در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دلایل اتهام
علی عطار، نماینده دادستان در این باره میگوید: ماجرای این قتل 2 سال قبل اتفاق افتاد و پرونده زمانی تشکیل شد که مردی باغدار به پلیس مراجعه کرد و گفت که جسد جوانی در باغش پیدا شده است. ماموران هم به محل رفتند و بعد از کشف جسد تحقیقات خود را در این خصوص آغاز کردند. آنها متوجه شدند که این جوان تقریبا
2 روز قبل از پیدا شدن جسدش به قتل رسیده است و برای انجام تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند. در حالی که بررسی روی پروندههای مفقودی آغاز شده بود ماموران متوجه شدند مشخصات یکی از مفقودان با مشخصات جسد کشف شده همخوانی دارد.
او ادامه میدهد: خانواده بهنام در محل حاضر شدند و جسد را شناسایی کردند. آنها قبل از هر چیز گفتند بهنام روز حادثه با جوانی به نام حامد قرار داشته است. اگر حامد درست میگوید و بهنام قصد تعرض به او را داشته چه لزومی داشت به خانواده و دوستانش بگوید که با چه کسی قرار داشته و به کجا میرود. مگر میشود کسی افکار پلیدی در ذهنش داشته باشد و آن را با اطرافیانش در میان بگذارد و به همه بگوید که میخواهد چه کند؟
انگیزه قتل اختلاف مالی است. این را نماینده دادستان میگوید و ادامه میدهد: پدر بهنام در تحقیقات اولیه گفته است که فرزندش برای گرفتن پولش سراغ جوانی به نام حامد رفته است و حتی این موضوع را خواهر مقتول نیز گفته و ادعا کرده است که آنها از مدتها قبل با هم درگیر بودند.
بنابر این به نظر میرسد حامد با بیان این ادعا که مقتول قصد تعرض به او را داشته است در واقع میخواهد فرافکنی کند و من فکر میکنم انگیزه مالی است و کینهای که متهم از مقتول داشته باعث این قتل شده است.
حامد بعد از قتل فرار کرده است و همین هم باعث شده تا پلیس به او بیشتر ظنین شود. عطار در این باره میگوید: اگر حامد درست میگوید و برای دفاع از ناموس خود اقدام به قتل کرده پس چرا فرار کرده و موضوع را به پلیس اطلاع نداده است. ضمن این که میتوانست یک ضربه به مقتول بزند و فرار کند در حالی که حامد چندین ضربه زده و عمق این ضربات نشان میدهد که او بشدت عصبانی بوده است و میخواسته از مقتول انتقام بگیرد، بنابراین ادعای او مبنی بر اینکه برای دفاع از خودش مرتکب قتل شده، کاملا اشتباه است.
فقط دفاع کردم
در حالی که نماینده دادستان تهران بشدت اصرار دارد ادعای حامد کذب است و دلایل خود را برای رد این ادعا بیان و بر آن پافشاری میکند، حامد گفتههای دیگری دارد و میکوشد با بیان همه آنچه خود آن را حقیقت میداند، ادعایش را ثابت کند.
حامد میگوید: آن روز من در محل ایستاده بودم که بهنام را سوار موتورش دیدم. او به من گفت که برای مذاکره با کسی به سمت باغهای نظرآباد میرود و از من خواست او را همراهی کنم. من قبول کردم و ترک موتورش نشستم. ما با هم به سمت باغ رفتیم و وارد کلبهای شدیم، تصورم این بود که ما به یک گردش ساده آمدهایم، در حالی که این طور نبود و بهنام مرا گول زده بود. وقتی وارد کلبه شدیم به من گفت که میخواهد مرا مورد آزار قرار دهد.
حامد از لحظهای که این جمله را شنیده بود میگوید و ادامه میدهد: آنقدر شوکه شده بودم که نمیدانستم باید چه کنم، عصبی بودم وخیلی ترسیده بودم. من تاکنون با چنین صحنهای روبهرو نشده بودم. بهنام از من بزرگتر بود و من از او میترسیدم. تمام اعتماد به نفسم را جمع کردم و در حالیکه بشدت میترسیدم گفتم حاضر نیستم کاری که او میخواهد را انجام دهم. اصلا توجهی نداشت و میگفت هر چه میخواهد باید انجام دهم. من قبول نکردم. در برابرش مقاومت کردم و در این لحظه بود که بهنام روی من چاقو کشید و گفت باید به حرفش گوش کنم.
حامد 17 سال بیشتر ندارد و میگوید همین هم باعث شده که بشدت بترسد و رفتاری درست از خود نشان ندهد. او ادامه میدهد: از ترس میلرزیدم. میترسیدم و نمیدانستم آیا کاری که میکنم درست است یا نه. در برابر من فقط یک پسر جوان نبود او بشدت وحشتناک شده بود و چاقو در دست داشت و هر لحظه امکان داشت برای رسیدن به خواستهاش مرا بکشد. تصمیم گرفتم کمی آرام با او رفتار کنم و وانمود کنم که به خواستهاش عمل خواهم کرد. من به بهنام گفتم هر کاری بخواهد انجام میدهم فقط مرا نکشد. البته او به من گفت اگر من هم بخواهم کاری بکنم، رضایت میدهد و در برابرم مقاومت نمیکند.
حامد میگوید لحظات سختی را گذرانده است و تداعی آن لحظات آزارش میدهد. او ادامه میدهد : من در لحظهای خاص چاقو را به کمرش زدم.
او در مورد این که ضربات بعدی را چرا وارد کرده است، میگوید: نمیخواستم ضربات را وارد کنم، اما فکر میکردم هر لحظه ممکن است بلند شود و دوباره به سمت من حمله کند. به همین خاطر وقتی بلند شدم هم چند ضربه دیگر زدم، البته به یاد ندارم چند ضربه بود اما میدانم چندین ضربه بود.
حامد درگیریهای مالی با مقتول را رد میکند و میگوید آنها هیچ مشکلی با هم نداشتند: ما با هم درگیر نبودیم و شاید پدر و مادر بهنام مرا با کس دیگری اشتباه گرفتهاند. من و بهنام سالها بود که با هم دوست بودیم ضمن اینکه من دانشآموز بودم و اصلا معنایی نداشت که از بهنام پولی قرض بگیرم. من اگر پولی لازم داشتم میتوانستم از خانوادهام بگیرم. شاید بهنام بعد از اینکه میخواست به من تعرض کند با کس دیگری قرار داشت.
حامد از پدر و مادر مقتول میخواهد اگر مدرکی در این خصوص دارند ارائه کنند. او میگوید: مگر میشود به کسی 2 میلیون تومان پول قرض داد بدون اینکه از او چک یا سفته یا هر مدرک دیگری گرفت؟ پدر و مادر بهنام اگر در این خصوص مدرکی دارند ارائه کنند. من قسم میخورم کسی که با بهنام اختلاف مالی داشته است من نبودم.
پسرم پاک بود
پدر و مادر بهنام که هنوز پیراهن عزای فرزندشان را به تن دارند، میگویند بهنام پسری نبود که دست به چنین کاری بزند و این حامد است که به فرزندشان تهمت زده و او را به قتل رسانده است. پدر بهنام که بشدت پیگیر پرونده پسرش است هم به سوالات ما پاسخ میدهد.
شما چقدر حامد را میشناسید؟
خانواده من تقریبا او را به طور دقیق میشناسند. ما سالهاست که در یک محل زندگی میکنیم.
در این مدت با هم درگیری داشتهاید؟
نه او از کودکی با پسر من دوست بود و رابطه خوبی با هم داشتند. وقتی شنیدم قاتل پسرم حامد است اصلا نمیتوانستم باور کنم.
خودت فکر میکنی چرا حامد پسرت را کشت، آیا واقعا انگیزه کافی برای این کار داشت؟
نمیدانم ، پسر من خیلی پسر خوبی بود. او سعی میکرد به دیگران کمک کند و کسی را از خود نرنجاند، اما حامد
بهخاطر اینکه به پسرم بدهکار بود او را کشت.
حامد انگیزه دیگری را برای قتل مطرح میکند، چقدر این حرفهایش میتواند درست باشد؟
او دروغ میگوید، پسر من خیلی پسر خوبی بود. او دختری را دوست داشت و میخواست با آن دختر ازدواج کند، چطور ممکن است بتواند با پسری نوجوان رابطه برقرار کند؟! همه در محل پسرم را میشناسند. همه به سر او قسم میخورند. او پسر خیلی خوبی بود. من نمیخواهم از پسرم تعریف کنم. او کسی بود که همه دوستش داشتند.
مدعی شدی پسرت با حامد دچار اختلافات مالی بوده است. در این خصوص مدرکی هم داری؟
مدرکی که بتوان به عنوان سند از آن استفاده کرد، ندارم. من زیاد در کار پسرم دخالت نمیکردم . یکبار دیدم با پدر حامد درگیر است و آنها کتککاری میکنند. به آنها گفتم چرا این کار را میکنید، پسرم گفت پدر حامد از من پول گرفته و حاضر نیست آن را پس دهد. ضمن اینکه پسرم قبل از رفتنش به دوستانش گفته بود که با حامد قرار دارد. حتی به خواهرش هم گفته بود که با او قرار دارد و میخواهد در مورد مسائل مالی صحبت کند. وقتی پسرم گم شد ما به پلیس گفتیم او با شخصی به نام حامد قرار داشته است. پسرم بیدلیل این حرف را نزده است.
حامد پسر نوجوانی است، حاضری او را ببخشی و از قصاص صرفنظر کنی؟
من هم مردی علیل هستم. پسرم هزینه زندگیمان را میداد. من از 2 دست معلولم ، مگر کسی به من رحم کرد؟ بهنام تنها پسر من بود چطور میتوانم از قتل او صرفنظر کنم. او تنها امید من در زندگی بود. بهنام بود که مادرش را حمایت میکرد و او را دکتر میبرد و هزینه درمانش را میداد. حامد به من و خانوادهام و جوانی پسرم رحم نکرد و من هم به او رحم نمیکنم.
دادگاه از تو شاهد خواسته، میتوانی افرادی را معرفی کنی که شهادت دهند پسرت به خاطر مشکلات مالی که با حامد داشته، کشته شده و این نوجوان همان پسری است که با فرزند تو اختلاف مالی داشته است؟
بله ، میدانم دوستان بهنام همگی میدانستند که او با جوانی به نام حامد قرار دارد و میخواهد مشکلات مالیاش را حل کند. آنها میتوانند شهادت دهند و بگویند که پسرم برای پس گرفتن پولش رفته بود و کشته شد. حامد از سر کینه ضربات متعددی به او زده بود.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: