نیکولئون!

تاکنون 2 بار است نیکلا سارکوزی رئیس‌جمهور فرانسه که برخلاف اسلاف خود در پایبندی به سنت مرسوم دوگلیسم حاکم بر آن کشور، در صحنه سیاست خارجی رویکردی متمایز را دنبال می‌نماید، به تصویر شرایط سیاسی فاجعه‌باری برای جهان در بامدادی پرداخته که در رویای او رژیم اشغالگر قدس نیمه‌شب آن ، تهاجمی را علیه اهدافی در ایران به انجام رسانده است!
کد خبر: ۳۲۷۹۱۹

شکی نیست که ذهن تخیلگرا، هنرمندانه و شاعرانه فرانسویان در قیاس با همتایان دیگر اروپایی خود فعال و تیزبین است. همین ویژگی روحیه فرانسوی سبب شد که در تموج ذهن، ژول ورن بتواند از سفر به کره ماه یا اعماق زمین سخن بگوید. سفرهایی که نخستین آن در قالب جسمانی انسان قرن ما محقق شد و دومی با اتکا به تجهیزات و فناوری‌های نوین در حال پیشرفت است، اما با این همه خلاقیت ذهن که در جای خود قابل تحسین است، باید اضافه کرد که تاریخ فرانسه، فصول تلخ و جانکاهی را نیز از تصورات رویاگونه رهبران خود در بر دارد. همین رویای «امپراطوری قاره‌ای» ناپلئون رهبر ریزاندام فرانسه بود که جمهوری متاثر از انقلاب کبیر را خفه کرد و افتخارات «ارتش بزرگ» را در بازگشت از مسکو به فاجعه‌ای مفتضحانه مبدل ساخت.

اکنون رئیس‌جمهور فرانسه، جلوتر از سایر رهبران جهان در پندار رویایی خود نه‌تنها به آن چیزی اندیشیده است که ماهیت و ذات اسرائیل را نشان می‌دهد، بلکه به صراحت آن را بازگو می‌کند.

سخن از تاریخ و تخیل نیست، بلکه سخن از این است که آیا دیگر رهبران اروپا یا قدرت‌های دیگر جهان چون مسکو و پکن نیز قدرت این را دارند تا در تخیل خود به پیش‌فرض‌های محتمل تصور سارکوزی بیندیشند؟

به راستی اگر رژیم هنجارشکن و تعرض‌طلب اسرائیل به این اشتباه تاریخی خود جامه‌عمل بپوشاند، در معمای چینی تحلیلگران حزب کمونیست چین چه متغیرهایی داخل خواهد شد؟ آنها یا همتایان روس‌شان که امروز پس از دوران جنگ سرد روندهای توسعه‌ای را در برنامه‌ریزی‌های ملی خویش محور قرار داده‌اند، با شرایط یک منطقه جنگ‌زده و مملو از بحران در همسایگی خود چه خواهند کرد؟

تاریخ اسرائیل نشان داده است که تداوم بقای نامشروع سیاسی و تسلط غاصبانه آن بر سرزمین فلسطین ایجاب می‌کند رهبران تل‌آویو، تعرض‌طلبی را به عنوان یک سیاست تثبیت شده دنبال کنند. محاصره و اشغال بیروت در آغاز دهه 80 میلادی به همراه فجایع انسانی متاثر از آن به عنوان تنها یک مصداق عینی از رفتارهای این رژیم هنوز در خاطر ماست.

2 دهه پس از آن سال‌ها، سیاست داخلی متصلب و تضعیف شده اسرائیل ، امکان تاثیرگذاری ایران بر‌محیط همسایگان به دلیل پیروزی‌های مهم ‌‌و تبدیل‌شدن ایران به محور مقاومت در منطقه و در نتیجه تغییر در تناسب قوای منطقه‌ای از یک طرف، به همراه دلواپسی از تحولات سیاسی داخل ایالات متحده آمریکا ‌ خواب آرام گذشته را برای اسرائیل به کابوس‌های مزمن مبدل ساخته است. از این رو در این فضا پیشداوری رفتار پرهزینه آن رژیم توسط سارکوزی چندان غیرواقعی نمی‌نماید. بویژه آن که سارکوزی نیک می‌داند که اسرائیل در این هماوردطلبی خود دیگر با ارتش‌های متفرق عربی دهه‌های گذشته روبه‌رو نیست که طی چند روز جنگ و با حمایت غربی‌ها از تعرضات اسرائیل مضمحل شوند.

به باور وی جهان ملتهب و بحران‌زده کنونی و سرزمین‌های اسلامی همسایه، دیگر با شرایط گذشته قابل تحلیل نیستند. آنچه می‌تواند چنین باوری را برای سارکوزی و دیگران فراهم نماید پیروزی‌های قابل توجه مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین است . تحمیل عقب‌نشینی یکجانبه و بی‌قید‌و‌شرط به رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان و نوار غزه و حفظ و تکرار این پیروزی‌ها در تهاجم وحشیانه اخیر اسرائیل به لبنان و غزه، علی‌رغم پشتوانه قوی توان ضدموشکی آمریکا و اروپا که برای جلوگیری از شکست صهیونیست‌ها همواره آماده بوده ، تنها نمادهایی از تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای به سود محور مقاومت و به ضرر اسرائیل و اشغالگری است. ضمن آن که نتایج دهشتناک دو جنگ افغانستان و عراق طی سال‌های اخیر نیز نه‌تنها به محدود شدن دامنه عملیات القاعده منتهی نگردیده، بلکه «ارض جهاد» را در گستره‌ای به مراتب وسیع‌تر از تصور جامعه جهانی توسعه داده است.

شاید یک نگرانی عمده دیگر اروپاییان کاسبکار که همتایان روسی و چینی آنها به دلیل نداشتن تجربیات تاریخی و پیوند نسلی بر آن کمتر وقوف دارند، نتایج مسیری است که آمریکا در فرآیند اجلاس خلع‌سلاح در واشنگتن برگزید. اروپاییان به درستی می‌دانند که به خاطر جنگ جهانی دوم به ایالات متحده بدهکارند، فرهنگ بده‌ ـ بستان مغرب‌زمینی نیز ایجاب می‌کند همچنان که در جنگ جهانی دوم آمریکا آنها را از فاشیسم و سپس کمونیسم روسی نجات داد، اینک که ایالات متحده در جنگ برساخته ضدتروریسم خود زمینگیر شده، حساب گذشته را تسویه نمایند. حسابی که 60 سال پس‌از به‌کارگیری غیرمشروع سلاح هسته‌ای براساس استراتژی جدید هسته‌ای اوباما کاربرد تاکتیکی تسلیحات هسته‌ای علیه ایران و کره شمالی را توجیه‌پذیر می‌نماید.

در چنین وضعیت دشواری، تن دادن اروپا به شرایط برگرفته سارکوزی پس از رفتار احتمالی تعرض‌طلبانه اسرائیل، یعنی پذیرش یک فاجعه که چه‌بسا با کاربرد ولو محدود تسلیحات کشتار جمعی از ناحیه اسرائیل یا آمریکا به مصداق بارز کابوس دشوار ادامه حیات برای ساکنین قاره سبز، تبدیل شود.

به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور فرانسه طی دو مقطعی که از «بامداد پس از تعرض اسرائیل به ایران»، سخن گفته بیش از همه خطاب هشدارگونه‌اش متوجه دیگر قدرت‌های بزرگ چون چین و روسیه بوده است. سنت فرانسه در اروپا استقلال رای بوده و اگرچه سارکوزی غربگراترین رهبر فرانسه پس از جنگ دوم است، اما اصول و رویه‌های کهن دیپلماسی فرانسه به او نیز این رهیافت را منتقل نموده که علی‌رغم همه تلاشش در همکاری با آن سوی اقیانوس اطلس همواره کرسی فرانسه در کاخ سفید پشت در دفاتر اسرائیل و انگلستان نهاده خواهد شد.

‌رئیس‌جمهور فرانسه طی 2 مقطعی که از «بامداد پس از تعرض اسرائیل به ایران» سخن گفته بیش از همه خطابش متوجه دیگر قدرت‌های بزرگ چون چین و روسیه بوده است

در برابر پاریس که به صورت سنتی جرات اظهار را دارد اما قدرت تصمیم‌گیری در اتخاذ اقدام را لااقل نسبت به ایران از عصر ناپلئون تاکنون نداشته، روسیه و چین رویه‌‌‌های دیگری را به صورت تاریخی دنبال نموده‌اند. یکی از درباریان عهد قاجار ـ محمدحسن خان اعتمادالسلطنه ـ در کتابی به نام «خلسه» که رویاهای سیاسی او را منعکس می‌کند، قضاوت خود را از روسیه چنین می‌دهد که «روس‌ها به پفی مشتعل می‌شوند و به تفی خاموش». آیا تخیل این دیوان‌سالار با رفتار امروز روسیه انطباق دارد؟ آیا روس‌ها که پس از گذر از شرایط فروپاشی به فکر احیای روسیه جدید بودند و در برابر یکجانبه‌گرایی آمریکا در حمله به عراق جبهه متحدی را با اروپای کلاسیک سامان دادند، ظاهرا در پس شرایط بحران مالی سال گذشته، پف اقتدار سیاست خارجی خود را از دست داده‌اند؟ یا نه باید جور دیگری ارزیابی شود!

