در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمایش پریخوانی عشق و سنگ را باید برآمده از سابقه شاعری چیستا یثربی، تحصیلات دانشگاهی او در رشته روانشناسی و علایق فلسفیاش دانست که از همین رو اثری چندوجهی از کار درآمده است.
به نظر میآید نمایش «پریخوانی عشق و سنگ» بسیار وابسته به وجوه زندگی مادی و معنوی خود شماست. آیا این برداشت را قبول دارید؟
در این سالها برایم اتفاقاتی افتاد که نتیجهاش نمایشنامه «پریخوانی عشق و سنگ» شد. من این متن را به همراه فیلمنامه دعوت نوشتم و شاهدش هم سیما تیرانداز است. در آن سال او زایمان داشت و ما نتوانستیم آن را اجرا کنیم و حالا او لطف کرده و در این کار بازی میکند. من در آن زمان مشغول نوشتن این متن شدم چون دوروبریها را میدیدم که فقط کار میکردند. من میخواستم ببینم اگر قرار باشد فقط با نگاه اشراقی تر زندگی را ببینم چه میبینم.
چرا پریخوانی؟ چرا عشق و سنگ؟
اسم انگلیسیاش هست «د دوئت آو لاو اند استون» یعنی دوخوانی عشق و سنگ. یعنی زنی که دو کار بلد است، عشق و سنگ زدن و سنگ خوردن. چون انسانها این دو کار را خوب بلدند؛ عشق ورزیدن و آسیب دیدن از آدمهای اطرافشان.
این نگاه عرفانی از بچگی در من پدید آمد. در نمایشنامه سرخ سوزان که در22 سالگی نوشتم، یک عشق ساده به خداوند را نشان میدادم که در یک روانپزشک آن را میدیدم. شاید از دوم دبستان این پرسش را داشتم که هدف زندگی چیست که پدرم در پاسخ گفت: فقط عشق ورزیدن! شاید اینها ریشههای عرفان را در من شکل داده باشد. به هر حال من در زندگی به این درک و دریافت رسیدهام که بدون نگاه عرفانی نه تنها نمیتوان آدمها را تحمل کرد که نمیتوان زنده ماند.
از سوی دیگر یکی از مسائل و دغدغههای شما پرداختن به مسائل اجتماعی است که از منظر طنز به آن نگاه میکنید و شاید این خود باعث سردرگمی مخاطبانتان شود. با این اتفاق چگونه کنار میآیید؟
من عاشق غافلگیریام. من عاشق پیشبینیناپذیر بودن آدمها هستم. عاشق نویسندههایی هستم که همانند پینتر و بکت هر دفعه یک چیز تازه را تجربه کردهاند. کارگردانهایی در جهان مطرح میشوند که هر دفعه با یک سبک و کار جدید پا به صحنه میگذارند.
این نمایش را در 5 تابلو به صحنه آوردم که هر یک از آنها نشاندهنده بخشی از ارزشی است که دین اسلام به زن در جامعه بخشید
بازیگرانی که قدرت ریسک کردن دارند، امروز مطرحتر هستند. من آدمهای قابل پیشبینی را دوست ندارم ولو قدم بعدیشان با رشد همراه باشد. بلکه آدمی را دوست دارم که در اوج، تحمل سنگ خوردن از مخاطبانش را داشته باشد. برای همین هم اصلا برایم مهم نیست که تماشاگر غافلگیر شود. در هر نمایش من قالب و محتوای تازهای را تجربه میکنم. مهم این است که به کارت ایمان داشته باشی و با تمام وجود انجامش بدهی.
در نمایش اخیر مشخصا به شخصیت پیامبر اسلام(ص) پرداختهای. چه انگیزهای چنین انتخابی را به شما داد؟
همیشه روی اسلام تحقیق کردهام و در آن میان روی زندگی شخصی حضرت رسول(ص) هم مطالعه داشتهام و برایم جالب بود مردی هم صاحب وحی باشد و هم زندگی خصوصی. برایمان در این نمایش پیامبر تمثیلی شد از مرد برگزیدهای که کلمه زندگیاش را دگرگون میکند: «بخوان، خواندن نمیدانم، بخوان.» کلمه در دین اسلام بسیار مهم است و به آن بارها سوگند داده شده است. نون والقلم و مایسطرون. قسم به قلم است و به آنچه با آن مینویسند. این برایم خیلی مهم است. این دین خیلی با کلمه و کلام آمیخته است.
موقعی که نمایشنامه را مینوشتم، تمام فکر و ذهنم متوجه این ویژگی درخشان پیامبران الهی بود که با کلمه و سخن الهی میخواستند در جامعه تغییر ایجاد کنند. من از سادات هستم و در خلوتم بدجوری عاشق کلمهام. فکر میکنم حضرت رسول(ص) با قرآن روحم را منقلب میکند و هر بار قرآن را میخوانم روحم آرامتر میشود. من بارها به افسردگی و فکر کنار کشیدن از تئاتر افتادهام و سوره ابراهیم آیه 22 و 23 آمده که کلمه پاک که مثل تک درخت ریشه در زمین دارد و هر زمان به اذن خدا ریشه میدهد و کلمه ناپاک که هیچ جایی ندارد و با باد میرود. همین باعث شده تا نویسنده باقی بمانم علیرغم این که اذیتم کردهاند. بهیمن کلمه و این که محمد(ص) با کلمه آمد و انقلاب کرد، متن را نوشتم.
با رویکردی که در نمایشتان دارید، نمیترسید متهم به فمینیست اسلامی شوید؟
نه! من نمیدانم فمینیسم اسلامی یعنی چه! این در واقع مسلمان بودن است تا فمینیست بودن. آن چه پیامبر اسلام(ص) تبلیغ میکرد، همه در دفاع از حقوق و حقانیت زن بود که این نکته در دوره امیه و عباسی فراموش شد و به بیراهه رفت.
نمایشتان در 5 تابلو اجرا میشود که به نوعی همان ارزش بخشیدن اسلام به زن در جامعه عرب جاهلی را نشان میدهد. در این باره توضیح دهید.
من 5 تابلو را نشان میدهم. در اولی زن را از خاک و گوری که جامعه مردانه عرب بدوی برایش کنده است، بیرون میکشد. در دومی نمیگذارد تمام دارایی زن به مرد برسد. سومی برههای است که زن ازدواج میکند و به او تهمت خیانت زده میشود. پیامبر(ص) میگوید که عدالت قلب شماست و تا با چشم خود ندیدهاید حق ندارید فردی را محکوم کنید. در چهارمی زن میخواهد ایمان بیاورد و پنجمی هم معراج پیامبر است که در همه این مراحل میبینیم که بر ارزش زن در جامعه افزوده میشود.
رضا آشفته
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: