آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
فهیمه میرزایی- بهرام م.- جوجه تیغی- آناهیتا از تهران (گفتی این شعرگونهها رو خودت میگی؟ یا چی پس؟)- فاطمه نمازی از تهران (برای این صفحه هم یه بایدها و نبایدهایی گذاشته شده که اگه منم بخوام بگم «ب»، زودی یکی یه «ن» میذاره جلوش! بعدشم، همه نوشتههای خودشون رو عالی میدونن و میخوان کامل چاپ شه. تو این یه صفحه، با این همه مشتری، میشهههههه؟!!)-سمیه صفری (یا صفاری؟! بابا جان، اسمتون رو اون زیر میرای ایمیلتون بنویسین! آقا جان، فارگلیسی رو بیخیال شین. مامان جان، کشتین منو رفت...! خلاص...! تمام...! ایوااااااییی! یه شکلکی هست که داره موهاش رو با حرص میکّنه... تصور کن! الان من اونجوریام! دِ... میخندی؟! خب پس، اینم هدیه من به تو!)- بهاره رادهوش 21 ساله از اصفهان (هندونه هم که میذارین زیر بغل آدم، یکی، دو تا، سه تا، اصصصلاً دهتا...! نه دیگه یااااااازززززده تااااااا...؟! بابت این همه لطف و شعری که در قالب ترانه گفته بودی، ممنون. سلام منم به آیندگانت برسون!)- مرد تنها از تهران- رؤیا عسگری 16 ساله (سپاس از توجهت، و شرمنده از اینکه امکان ارسال روزنامه یا مطلع کردنت از چاپ اسمت رو ندارم)- ن. ف (من خودم شریک غمت؛ ولی فقط من، تصمیمگیر چی چاپ بشه و نشهی این صفحه نیستم)- فرشته الف. از میاندوآب (من درد دلت رو میخونم؛ ببین... نوشته: «هر چه میخواهد دل تنگت بگو» آممممممااااا: این احساسات مربوط به همین سن و ساله، از این سن و سال که بگذری، خودت هم بهشون میخندی. میگی نه؟ ...نه که نه! ...چشغره میره!)- سودا 15 ساله از تبریز- محدثه از تبریز- بدون نام (ای باااااابااااااا... تو هم از چاله در میای و خودت رو میندازی تو چاه! اون یکی خارجکی بود این یکی...! اگه بدونی چه مسائلی رو باید رعایت کنیییییمممم... آخه عزیز این دلک پر پیچ و تابم، این همه اسم ریخته رو زمین، یه اسمی انتخاب کن که به ما هم گیر ندن دیگه... بَههَهههع!!)- دیوونه همیشگی (امیدوارم شماره بعدی، جا برای چاپ نوشتهت و جوابم باشه)- بدون نام از ملایر-
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....