همین 9 قسمت از سریال را دور ریختهایم. شاید سود اصلی هم در پخش همین 9 قسمت بود، اما نباید به مخاطب کمفروشی کرد و با بهانههای واهی برای این کمفروشی دلیل آورد و آن را توجیه کرد.
طاهره آشیانی /
گروه رادیو و تلویزیون