حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
انیمیشن «کابوس پیش از کریسمس» چه ویژگی داشت که در این جشنواره صاحب رتبه برتر شد؟
این اثر که محصول سال 93 بود در حقیقت یک انیمیشن عروسکی ایست حرکتی و موزیکال بود که از آن سالها تا به حال کسی دست به دوبلهاش نزده بود. «کابوس پیش از کریسمس» اثری جاودانه است که در کنار «عروس مرده»، از ساختههای ارزشمند کارگردانش محسوب میشود و من با احتساب به معانی که در اثر انگلیسی «کابوس پیش از کریسمس» وجود داشت، تمام اشعارش را قافیهمند کردم و در سینک موزیکها نیز از گروه کر بهره بردم. در کنار این نقش اصلی کار را نیز خودم گفتم و فکر میکنم بخوبی توانستم از پس این مهم برآیم.
در دوبله این اثر از حضور چه صداهایی بهره بردید؟
برای نقش اصلی زن از حضور خانم مرجانه گلچین استفاده کردم. همینطور از آقای علی میلانی که از دوستان اداره کل نمایش هستند و حامد عزیزی (دوبلور پاندای کونگفو کار)، الهام زرتاختی و راضیه مومیوند از دوستان رادیویی و نیز خانم ایمان ساکی از گویندگان خوب رادیو و دوستان دیگری که همگی حرفهای بودند و عاشقانه در این کار ایفای نقش کردند و بخوبی از پس آن برآمدند.
این انیمیشن در چه بخشهایی حایز رتبه شد؟
در آن جشنواره کلا از این اثر تقدیر شد و به عنوان اثر برتر بخش انیمیشن لوح تقدیر دریافت کرد. البته مشکلاتی پیش آمد و سوءتفاهمی اتفاق افتاد که کسانی(!) اسم بنده را تغییر دادند و کار را با نام خودشان معرفی کردند که خوشبختانه با هوشمندی دوستان، از این بابت به ارشاد شکایت بردم و در نهایت طی مستنداتی که ارائه دادم کار را به نام خودم ثبت کردم و چند روز بعد نیز لوح تقدیری را به من دادند.
به عنوان عذرخواهی؟
بله... برای عذرخواهی (میخندد) دوبله «کابوس...» برایم بسیار راضیکننده بود. چون قبل از این کار دو کارتون موزیکال را با نامهای «علاءالدین و چراغ جادو» و «طلسم شده» (با صدای خانم شکوفنده و آقای مظفری) دوبله کردم و احساس میکردم که آن طور که باید دیده نشد ولی با انتخاب «کابوس پیش از کریسمس» در این جشنواره نفس تازهای کشیدم و روحی در من دمیده شد که از این پس نیز برای دوبله انیمیشنهای موزیکال انگیزه کافی داشته باشم.
به طور کلی میتوان گفت لوح دوم جشنواره جوانی بود؟
به هر حال سعی شده بود که به جوانها هم بها داده شود.
انیمیشن چطور... از جایگاه ویژهای در این جشنواره برخوردار بود؟
خیر... در این جشنواره بخشهای جداگانهای چون فیلم، تقدیر از پیشکسوتان و ... وجود داشت. بخش انیمیشن را چون دوبلورهای جوان معمولا خارج از سازمان کار میکنند، به خاطر ترس از این که مبادا پیشکسوتان ناراحت شوند(!) حذف کردند و متاسفانه بعدا پشت درهای بسته لوح تقدیری به آن اهدا شد. شخصا در حوزه دوبله عضو هیچ انجمنی نیستم چون اگر عضویت گروه خاصی را بپذیری، باید به یکسری ضوابط آن هم پایبند باشی و احترام بگذاری و متاسفانه دیگر نمیتوانی آن طور که میخواهی و باب سلیقه خودت هست فعالیت کنی. دوبله هم درست مثل سینما که چند نفر مدام با بازیهایشان خودشان را روی بیلبوردها تکرار میکنند، چند صدا وجود دارد که معروف میشوند و وقتی نخواهند که این هنر را به جوانها نیز یاد دهند، هیچ صدای ارژینالی باقی نمیماند.
جوانترها خودشان برای تبدیل شدن به صداهای اصلی چه تلاشی باید بکنند؟
این که از قدیمیها تقلید صرف نکنند و تصور نکنند که هر چه آنها گفتهاند وحی منزل است. در واقع در کار به یک خودشناسی برسند... حتی اگر صدای بد و نافرمی دارند. حداقل بتوانند خوب بازی کنند و این که هنرهای دیگر را نیز پیگیری کنند حداقل نوکی به گویندگی رادیو، بازیگری تصویر یا تئاتر و... بزنند.
خود شما دوبلوری هستید که گویندگی هم میکند یا گوینده رادیویی هستید که سری به دوبله زده است؟
من کلا به بازیگری علاقهمندم و از تئاتر صحنه آغاز کردم و فکر میکنم تئاتر پایه هنر بازیگری است. چون بدون هیچ کمک خارجی و تنها از طریق فیزیک، میمیک، صدا و حس روانی هنر بازیگر را عرضه میکند که اگر این هنر (تئاتر) را عمقی و درست دریافت کرده باشی، هنرهای دیگر نیز سهلالوصول میشود.
در رادیو اشکان صادقی را بیشتر با برنامه «توپ» رادیو جوان میشناسند. قصد ندارید این ارتباط رادیویی را با مخاطبان بیشتر کنید؟
چرا... قبل از عید در رادیو فرهنگ برنامهای داشتم به نام «بازی دوم» که با کارشناسان دوبله و نیز جوانهای این حرفه گفتگو میکردیم، ولی به دلیل مخاطب خاص این شبکه تصمیم گرفتم این برنامه را با همین نام در رادیو جوان اجرا کنم. با دوستان در گروه «جوان و فرهنگ» نیز صحبتهایی انجام گرفته است. شاید این گپ و گفتهای جوانانه کمک کند تا عدهای خودشان را پیدا کنند و بخواهند تا با شناسایی استعدادهایشان به این حرفه وارد شوند. از طرفی احساس میکردم رادیو جوان چنین برنامه فرهنگی ـ هنری کم دارد چون بیشتر برنامههای این شبکه طنز ورزشی است و من همیشه از این بابت گلهمندم که مخاطبان همواره عادت کردهاند تا در این شبکه بشنوند و بخندند.
شاید این مشکل برنامهسازان باشد که همواره با طنز شناخته میشوند. مثل خودتان که بیشتر شما را با برنامههای طنز و مفرح در رادیو میشناسند.
ما متاسفانه مردم کلیشهپسندی داریم. در تلویزیون هم اگر شما چند کار طنز بازی کنید دیگر سخت میشود به کارهای جدی روی آورید(!) ولی من همیشه سعی میکنم قالبها را بشکنم چون فکر میکنم اگر در رسانه حرف طنزی زده میشود حتما چند کلام حرف جدی نیز در کنار آن باید دیده شود که قابل تعمق باشد و غذای فکری و روحی در اختیار مخاطب قرار دهد. بنده هم به دلیل انرژی و شفافیتی که در صدایم هست همواره در حوزه برنامههای مفرح و طنز پیشنهاد اجرا دارم. در حالی که فکر میکنم تقابل شادی و خوشرویی با بیان مطلبی عاقلانه و جدی بسیار به ساده کردن و انتقال مفاهیم به مخاطب کمک میکند.
به نظرم میشود در همین برنامه «توپ» هم خیلی مطالب سنگینتر و قابل تاملی بیان کرد... در برنامه «اینجا شب نیست» که روزهای جمعه از رادیو جوان پخش میشود نیز با این که من و طوفان مهردادیان ازجمله تئاتریهای جدی هستیم و در برنامه مباحث فلسفی، هنری و مسائل زندگی مطرح میشود و ارتباط تلفنی با اهالی تئاتر برقرار میکنیم، اما در برخی آیتمها سعی میکنیم طنز و شادی را هم وارد کنیم. فکر میکنم خود مردم باید ذائقهشان را تغییر دهند و ما هستیم که به این تغییر کمک میکنیم.
آزاده خواجهنصیری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....