حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اعتیاد فرزندان
اعتیاد فرزندان یکی از انگیزههایی است که در قتل جوانان به دست والدین نقش اساسی دارد ، مرد 72 سالهای که به جرم قتل پسر جوانش دوران محکومیت 10 ساله خود را سپری میکند، درباره انگیزهاش از جنایت میگوید: پسرم به مواد مخدر اعتیاد داشت. روز حادثه هیچکس در خانه نبود. من و او تنها بودیم. متوجه شدم وی در حمام مشغول استعمال مواد مخدر است. من هم عصبانی شدم و با چاقو گلویش را بریدم.
مرد دیگری که این روزها در انتظار محاکمه در دادگاه کیفری استان فارس به سر میبرد، ماجرا را این طور تعریف میکند: پسرم 15 سال بود که بشدت اعتیاد داشت و حاضر نبود مواد را ترک کند، او برای تهیه مخدر حاضر بود هر کاری بکند. جرم انجام میداد و برای گرفتن پول، من و مادرش را تحت فشار میگذاشت به همین خاطر هم مدتهای طولانی باهم اختلاف داشتیم و مرتب دعوا میکردیم تا این که روز حادثه او از مادرش پول خواست، وقتی با مخالفت همسرم مواجه شد شروع به تهدید کرد. وقتی این موضوع را شنیدم از شدت خشم نتوانستم خودم را کنترل کنم و با کمک همسرم او را روی زمین خواباندیم و او را با روسری خفه کردیم، بعد جسدش را مخفیانه به کوه بردیم و دفن کردیم. من از قتل پسرم پشیمان نیستم چون او لیاقت زندگی کردن را نداشت.
گفتهها و اعترافات مردان و زنانی که فرزندان معتاد خود را از پادرآوردهاند نشان میدهد آنها زمانی دست به جنایت زدهاند که از اوضاع و شرایط خانوادگیشان به ستوه آمدهاند، حال آن که چنین قتلهایی امنیت روانی جامعه را برهم میزند و در جامعه اثرات سوء و مخربی دارد، نادر میرزایی ـ روانشناس ـ بر این عقیده است که کشتن فرزندان معتاد نهتنها راهی برای حل مشکلات نیست، بلکه خودش یک معضل بزرگ محسوب میشود.
او بر این موضوع تاکید دارد که خانواده باید با چنین فرزندانی رفتاری منطقی داشته باشد و برای دور کردن جوان از مواد بکوشد، میرزایی میگوید: متاسفانه خانوادهها نمیدانند اگر فرزندشان گرفتار اعتیاد شد چه باید بکنند به همین خاطر به تمام پدر و مادرانی که از این مشکل رنج میبرند، توصیه میکنم از کمک و مشورت مشاوران و روانشناسان بهره بگیرند.
قاتلان معتاد
در برخی مواقع این والدین معتاد هستند که به خاطر عوارض ناشی از سوءمصرف، مرتکب فرزندکشی میشوند. نمونه آن زنی است که کودک 9 ماهه خود را قربانی کرد. او میگوید: 2سال پیش ازدواج کردم. شوهرم کارگر ساده بود و ما درآمد زیادی نداشتیم. اوضاع وقتی بدتر شد که شوهرم معتاد شد و مرا هم آلوده کرد. شوهرم نمیتوانست هزینه خرید مواد هر دو نفر ما را بدهد. در این شرایط دخترم متولد و مشکلات ما بیشتر شد و کار به جایی رسید که من احساس کردم نمیتوانم با او زندگی کنم. در این اوضاع و احوال بود که با مرد دیگری رابطه برقرار کردم و تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. شب حادثه با شوهرم دعوا و خانه را ترک کردم. همراه دخترم به خانه مردی رفتم که با او رابطه داشتم. شب را آنجا ماندم. نیمه شب در حالی که من و آن مرد خواب بودیم، دخترم بیدار شد و شروع به گریه کرد. او آرام نمیشد و اعصابم را به هم ریخته بود. من هم در یک لحظه کنترل خودم را از دست دادم، دستانم را دور گردن دخترم گذاشتم و او را خفه کردم. فکر میکردم با این کار میتوانم به مرد مورد علاقهام برسم و از دست شوهرم راحت شوم.
اعمال فجیعی که معتادان مرتکب میشوند یکی از معضلاتی است که همه جوامع با آن دست به گریبان هستند. به گفته کاظم بیرجندی
ـ آسیبشناس اجتماعی ـ اعتیاد، مادر جرایم محسوب میشود و فرد معتاد به واسطه این که تحت تاثیر مواد قرار دارد، قدرت تعقل و تفکر خود را از دست میدهد و اعمالی را مرتکب میشود که وجدان عمومی آن را تقبیح میکند، او میگوید: مواد مخدر صنعتی بسیار خطرناکتر است، چرا که به شخص انرژی و توان کاذب میدهد، او را دچار توهم میکند و باعث ایجاد اخلال در سیستم مغزی شخص میشود.
جای خالی اخلاق
اکثر فرزندکشیها بیشک ناشی از عبور از خط قرمز اخلاق است، گاه این فرزندان هستند که با آلوده کردن خود به مواد مخدر یا آسیبهای اجتماعی دیگر، زمینه جنایت را فراهم میکنند و گاه این والدین هستند که با نادیده گرفتن ارزشها به سمت ارتکاب چنین جنایتهای فجیعی میروند. زنی که پسر 6 ساله خود را کشته است، میگوید: با جوان 26 سالهای آشنا شدم و با او رابطه پنهانی داشتم. او هر وقت شوهرم در خانه نبود به منزل ما میآمد تا این که روز حادثه پسرم ما را در خانه دید. مطمئن بودم موضوع را به پدرش خبر میدهد. به همین دلیل به همراه آن مرد تصمیم گرفتیم فرزندم را بکشیم و من با چاقو رگ گردن او را بریدم.
روابط پنهانی و خیانت زن و شوهرها به یکدیگر نیز از آسیبهایی است که باید آن را مورد بررسی قرار داد تا شاهد چنین جنایتهایی نباشیم.
رفتارهای افراطی
گاهی مواقع والدین در برابر خطاهای فرزندان خود رفتارهای افراطی و تند از خود نشان میدهند. بارها مشاهده شده که پدر یا مادری در برابر اشتباه فرزند خود چنان او را تنبیه کرده که موجب مرگ وی شدهاند. «پسرم سیگار میکشید و اصرار میکرد برایش کار پیدا کنم. روز حادثه عصبانی شدم و به همین خاطر او را هدف گلوله قرار داده و کشتم.» این بخشی از اعترافات مردی است که فرزند خود را کشته است. اگرچه در این مورد مقتول پسری جوان بود، غالبا قربانی چنین قتلهایی اطفال کمسن و سالی هستند که از خواسته والدین خود اطاعت نمیکنند.
زنی که این روزها پشت میلههای زندان منتظر است تا نوبت محاکمهاش در دادگاه کیفری استان تهران فرابرسد، میگوید: دختر 3 سالهام آن روز از صبح اذیت میکرد. چند بار دختر 7 سالهام از او گلایه کرد و گفت خواهرش نمیگذارد او فیلم نگاه کند. کمکم از دست اذیتهای او کلافه شدم، در آن حالت خشم و عصبانیت دخترم ناگهان با یک گوشی تلفن همراه به سرم کوبید. من هم نتوانستم خودم را کنترل کنم و چند سیلی به صورتش زدم، فرزندم گریه کرد و جیغ کشید. من هم برای این که آرامش کنم، دستم را جلوی دهانش گرفتم و او خفه شد.
میرزایی بخشی از این قتلها را ناشی از اختلالات روحی و روانی متهمان به قتل میداند و میگوید: تا آنجا که در اخبار خواندم، شوهر زنی که کودک 3 سالهاش را کشته اعلام کرده همسرش مدتی داروی اعصاب مصرف میکرد. البته پزشکی قانونی نظر داده این زن بیمار روانی نیست. در اینجا باید یک نکته را متذکر شوم و آن این است که پزشکی قانونی درباره این موضوع اظهارنظر میکند که آیا یک متهم، مسلوبالاراده است یا خیر؟ این که متخصصان این سازمان فردی را دارای مسوولیت کیفری تشخیص بدهند به آن معنا نیست که او از نظر روانی سالم است و هیچگونه مشکلی ندارد. از طرفی مردم باید این نکته را بدانند که یک بیمار روانی ظاهری شبیه به بقیه دارد و حتی ممکن است رفتارش هم در بسیاری از مواقع عادی باشد.
بنابراین خانوادهها باید به نشانهها توجه کنند و اگر علایمی دال بر اختلال روانی فردی دیدند، برای درمان او و پیشگیری از رسیدن به شرایط حاد دست به کار شوند.
قتل فرزندان به دست والدین از آن دست اخباری است که در خبرگزاری و سایتهای اینترنتی کشورهای مختلف بوفور دیده میشود و این تلقی که چنین معضلی خاص جامعه ماست، نهتنها نادرست است، بلکه آمار نشان میدهد ایران کمتر از بسیاری از جوامع با این پدیده درگیر است. همین هفته گذشته شبکه اسکای نیوز گزارش داد یک زن 23 ساله انگلیسی به قتل 2 فرزند 2 و 5 سالهاش متهم شده است. ماجرا از این قرار است که وقتی خانه این زن آتش گرفت، او و یکی از پسرانش از مهلکه گریختند، اما زن جوان برای نجات 2 کودک خردسال خود هیچ اقدامی انجام نداد، همین امر موجب شد پلیس او را مقصر بداند. پلیس معتقد است آتشسوزی عمدی بوده و حتی نوجوان 17 سالهای را به اتهام همکاری با مادر قربانیان به جرم آتشافروزی دستگیر کرده است.
آسوشیتدپرس هم چند وقت قبل خبر داد یک زن 39 ساله انگلیسی که پسر 13 ماههاش را به قتل رسانده است، در دادگاه منچستر پای میز محاکمه رفت. این زن در دادگاه انگیزه جنایت را نارضایتی از تولد فرزندش و تنفر شدید از او عنوان کرد. به گفته کارشناسان پزشکی قانونی، نوزاد پیش از آنکه به قتل برسد مورد شکنجه مادر قرار گرفته و دچار سوءتغذیه شدید شده بود.
داوود ابوالحسنی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....