با بهتر شدن شرایط بیمار، مسافران همگی از دختر جوان تشکر کردند. داستان قشنگی بود، اما چقدر میتوانست زشت باشد اگر فرشته نجات در این هواپیما نبود! وقتی که از مهمانداران سوال شد که چرا نتوانستند اقدامات اولیه را درست انجام دهند، عنوان کردند که آموزشهای آنها با فواصل طولانی انجام میشود و به دلیل طولانی شدن فواصل، کارایی و توانایی انجام این اقدامات را در شرایط بحرانی از دست میدهند.
احیای بیماران از جمله مهارتهایی است که در کشور ما به صورت همگانی درنیامده است و تنها به افرادی که بیشتر در معرض بروز این شرایط هستند، همچون پزشکان و پرستاران و پرسنل اورژانسها آموزش داده میشود. این گروه هدف نیز به فواصل چندماهه برای آموزش و تمرینات لازم فراخوان میشوند. گروه هدف دیگری که در این گونه آموزشها مورد توجه قرار میگیرند، افرادی هستند که همیشه دسترسی به اورژانس پیش بیمارستانی (115) و بیمارستان را ندارند. این گروه شامل آتشنشانها، پرسنل پرواز و کشتیرانی است.
آیا جا ندارد برای بازآموزی پرسنل پروازی فکری شود و کلاسها با فواصل کمتر برگزار گردد؟ آیا مانند دیگر تمرینات پروازی جا ندارد، بر روی این نوع از آموزشها دقت و توجه بیشتری صورت بگیرد؟
با این اوصاف و با توجه به میزان حوادث هوایی بالا در کشورمان، این نوع حوادث موردی استرسی فراتر بر این سیستم وارد نمیکند؟
دکتر بهروز هاشمی
متخصص طب اورژانس