در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در میان حرفهای خوبی که زده شد 2 نکته یکی از زبان رئیسجمهور و دیگری از زبان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قابل تامل است: 1 ـ دکتر احمدینژاد تعبیری در این محفل به کار برد و شعر را به عنوان ابزاری برای کنار زدن پردههای غفلت معرفی کرد. 2ـ دکتر محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در این محفل صمیمی که در مقیاس جهانی برگزار میشد، خطاب به شاعران گفت: سعدیها، حافظها و مولویها کار خود را کردهاند و اینک نوبت ماست. این دو نکته شاید در نگاه نخست ارتباط مستقیم با یکدیگر نداشته باشند، اما هنگامی که وزیر میگوید پیشینیان کار خود را کردهاند ؛ یعنی تا کی میخواهیم از ذخیره و اندوخته گذشته برای آبرو بخشیدن به امروزمان خرج کنیم. البته این نکته در حالی مطرح میشود که به باور بسیاری از صاحبنظران امثال قیصرها، سلمانها و سهرابها چیزی به آن گنج ملی افزودهاند، اما به دلایل مختلف و متعدد داراییهای فرهنگی ما به خصوص در حوزه شعر معاصر در پرده و حجابی از غفلت قرار گرفته است، یعنی درست شبیه حکایت کوزه گری که از کوزه شکسته آب میخورد. به عبارتی اگر این داراییهای فرهنگی ما همچون لینا نمکی و چیتوزموتوری با هزار شگرد تبلیغاتی در مقابل دیدگان مردم قرار میگرفت، اکنون شاهد اتفاق دیگری بودیم. نخستین راهکاری هم که آقای رئیسجمهور برای رفع غفلت و مظلومیت در این جلسه پیشنهاد دادند انتصاب یک قائم مقام وزیر در حوزه شعر بود که با توجه به تغییر ساختاری که اکنون وزارت ارشاد به منظور کوچکسازی و ادغام معاونتها با آن درگیر است کمی غیرقابل اجرا به نظر میرسد، ضمن اینکه مشاور و دستیار ارشد فعلی وزیر هم (علیقلی امیراحمدی) خود از شاعران شناخته شده و مطرح هم روزگار ما است و به نظر میرسد به جای حجیم شدن دوباره این وزارتخانه، میتوان در دل معاونت فرهنگی سازو کاری مشخص و مدون و با حمایت دستیار ارشد وزیر ایجاد کرد که بیش از گذشته دلمشغولی معرفی و حمایت از آثار مکتوب نویسندگان و شاعران را داشته باشد.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: