در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دل تمامی این شهر را کلید کلید
زمان راستی و دوستی سرآمده بود
و بار کج که به منزل نمیرسید رسید
چه جای شکوه هزاران بهار در پیش است
از این میانه خزان یک دو غنچه چید که چید
بهار میرسد از دوردست و میریزد
دوباره درشب دلهای ناامید امید
محمدحسین نعمتی
برای بال زدن آسمان ملاکی نیست
اگر نیامدی ای بیقرار باکی نیست
شب از نیامدن آفتاب شاکی نیست!
کسی که از دل تاریکی ام خبر میبُرد
نگفت با نفسم جز غم اصطکاکی نیست
جلوی غیرت پیچک به بر نگیر مرا
تو هرزه گردی و آغوشم اشتراکی نیست
به سر نبردهایم تا مرا ورق بزنی
به نخل طبعی من دست سینه چاکی نیست
چقدر سبزی و پاییز میکنی بر تن
مگر (هلاکوی) طبع تو را هلاکی نیست؟
اگر تو مستی مرگی خماریام تا کی؟
مگر بجز تو در این شورهزار، تاکی نیست؟
عطش تمامی دار و ندار پرواز است
برای بال زدن آسمان ملاکی نیست.
مرتضی حیدریآلکثیر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: