این گفته شاید از زبان یک نویسنده یا فیلسوف یا حتی فردی عادی قابل باور باشد اما وقتی گوینده این جمله رابرت دنیرو است باید آن را به نوعی مانیفست بازی این بازیگر تلقی کرد.
بازیگری که برابر دوربین احساساتش را به خوبی پنهان میکند. این شاید در تقابل تعریف بازیگری باشد اما بازیگرانی هستند که به خوبی میتوانند با پنهان کردن احساس خود، تماشاگر کنجکاو را به سوی احساس واقعی بازیگر سوق دهند.
یعنی تماشاگر اتفاقا پی به آن احساسی میبرد که بازیگر پنهان کرده است. در دنیای سینما تنها رابرت دنیرو نیست که توانایی این کار را دارد.
دیگر غول سینمای جهان یعنی آل پاچینو هم در کمال خونسردی حجابی برابر تماشاگرش میگذارد تا او به راحتی به نقش و بازیاش پی نبرد.
شاید برای همین باشد که همیشه نقشهای پلیس او با دیگر پلیسهای سینمای جهان فرق میکند. یا مثال بارزش نقش نابینایی است که به واسطه آن توانست تنها اسکار دوران بازیاش را بگیرد.
حالا این دو بازیگر قرار است در فیلمی به کارگردانی دیگر غول سینمای جهان یعنی مارتین اسکورسیزی رو به روی هم بازی کنند ؛ فیلمی که به گفته اسکورسیزی قرار است سرگذشت زندگی فرانک سیناترا خواننده و بازیگر دهه 40 و 50 سینمای آمریکا را به تصویر بکشد.
اگر 3 گانه «پدرخوانده» را به صورت یک فیلم محسوب کنیم، پیش از این تنها 3 فیلم است که در تیتراژ خود نام رابرت دنیرو و آل پاچینو را همراه هم میبیند.
مخمصه ساخته مایکل مان در سال 1995 و «قتل عادلانه» ساخته جان ایونت در سال 2008 فیلمهاییاند که دنیرو و پاچینو با یکدیگر همبازی بودند اما همان حضور 5 دقیقهای و رودرروی این دو بازیگر در فیلم مخمصه بیشتر از کل حضور این دو در فیلم « قتل عادلانه» در خاطر سینمادوستان باقی مانده است.
حالا باید منتظر بود تا روایت اسکورسیزی از زندگی سیناترا روی پرده برود تا بتوان دوباره تقابل این دو غول بازیگری جهان را مقابل دوربین اسکورسیزی دید و لذت برد.
میثم اسماعیلی
گروه فرهنگ و هنر
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)