اگر سنت تاریخی چنین رقم زده است که تصور ایرانیان از فرنگ یا همان فرانسه امروزی مبتنی بر ناباوری و سستی باشد، حافظه تاریخی ما نشان از ضرر و زیان در همکاری با روسیه می‌دهد. دور از ذهن نیست که طی دو مقطع در صفحات شمالی ایران چایکاران ما با روبل بی‌ارزش روسی سماور را آتش کرده و چای خویش را دم کشیده، نوشیدند تا نشان دهند «اتکا به بیگانه بی‌حاصل است». مصداقی که امروز در خودباوری ملی برای ساخت تجهیزات دفاعی و ارتقای دانش‌های نوین به منظور اعلام بی‌اعتنایی به عدم پایمردی روسیه در تعهداتی چون اس 300 یا نیروگاه بوشهر، خود را نمایان ساخته است.

چرخ پنجم این بازی سیاسی «جمهوری خلق چین» رفتاری متفاوت را از خود نشان داده است. ریشه رفتارهای خاص پکن، برگرفته از تاریخ کهن این کشور وپیوستگی آن با ایران بوده است. شاید از این جهت است که اگر 7 هزار سال پیش تجارت ابریشم در جاده طولانی روابط فیمابین، سمبل همکاری 2کشور بود، موشک‌های سطح به دریای
«کرم ابریشم» در تحولات دهه‌های اخیر جای آن را پر کرده است. رفتارهای سیاست خارجی چین برخلاف دیگر کشورها شتاب خاصی ندارد. پکن در موضوع تبعات تهدیدات اسرائیل یک نکته را در نظر گرفته است. در تحلیل تبادل چندباره هیات میان پکن و تل‌آویو در ماه اخیر می‌‌توان چنین پنداشت که هنوز چین از ادعاهای اسرائیل نسبت به برنامه هسته‌‌ای ایران اقناع نشده است.

چین در دنیای امروز به دنبال جایگاه خود است، فلذا انتظار ندارد که در تلاش برای تصاحب آن از سیاست خاصی پیروی کند. با محور قرار دادن کره شمالی و ایران در رویکرد هسته‌ای اوباما بیش از آن که تهدید فقط برای این دو کشور تصور شود، هدفگذاری چین است‌. کره شمالی حیاط خلوت چین و ایران رزرو استراتژیک انرژی آن کشور است. اولی نماد اقتدار سیاسی و دومی ضامن بقای رشد اقتصادی چین خواهد بود. بنابراین چه‌بسا در مسیر حل معادله خاص چینی که این دو متغیر از پارامترهای اصلی است، پکن باید دقت نظر بیشتری را داشته باشد. در یک باور کلی، برخلاف تصور ظاهری تفاهم و اجماع میان 5 قدرت شورای امنیت می‌توان گفت در پس ذهن هریک از این کشورها در تداوم مسیری که برگزیده‌اند واژگانی خاص نهفته است.

اینک آمریکا در ترمیم موقعیت راهبردی که با پیروزی انقلاب اسلامی حضرت امام(ره)‌ از دست داد و تحقیر بی‌سابقه‌ای که در اثر اشغال لانه جاسوسی و معجزه طبس شد، بریتانیا با گروگان گرفتن سیاست اتحادیه اروپا و غرب در قبال ایران و بویژه در پرونده هسته‌ای توسط اشتون، کوپر و ... انگلیس در پیگیری خباثت مستمرش علیه اسلام و ایران، فرانسه در تردید تاریخی خویش نسبت به ایران، روسیه در تصور نادرست خود از اقتدار ملی و چین در تفکر محاسباتی خود برای حل مجهول معمای استراتژی کشورش به اندیشه نشسته‌اند. تحت فشار استکبار قطعنامه اول و دوم تحریم با اجماع تصویب گردید، قطعنامه سوم علی‌رغم فشار شدید آمریکا با رای ملت و دولت اندونزی از اجماع خارج شد، آیا قطعنامه چهارم اجماع خواهد داشت و یا نشانی از گستره موفقیت دولت‌های مردمی و مستقل جهان در مقابل استکبار خواهد بود؟ ماه آوریل به پایان رسید و علی‌رغم خواست و تاکید شیطان بزرگ قطعنامه تصویب نگردید. خدا می‌داند کی، چگونه و با چه محتوایی؛ از این‌رو دور از انتظار نیست که در این عطف تاریخی، دیپلماسی ایران با درک این ویژگی‌ها به تبادل تماس‌های خود بیفزاید.

بدیهی است که این خواب شخص سارکوزی است نه رئیس‌جمهور فرانسه، چه در آن صورت باید تعریف می‌کرد که در رویای او موشک‌های کوتاه و دور‌برد با اشغالگران سرزمین‌های اسلامی چه کرده‌اند!

علی فلسفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها