دکتر علی دارابی

دوم خرداد و جریان فتنه

«دوم خرداد» عبارتی بود که در هفتمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 76 بر سر زبان‌ها افتاد. در این روز محمد خاتمی کاندیدای جریان چپ یا آنچه امروزه اصلاح‌طلب نامیده می‌شود، در برابر رقیب مقتدر خود علی‌اکبر ناطق‌نوری نامزد جریان راست یا اصولگرا به پیروزی رسید.
کد خبر: ۳۲۹۹۸۸

این پیروزی مرهون ائتلاف گسترده‌ای از جریانات، تشکل‌های سیاسی، فعالان و کوشندگان عرصه سیاست بود: کارگزاران سازندگی، مجاهدین انقلاب اسلامی، جریان ملی ـ مذهبی با سرکردگی نهضت آزادی، مجمع روحانیون مبارز و بیش از 15 تشکل سیاسی با گرایش‌های مختلف از سکولار تا لیبرال، از اپوزیسیون تا جریانات درون نظام، طیف متنوع و متضادی بودند که برای پیروزی نامزد مورد نظر خود در یک تاکتیک مشترک تلاش کردند. عبارت دوم خرداد، از نظر معنایی و مفهومی هویت خاصی نداشت بلکه اصل، پیروزی نامزد موردنظر و شکست رقیب اصلی در انتخابات بود. لذا این جریان برای ایجاد هویت‌بخشی و اتحاد میان گروه‌های پیروز در انتخابات به دنبال جعل واژه‌ای بود که اصلاح‌طلبی پس از مدت‌ها واکاوی برای آن انتخاب شد. متعاقب آن جریان به قدرت رسیده یا همـان دوم خرداد باید سازوکارهایی را برای اشاعه، تثبیت و نهادینه کردن گفتمان اصلاح‌طلبی دنبال می‌کرد: تشکیل حزب دولت‌ساخته مشارکت، تولید ادبیات سیاسی از جمله جامعه مدنی، طراحی راهبردها و استراتژی‌هایی چون فشار از پایین چانه‌زنی از بالا که بالغ بر 70 مورد می‌شد، ارائه تصویری دیوسیرت و جنگ‌طلب از نیروهای درون نظام که رقیب جریان دوم خرداد بودند و نمایشی از پری‌رویی و صلح‌طلبی از خود را باید از مهم‌ترین این سازوکارها برشمرد. اما آنچه فصل مشترک گفتمان و غایت جریان دوم خرداد بود، اهتمام برای حاکمیت سکولاریسم به جای حاکمیت دینی بود. دلیل آن هم کاملا واضح بود. جریان پیروز دوم خرداد، ماهیت، هویت و ایدئولوژی آشکار و مشخص نداشت و گروه‌های شکل‌دهنده آن به لحاظ تفکر التقاطی و از نظر رفتار رادیکال بودند. تعداد معدودی از جریان اصیل اسلامی هم درون این جریان جای داشتند که نظر و رای آنها معتبر شناخته نمی‌شد و فریاد آنان هم اثری نداشت.

بر همین اساس بود که در دوران حاکمیت 8 ساله دوم خرداد، فضای کشور که می‌توانست صرف سازندگی، آبادانی، پیشرفت و اعتلای اسلام باشد، مملو از تنش، درگیری، تقابل، ناآرامی و ساختارشکنی بود که نمونه بارز آن به بهانه 18 تیر 78 تلاش ناکام برای سرنگونی و براندازی نظام جمهوری اسلامی بود. اگر آزادی مطبوعات و توسعه احزاب سیاسی و تکثر سازمان‌های مردم‌نهاد در این دوره مطرح شد، به جای نیل به اهداف متعالی، فصل مشترک آنها تضعیف باورها، عقاید و ارزش‌های دینی ـ اسلامی بود. و کار به جایی رسید که رئیس وقت مجلس ششم که از جریان دوم خرداد بود، رسما گفت: «اصلاح‌طلبان‌ آبروی ما را برده‌اند» و یا رئیس‌جمهور محمد خاتمی بصراحت اعلام کرد: «از اردوگاه اصلاح‌طلبان بوی براندازی می‌آید» و این‌چنین شد که مردم برای پایان عمر جریانی که از مردم رای گرفته بود تا برای آنها و دین و دنیایشان تلاش کند، وقتی دیدند چنین نشد لحظه‌شماری می‌کردند. اگرچه در انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 84 مردم با رای قاطع خود به دکتر احمدی‌نژاد اعتراض و نارضایتی خود را از 8 سال حاکمیت دوم خرداد با صدای بلند اعلام کردند، اما جریان دوم خرداد به‌جای عبرت‌آموزی و آسیب‌شناسی از کارنامه گذشته، تلاش خود را بر ناکامی و عدم موفقیت جریان رقیب که حالا پیروز شــده است، معطوف کرد.اگر ناطق‌نوری رقیب اصلی خاتمی در دوم خرداد 76 اولین نفر بود که به رئیس‌جمهور برگزیده تبریک گفت و برای همکاری اعلام آمادگی کرد، اما درست برعکس این رفتار جریان مغلوب و شکست‌خورده دوم خرداد در انتخابات 84 به‌جای تبریک به رئیس‌جمهور برگزیده با سردمداری هاشمی‌رفسنجانی، معین و کروبی از تقلب در انتخابات سخن گفتند و بدین‌سان تلاش کردند پایه‌های اعتماد مردم به نظام را سست کنند؛ درست کاری که پس از انتخابات 22 خرداد 88 انجام دادند. البته این‌بار هاشمی‌رفسنجانی کمی در سایه، اما با سردمداری موسوی، کروبی و خاتمی و مجموعه جریان دوم خــرداد اتهام بزرگ تقلب در انتخابات بر نظام جمهوری اسلامی بسته شد و فراز و فرودهایی پس از انتخابات که تحلیل و واکاوی آن را باید به مجالی دیگر واگذار کرد، روی داد.

سخن اصلی این است که دوم خرداد به دلیل نداشتن یک ایدئولوژی، ماهیت و هویت مشترک در زمان حاکمیت بروندادش به جای اصلاح‌طلبی ـ سکولاریسم و تقابل با نظام بود؛ همان‌گونه که در دوران عدم حاکمیت، سکولاریسم و تقابل با نظام را نمایندگی کرد.

اگر گوش شنوایی از میان جریان دوم خرداد باشد و رادیکالیسم و التقاطی‌گری حاکم بر آن اجازه میدانداری و اداره امور به دست میانه‌روها و طرفداران نظام بدهد، شاید روزنه امیدی برای بازتعریف و هویت‌یابی جدیدی برای افراد، جریانات و تشکل‌های معتقد به نظام اسلامی درون آن باشد وگرنه هیچ نظام مستقری نمی‌تواند به خود اجازه دهد به گروه‌ها و اشخاص برانداز مجوز فعالیت دهد. صدافسوس که دوم خرداد که می‌توانست فرصتی برای کشور باشد، به تهدیدی بزرگ تبدیل شد و آسیب‌شناسی و عبرت‌آموزی این تهدید، اصلی‌ترین و اولویت‌دارترین مساله برای بازتعریف مجدد این جریان است. براستی عقلا، دینداران و وفاداران به نظام اسلامی، خط امام و ولایت فقیه در جریان دوم خــرداد تا چه زمانی می‌خواهند نظاره‌گر باشند؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها