حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بعد از ابتدا؛ ساعت 5 بعدازظهر...
مریم نشیبا، روزگاری برای کودکیهای ما قصه میگفت و لالایی میخواند که اگرچه امروز برنامه «شب بخیر کوچولو» برای همیشه به حافظه تاریخ سپرده شده؛ اما اوست که با برنامهای دیگر، باز و باز با ایرانیان کوچک همراه شده است.
حال کودکان ایرانی در خارج از مرزهای کشور میتوانند هر روز صدای مهربانش را که روایتگر داستانهای شیرین است، در قالب برنامهای دیگر بشنوند. او امروز با نمایش آی قصه قصه قصه، به کودکان ایرانی عشق میورزد.
عشق او به کودکان آنقدر زیاد است که حتی ساعت 5 بعدازظهر هم او را سرتاپا انرژی میبینی؛ آرام و خندان از استودیو بیرون میآید و میگوید: با اینکه از صبح چندین کار انجام دادم؛ اما در این ساعت هم هنوز انرژی دارم، چون با بچهها هستم. دلم میخواهد با بچهها حرف بزنم، چون آنها فاصله بین ما و خدا را برمیدارند. از طریق آنها میتوانیم به ذات و باطن حقیقی خود و خدا نزدیک شویم. همین هم باعث میشود ما همدیگر را دوست داشته باشیم. به قول ویکتور هوگو، همه فهمیدن، همه بخشیدن است. من بسیار خوشحالم که زمینهای فراهم شده تا با برنامه نمایشی «آی قصه قصه قصه» باز با کودکان عزیز ایرانی همراه باشیم.
کمی درباره آی قصه قصه قصه
4 سال پیش، درست حوالی همان زمانی که «شب بخیر کوچولو» با بچهها خداحافظی کرد، نمایش «آی قصه قصه قصه» از شبکه جهانی صدای آشنا پا به خانههای کودکان ایرانی گذاشت تا به شکلی دیگر و با رنگ و بویی جدید، داستانهای مختلف ایرانی و غیرایرانی را در قالب نمایش برای بچههای فارسیزبان روایت کند.
چندی پیش اما چرخه تولید این نمایش نیز متوقف شد؛ ولی به دلیل استقبال مخاطبان و تقاضای مکرر آنها، پیگیریهایی از سوی مدیر گروه جامعه و زندگی شبکه صدای آشنا و تمامی عوامل برنامه صورت گرفت که نتیجه آن شد؛ تولید مجدد نمایش آی قصه قصه قصه.
این نمایش به دلیل متن ساده، روان و قابل فهم برای کودکان ایرانی که به طور کامل با زبان فارسی آشنا نیستند و همچنین به دلیل انتخاب نوع داستانها، بسیار مورد توجه خانوادههای ایرانی قرار گرفته است. شاید عمدهترین دلیلی هم که باعث شد تولید این کار مجددا از سر گرفته شود، اهمیت این موضوع برای شبکه صدای آشنا و رادیو بود.
علیرضا مجیدی که طراح، سردبیر و نویسنده داستانهای «آی قصه قصه قصه» است، درباره این نمایش میگوید: هر وقت این نمایش توسط کارشناسان مورد ارزیابی و نظارت قرار میگرفت، امتیاز خوبی آورد. ما این کار را به خاطر نوع مخاطبمان با وسواس ویژهای جلو بردیم. این توجه در سبک نوشتاری و انتخاب داستان، در انتخاب و تعداد بازیگران و بالا بردن کیفیت کار به لحاظ اجرا، خود را نشان داده است. برخلاف بسیاری از رسانهها، در رادیو عنصری به نام تصویر و رنگ وجود ندارد و ما باید با کمک موسیقی، افکت، صدا، نوع بیان و شکلهای مختلف اجرا، پیام برنامه را به مخاطبمان منتقل کنیم. این نمایش علاوه بر آن که به نوعی به آموزش زبان فارسی میپردازد، قوه تخیل آنها را نیز تقویت میکند.
وی میافزاید: کار با صدا، مصائب خاص خود را دارد. ما با کمک نویسندگان برنامه، داستانهای یکدستی را برای اجرا آماده میکنیم که البته حضور بازیگران و نحوه اجرای آنها نیز اثر کار ما را بیشتر میکند؛ حال اگر این اتفاق نیفتد، همه چیز برای مخاطب قابل تشخیص میشود که این برای تکتک ما نتیجه خوشایندی نیست.
مجیدی درباره تولید مجدد این نمایش میگوید: حالا که ما تولید نمایش را دوباره آغاز کردهایم و با اینکه رویکرد و شیوه کاریمان همان روش قبل است؛ اما حساسیتهای ما هم از نظر انتخاب داستانها و هم از نظر اجرای کار بیشتر شده است. در سری جدید این نمایش، ما قصد داریم ضمن پرداختن به داستانهای ایرانی ویژه کودکان، سراغ داستانهای بینالمللی ادبیات کودک هم برویم. بهطور مثال یکی از اهداف ما این است که بیشتر به داستانهایی بپردازیم که در عین ساده بودن، بهکرات در زندگی بچهها رخ میدهد و آنها در طول روز با آنها درگیر هستند؛ موضوعات داستانها، هم تخیلی است، هم واقعی و هم افسانه که بعضی از آنها به صورت موزیکال ارائه میشود. کار دیگری که کردهایم، این است که با هدف ایجاد تنوع در شکل و ارائه فضایی جدید در ساختار این نمایش، با آوردن 2 کودک در برنامه به عنوان مهمان، کار را از حالت نمایشی صرف در آوردهایم. تعداد شخصیتهای داستان را هم به حداقل رساندهایم تا کودکان راحتتر بتوانند با نمایشها ارتباط تنگاتنگ برقرار کنند.
سردبیر و نویسنده نمایش «آی قصه قصه قصه» میگوید: حضور مریم نشیبا به عنوان مادربزرگ و آسیه گرجی در نقش خورشید نوه مادربزرگ که در واقع نماینده بچههای ایرانی خارج از کشور است و همچنین دیگر عوامل نمایش اعم از کارگردان، بازیگران، افکتور، تهیهکننده و صدابردار، در این نمایش بسیار موثر است.
همراهی قصه و موسیقی
انسیه سمیعپور از تهیه نمایش «آی قصه قصه قصه» گفت: در انتخاب موسیقی برای داستانهای ایرانی، ما سراغ آن دسته از موسیقیهایی میرویم که درونمایه ایرانی دارند؛ یعنی در آنها از ساز ایرانی استفاده شده باشد، مثل تار، سهتار، نی، سنتور و ... کارهای گروهنوازی قدیمی، ترانههای کودک که جدیدا ساخته میشود و در مجموع قطعاتی که کاملا فضای ایرانی دارند و بیکلام یا باکلام هستند، در این نمایش مورد استفاده قرار میگیرد. در داستانهای غیرایرانی، از موسیقی کودک خارجی بهره میبریم که چه از نظر ملودی و چه از نظر سازبندی به وفور در دسترس است. ما با توجه به اینکه داستان مربوط به چه کشوری است، از میان آرشیو موسیقی ملل، سراغ قطعه مورد نظرمان میرویم. وی میگوید: متناسب با حال و هوای داستان و قصه که ممکن است ترس، شور و نشاط، خشم و... باشد، از موسیقی حالت استفاده میکنیم. سمیعپور از حجم بالای کار در نمایش «آی قصه قصه قصه» اینطور گفت: گاهی قصه در جنگل اتفاق میافتد؛ آن زمان ما برای جذابیت کار، باید توامان صدای رودخانه، صدای کلاغ، صدای جنگل، پرندگان و... را با هم داشته باشیم یا اگر داستانی در مدرسه اتفاق بیفتد، صدای زنگ مدرسه، همهمه بچهها، زمین خوردن آنها و... را با هم داریم؛ اما در عین حال فضای کار باید طوری طراحی شود که کودک از شنیدنش دلزده نشود که مجموع اینها به خودی خود کاری زیادی را میطلبد... آن چیزی که برای ما اهمیت دارد، انتخاب موسیقی درست، نگهداری ریتم برنامه، فضاسازی مناسب در دل کار و استفاده بجا از افکت برای ایجاد فضای واقعی در صحنه نمایش است.
نسترن داداشی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....