«همچون سرو» قصه سروکوچکی است که در این پایگاه قرار دارد و ایفای نقش میکند. سرو، نشان استقامت و ایستادگی است و در تمام فصول در گرما و سرما همچنان سبز و زنده است. لذا بهترین نماد و سمبل برای رزمندگانی است که 8 سال استقامت و بردباری و ایستادگی کردند و ریشههایشان در زمین و نامشان درقلب آسمان ماندگار شد.
قصه، قصه سروی است که توسط رضا مسوول بهداری نگهداری میشودو به هیچ عنوان آن را از خود جدا نمیکند. کریم که مسوول تبلیغات است نسبت به این قضیه مشکوک شده و سعی میکند با شیطنت و سربهسر گذاشتن رضا سر از این قضیه در بیاورد. او دست به کارهایی میزند که بعدا پشیمان شده و متوجه میشود سرو نشان و یادگار برادر رضاست که شهید شده است. بنابر این سرو دارای ارج و قرب شده و در باغچهای کاشته میشود و بقیه افراد پایگاه از آن مراقبت میکنند که این به معنای حفظ ارزشهای زمان جنگ است.
پژمان بازغی در نقش یاور فرمانده قرارگاه، لاله اسکندری در نقش فرشته پزشک قرارگاه، رحیم نوروزی در نقش رضا مسوول بهداری، صادق هاتفی در نقش عزیزآقا مسوول تدارکات، مالک سراج در نقش علی یک شخصیت جنوبی، رضا یزدانی در نقش مهران مسوول مخابرات، ساربه اوهانیان در نقش آندو تخریبچی، محمدرضا حیدری در نقش راننده کر و لال و سیاوش خیرابی در نقش عباس مسوول تدارکات، سولماز آقمقانی و سوگل قلاتیان در نقش پرستار ایفای نقش میکنند.
حدود 90 درصد از این سریال را نماهای خارجی تشکیل میدهند و در شهرک سینمایی غزالی تصویربرداری میشود. 10 درصد نماها که نماد کوههای خوزستان است در منطقهای به نام خوجیر ابتدای جاده دماوند در شرق تهران گرفته میشود که از فضایی کوهستانی و بکر برخوردار است.
بعد از کلی نامهنگاری و گرفتن امضا، با همراهی ریحانصفت، مدیرتولید سریال وارد لوکیشن میشویم. فضای لوکیشن و دکورها بسیار کوچکتر از آن چیزی است که تصور میکردیم! این قرارگاه تشکیل شده از 4 یا 5 کلبه گلی کوچک و یک چاله تعمیرات خودرو و یک حوضچه کوچک که چند گلدان بیحال و خاک گرفته آن را تزیین کردهاند. چند درخت سوخته و خودروهای جنگی تخریب شده فضای قرارگاه را شکل دادهاند.
با ورود ما لاله اسکندری و پژمان بازغی از اتاق گریم خارج شده و به سمت صحنه میروند. قرار است اولین سکانس این سریال ضبط شود. 2 پرستار همراه راننده در جیپ نشستهاند و منتظر فرشته هستند. یاور که مخالف حضور فرشته در قرارگاه است با عصبانیت فرشته و چمدانهایش را تا ماشین بدرقه میکند و درست در همین لحظه بیسیمچی از انتهای صحنه دوان دوان وارد کادر شده و یاور را صدا میزند که خبر مهمی را به او بدهد. یاور به محض شنیدن خبر به سمت ماشین در حال حرکت هجوم برده و سعی در توقف آن دارد، ولی بهزاد راننده کر و لال است و نمیشنود. فرشته محکم روی ماشین میکوبد و آن را متوقف میکند. یاور دوان دوان به سمت ماشین میآید و خبر سقوط آخرین هواپیمای احتمالی که قرار بود فرشته را به اهواز ببرد به او میدهد. بهزاد که متوجه شده دو دستی بر سرش میکوبد. یاور با پرخاش، فرشته و پرستارها را از ماشین پیاده کرده و روانه درمانگاه میکند و رو به فرشته میگوید: حالا فهمیدی فرق بین توجیه و منطق چیه؟
کات .....
این پلان لانگ شات که با یک دوربین گرفته میشد، با 6بار تمرین و 4 برداشت گرفته شد که چیزی حدود یک ساعت زمان برد. این نوع پلانها به دلیل باز بودن و داشتن عمق میدان زیاد و حرکت بازیگران در جلو و عمق کادر و حرکت خودرو و هماهنگی و فوکوس تمام عوامل صحنه، از پلانهای بسیار سخت محسوب میشوند.
نکته جالب توجه که قرار است در این سریال اتفاق بیفتد، پرهیز از بزرگنمایی و حذف قهرمان مداری است، به طوری که تمام شخصیتها کنار یکدیگر قرار دارند و هر نقش به خودی خود مهم و اساسی است. همانطورکه در زندگی روزمره حضور تک تک افراد جامعه مهم و الزامی است و زمینه رشد و بالندگی برای تمامی افراد یکسان است، در این داستان نیز با حذف فوکوس روی شخصیت اصلی داستان و دقیق شدن بیننده روی یک فرد، زمینهای برای دیده شدن تک تک شخصیتها فراهم شده است. چنانچه تمام بازیگران نقشهای خود را دوست دارند و خودشان از بازی خود لذت میبرند.
ادای دین به مدافعان وطن
«خانه سبز» اولین چیزی است که با شنیدن اسم بیژن بیرنگ در ذهن تداعی میشود. مجموعهای بینظیر که در یک جمله قرابت و مهربانی را در بین افراد یک خانواده تبلیغ میکرد. این سریال که بهصورت یک نماد و سمبل عطوفت در ذهن همگان جا افتاده است، باعث شده هرگاه اسم بیژن بیرنگ را در تیتر سریالی ببینیم، ناخودآگاه منتظر رخ دادن اتفاقهای خوب در یک سریال باشیم. به همین بهانه سری زدیم به شهرک سینمایی غزالی، لوکیشن همچون سرو و پای صحبتهای بیرنگ نشستیم. باوجود حجم کاری بالا حدود روزی چهارده پانزده ساعت و زمان فشرده، با استقبال گرم و بسیار صمیمی او روبهرو شدیم و در کمال آرامش به سوالات ما جواب داد.
به گفته وی، این طرح اولین بار در سال 76 از سوی بیرنگ و رسام به شبکه 2 ارائه شده و بنا به دلایلی کار انجام نشده تا سال گذشته که مجدد به دعوت مهران رسام کار از سر گرفته شده. بیرنگ میگوید همیشه دوست داشتم درباره کسانی که از میهن و کشورمان شجاعانه دفاع کردند کار کنم و این ایده از سالها پیش در ذهنم بود، فقط نیاز به زمان و بستر مناسب داشت که الان مهیا شد.
بیرنگ درباره محتوای سریال میافزاید: همچون سرو درباره رزمندگانی است که جنگیدند و دفاع کردند. اسمها و آدمهای این داستان ابدا خاص نیستند. رزمندگان همان بچههایی بودند که زندگی روزمرهای داشتند، درس میخواندند و کاسبی میکردند ولی به محض شروع جنگ، داوطلبانه و از جان و دل به جبههها رفتند و چه بسا بسیاری از آنها جانباختند و هرگز به خانههای خود بازنگشتند. وقتی به جامعه و قشر جوان نگاه میکنیم، میبینیم همانهایی که جان نثاری کردند و هرگز بازنگشتند، امروزه از ارج و قرب بسیار بالایی برخوردارند و به صورت نماد و الگو در بین جوانهای جامعه درآمدهاند، مانند شهید چمران، همت، باکری، آوینی و... .
از نگاه بیرنگ که طراح و تهیهکننده این کار است و تا حدی با ایرج حبشی در امور کارگردانی همکاری میکند، نگاهی حقیقتجویانه و شاعرانه به جنگ دارد و زندگی را جنگ و جنگ را عینیت زندگی میداند.
بیرنگ درباره چگونگی القای حس باورپذیری در کارهایش میگوید: من به شخصه به جای دیدن واقعیت، حقیقت را میبینم و همیشه در پی حقیقت بودن، یعنی آنچه باید باشد نه آنچه هست، انسان را به حقیقتجویی میکشاند و این امر اگر در متن و مفهوم داستان گنجانده و به بیننده منتقل شود حس باورپذیری را در آنها ایجاد میکند. وی در پایان گفتگوهایش اضافه میکند: از گروهی که با آنها کار میکنم بسیار راضیام و کارها با نظم دقیقی انجام میشود، فقط بشدت احساس تنهایی میکنم. از شبکه 2 تشکر میکنم که همه امکانات را برای ما فراهم کرد ولی توقع همکاری از ارتش و سپاه را داشتم که به این کار توجه کنند و در امر مهمات و ادوات جنگی ما را یاری کنند، میسر نشد و کاری که با جنگ ارتباط دارد نیازمند همکاری ارتش و لجستیک است.
نقشهایی که شعار نمیدهند
مالک سراج، یکی از بازیگران سریال همچون سرو است. سراج دارای کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر است. به همین دلیل بیشتر در ژانر رئال فعالیت میکند. وقتی سراغ سراج میرویم مشغول مطالعه است و با چهره خندان از ما استقبال میکند. وی درباره نقشش میگوید که یک تشکر و قدردانی سبب خیر شد. به خاطر نقشم در فیلم «آخرین گره خورشید» که برنده جایزه نقش مکمل شده بودم، زنگ زدم که از آقای بیرنگ تشکر کنم که مرا به این کار دعوت کردند و گفتند بهترین انتخاب برای نقش مورد نظر هستم. من هم به دلیل خاطره خوشی که از کارهای قبلی وی داشتم، نقش را بدون چرا و اما و اگر قبول کردم و الان هم بسیار راضی هستم.
سراج در پاسخ به این پرسش که آیا در زمینه جنگ تجربهای دارد یا خیربا چهرهای خندان و نگاه رو به پایین میگوید: بسیار زیاد با نقشم احساس قرابت میکنم. تجربه از این بیشتر... من افتخار میکنم که 8 سال در جنگ حضور داشتم. من خیلی خوشحال میشوم که گاهی تهیهکننده و کارگردان در این زمینه از تجربیات استفاده میکنند و از اطلاعات من در داستان بهره میبرند. ساربه اوهانیان، بازیگر ارمنی این سریال است که نقش آندو تخریبچی را به عهده دارد و تحصیلاتش را در زمینه تئاتر در ارمنستان به پایان برده است، شخصیتی بسیار موقر و متین دارد که فقط توضیح میدهد از نقشش راضی است و به آن افتخار میکند.
لاله اسکندری روز پرکاری دارد. او تقریبا باید در همه پلانها حضور داشته باشد. به زحمت در مدت زمان کوتاهی بعد از صرف ناهار موفق میشویم با او چند کلمهای صحبت کنیم. اسکندری درباره نقشش میگوید: کلا بازیگری شغل ریسکپذیری است. من در انتخاب نقشها بسیار دقت میکنم ولی اینطور نیست که خودم را محدود به برخی اسمها و عناوین یا ژانر خاصی کنم. گاهی پیش میآید که فیلمنامه قوی و قابل قبول است ولی به دلیل بینظمی کار طبق فیلمنامه پیش نمیرود و نتیجه دلخواه به دست نمیآید که به هرحال من وظیفهام را تا اتمام کار انجام میدهم. میشود گفت جز آن دسته از بازیگرانی هستم که معمولا ریسک میکنند.
تجربههایی که در «رقص پرواز» و «خاک سرخ» داشتم باعث شده تا به این نوع کار بسیار علاقهمند شوم و با دعوت آقای بیرنگ و خواندن فیلمنامه این کار را قبول کردم. فضای فیلمنامه بسیار جذاب است. تنوع کار در این است که این کار مخلوطی از ژانرها را در بر دارد. در بعضی قسمتها کار دراماتیک است و در برخی قسمتها کمیک و فانتزی و در برخی قسمتها هم تخیلی... تقریبا میشود گفت هرچه جلوتر میرویم بیشتر علاقهمند میشوم و از روند کار راضی هستم.
آقای بیرنگ طوری بازیگرها را درگیر قصه کرده است که اتفاقهایی که در داستان میافتد برای ما مهم است و این باعث شده به انتهای داستان فکر کنیم که نتیجه کار چه خواهد شد.
گروه سریال همچون سرو را در حالی ترک میکنیم که عوامل هنوز مشغول کار هستند. آنها طبق برنامهریزی فشرده کار میکنند تا سریال را به پخش ماه رمضان شبکه2 برسانند.
از دیگر عواملی که در ساخت سریال همچون سرو حضور دارند میتوان به دستیار یک کارگردان علی ملاقلیپور، تصویربردار افشین احمدی، برنامهریز سعید عباسی، صدابردار رضا کشاورز، طراح صحنه و لباس آنیتا جواهرچی، طراح گریم مریم شکرائی، جلوههای ویژه کامپیوتری بهروز باقری، آهنگساز علی بیرنگ و عکاس صحرا بیرنگ اشاره کرد.
سعیده نیکاختر / جام جم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)